The first 200 lines.
مدیران سایت ها و چنل های تلگرامی دانلود فیلم و سریال و شبکه های ماهواره ای لطفاً وجدان داشته باشید و حاصل زحمات دیگران رو با حذف نام مترجم بنام خود تمام نکنید چرا که پشت سر اون دسته از کسانی که دست به حذف نام میزنن مطمئن باشین حرف های خوبی گفته نمیشه و اسم تمامی سایت های دزد و چنل های تلگرامی دزد در تمامی محافل با حرف های ناپسندی نقل میشه
وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی تقدیم میکند
آدرس پیج اینستاگرامی بهارات مووی bharaatmovie
مدیر وبسایت : نوید مرادی
این فیلم توسط وبسایت و اپلیکیشن بهارات مووی ترجمه شده است حتما برای دیدن فیلم و سریال های هندی اشتراک تهیه نمایید
بیا بریم منم میخوام ترقه بندازم
زودباش
!دیوالی مبارک
!ممنون مبارک شما باشه
چطوری؟
خوبم
آدی؟
بیا پایین
ولم کن مامان میخوام آتش بازی ببینم
بیا دیگه آدی بیا غذا بخور
نمیخوام مامان بعداً میخورم
بابا تو راهه داره میاد باید آماده بشیم
اگه دیر بجنبیم ما رو نمیره معبد باشه؟
باشه
بابا اومد آدی صبرکن -
سلام خانم
سلام
آقای ونکاتش هستن؟
نه! ببخشید شما؟
ما از شرکت جی.کی تایر اومدیم
در حقیقت آقای ونکاتش مدیر فروش شرکت هستن
براشون هدیه ی دیوالی آوردیم
باشه... بفرمایید داخل
ممنون
معمولا همین ساعت میومد خونه
فکر کنم به خاطر شلوغی خیابان ها توی ترافیکه
اشکالی نداره خانم
عذرمیخوام بفرمایید خانم -
ممنون خواهش میکنم-
بفرمایید بشینید میرم براتون قهوه بیارم
ممنون خانم
ونکاتش کجایی؟
دارم میام پنج دقیقه دیگه میرسم
از شرکت هدیه ی دیوالی برامون آوردن
از شرکت تایر؟
کِی اومدن؟
همین الان
سه نفر هستن
منتظر تو موندن
بسیارخب. دارم میام
بله ونکی؟
عزیزم الان زنگ زدم به شرکت
گفتن کسی رو همراه با هدیه نفرستادن
برو ازشون بپرس شاید آدرس اشتباهی اومدن
...آدی
بیا اینجا
قهوه ها رو ببر
چرا زحمت می کشید خانم؟
دارم بازی میکنیم
ونکی! تو کجایی؟
دارم میرسم عزیزم
من خیلی میترسم نترس دارم میام -
لطفا زودتر بیا
رسیدم سر کوچه
من خیلی وحشت کردم
اومدم! رسیدم
!یکی افتاد روی زمین
!مامان
!مامان
!مامان
!مامان
!مامان
!مامان
!مامان
...ماموتی در
مترجم: راستی
"توربو"
تو چقدر تنبلی واکاچان؟
اره پدر! من تنبلم
برای همین مجبور شدم ...نقاب بزنم و
این وقت شب از روی دیوار بپرم بیام اینجا
چی داری میگی؟
سرت به جایی خورده؟
چی میگم؟
فردا جشن کلیساست پدر
مثل هرسال مردم هجوم خواهند آورد
مبالغ هنگفتی به عنوان پیشکش به شما میدن
تو هم به همون اندازه خرج میکنی
پول زیاد که میبینی خوشحال میشی
مردم هم خوشحال میشن که پولشون رو به خیریه دادن
ولی من که اونجا رو آماده میکنم و زحمت میکشم
هیچی گیرم نمیاد
واکاچان؟
ببخشید پدر همراه من بیا
مگه نمیدونی؟
وقتی اولین ضرب رو شروع میکنن
خوزه هم شروع به کتک زدن مردم میکنه
بچه ها میگن انگار یک موتور توربو روشن شده
مردم شهر با کمال میل دعواهاش رو تماشا میکنن
انگار به خر تیتاپ داده باشی
حداقل چندین غرفه رو نابود میکنه
تازه بعد از این همه خرابکاری وقتی جشن تموم میشه
...همه خرابکاری های اونو
من باید جمع کنم. حداقل 4 هزار روپیه خرج داره
حالم از این کارا بهم میخوره
به چشم ضرر بهش نگاه کن
منو عصبانی نکن
واکاچان؟
این بار نباید بهش اجازه بدیم دعوا کنه پدر
تا وقتی جشن تموم نشده اون نباید بیاد به منطقه ایدوکی
هشدار بدیم بهش
چجوری میتونی بهش هشدار بدی؟
حتی اگر آسمان به زمین بیاد
او میاد و در جشن کلیسا شرکت میکنه
حتما میاد
چند روز می فرستیمش یک تور گردشگری در کودایکانال
...ولی
هرچقدر هزینه اش باشه خودم میدم
تنها کاری که میتونیم بکنیم همینه
باید متقاعدش کنیم
!اره تو که راست میگی
پس بهتره خودت باهاش حرف بزنی
عالیه
حتی اگه بفهمه ...من اینا رو به شما گفتم
با جیپ اش از روی من رد میشه و منو میکشه
برای همین اومدم اینجا
با این لباس احمقانه
اگه میتونی باهاش صحبت کن
اگر نمیتونی به کس دیگه ای میگم تا باهاش حرف بزنه
اگه اون فقط توی این دنیا ..از یک نفر بترسه
!اون کسی نیست جز مادرش
اگر مادرش بگه چرا؟
میتونیم بگیم تصمیم هیئت عمومی جشن بوده؟
اره! همین کارو باید انجام بدی
چرا اینقدر مردد هستی پدر؟
اگه خوزه بفهمه من پشت این داستان هستم
باید لباس مذهبی بپوشم
و توی کلیسا بمونم
چرا؟
...اگر با لباس کشیش نباشم
...چنان کتکی به من میزنه که
!نگو دیگه
صدایت رو بیار پایین ممکنه صدای ما رو بشنوه
!لعنت به این انقلاب تکنولوژی
گوشی گذاشته روی گوشش و نمیشنوه
کی اونجاست؟
منم
تویی واکاچان؟
دست راستت رو هم با خودت آوردی
صبح به این زودی اینجا چیکار میکنی؟
اومدی زباله جمع کنی؟
نه بابا! چی میگی؟
بسه دیگه
بیا بریم
چی شده واکاچان؟
خوزه داخله؟
اره. خوابه
نصفه شب اومد خونه
بذار بخوابه
میخوایم یک موضوع خیلی ضروری رو بهتون بگیم
باید یک لطفی به ما بکنین
اینقدر چرت و پرت نگو برو سر اصل مطلب
اگر وقتی خوزه اینجاست ...موضوع رو بهتون بگم
اون ما رو میکشه
برای همین یواشکی اومدیم دیدن شما
یک لطفی به ما بکن
ما حتی با هیئت عمومی جشن هم صحبت کردیم
خب... مردم تو رو چی صدا میزنن؟
بعضی ها میگن خوزه وحشی
بعضی دیگه هم فقط میگن خوزه
فقط خوزه؟
توربو خوزه
مردم پدرت رو اینطور صدا میزدن؟
بهش میگفتن سنت تانکاچان
که اینطور
قول میدم مادر
اینبار در طول جشن هیچ دعوایی نکنم
خفه شو
!ببین کی اینجاست! خوزه کجا داری میری؟
میخوای بری جشن و لذت ببری؟
نخیر ایشون امسال در جشن شرکت نمیکنه
چرا خاله جون؟
جشن بدون اون ناقصه درسته -
برو کنار ببینم
چرا جِری؟
مگه این جشن سنت جورج نیست؟
حالا خوزه نمیخواد شرکت کنه
بلند شو ببینم بچه
گوش کن خوزه مستقیم برو سر چهارراه
سوار اتوبوس مونار شو
از اونجا یک اتوبوس دیگه سوار شو و برو کدایکانال
دو روز آینده رو خوب بگرد و خوش بگذرون
روز سوم حتما برگرد
راستی یکم پول برات گذاشتم توی کیفت
...مادر
حداقل اجازه بده از درخت کنار قبرستان برم بالا
و جشن رو از اونجا تماشا کنم
قول میدم نیام پایین
جرات داری این کارو بکن
اونوقت تا آخر عمرت باید همون بالا بمونی
!!برای همیشه روی هوایی
خاله جان اون که عمداً با کسی دعوا نمیکنه
...توی شرایط خاص
...یکم دیگه ادامه بده تا
تو رو هم باهاش بفرستم کدایکانال
No comments yet. Be the first to leave one.