The first 200 lines.
رافا"؟"
اونوقت چرا منو براي شنيدن اعترافاتت انتخاب كردي ؟
كساي زيادي از دستم جون سالم به در نبردن
"تو قسر در رفتي "فيرليو گوسمن حاضر نبودي بميري
اين خيلي خطرناكه مي فهمي ؟
آدماي قدرتمندي هستند كه نمي خوان من حرف بزنم
اسمم "رافائل بايِنا"ـست
مي دونم پول ها از كجا اومده و كي دستور ها رو داده
وقتي بميرم مستقيم ميرم بيخ جهنم
بايد در رو قفل كني
ممكن بود جاي من كس ديگه اي باشه
چطور مي توني اينجا زندگي كني ؟
چطور تحملش مي كني ؟
مانوئلا " باهام در تماس بوده"
مي خواست يه وكيل خوب بهش معرفي كنم نقاشي ها رو نابود كردي
قانونا متعلق به اون بودن
مي خواد براي اين خونه اقدام قانوني كنه
كسي رو بهش معرفي كردي ؟
آره
تنها وقتايي كه يه كم به زندگي كردن اهميت ميدي زمانيه كه دور و برت پر از جسد باشه
من تنها كسي هستم كه اين مسئله رو آزاردهنده مي دونم ؟
گمونم نه مطمئنم آدماي ديگه اي هم هستن
بايد جمعشون كني يه تيم تشكيل بدين "مانوئلا" مريضه، "اينس"
حالش خوب نيست شيرش نكن
حالا نگران سلامت "مانوئلا" شدي ؟
چه بد كه وقتي داشتي نام و شهرت خونواده ـت رو از بين مي بردي به اين فكر نبودي
همش دروغ بود اونوقت تو به هر قيمتي بايد دنبال حقيقت مي گشتي ؟
براي چيز خاصي اومدي اينجا ؟
دارم ازدواج مي كنم
چيزي دربارش نداري بگي چيزي ميگي
اميدوارم خوشبخت بشي
پفيوس
ترجيح نميدي بعد از اين اتفاقات منتقل بشي ؟
هر جا برم همه مي فهمند سويل" خونه منه"
اما اوضاع شخصيت ...فكر مي كني
آيا از لحاظ روحي آمادگي انجام وظايف خطير رهبري بخش جنايي رو دارم ؟
چند ماه ـي شده اگه آماده نبودم الان اينجا نبودم
خيله خب
اما حواسم بهت هست
كمتر از اينم توقع ندارم
خوش نامي اداره بر همه چيز ارجحيت داره
بايد يه طوفاني چيزي بياد
گرماي بدمصبي ـه
اينم گند گُه ميده
40ساله تو اين كارم 40سال آزگار
كجاست اون همه عظمت و احترام ؟
"دوستت دارند، "آلبرتو
پيش "لوبو" چطور پيش رفت ؟
خوبه ، توي اون خونه لعنتي زنداني شدن و گوشه نشيني كردن براي سلامتيت مضره
دواي دردت كاره اينقدر كار سرت بريزه كه فرصت فكر كردن نداشته باشي
كي رو جاي من آوردن ؟
كسي رو نياوردند، "راميرز" داره جون مي كنه جاي تو رو بتونه بگيره
فكر كنم مي دونست فقط براي يه مدت روي اون صندلي مي شينه
خوبي ؟
ميشم
پس مي ذارم بري آلونك ـت به كارهات برسي
در پناه خدا، پسرم
"كريستينا"
چند بار بايد بهت بگم اول در بزن
مي تونم بيام تو ؟
بخش جنايي
رافائل باينا"، غول ساختمان سازي" توي خونه ـش مُرده پيدا شده
اثري از به زور وارد شدن نيست به نظر خودكشي مياد
پليس هاي محلي سر صحنه هستند
كانسوئلا" هستم"
الو ؟
از پنجره ديدمش
همينجور دراز به دراز افتاده بود
مي تونم بپرسم چرا اومدين اينجا، آقاي "اُرتگا" ؟
بله، "باينا" برام نامه فرستاده بود
مي خواستم درباره همين ازش بپرسم
...و
چي بر سر صورتش اومده ؟
چي به سر خودش آورده ؟ دهنش ؟
ببخشيد
نه، طوري نيست
مي تونيم بعدا حرف بزنيم
مطمئن شو سالم به خونه مي رسه
طرف "پابلو اُرتگا" بود ؟ اون گزارش مرگ رو داده
مادرم ديوونش بود
همه فيلم هاش رو ديده بود حتي آشغالي هاش رو
برادرش براي "باينا" كار مي كنه، درسته ؟
ايگناسيو ارتگا" همكار "باينا"ـست" مدير بخش مالي و يكي از اعضاي هيئت مديرشونه
براي خودش كسي ـه
مي خوام سابقشون رو بررسي كني
ببين "باينا" سابقه تعليمات نظامي داشته يا نه
نظامي ؟
تنها آدمايي كه سراغ دارم اين همه تميز باشند نظامي ها هستند
نظرت درباره اين چيه ؟
كاملا مطمئن باش هر اتفاقي هم كه بيفته
به تو و پسرت ارث مي رسه
پول من نمي تونه براتون شادي بياره
اما ممكنه باعث اميدواري و مرهم ـتون بشه
"مخلص شما، "رافائل باينا
الان اين به اين معنيه كه پسر "پابلو"، "سيمون" شديدا پولدار شده ؟
مي شناسيمش قاچاق مواد، دزدي
اما الان يه ميلياردر پول براش به ارث مي ذاره ؟
ميگم دنبالش بگردند پدرش شايد بدونه كجاست
طبق گفته هاي مجله "اسكنر" نه باهم غريبه هستن
من نمي خونم مادرم مي خونه
"راجع به "هوسه لوييس
شايد اينو ندوني اما شيمي درماني دخترش
...اگه يه خورده خشك و جدي اومد
ممنون
چرا با محلول تميزكننده بايد خودكشي كنه ؟
يه عالمه مورفين داشته يخچالش پُره
توي هر اتاقش اسلحه داشته
اگه مي خواسته تمومش كنه راه هاي زيادي داشته چرا تميزكننده ؟
به خاطر اينكه رواني بوده ؟
"فالكون"
"قاضي "كالدرون
هوسه لوييس"، اگه ميشه بگو كارشناسان بيان اينجا"
مي خوام ته توي اين اتاق وحشت رو دربيارم
رافائل باينا"، غول ساختمان سازي"
و يه قصاب آماتور
انتظار پيدا كردن هر چيزي رو توي اين خونه داشتم جز اين
مي دونستي سرطان داشته ؟
اولين باره مي شنوم تعجبي نداره كه مخفيش كردند
سرطان داشته باشي جلو سهامدارها اوضاعت داغون ميشه
خودكشي هم همينطور
يكي ديگه هم اينجا بوده بر چه اساسي ميگي ؟
نحوه پخش قطرات تميزكننده خيلي ظريف و بادقته
اصلا به خودكشي نمي خوره
وايسا منتظر پزشك قانوني بشيم اما اميدوارم نظرت اشتباه باشه
قتل كه باشه ديگه براي سهامدارها خيلي بد ميشه
تنها چيزي كه "سويل" كم داره اينه كه ساختمون سازي هاي شركت "باينا" متوقف بشه
اشتباه نمي كنم
ميشه چند لحظه تنهامون بذارين
ممنون
نمي خوام اين مطلب رو از كس ديگه اي بشنوي اما من از "اينس" خواستگاري كردم
جواب مثبت داد
اميدوارم هردوتون خوشبخت بشين
مي خوايم يه جشن بگيريم تا رسما اعلامش كنيم
...اگه بخواي مي توني من احتمالا كار داشته باشم
بله، البته
ايگناسيو اُرتگا" خبردار شده ؟" هنوز نه
مي دوني كه جرايد و خبرگزاري ها مي ريزند سر اين قضيه ؟
...مطمئني اشكالي نداره همون موقعش هم طوري نبود
من درخواست مرخصي نكردم بهم دستور دادند برم
مادر "اينس" هم به جشن مياد تا به حال نديدمش
نصيحتي چيزي نداري ؟ فقط اسم منو نبر
دفتر "ايگناسيو اُرتگا" لطفا طبقه پنجم ممنون
رافائل" بيچاره"
باورم نميشه
كي پيداش كرده ؟
برادرتون
اون اونجا چي كار مي كرده ؟
گمونم "رافائل باينا" براش نامه نوشته
نامه نوشته ؟ بله
برادرتون سعي كرده بهتون زنگ بزنه اما تلفنتون رو جواب ندادين
داشتم براي يه جلسه آماده مي شدم ...سرمايه گذارها
روز مهمي براي من و "رافائل" بود
بايد دفتر آقاي "باينا" رو بررسي كنيم كامپيوتر و هارد ـش
هر كاري لازمه بكنين بايد برم با مديرها حرف بزنم
مرگ "رافائل" شُك بزرگي براي هممونه
مي دونين برادرزاده ـتون رو كجا ميشه پيدا كرد ؟
برادرزاده ـم ؟ مايلم باهاشون صحبت كنم
متاسفانه نمي دونم
با وجود اين همه اميد وآرزويي كه براش داشتيم
سيمون" براي ما مُرده"
وقتي بيشتر فهميدم باهاتون تماس مي گيرم
رئيسم بود بهش خبر دادم چه اتفاقي افتاده
مي خواين بدونين توي يه شركت چي مي گذره از منشي هاشون بپرسين
از همه چيز خبر دارن
"مدلين فلورز" شما هم "هاوير فالكون" هستين
بخش جنايي كه منو خيلي نگران مي كنه
چرا بايد نگرانتون كنه ؟
شركتي كه نماينده ـش هستم توي اين شركت سرمايه گذاري هنگفتي كرده
همين الان از نيويورك اومدم و قرار بود "رافائل باينا" رو ببينم
ولي به جاش دارم با پليس بخش جنايي حرف مي زنم
ما به تمام مرگ هاي ناگهاني رسيدگي مي كنيم
بله اما كلمات "ناگهاني" و "مرگ" از نگرانيم كم نمي كنه
درباره چي مي خواستين با "رافائل باينا" صحبت كنين ؟
باهاش ديدار مي كنم اوضاع شركت رو بررسي مي كردم
و بررسي مي كردم خطري متوجه ما يا سهامدارها ميشه يا نه
مي دونستين بيمار بوده ؟
نه
بيماريش دليل مرگش بوده ؟
تا گزارش پزشك قانوني نرسه نمي تونم جواب اين سوال رو بدم
اين كارت ـم در صورتي كه خواستين بهم دسترسي داشته باشين
ميشه كارت ـتون رو داشته باشم ؟ حتما
آره، مي دونم از گرما خوشش نمياد
مگه نه، پاواروتي ؟
بله، پسرمه قبل از اينكه اوضاع
خراب بشه
منو يادت نمياد
اما به جشن هاي توي خونه پدرت ميومدم
هاوير" كوچولو" بچه جدي ـي بودي، نگاه نافذي داشتي
پدرت مي گفت وقتي نگاه به آدما مي كني
انگار داري ذاتشون رو بررسي مي كني
براي خيلي وقت پيش بود وقتي توي اوج بوديم
با "رافائل باينا" صميمي بودي ؟
نه، اصلا
فكر مي كني چرا برات اون نامه رو نوشته ؟
همينو مي خواستم ازش بپرسم
فكر مي كردم خبري از "سيمون" داره
منظورش از اميد و مرهم چي بوده ؟
سيمون" مشكلاتي داره"
مواد
مدام مي افتاد زندان اونوقت "رافائل باينا" اينو مي دونسته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.