The first 200 lines.
...آنچه گذشت کی از جهنم فرار کرده؟ -
مامان
بابا عصبانی شد و منو از خونه بیرون انداخت
اونوقت مادرت چیکار کرد؟
همینجوری وایساد و نگاه کرد
،چند هزار سال بعدش بابا اونم بیرون انداخت
واسه همین منم همون کاری رو کردم که اون کرد: هیچ کاری نکردم
پس مامان مورنینگ استار آزاد شده
هیچوقت نتونستم اون زن رو خرد کنم
تسلیم نمیشد
- اینجا چیکار میکنی؟ - بهم تنزل مقام دادن
گفتن که توی پروندهها همکاری کنم
تو درمورد اینکه دکتری بهم دروغ گفتی
متوجهی که منو در چه موقعیت اخلاقیای قرار دادی؟
...اگه برای کشتن من نیاد
اونوقت نمیدونم اون چیکار میکنه
این واقعاً وحشتناکه
لوسیفر
مامان
کمکم کن
آهای
- حالت خوبه؟ - یهویی غش کرد
- کسی احیای قلبی بلده؟ - نه، بلد نیستم
آهای؟ حالت خوبه؟
!به اورژانس زنگ بزن
ممکنه حملهی قلبی داشته باشه؟
به نظرم ممکنه مُرده باشه
آقا؟ آقا؟
- لوسیفر؟ - آقا، حالتون خوبه؟
لوسیفر؟ کجایی؟
آقا، حالتون خوبه؟
کسی لوسیفرو دیده؟
لوسیفر
باید لوسیفرو پیدا کنم
پسر، خیال کردم کشتمت
آهای مامان؟
مامانی
ReSync To BluRay BY : AMiR SPB AMiR SalehiPoor
تنظیم دقیـــــــق با نــــــسخه بــــــــــلــــــوری تــــــوســــط " امــــیر صالحـــــی پـــــور "
لوسیفر
همون موقع بود که دیگه دنبالت گشتم، پسرم
لااقل تونستم این تیکه گوشت رو همینطوری نگه دارم
کار راحتی نبود
چند تا از گونههای نر جوری نگام میکردن که انگار میخوان منو بخورن
انسانها هم نوع خودشون رو میخورن؟
خب، یه چیزی بگو
از دیدنم خوشحال نیستی؟
...بابت شکل انسانیم شرمندهام ولی
حداقل این یکی نیمتنهی عقبی بینظیری داره
دروغ میگی
.نه، خیلی محکم و ماهیچهایه بهش دست بزن
نه الان، نه هیچوقت دیگه منظورم کونت نیست، مامان
داستانِ پروندهی زخمیت رو باور ندارم
تو الههی کل مخلوقاتی
متأسفانه دیگه نه
حالا دیگه توی بدن این بشر بوگندو که کون استثنائیای داره گیر افتادم
قسم میخورم تنها کاری که این سه روز کردم اینور و اونور بردن این چاه مستراح بوده
از این کلهپوکها میپرسیدم که چطور پیدات کنم
داری چیکار میکنی؟
آمندیل رو صدا میزنم
چه عالی، اونم اینجاست؟
بله و اون خودش تو رو برمیگردونه به جهنم
چی؟
چرا؟
چون توخطرناک و ترسناکی
بهت قول میدم برای صدمه زدن به کسی نیومدم اینجا
باید حرفمو باور کنی
تمرکز من روی پیدا کردن تو بود، پسرم
تا بتونی دل و رودهام رو بریزی بیرون؟ فهمیدم
نه، وقت زیادی رو برای غریبه بودن حروم کردیم
الان حاضرم برای جبرانش هر کاری بکنم
مطمئنی منظورت انتقام گرفتن نیست؟
لوسیفر، پدرت منو انداخت جهنم
نه تو. اینو میدونم
بله
ولی من رئیس زندان جهنم بودم
به انتخاب خودت نه
با هردومون ناعادلانه رفتار شده
ولی لااقل میتونستی بیای دیدنم
ببخشید
،وقتی بابا منو طرد کرد کی وایساد و نگاه کرد؟
راهنمایی: شبیه کلمهی مامانه
خب، اگه به جای فرستادنِ اهریمن کوچولوی شکنجهگرت
با من حرف میزدی
میتونستم کل داستان رو توضیح بدم
راست میگی، راست میگی
ولی الان که اینجا در خدمتم، توضیح بده
حرفمو باور نمیکردی
میدونم که چقدر بدگمان و بی اعتماد هستی
تو هیچی درموردم نمیدونی
لوسیفر
من مادرتم
خیلی وقته که دیگه نیستی
خب میخوان الان مادرت باشم
پس باید داستان اصلی کوچولوت رو بهم ثابت کنی
هیچ جزئیاتی رو جا ننداز
اگه یه مسیر پر از خون و جسد پیدا نکنم
شاید اونموقع حرفت رو باور کنم
باشه. از همونجا شروع میکنیم که اون چیز نوک تیز توی گردنم بود
باشه
باید یه سری لباس تمیز تنت کنیم
انسانها هر جا خون ببینن مشکوک میشن
آره
قبلا متوجهش شدم
بزارش همونجا، باشه؟
خدایا، شاید بهتر بود که اون لباس رو از میز قرض نمیگرفتم
لباساش مناسب نیستن
آره، نصف کونم بیرونه
پوشش بشر خیلی غیر عملیه
اونا خیلی احمقن، نه؟
پس قبول داری که بهشون ناسزا میگی؟
ناسزا گفتن به اونا به این معنیه که بهشون اهمیت میدم
که البته بهشون اهمیت نمیدم
پس همهی اون شایعات درمورد اینکه . ..چرا بابا تو به جهنم فرستاد
...طاعونها، سیلها کار تو نبودن؟
...خب
آره، منم همینطور فکر میکردم
عصبانی بودم
ولی انسانها دلیلِ دعوای بین من و پدرت نبودن
حداقل اونموقع دلیلش نبودن
مامان؟
به نظرم یه جزئیات ناچیزی رو جا انداختی
وای خدا
مثل ته دیگ سیاهی، مامان
هر کی که لباس انسانیم رو نابود کرده این جوون رو هم کشته، تابلوئه
لوسیفر عزیزم
چرا باید بیارمت اینجا که داستانم رو تکذیب کنم؟
نمیدونم
ولی این دقیقاً چیزیه که میخوام بفهمم
مدیریت هستم
- نکن. وایسا، وایسا - چرا؟
چون یه آدم مُرده توی تخت دراز به دراز افتاده
انسانها از همچین چیزایی خوششون نمیاد
باشه. پس بیا از پنجره پرواز کنیم
دیگه بال ندارم، مامان
چی؟
داستانش مفصله
یالا. از این طرف بیا
مدیریت
از این طرف بیا
بالهات چی شدن، پسرم؟
بریدمشون
چرا این کارو کردی؟ وقتی بیای به زمین فوقش باید موهاتو کوتاه کنی، ولی این زیاده رویه
آهای رفیق
منم میتونم بهش بچسبونم؟
ببخشید؟
خانم رو میگم
چقدر؟
این یکی رو میتونی بکشی. بیا
!شوخی کردم
شوخی کردم، مامان
خدایا
باید از شر اون لباسها خلاص بشی
واقعا مشکل ساز هستن
میرسونمت خونه
چون واضحه که بیرون بودنت جواب نمیده
...بعدش باید برم پیش همکار
!مامان
- بله؟ !- لخت شدی که
،خب، خودت گفتی لباسها مشکل سازن الان مشکل حل شد دیگه
سوار این ماشین کوفتی شو، باشه؟
،یا خدا. تا ابد دچار آسیب روانی شدم ممنون به خاطرش
میز؟
چه خوب، هنوز اینجایی
یه کار برات دارم
.دارم میرم بیرون، لوسیفر کار مارو بیخیال
باشه باشه، میدونم دیگه برام کار نمیکنی
کاملا واضحه ولی یه حسی دارم که عاشق این کار میشی
یه هدیهی خدافظی در نظر بگیرش
بیا
سلام میزکین
خودشه؟
توی یه بدن انسانی؟
خب، متأسفانه
البته برای تو
،بابت شور و ذوقت ممنونم میز ولی بهش دست نزن
چی؟
شوخی میکنی دیگه؟
هزار سال گذشته، لوسیفر
که شکل فیزیکیای نداشته
...ولی الان
به این بدن نگاه کن
،بله، ولی شرمنده عزیزم شکنجه تعطیل
فقط نذار از جلوی چشمات دور بشه
،تا وقتی که بفهمم دروغ میگه یا نه نمیشه بهش اعتماد کرد
ازم میخوای بچه داری کنم؟
خب "مادرم در بدن آزاردهندهی یک زن جذاب"داری
ولی فعلا بله
خیلی متأسفم که سعی کردم تامی انگشت خوشگله رو آرایش کنم
عزیزم، تو چشماش رو درآوردی
آره
یه حادثه بود
خب، به نظرم نسبتاً خوشگله
لوسیفر
سلام کاراگاه و جناب اسگل و بچهاش
- شرط میبندم کار توئه، نه؟ - متأسفانه نه
،نمیتونم اعتبارش رو برای خودم بردارم ولی قبول دارم کارش خوب بوده
میشه لطفاً بریم سر کارمون؟
برام سواله قتل جدیدی انجام شده یا نه
وقتی اونطوری قیافه میگیری شبیه عروسک میشی
No comments yet. Be the first to leave one.