The first 200 lines.
حاملهای؟
چطور ممکنه بهم نگفته باشی؟
یعنی، من قطعاً حق داشتم بدونم.
میچ، میچ، از تو نیست.
مال دینه.
چطور باهاش کنار اومد؟
چند روز طول میکشه تا هضمش کنه.
مردم فکر میکنن امید میخوان، ولی امید خطرناکه.
میتونی ۲۰ سال دیگه هیچ علائمی نداشته باشی.
یا ممکنه علائم از فردا شروع بشه.
و منم یک سال دیگه میمیرم.
به روانپزشک زنگ بزن.
معلومه که تو مرحله انکار سوگ هستی.
خب، راستش من رفتم سراغ خشم.
و عاشقشم.
سردتر از دریاچه میشیگان در فوریه.
ولی وقتی تموم بشه، حس خیلی خوبی داری.
رگهات اون خون اکسیژندار رو پمپاژ میکنن.
شریانها.
چی؟
شریانهای تو خون اکسیژندار رو پمپاژ میکنن.
رگهات برمیگردونن.
باشه.
حالا، به عنوان یه تازهکار.
میتونه برای بدنت خیلی شوکه کننده باشه.
پس فقط بهترین تلاشت رو بکن ببین میتونی.
خودت رو به چالش بکشی تا به یک دقیقه برسی.
راستش، حتی ۳۰ ثانیه هم حسابی کیف میکنی.
سوالی داری؟
نه.
عالیه. ۹:۲۰.
اون موقع میبینمت.
خب، پس همه راجع به بچه میدونن؟
و اینکه آرچر پدرشه؟
همه فقط در مورد همین حرف میزنن.
اوه!
راستی، تبریک میگم.
خیلی خوشحالم براتون.
میدونی، من همیشه طرفدار "دشر" بودم.
منظورم اینه، اون کششی که بین شماها بود.
تیم... تیم چی؟
اوه، این اسم رابطهتونه.
دین به اضافه اشر میشه دشر.
نه، دوریس، تیمی در کار نیست.
و قطعاً هیچ رابطهای هم نیست.
پس خبری از عروسی نیست؟
یه اتفاق یهویی بود که افتاد.
میدونی، من ترجیح میدم همه، میدونی.
رو کارشون تمرکز کنن. درسته؟
اوممم. درسته. کاملاً.
و من به حریم خصوصیت احترام میذارم.
ممنون.
آره.
ولی اگه بخوام صادق باشم.
ما قراره برای مدتی با این خبر سرگرم باشیم.
ممنون. امم.
زندگی دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه.
تو مامان میشی و آرچر هم قراره یه.
بابا!
اینجاست.
کی فکرشو میکرد تو این استعداد رو داشته باشی؟
ولی یه جورایی تفاوت سنی زیاده ها، شیطون پیرمرد.
آره، آره، آره، آره.
البته باید بگم خیلی عجیبه، ها.
اینکه تو این سن و سال مسیر پدر و مادر شدن رو شروع کنی.
حس میکنم خیلی از مردم فکر میکنن.
این کار عجیبه و عاقلانه نیست.
وای، بهت بگم، من...
تا وقتی ندیدم که چطور.
امروز همه بهم نگاه میکردن.
انگار که من یه پدیده پزشکیام.
اوه، بیخیال، اینطوری نگو.
میدونستی تحقیقات نشون میده که.
والدینی که تو سنین بالاتر بچه دار میشن، در واقع بیشتر زندگی میکنن؟
پس، میدونی، چند سال عمر اضافه داری.
این کمک نمیکنه.
باشه، ببین، از شوخی گذشته.
من فکر میکنم این خبر عالیه.
باشه. واقعاً. جدی میگم.
کی اهمیت میده بقیه چی فکر میکنن؟
اَه. یعنی، تو کدوم دنیا.
این ممکنه یه.
خبر بد.
در مورد هانا شنیدم.
حالت خوبه؟
البته، چرا که نه؟
چی؟
یعنی، معلومه که شوکهکننده بود.
ولی من باهاش کنار اومدم.
آره.
تو ۱۲ ساعت؟
من با سِیدیام و خوشحالم.
باشه، آره، خوشحالم برات.
ولی خودت باید قبول کنی.
یعنی، بیا اینم قبول کن، از طرف آرچر یکم عجلهای بود، نه؟
انگار که فقط منتظر بود.
تمام مدت تا ضربه بزنه، درست مثل یه کوسه چرخ میزد.
باشه. اون کوسه نیست.
ما جدا شده بودیم، و اونا هم بزرگسال بودن.
فقط گفتم.
دا-دوم، دا-دوم
دان، دان، دان، دان، دان، دان، دان، دان، دان، دان
من یک بیمار دارم
باشه
مایلز ولر
من دکتر ریپلی هستم
و شما درد پا داشتید
و تب
چیزی نیست
چند شب پیش تو دریاچه شنا کردم
احتمالاً سرما خوردم
فقط یکم کوفتهام، ولی اون نگرانه
خب، نمیتونم بذارم قبل از عروسی از دستم بری
شما دو تا دارید ازدواج میکنید؟
واسه همین تو دریاچه بودیم
داشتم خواستگاری میکردم
خب، تبریک میگم
مامانم دیوونه میشه
ازدواج با پسری که فقط یک ماه پیش دیدمش
ما یک ماه پیش حضوری همدیگه رو دیدیم
بیشتر از یه ساله که با همیم.
آنلاین؟
عجیبه، نه؟
خب، عجیب بود ولی جواب داد.
خب، حالا بذارید یه نگاهی به این پاها بندازم.
این زخمها خیلی ورم کرده به نظر میرسن.
آره، تازگیها یه تصادف رانندگی خیلی بد داشتم.
واسه همین اینقدر طول کشید تا همدیگه رو ببینیم.
مجبور شدن هر دو پامو از نو بسازن، دو تا عمل جراحی مختلف.
آخرینش سه ماه پیش بود.
خب، به نظر میاد خیلی عفونت دارن.
همین درد و تب رو توجیه میکنه.
اما ازتون یه عکس رادیولوژی و آزمایش خون میگیریم
تا مطمئن بشیم، باشه؟
دیدی؟
به حرف نامزدت گوش کن.
خواهش میکنم، کمک میخوام!
چی شده؟
داشتیم میرفتیم تو که یه ماشین اومد
و این بچه رو کنار پیادهرو پرت کرد.
عرق کرده.
عرق کرده؟
عزیزم، چند سالته؟
ویل اینو گفت.
ویل؟ کدوم ویل؟ درباره کی حرف میزنیم؟
دکتر هلستد؟
کدوم اتاق خالیه؟
درد میکنه.
میدونم عزیزم، ولی من پیشتم.
از کی درد داری؟
مثل گرفتگیه یا تیزه؟
هر دو.
اوه، میخوام بالا بیارم.
اوه، من گرفتمت.
ببخشید. اشکالی نداره.
باشه.
خوب گرفتی.
چیزی مصرف کردی؟
مواد؟ الکل؟
شکمش متورمه.
باشه، بذاریمش رو تخت.
گرفتیش؟ یک، دو، سه، آروم.
دوریس، یه لوله انجی بیار.
باید معدهاش رو خالی کنیم.
اوه! باشه، هی.
ممنون، ولی از اینجا به بعدش با منه، باشه؟
یه لیتر آر اِل بهش بولوس کنید.
و ۴ میلیگرم زوفران بهش بدید.
این انسداد رودهاس.
اگه صبر کنید ممکنه آسپیراسیون کنه.
من تقریباً ده سال اینجا دکتر بودم.
این بچه به لوله انجی نیاز داره. عالیه!
هی، خوش برگشتی، خب؟
ولی این بچه از اونایی بود که میندازن و فرار میکنن، مگه نه؟
اون مسمومیت واضحه یا اُوِردُزه.
اینجا اینطور نیست.
میفهمم که میخوای کمک کنی.
ولی باید بیرون منتظر بمونی.
اگه معدهاش رو خالی نکنی...
الان این تصمیم با تو نیست!
اینجا چه خبره؟
این آقا داره بهم میگه چطور مریضم رو درمان کنم
هنوز اطلاعات کافی نداریم
چرا داریم
تاکیکارده و درد شکمی داره
و یه جای زخم قدیمی لاپاروتومی
من تازه معاینهام رو شروع کرده بودم
لوله انجی رو نگذاشتم
هی، ترینی، به مشاوره جراحی نیاز دارم
میشه دکتر لنوکس رو پیج کنی؟
با یه مریض تو اتاقشه
اما... اوه، دکتر آرچر ریپلی به مشاوره نیاز داره
اوه، میتونه صبر کنه
آره. اشکالی نداره
کاری از دستم برمیاد؟
یه مریض تو اتاق ۵ دارم که پا درد داره
بریدگیهای عفونی داره که خودش میگه مال تصادف ماشینه
ولی چند تا عکس رادیولوژی گرفتم
این شبیه ایمپلنتهای ناشی از تصادف نیست
نه. نه، اینطور نیست
No comments yet. Be the first to leave one.