Arthur the King

Arthur the King

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

arthur the king 2024 1080p bluray truehd 7 1 atmos 10bit h 265-ivy
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Arthur the King 2024 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-01-29
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

موفق باشی داداش

حواست رو جمع کن، مایکل

امسال دلم یه رقابت درست و حسابی می‌خواد

من «بر گریلز» هستم، از کاستاریکا با شما

۲۰۱۵ و مسابقات جهانی ماجراجویی سال

منتظرتم تو خط پایان، دکر

خیله‌خب، هلن با منه

بزن بریم

مایکل لایت رو می‌شه به جرات گفت

بهترین ماجراجویی‌ایه که تا حالا قهرمان نشده

مایکل و تیمش رقبای سرسختی هستن

در کنار مدافعان قهرمانی، تیم «آرکتِریکس»

چرا پارو نمی‌زنن؟

چون ضعیف‌ان. نگران اونا نباش. فقط پارو بزن

مهم نیست تیم مایکل چقدر خوب باشه

همیشه یه جوری گند می‌زنه و کم میاره

خیلیا می‌گن اون بزرگترین دشمن خودشه

مایکل، جزر و مد داره می‌ره سمت اقیانوس

الکی داریم مثل خر پارو می‌زنیم، فایده نداره

حتی تیم آرکتریکس هم فعلاً دست نگه داشته

اگه صبور باشیم هنوزم می‌تونیم ببریم

هلن، تو مسیریابی. نظرت چیه؟

لئو، فقط دهنت رو ببند و پارو بزن

به تیمت اعتماد کن، مایکل

یالا

بجنب

لعنتی، چه شوره

جزر و مد داره ما رو برعکس می‌بره

فقط ادامه بده

باید برگردیم! لئو

فقط محکم‌تر پارو بزنید

آب داره تموم می‌شه، مایکل

تو این گل‌ولای نمی‌شه پارو زد، مایکل

طوری نیست جان! خب؟

فقط ادامه بده! فعلاً می‌کشیم‌شون

و وقتی مد بشه، دوباره می‌فتیم رو غلتک

این آخر کار نیست! یالا

این را بخور، مایکل

کمک لازم داره، حداقل یه سِرُم باید بهش بزنیم

سرم؟ مگه دیوونه شدی؟ مایکل

این یعنی چهار ساعت جریمه. اصلاً حرفش رو نزن

این اتفاق نمی‌افته. بذارش تو قایق من، خودم می‌کِشمش

تو کلاً عقلت رو از دست دادی؟

دور و برت رو نگاه کن! تیمت رو ببین

شوخی می‌کنی؟ اون خیلی ضعیفه

تصمیمات اشتباه خودت رو گردن تیمت ننداز، مایکل

آره، همه دنیا قراره اینو ببینن

اون سگ رو نمی‌یاری اینجا

برو بیرون

بابا! من اینجام

هی. ببین

اوه، اونجا چی داری؟

مال توئه، صورتیه. اجازه هست؟

خب البته که می‌تونی. ولی فقط ناخن‌هام رو درست کن، باشه؟

این دفعه دیگه نرو سراغ سبیل و ابروهام

سلام. سلام عزیزم

تو هم تو این کار دست داشتی؟

واو. عجب رنگ قشنگیه

آره؟ باید انگشت‌های پام رو ببینی

می‌خوام براش چند تا کتاب رنگ‌آمیزی بگیرم

از کی عاشق لاک زدن شده؟

اصلاً نمی‌دونم. قطعاً به من نرفته

هوم

جوراب‌های خونی و کفش‌های گِلی‌ت هنوز دمِ دره

فقط رفتم یه دور دویدم. بدتر از اینا رو هم دیدی، نه؟

فقط وقتی که خودم تمرین می‌کردم

پس تو اجازه داری هیکل عالی و زیبات رو حفظ کنی

و منم قراره این وسط سوسول و ضعیف بشم؟

این هندونه زیر بغل گذاشتنات فایده نداره

خب پس چی فایده داره؟

این‌که بری سرِ کارت

خیله‌خب، بعداً می‌بینمت

مایکل. پیراهنه کو؟ چی؟

پیراهن؟ کدوم پیراهن؟

همون پیراهنی که بابات گفت بپوشی

نمی‌تونم

اذیت نکن. بپوشش دیگه

فکر نکنم حتی متوجه بشه

خداحافظ! خداحافظ

بسیار خب، نیروی کمکی رسید

هی. چطوری پسر؟

واو. چه روز شلوغی

اوه، دیوانه‌کننده بود، یه نفس کار کردیم

فکر کنم چند نفری پا بدن

هوم

پیراهنت کو؟

جدی؟ آره. پیراهنت

می‌دونی پوشیدن پیراهنی که اسمت روشه چه حسی داره؟

آره. آره، می‌دونم

باید بپوشیش

می‌دونی، جالبه

چی؟

دست‌خط همه این امضاها یکیه

و همه‌شون هم چپ‌دست هستن

آره خب، مردم دوست ندارن اسم بنویسن، باشه؟

داری با این آشغال‌های تبلیغاتی براشون مزاحمت ایجاد می‌کنی

این یعنی دخالت در حریم خصوصی. من فروشنده نیستم. باشه، باشه

من خونه رو نشونشون می‌دم. نمی‌خوام به زور بکنمش تو پاچه‌شون

اگه خوششون بیاد، خودشون پیشنهاد می‌دن

می‌شه کارت‌هام رو پس بدی، لطفاً؟ ای بابا

بیا بگیر جناب کارآگاه. فقط اونو ببین. اونو ببین

معما رو حل کرد. واو. یا خدا

«من بهت خونه‌ای می‌فروشم که توش آشیونه بسازی.»

می‌دونی، اینو مادرت... مادرت به ذهنش رسید

یادمه. آره، منم همین‌طور

مردم دلشون می‌خواد ریشه بدوونن، مایکی

خب؟

تو از اون طرف

کل وقتت رو می‌ذاری که ریشه‌ها رو از خاک بکشی بیرون

این درست نیست، خب؟ من یه خانواده عالی دارم

من خونه دارم. کلی هم مشغله دارم

می‌دونی، ازدواج خیلی فراتر از فقط یه خونه داشتنه

ازدواج من مشکلی نداره. هلن چیزی بهت گفته؟

نه، خودم می‌دانم. باشه؟ یه لحظه صبر کن

می‌دونم داری چیکار می‌کنی، چون خودم هم تو ارتش همین‌جوری بودم

یا دنبال هیجانی یا حسرت چیزی رو می‌خوری

که داری از خودت دریغ می‌کنی. فرقی نداره

ولی در هر صورت، این در حق هلن و روبی منصفانه نیست

گفتنش برای تو خیلی راحته. چرا؟

خب، تو با یه سینه پُر از مدال از ارتش اومدی بیرون، نه؟

من وسط مسابقه تو ساحل زمین‌گیر شدم

حتی به خط پایان هم نرسیدم

ببین، چمن‌های حیاطت فقط همون‌قدری سبز می‌شن که بهشون می‌رسی

باید اینو بنویسی روی تابلوی تبلیغاتیت

ایده خوبیه. حتماً همین کار رو می‌کنم

تو از اسمی که روی پیراهنته خوشت میاد، درسته؟ مدال‌های روی سینه‌ت رو دوست داری؟

چه اشکالی داره اگه منم همون‌ها رو بخوام؟

فکر می‌کنی این روحیه رو از کی به ارث بردم؟

فقط خودخواه نباش، مایکی

سلام هاپو. چه بلایی سرت اومده؟

صبر کن برات یکم آب بیارم

خوابیده

خب خوبه. استیک‌ها تا چند دقیقه دیگه حاضرن

چند دقیقه تا وقتی که بسوزن؟

به این می‌گن برشته شدن. اوه، درسته

داری منظره رو از دست می‌دی

معذرت می‌خوام

این رو نگاه کن

مایکل، اون عکس مال سه سال پیشه

آره خب، ولی بابام طوری رفتار می‌کنه که انگار مال دیروزه

خب که چی؟ منظورت از «خب که چی» چیه؟

هزار تا لایک خورده؛ اونم عکسی که تو گل گیر کردم ۱۸۲

آره، خب؟

سال مسابقه دادم ۱۹

حالا همه منو با اون می‌شناسن

کجایی؟ همین‌جام دیگه

نه، نیستی

ذهنت تو یه جنگلیه اون‌ورِ دنیا

که داری خودت رو برای رسیدن به یه خط پایانِ خیالی می‌کشی

خب کار من همینه دیگه، باشه؟ مسابقه‌دهنده کارش مسابقه دادنه

منم مسابقه‌دهنده بودم، ولی الان یه مادرم

یعنی همین‌جوری همه چی تموم شد؟ نه، این‌جوری نباید برای من تموم بشه

ای وای. استیک رو سوزوندم

نه، مثل همیشه عالی برشته شده

آره

می‌دونی، این چیزی نیست که شخصیت تو رو تعریف کنه

چند تا تماس بگیر، مایکل

ببین کی به کیه

برو با بقیه حرف بزن و یه اسپانسر پیدا کن

جدی می‌گی؟ آره

مسابقه‌دهنده کارش مسابقه دادنه، مگه نه؟

اینا دوستاتن؟ این بساط چیه؟

یه جور اردوی لوکس برای بچه‌های «سیلیکون ولی»ئه

ادای زندگی در شرایط سخت رو درمیارن

و منم مطمئن می‌شم که شیرینی و نوشیدنی‌شون حاضر باشه

چی، مردم بابت این پول هم می‌دن؟ آره

یه جورایی تور لیدرم

اون‌جوری نگام نکن. پولش خوبه پسر

وقتش رسیده که من و مولی از این آلونک ساحلی بریم

و یه خونه واقعی بسازیم

دارم یه تیم جدید جمع می‌کنم

برای مسابقات جهانی تو «جمهوری دومینیکن»

از هیچ هزینه‌ای دریغ نمی‌کنم

مایکل، من

چیک، فقط یه برد دیگه لازم داری تا پیرترین قهرمان جهان بشی

فقط با پول قراردادهای تبلیغاتی‌ت می‌تونی خودت و مولی رو از این آلونک نجات بدی

و هر جور خونه‌ای که دلت بخواد بسازی

بماند که می‌تونی اون مدال رو بندازی گردنت

اونم درست جلوی چشم «دِکر سوانسون»

همون لحظه‌ای که لنگ زدی، اون گذاشتت کنار

اسپانسر داری؟

پیدا می‌کنم

زانوت در چه حاله؟ راه میاد باهات؟

نگران زانو نباش. ردیفش می‌کنم

نگران زانوت نیستم

نگران آینده‌مم

ببخشید آقا؟

داره باد میاد و همه چی پرِ شن شده

نمی‌شه یه کاریش کرد؟

هی داداش. اون شیرینی‌ها آماده نشدن؟ دارم از گشنگی تلف می‌شم

آره، الان میام

وقتشه بری شیرینی درست کنی، «چیکی»

می‌خواستم کمکت کنم، ولی

کاری از دستم برای باد برنمیاد

تو اون یکی دیگه موفق باشی

به زودی می‌بینمت

مایکل، وقتی به نتایجت نگاه می‌کنیم

کلی رتبه تک‌رقمی می‌بینیم، ولی از قهرمانی خبری نیست

در واقع، هیچ قهرمانی‌ای نداری

ما عادت کردیم مشتری‌هامون برنده باشن

More Farsi Persian subtitles for Arthur the King

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left