The first 200 lines.
آنچه بهشت اجازه ميدهد
سلام، کري - سلام، سارا -
طبق معمول سارا تو کارهات از من جلوتري
من حتي وقت فکر کردن به درخت هام رو نداشتم چه برسه که هرسشون کنم
اوه، خوب نبايد به خاطر اين از من تقدير کني
مارتين هميشه اينجور قرارها رو با گلخونه ها ميذاشت
بعد از مُردنش، به طور طبيعي اين سرويس هاشون ادامه پيدا کرد
نه اينکه وقت نداشته باشم ها ...با نبودن بچه ها به جز آخر هفته
...تنها چيزي که دارم وقته - آره، ميدونم -
بيخيال اين حرف ها بيا ناهار بخوريم, همه چيز آماده هست
عزيزم، خيلي دوست دارم ولي نميتونم براي ناهار بمونم - واقعا؟ -
بايد بهت تلفن ميزدم، ولي فقط ميخواستم ظرف هايي رو که قرض گرفته بودم، بيارم
بعضي وقت ها فکر ميکنم کار خوبي کردي که جزء زن هاي توي کلوب نشدي
من هم همين فکر رو ميکنم ولي کلا اون فضا برام مناسب نيست
اميدوارم به خاطر ناهار زياد زحمت نکشيده بوده باشي - اصلاً -
به خاطر جورجه، ميدوني ديگه زنگ زد و گفت براي آخر هفته داره مهمون مياره
پيغام هاي دير موقع مثل هميشه
با اين همه کارهاي زياد، بايد به خاطر قرار امشب هم خودم رو آماده کنم
با آقاي اَلِنبي - قرار ؟ -
ببين، اون 40 سالشه يعني دنبال هر زني بالاي 18 سال ميگرده
ما هم بايد بالاخره آماده بشيم من ديگه بايد برم
اوه، چطوره که امشب براي شام بهمون ملحق بشي؟
خوب، نه سارا فکر نکنم فکر خوبي باشه
بي ربط نگو. من به هاروي زنگ ميزنم اون هم ساعت 7:30 مياد دنبالت
هاروي؟ - خوب حداقل دم دست هست ديگه -
خداحافظ عزيزم - خداحافظ -
ميخواين بهتون کمک کنم خانم اسکات؟ - خوب، آره ممنون ميشم -
بذارينش همون جا - خيلي خوب -
قهوه داغ ميل دارين؟ - بله، ممنون -
اگه بخواين ميتونيم ناهارم رو باهم تقسيم کنيم
دوستم نميتونست بمونه. کلي غذا مونده، مرغ، سالاد و نون
يه دونه نون و قهوه کافيه - خيلي خوب -
نميشينين؟ - حتماً -
ميخواستم بدونم که چقدر کار هنوز ديگه مونده
همه چيز خيلي قشنگ شده - نه زياد -
به نظرتون امروز کارها تموم ميشه يا اينکه بايد برگردين؟
احتمالاً تموم ميشه
هميشه دوست داشتم بيشتر از باغداري ياد بگيرم
به نظرتون بايد اين کار رو بکنم؟
فقط در صورتي که دوست داشته باشين
من خانم اسکات هستم - آره، ميدونم -
من ران کيربي هستم - اوه، شما پسر آقاي کيربي هستين -
درسته. 3 سال پيش بعد از اينکه پدرم فوت کرد، باغداريش رو دست گرفتم
از اون موقع اينجا مياين؟
بله. هر بهار و هر پاييز
اين ممکنه آخرين سالم باشه
توي دانشکده کشاورزي، به درخت ها علاقه مند شدم براي همين شروع کردم به پرورششون
چجور درخت هايي؟ - همه نوع -
کاج، گردو، صنوبر سر نقرهاي
من هيچ کدومشون رو دارم؟ - نه -
ولي اونايي که دارين به همون قشنگي هستن
"مثل اين درخت "کولروتريا
،توي چين، از همون جايي که مياد بهش ميگن درخت بارون طلايي
زيباست، مگه نه؟
معروفه که ميگن فقط اطراف خونه اي رشد ميکنه که عشق وجود داره
افسانه قشنگيه - درسته -
خوب بهتره که برگردم سر کار
بابت قهوه ممنونم
مادر؟ - هي مادر -
من اينجام
سلام، عزيزم - سلام -
نِد - سلام، مامان -
انتظار نداشتم تا فردا برسين اينجا
خوب من امروز کلاسي نداشتم ...براي همين به "کِي" توي پرينستون زنگ زدم
من هم داشتم چند تا مقاله توي تاريخ ميخوندم، هلاکت يک کارگر اجتماعي
براي همين با خودم اوردمشون - کِي شام ميخوريم؟ -
من براي شام دعوت شدم بيرون
کجا ميخواي بري؟ - سارا من رو براي پارتي دعوت کرده کلوب -
بايد آماده بشم هاروي يه کم ديگه مياد دنبالم
هاروي؟
اوه، خوب اشکالي نداره من ميرم نوشيدني ها رو آماده کنم
هاروي مارتيني هام رو دوست داره - ند، خداي مارتيني -
اخيراً هاروي رو ميبيني؟ - نه عزيزم، بيرون از شهر بوده -
فلوريدا، فکر کنم - از هاروي خوشم مياد -
آدم جالب و خوش برخورديه و متناسب با سنش رفتار ميکنه
يه چي رو نتونم تحمل کنم يه آدم پير خرفته
فرويد ميگه : " وقتي که به يک سن خاص "ميرسين، سکس نامناسب ميشه
گمونم هاروي اين رو ميفهمه
با همه اين اوصاف، بسيار با فرهنگه
و تنها آدم مجرد اين اطرافه
بايد اعتراف کنم ايراداتي هم داره
خيلي در مورد سلامتيش حرف ميزنه
ولي وقتي به سن و سال اون برسي يه کم منطقي به نظر مياد
البته مشکلي نيست که وقتي پير بشي، يه مشکلاتي پيدا کني
ولي اين رو ميفهمم که قبولش يه کمي سخته
ولي طبيعتاً اين قضيه انقدري که روي زن ها تأثير ميذاره، روي مردها نميذاره
ولي فکر ميکنم هاروي انقدر ...باهوش هست که
داري اين رو ميخوني؟
چيو عزيزم؟
خيلي وقت بود جز اون لباس قديمي مخمليت، چيزي نپوشيده بودي
واقعاً؟ - آره -
به شخصه هيچوقت اون سنت قديمي مصري رو قبول نداشتم
البته فکر کنم مصري بود - کدوم سنت مصري؟ -
...اينکه يک بيوه رو در حجره شوهر مُرده اش
به همراه بقيه دارايي هاي شوهر به ديوار آويزان ميکردن
دليل اين بود که زن رو هم جزء دارايي ها ميدونستن
براي همين توي سفر مرگ بايد همراهش ميرفت. جامعه اين همراهي رو ميديد
البته، اين اتفاق ديگه نميوفته - به نظرت نميوفته؟ -
خوب، ممکنه توي مصر ديگه نيوفته
منظورت چيه؟ - هيچي عزيزم، بيا بريم پايين -
يا خدا، مامان
خيلي وقته که دارمش فقط نپوشيده بودمش
دوستش داري؟ - بدک نيست -
ولي يه کمي دوختش پايين نيست؟
اميدوارم هاروي رو نترسونه
يک واکنش "ايديپوس" معمولي - يک چي؟ -
يک پسر ناخودآگاه از اينکه مادرش براي مردهاي ديگر جذاب باشه، رنجيده ميشه
بهش ميگيم عقده اديپوس
هميشه اتفاق ميوفته
عصر به خير، هاروي - کري، عزيزم! واي -
"و "کِي - سلام هاروي -
قربان يک نوشيدني قبل رفتن ميخورين؟ - وقت داريم -
يکي رو مخصوص تو درست کرده - بيا بشين، هاروي ممنون -
دلمون برات تنگ شده بود - خوشحالم -
فلوريدا خوش گذشت؟ - ...عالي بود، کي، عالي بود. کري -
يکي از دکترهاي فوق العاده رو تونستم اونجا گير بيارم
يکي از سرماخوردگي هاي داخيلم رو به همين راحتي درمان کرد
مامان، هاروي، اسکات مخصوص - ممنون، ند -
ممنون - هممممم -
عاليه، پسرم، عاليه
مطمئن نيستم عرقي که استفاده کردم ...به خوبي اون هميشگي باشه
(ولي ورموت (نوعي شراب هم جواب ميده
منظورت اون دو قطره اي بود که انداختي داخلش؟
کي، اميدوارم به خاطر معده من هم شده، اشتباه شمرده باشي
کري، امشب واقعاْ دلربا شدي
اين رنگ خيلي بهت مياد - خوب، ممنونم هاروي -
ند نگران بود که اين لباس ممکنه بترسونتت - اصلا اين طور نيست -
چيزهاي بيشتري، يا شايد بهتره بگم کمتري نيازه که من بترسم
نه، ممنون ند همون يه دونه کافيمه
ميدوني اين دوران بهبود من ...وقتي شروع شد
که پدرت اين جام رو برد
پر از شامپاينش کرد و مجبورمون کرد که بخوريمش
هنوز هم خوب يادمه
چرا؟ مگه چند نفر بودين؟ - نه به اندازه کافي -
عزيزم، به نظرم بهتره شروع کنيم، فکر نميکني؟ - درسته، هاروي -
کري، سلام هاروي - سلام، بيل -
کم پيدا شدي - کري، عزيزم، خيلي وقته نديديمت -
...ما با هم خيلي بهمون خوش ميگذشت
اون شب من و اَن داشتيم ميخنديديم ...درباره اون شبي که مارتين
اوه پس اينجايي. بعداً ميتونين ببينينش، با من بيا عزيزم
کري! زن مورد علاقه من نوشيدني چي ميخواي؟ هاروي؟
...يه مارتيني توي خونه خورديم - هيچوقت طعم رو عوض نکن -
تو هم همين رو ميخواي کري؟ - براي من نريز جورج، سهمم رو خوردم -
براي گذروندن اين پارتي به بيشتر از يکي نياز پيدا ميکني، همش هم تقصير منه
و من تازه براي کل آخر هفتهاش گرفته بودم - جورج، ساکت باش -
تام. کري، دوست دارم تو رو به خانم فريزبي و آقاي النبي معرفي کنم
خانم اسکات - حالتون چطوره ؟ -
...سلام. داشتم به آقاي النبيتون ميگفتم که
سخت بشه ازشون دل کند
به نظر احساس مشترکيه
سارا - سلام، سارا، کري -
ديديشون؟ خونواده نورتون ها بعد از اون ...همه بحث، با هم اومدن
کدوم بحث؟ - بهم نگو که حرف هاي بقيه رو نشنيدي -
نه، ولي تو مثل اينکه به طور کامل گوش دادي
کري، اوه عزيزم. چقدر خوشحال شدم که ديدمت. به سختي شناختمش
واقعاً عجيبه که دو تا بچه بزرگ داشته باشي و مثل تو انقدر جوون به نظر بياي، مگه نه؟
هيچ رنگي هم مثل قرمز نميتونه توجهات رو جلب کنه، مگه نه؟
به نظرم براي همينه که بيوه ها کمتر اين رنگ رو ميپوشن. بايد حواسشون جمع باشه
سلام، هاوارد - سلام
نظرت در مورد رقص چيه؟ - تو برو، کري -
خيلي خوب، خوشحال ميشم
واقعاً حرف زشتي زدي، مونا
منظورت چيه؟
فقط قصد داشتم با گفتن اينکه چقدر خوشگل شده، شادش کنم
ولي به نظر که بهش نياز نداشت - بهتر نيست نوشيدني بخوريم، خانم ها؟ -
مري و بچه ها چطورن؟ - همه سرما خوردن -
متأسفم - خونه شده مثل بيمارستان بايد ميزدم بيرون -
حالا خوشحالم که اينکار رو کردم
تو خيلي زيبايي کري خيلي زيبا که بخواي تنها باشي
هيچوقت نفهميدم که زن هاوارد آدم خوش طينتيه يا اينکه کلاً خيلي زرنگ نيست
هر شب تنها خونه ميمونه
آره، ولي بچه ها رو داره - حتي اگه هاوارد رو نداشته باشه؟ -
منظورت چيه؟ - سارا، اينجوري نکن. مگه کري رو نميبيني؟ -
دارم به اين نتيجه ميرسم که افکار شيطاني داري
ديگه شورش رو در اوردي
اين بيرون خيلي بهتره، مگه نه؟ - بله -
اونجا ميخوان استخر جديد رو درست کنن
واقعاً؟
جاي خيلي خوبيه براي اين کار
...به نظرت کِي ميخوان
هاوارد؟
چطوره که نيويورک هميدگه رو ببينيم؟ من يه جا رو ميشناسم
هاوارد بيا فراموش کنيم که اين حرف رو زدي
معذرت ميخوام، کري نميدونم چي شد که اين رو گفتم
ميدونم که تو اينجور آدمي نيستي از چيزي که گفتم عذر ميخوام
اشکالي نداره، هاوارد
ولي به خاطر اينکه تو رو ميخوام معذرت خواهي نميکنم
چرا ند درباره تو قبلاً بهم نگفته بود؟
حيف اين همه وقتي که تلف شده
دارين به سمت بيراهه ميرين ارزش هاتون دچار سردرگمين
متوجه نشدم
خوب ببين، ارزش هاي بنيادي جاذبه ... جنسي بين يک زن و مرد
اوه، مادر و هاروي
خوب، توضيحش ميدم ولي نه اينجا
بفرماييد
يه کم مشروب ميخواي هاروي؟ - نه، ممنون کري -
خيلي از وقت خوابم گذشته شب پرشوري بود برام
از هر دقيقه اش لذت بردم هميشه از با تو بدون لذت ميبرم
ممنون من هم همين طور
کليدت همراته ؟ - آره -
No comments yet. Be the first to leave one.