The first 200 lines.
.عشق یه بیماری مرگباره
.که به نام "دِلیریا نِروُسا" شناخته میشه
.خوشبختانه، علم براش یه درمان ارائه کرده
.ما در 18 سالگی دریافتش میکنیم
.بعد از یک تست برای پیدا کردن جفت مناسب
،این نوشدارو ما رو از درد از دست دادن
.خیانت و رها شدن راحت میکنه
.ذهن هامون سالم باقی میمونه
.ولی قلب هامون دیگه نمیتونن بشکنن
.در هر حال، بعضی میخوان مقاومت کنن
.پس ما به قانون تکیه میکنیم تا ازمون محافظت کنه
.یه حصار دور هر شهر کشیده شده
.پسرها و دخترها اجازه ی ارتباط برقرار کردن ندارند
و کتاب ها و موسیقی
.که ممکنه اراده ی ما رو ضعیف کنه ممنوع شدن
،اگه نظر منو بخواین
.من به این نوشدارو اعتقاد دارم
.نمیتونم صبر کنم
درس مورد علاقه ی تو چیه؟
.نمره هام میرسه دستشون
.بازم ممکنه ازت درس موردعلاقتو بپرسن
.علوم
.شیمی
.شیمی خیلی بحث برانگیز به نظر میاد
.بگو انگلیسی
.باشه
.حالا هر چی
.انگلیسی
"نه "حالا هر چی
.فقط انگلیسی
باید بس کنی. باشه؟
.خواهش میکنم
.باید بهم اعتماد کنی
.فقط میخوام مطمئن بشم که تو آماده ای
.من کل زندگیم آماده بودم
.یادت باشه، راجع به مامان و بابا حرف نزن
.اگه پرسیدن، فقط بگو کوچیک بودی
.هیچی یادت نیست
.یادم نیست
."اونم "هانا
.موفق باشی
.هی، نمیخوام بهت سخت بگیرم
.قضیه اینه که، میخوام این خوب پیش بره
...جفت تو برای ازدواج مهم ترین
.خداحافظ
...اون، خداحافظ
.خواهرم داره دیوونم میکنه
.مامان منم همینطور
.مجبورم کرد اینو بیارم
خانه و خانواده؟
.گفت موقعی که منتظرم باید بخونمش
.تا تاثیر خوبی بذارم
.مم
.یکی برای تو
.ممنونم
.بفرمایید
.ناخوناتو نخور
.نشونه ی ضعفه
.بیا، مال منو بخور
.ما یک نوشدارو ساختیم
.که آفت رو متوقف کرد
.و ما اکنون خوشحالیم
آیا شما امروز خوشحالید؟
حالا، به مردی خوشآمد بگید که من این افتخار رو دارم
.که پدرم صداش کنم
."موسس "دی.اف.ای
."لطفاً. "توماس فاینمن
،سازمان کوچک ما
.در طول سالها، به یک موفقیت بزرگ تبدیل شده
.جشن گرفتن برای نوشدارو و منافعش
.اما الآن ما باید قدرت رو حفظ کنیم
چون خارج از مرزهای شهر ما
،یک جنبش مقاومت وجود داره
،و اونا دارن رشد میکنن
.و ما نمیذاریم اونا هرچه ما به دست آوردیم رو از بین ببرن
وضعمون خوبه؟
.آره
.این برای ورود کارکنان به سمت غربی اسکله ی باره
.یه دوربین هست ولی من ردیفش کردم
.خوبه
.بیا
.اینو بگیر. تا وقتی مجبور نشدی ازش استفاده نکن
واسش آماده ای؟
.بهتره باشم
.امیدوارم تو قبل از من بری
.میرم
.به ترتیب حروف الفباست
.انقدر استرس دارم که نمیتونم هجی کنم
.اوه، تو کلاً نمیتونی هجی کنی
.ربطی به استرس نداره
."لینا هالووی"
.منم
لینا"؟"
.خودمم
."خوش اومدی "لینا
.امروز روز بزرگیه
.همونطور که شنیدم
.مطمئنم خاطره انگیز میشه
.درست از این طرف
.ما اینجا هستیم تا تمایلات و اولویت ها رو ارزیابی کنیم
.هیچ جواب درست یا غلطی وجود نداره
.تو جفتت رو یعد از یک هفته دریافت میکنی
.و روند تو در تولد 18 سالگیت اتفاق میفته
سوال داری؟
.نه خانم
،ما سوابق پزشکی تو رو بررسی کردیم
.و تو سالم هستی
.اینجا میبینم که پدرت در اثر سرطان فوت کرده
...اومم
.من یه بچه بودم
.چیزی درباره ـش یادم نمیاد
و به نظر میاد مادرت کمی بعد
.خودکشی کرده
ظاهراً روند درمانیش موفقیت آمیز نبوده؟
.آم... بله
.خواهرم و همسرش "لیام" تنها کسایی بودن که منو بزرگ کردن
.اونا بهترین کسایین که میتونم بهشون بگم خانواده
.تو سابقه ی تحصیلی بسیار عالی داری
عادلانست که بگیم تو نمیذاری گذشته رو حال حاضر اثر بذاره؟
لینا"؟"
.دوستت دارم
."یادت باشه، "لینا
.در واقع، من برای آینده زندگی میکنم
.پدرم یک نقل قول موردعلاقه داشت
،مردی به نام "تی.اس الیوت" نوشته بود
"آیا من جرئت میکنم تا در جهان دخالت کنم؟"
.خانم
.با من بیاین لطفاً
.مثل خیلی اثرهای هنری دیگه، اون شعر الآن ممنوع شده
.ولی من معنیشو میدونم
،فردی براش آسونه که با بقیه پیش بره
.در حالی که یکی دیگه در برابرش مقاومت میکنه
:ترجمه از Celestial Demon
.اون پلیسه تو آزمایشگاه خیلی جذاب بود
.ششش! خفه شو
.هیشکی گوش نمیده
.خیلی جذاب تر از اونایی بود که اونجا نشسته بودن
.اونا همشون خیلی خجالت آور بودن
.خُب، تو بهترینو میگیری
.تو خوش شانس ترین آدمی هستی که میشناسم
.به هر حال
.یه غریبه خواهد بود
.آره. غریبه ای بی نظیر
.فرق داره
.اه
.اوه
هیچوقت برات سوال شده اون بیرون چی هست؟
چی؟ پشت حصار؟
.هیچی
.درخت ها
.آب
.و شهرهای دیگه
.فقط ما هیچوقت نمیبینیمشون
.حصار ما رو داخل نگه میداره
.و آدمای دیگه رو بیرون
.بیخیال، رو چیزی که اینجا رخ میده تمرکز کن
.نمیدونم تو چرا انقدر به خاطر این نگرانی
.منظورم اینه که، ما کل زندگیمونو واسش صبر کردیم
ای کاش میتونستم یه کاری کنم که .راجع بهش احساس خوبی داشته باشی
.شاید بتونی
.اوه نه
چیه؟
.باشه
.من درباره این مهمونیه شنیدم
.دخترو پسر قاطیه
چی؟
.هر موسیقی که بخوای بهش گوش بدی هست
.کاملاً مخفیه
.ریچل" منو میکشه اگه تو مهمونی گیر بیفتم"
.نه
واسه همین
.گیر نمیفتیم
.نمیتونیم. نه
،این اتفاق در مرزهای آزمایشگاه در مورد تروریسم داخلی
.یه شورشه
.خواهش میکنم. فقط یه مزاحمته
تو طرف کی هستی؟
.گوسفندها
.میشد ازشون پلیور های خوبی درست کرد
آدری"، میشه به "جولین" بگی وقت ناهاره؟"
.اوه، قبلاً گفتم
.مرسی
.میگه گرسنش نیست
.امروز صبح رفت دکتر
.میخوان روندشو سه ماه دیگه عقب بندازن
.تعداد گلبول های سفیدش هنوز خیلی کمه
.اون حالش خوبه
تام" اون نمیتونه نوشدارو رو تا قبول" .شدن تو ارزیابی فیزیکی دریافت کنه
.هر چی بیشتر طول بده، سخت تر میشه
خُب، پس میخوای چیکار کنه؟
رو تخت اتاق عمل بمیره؟
.من بیشتر نگران بیماریم
،پسر خوش قیافه ای مثل اون
.هر روز بیرون تو این دنیاست
.آره
.در عجبم که چی فکر میکنه
تق تق، سرت شلوغه؟
.نه
امروز صبح پیش دکتر چه طور پیش رفت؟
مامان بهت نگفت؟
No comments yet. Be the first to leave one.