The first 200 lines.
این وزرا همشون رذل و پست ان
همشون دروغگو ان، نمیشه بهشون اعتماد کرد
تو برکه کثیف، ماهی خوب پیدا نمیشه (ضرب المثل)
حالا میفهمم
امپراطور فقید از دستشون چی کشیده
سرورم، حق با شماست
هزار سال هم که بگذره، کسی مثل امپراطور فقید پیدا نمیشه
تو بحث کشور داری
من مثل فو سو نیستم
هر چی بشه
اون مثل شما نیست
تو دنیا افراد توانای زیادی هستن
اما فقط چند تاشون به یه مقامی میرسن
شما هم امپراطور شدین
این سرنوشت شماست
نه. من اینو مدیون تو ام استاد بزرگ
هنوزم باید چیزای زیادی ازت یاد بگیرم
اعلی حضرت به من لطف دارن
استاد بزرگ بهم بگو
چطور میتونم احترام همه رو جلب کنم؟
تلاشمو میکنم
وزرا اومدن
سرورم، از هان تو شمال چین
براتون یه اسب خوب پیدا کردم
میخوام بهتون هدیه بدم
خیلی خب، بیارینش
بیارینش اینجا
بله صدر اعظم
بیارینش اینجا
وزیر جائو، این که یه گوزنه
آقایان، از نزدیک نگاه کنین
این یه گوزنه
یا اسب؟
نظرتون چیه
کسایی که میگن یه اسبه سمت چپ من وایسن
کسایی هم که فکر میکنن یه گوزنه سمت راست من وایسن. نظرتون چیه؟
صدر اعظم، به نظر خودتون اون یه اسبه یا گوزن؟
به نظر من اون یه اسبه
ولی شما میتونین نظر دیگه ای داشته باشین
این واقعا گوزنه- بازم نمیتونین ببین؟-
چرا نزدیک تر نمیرین؟
باشه، بریم از نزدیک ببینمش- بیاین-
این یه گوزنه، گوزنه
ولی صدر اعظم گفت که یه اسبه
صدر اعظم گفت اسبه
پس اون اسبه، اسبه
بله، اسبه
منم فکر میکنم اسبه
بیاین به صدر اعظم بگیم- نمیتونیم بگیم گوزنه-
خنده داره
واقعا اسب خوبیه، مگه نه؟
اون یه اسب خوبه
پیشونیش خیلی بلنده و سم هاش هم محکم ان
یه اسب عالیه. تو جاده های برفی سریع میره
واقعا اسب خوبیه
خب، مو هاش چه رنگیه؟
ویزر اعظم، نظر شما چیه؟
سفید. همه جای اون سفیده
چطور ممکنه مو هاش قرمز باشه؟
سفید، سفید. حتی دمش هم سفیده
اشتباهه. دم قهوه ای مایل به قرمزش باعث شده یه اسب نادر باشه
این رنگ غیر معمولیش باعث شده نژادش خیلی با ارزش باشه
میشه دمش یه رنگ دیگه هم باشه؟
بله، قهوه ایه. قهوه ای و سفید، قهوه ای و سفید
فوق العاده است. آره خیلی عالیه
مسخره است، مضحکه
شما رو دربار انتخاب کرده
ولی نمیتونین یه اسب رو از گوزن تشخیص بدین؟
مضحکه- خنده داره-
شما دو تا نتونستین یه اسبو تشخیص بدین
شاید نتونستین خوب نگاه کنین
فکر میکنم شما فقط نگاهش کردین
و عقلتونو به کار ننداختین
نگهبانا، اون دو تا رو بندازین تو قفس. اینطوری میتونن خوب نگاه کنن
ببینن اون یه اسبه یا گوزن
سرورم، اون اسبه یا گوزن؟
هی، هی استاد بزرگ، اون اسبه یه گوزن؟
سرورم، اون اسبه
اسبه
سرورم، اون گوزنه
جائو گائو، تو چین رو نابود میکنی- سرورم-
امپراطور یه احمقه، احمق
یه پادشاه بی شعور. شما چین بزرگ رو نابود کردین
استاد بزرگ، تو جلسه دربار
چرا خیلی از وزرا به گوزن، اسب میگفتن؟
سرورم، خیلی ساده است
چون جون خودشون براشون مهمه
ولی من متوجه نمیشم، میخوای بهم یاد بدی چطوری حکومت کنم؟
پس چرا به اون گوزن میگفتی اسب؟
سرورم، همه میتونن
به راحتی یه گله اسب رو از گوزن تشخیص بدن دیگه؟
بله
حالا که همه میتونن یه اسب رو از گوزن تشخیص بدن
پس از کجا باید بدونیم کی لیاقتشو داره بهمون خدمت کنه؟
بهم بگو
همه میتونن به گوزن بگن گوزن و به اسب هم اسب بگن
ولی ما کسایی رو میخوایم که به گوزن هم بگن اسب
چرا؟
برای دولت اینجور آدما رو میخوایم
اگه کسی نتونه به یه گوزن بگه اسب، به درد ما نمیخوره
هر چقدر بیشتر بفهمه، برامون خطرناک تره
باید اینجور افرادو کنار بذاریم
اگه منم مجبور بشم به گوزن، اسب بگم
امپراطور بودن خیلی سخت میشه
تو این دنیا، هیچی مثل خوردن و لباس پوشیدن راحت نیست
هیچ کس دوست نداره به گوزن اسب بگه
برای مقامات که سخته، چه رسد به امپراطور
و همه اونا هم مثل هم نیستن
حتی اگه فو سو هم بود
نمیتونست با امپراطور مخالفت کنه
اونم نمیتونست امپراطور خوبی باشه
اگه فو سو امپراطور میشد
من باید چیکار میکردم؟
بازم سخته که به گوزن، اسب بگم
ولی فکر میکنم میتونی بهم کمک کنی، استاد بزرگ
سرورم، هر امپراطور روش خودشو داره
امپراطور فقید روش خودشو داشت
و شما هم راه خودتونو در پیش گرفتین
با این حال
اگه روش خودتونو ادامه بدین، یه امپراطور خوب میشین
من امپراطورم هر کاری خواستم میکنم
ولی نمیدونم دقیقا چی میخوام
تنها چیزی که میخوای، اطاعت از منه
بعد از این اتفاق
همه مقامات دولت از جائو گائو می ترسیدند
حتی کسی جرات نمی کرد حقیقت را به امپراطور دوم چین بگوید
در همین مدت، امپراطور هو های، از وظایف امپراطوری خسته شد
و وظایف خودش را انجام نمی داد
او به خوبی از ارثیه ای که امپراطور فقید به جا گذاشته بود محافظت میکرد
او به باغ شانگ لین رفت و خوشگذرانی می کرد
اگر میخواست با یکی از مقامات حرف بزند، جائو گائو آن را شوم میخواند و امپراطور را از این کار منع میکرد
بنابراین، او کم کم به انزوا کشیده شد
او به فردی منزوی تبدیل شده که تحت کنترل جائو گائو بود
در دربار، جائو گائو اجازه نمیداد کسی با او مخالفت کند
او همه امور را به دست گرفته بود و عملا به جای امپراطور نشسته بود
هی، نگاه کن، اون شیانگ جیه. چند روزه که ندیدیمش
بگو بیا اینجا یکم باهم بنوشیم
ولش کن، عموی اون حالا رهبرمون شده
ولی اون هنوزم شیانگ جی سابقه
شیانگ جی، شیانگ جی، شیانگ جی
چند روز پیش با همدیگه پیمان برادری بستیم
چند روز پیش با عموش تو شورش ها بودن. اون فقط یه سرباز ساده بود
چرا این قدر بهمون بی ادبی کرد؟- اون صدای مارو نشنید-
شیانگ جی، شیانگ جی، شیانگ جی- بگیرش-
بیا اینجا، بیا اینجا
نگاه کن- داره میاد-
منو صدا میکردین؟
آره، میخواستیم دعوت کنیم شب بیای با هم یکم شراب بخوریم
شیانگ جی، مگه قوانین ارتش رو نمیدونی؟ مگه نباید از اسب پیاده می شدی؟
پیاده نمیشم، چیکار میخواین بکنین؟
میخواین دوباره مثل اون روز تو بازار باهام دعوا کنین؟
تو- کافیه-
از اسب پیاده شو
شمشیرتو بکش
لازم نیست
خیلی خب
شیانگ یو، بزنش
محکم تر بزن، بزنش
مواظب باش شیانگ یو
نگران نباش، اون نمیتونه شیانگ یو رو شکست بده
محکم تر
محکم تر بزن شیانگ یو
خوبه، همین طوری ادامه بده
عالیه
شیانگ یو- بس کن، باشه-
باشه
دعوا میکنی؟ داری از قوانین ارتش سرپیچی میکنی؟
منظورت از این کارا چیه؟
ما تو جنگیم، این کارتو گزارش میکنم
اگه تکرار بشه، طبق قوانین ارتش مجازات میشی
برین سر کارتون
زی چی
یو جی، یو جی
یو جی، یو جی
کی این کارو کرد؟ زی چی کجاست؟
چی شده؟
پدر، پدر، پدر
پدر
پدر، پدر
پدر، چشماتو باز کن، چشماتو باز کن
پدر، پدر
پدر
قسم میخورم سربازای چو رو بکشم
شما پدرمو کشتین، همه تونو میکشم
یو جی
یکم به خودت فکر کن، حالت خوب نیست
نگران نباش، دیگه گریه نمیکنم
از این لحظه به بعد، من دیگه قلب ندارم، همش کینه و نفرته
نباید قلبتو با کینه پر کنی، نفرت چیز خوبی نیست
یو جی- وانمود نکن که نگران منی-
خداحافظ- یو جی-
حالت خوب نیست
پدرت مرده، برادرت هم رفته، چطور میتونم تنهات بذارم؟
لازم نیست
تو هم قاتلی
من دیر رسیدم. اگه میخوای تقصیرو بندازی گردن یکی
منم مقصرم چون دیر رسیدم
ولی حالا نمیتونم کاری کنم
تنها کاری
که میتونم بکنم
No comments yet. Be the first to leave one.