The first 200 lines.
" بیسکوییت " ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
اسمم دارماراجه صاحبِ يه کارخونه کوچيکِ بيسکوييت سازي
کارِ روتين من پختنِ بيسکوييت و پخش کردنِ اونها بين فروشگاههاست
راجا
اينجام بابا
بيا ديگه همه چيز آماده رفتنه؟
بشين
مغازه آناچي اينجاست
بزار بيسکوييتا رو تحويل بدم هرچي بخواي بهت ميدم
آناچي بيسکوييتا خيلي داغ ان مستقيم از فر دراومدن
همشون داغ و تازه ان
از هر بسته اي بهت بدم؟
هنوز قبليا رو نفروختم
بسته هاي جديد بدون اينکه فروش برن جمع ميشن
معلومه که فروش نميره همه ميدونن شما برنج فروشي
مردم وقتي ميفهمن بيسکوييتم ميفروشي که اونها رو ببينن
راست ميگي او پسرمه آناچي
آناچي لطفا دو تا بيسکوييت بده حتما
برادر به اونم بيسکوييت بده
هي تو خيلي باهوشي
من باهوش نيستم شما گيجي
هي نبايد به بزرگترت بي احترامي کني
اشتباه نکرد اون فقط يکم رُکِ
راجا بيا اينور چشم بابا
اينا رو بگير و به مردمِ تو پرورشگاه بده
بابا نبايد پول بديم براي اقبالِ کمتر
مهم نيست که چي ميديم اين نيتِ که مهمه
خيله خب بابا
نيش زدن ذات عقرب است
اما آرامش طبيعت من است بيان شده توسط وي
براي همين خواهر پدرم اينا رو براتون فرستاد
هي چطوري؟ پدرت اينا رو فرستاده؟
اين ناراسيمانه
بطور داوطلب همه کاراي نونوايي رو انجام ميده
عزيزترين دوستم که بدون هيچ توقعي کار ميکنه
عکس بگير اوه يه لحظه صبر کن
راجا اين بيسکوييتُ تو دستت نگه دار
چيکار داري ميکني؟
ميتونم ببينم؟
داري ميمون ميکشي؟ بله بابا
کجا ميمون ديدي؟
از نگاه کردن به عمو الهام گرفتم
منظورت ناراسيمانه؟
هي هي درست نيست به عموت بي احترامي کني
بچه رو اذيت نکن
دمم کشيدي پسرم؟ مطمئنم اون کارُ ميکنه
سفارشات روز به روز کاهش مي يابن
فروشنده ها مثلِ سابق سفارش نميدن
ناراسيما
شرکت هاي بيسکوييت خيلي کمي مثلِ ما هستند
براي رقابت بايد چيزهاي جديد رو بکار ببريم
يه ايده دارم خووب گوش کن چيه؟
بيا کلِ بسته هاي بيسکوييت رو توي يه فروشگاه جمع کنيم
و تبديلش کنيم به شرکت بستني
راجا خيلي هم به بستني علاقه داره
اما برام نميخري وقتي ازت يه بستني ميخوام
تب گلودرد
آنپول چيزايين که منُ باهاشون ميترسونين
فکر نميکني بقيه پدر مادرا هم همين نظرُ داشته باشن؟
توضيح بده چطور ميخواي بهشون بستني بفروشي؟
بچه به نکته خووبي اشاره کرد
ناراسيما بيا طرحي بده تا شرکت بيسکويت جادويي رو توسعه بديم
سعي نکنيم بلند پروازي کنيم
بلند پروازي چيزِ خوبيه بابا
تو هم اينطوري فکر مي کني؟
اون گنجشکه؟ بله بابا
خيلي خووب کشيدي بابا بيا بيسکويتا رو اين شکلي درست کنيم
بچه ها رو جذب ميکنه
تو عشقِ مني
عجب ايده هوشمندانه اي
بيايين اونها رو به شکلِ کلاغ و عقاب درست کنيم
اين چيزيِ که او گفت
اما او اصلا در موردِ عقاب و کلاغ چيزي نگفت
خوبه کارتُ ادامه بده باشه حتما
ايده خيلي خوبيه
بيايين ايده راجا رو عملي کنيم
بيسکوييت بيسکوييت ميمونه فقط بزرگتر ميشه
اما براي بچه ها بيسکوييت مثلِ اسباب بازي بچه ها رو جذب ميکنه
ايده خيلي خوبيه پسرم اونها رو بِکش
نقاشي هايي که تو ميکشي رو به بيسکوييت تبديل ميکنم
ساختنِ قالب براي طراحي هاي او رو شروع کنين
خدافظ
ايده راجا ممکنه يه ايده کوچک باشه
اما به پيشرفت کارخونه بيسکوييت مجيک کمک کرد
شما جلو برين و اونُ باز کنين من اينکارُ نميکنم
نترس
اونُ اينجا نگه دار من انجامش ميدم
شکر بده
بدونِ خوابيدن
هشت ساعت خواب براي انسان ضروريه
خوابِ کافي نداشته در نتيجه استرس و تنشش بالا رفته خداي خووب
نخوابيدي پسرم؟ نه بابا
بيا روي زانوي پدرت بخواب
بابا لطفا يه قصه برام بگو
ميخواي قصه بگم؟
يک بار يه پشه کوچک زندگي مي کرد
مثلِ تو
وقتي بالهايش بزرگ شد مي خواست به سراسر دنيا پرواز کنه
بنابراين اون به دور دنيا پرواز کرد
وقتي به خانه برگشت از پدرش پرسيد
بابا به اولين پرواز من نگاه کردي انسانها موفقيت منُ تحسين کردند
آنها با من بسيار خوب بودند
پدر پشه جواب داد
آنها موفقيتت رو تحسين نمي کنن
در واقع آنها مي خواستند تو رو بُکشن
به همين دليل اونها کف مي زدند
از قصه چي بايد ياد بگيريم؟
نبايد به هرکسي اعتماد کنيم
هميشه بايد خيلي مراقب باشي
چشم بابا بايد با احتياط رفتار کني
يه روزي بزرگ ميشي يه مرد جوان ميشي
من تو رو مدير کل کارخونه ميکنم
اين آرزوي منه شما اون رو انجام ميدي؟ مطمئنا بابا
بخواب
بابا لطفا بيدار شو
بابا
بابا
بابا چي شده ؟ چه اتفاقي افتاده؟
هي
دارما
دارماراج ممکنه مُرده باشه
اما کار سخت من بي فايده نبود
بيسکويت هاي جادويي بسيار در بازار محبوب بودند
تجارت بزرگتر شد
تعداد کارمندان هم همينطور
يک نانوايي کوچک به يک کارخانه بزرگ تبديل شد
ميدوني مدير عامل کارخونه در حالِ حاضر کيه؟
بيسکوييت
تاميلان توانا در چنگ پيروزي
در شرف حاکميت اين جهان است
شما با پيامهاي خود لطف مي کنيد مثل اينکه خانواده شما هستند
شما آنها را سخاوتمندانه دوش مي گيريد با عشق و ثروت
تيز مانند آفتاب فروزان شما بر مردم مي درخشيد
آنها را زير سايه خود قرار دهيد مثل يک فرشته نگهبان
توانا به عنوان يک جنگجو با قلب طلا
شما مظهر يک جنگجو هستيد بر ما مبارک باد
راجا نيز فريب خورد درست مثلِ شما مردم
راجا فقط يه کارمند اونجاست
بابا تو هميشه بايد پشتيبان من باشي
هي سرگرم کننده خواهد بود
راجا اخبارُ شنيدي؟
او خيلي طول ميکشه تا حرف بزنه بهتره شماها بهم بگين
در حال تغيير ماشين رنگ هستن
سه روز مرخصي بهمون دادن تا زماني که درست بشه
بزار بريم قبلِ اينکه مديريت نظرشونُ عوض نکرده
بيا بريم دستامُ ول کنين
هي بيسکوييتا از خط خارج ميشن
بيش از حد سر و صدا ايجاد مي کنه هيچ نظري ندارم
از اونها بخواين سطح روغن رو بررسي کنن باشه
وقتي دکتر بياد تأييدشُ مي گيرم و ايميل ميفرستم
چي شده گانِش؟
ماشين توليد از کار افتاده
بخاطر همين ماشينُ از رده خارج کرديم و ماشين جديدي سفارش داديم
گانش اگه براي سه روز توليد رو متوقف کنيم
ضرر بزرگي به کارخونه وارد ميشه
اوه اينطوري فکر ميکني؟
بيا اينجا يه نگاه به اين بنداز
اگه محصولِ معيوب ارسال کنيم اعتبارِ کارخونه از بين ميره
گانش مشکل از ماشين نيست
رنگ خرابه
تازه تا سه ماهِ ديگه قراره اين طرحُ متوقف کنيم
يه هزينه غير ضروريه که يه ماشينِ نو بخريم
تو فقط يه سرپرستي حدِ خودتُ بدون
توصيه مديرِ ارشد خودتُ به گوش بگير
متاسفم آقا
تو بهترين شکلِ بيسکوييتا رو ميخواي درسته؟ بله
يه ساعت بهم فرصت بده خواهش ميکنم
راجا تعمير شد؟
نگاه کن اميدوارم خووب شده باشن
خيله خب بيا بريم
عجله کن رفيق
رييس بايد بهمون مرخصي بدي
تو کسي هستي که اين کارُ ميتوني بُکني
گانش آقا گفتين سه روز ميتونيم بريم مرخصي
ميتونيم يه روزم اضافه کنيم
کي گفته برين مرخصي؟ شما گفتين
احمقا ماشين رنگ درست شد
برين سرِ کارتون
تازه دو ساعتم اضافه کاري بمونين
بايد دهنمونُ ميبستيم
راجا
اَااااه چقدر مشروب خوردي لعنتي
صبح به اين زودي انقدر خوردي
شما بچه ها هرگز نميفهمين
پسرم چي شده عزيز؟
نميتونم دندون دردُ تحمل کنم
وقتي دندون درد دارين نبايد خيلي تقلا داشته باشين
بهتره استراحت کنين
بايد برم کلينيک
اگه 500 دلار بهم قرض بدي ميتونم برم
فکر کردم دندونت درد ميکنه ولي نتونسته جلوي نخود خوردنتُ بگيره
بهتره بري قبلِ اينکه بهت تُف ننداختم
پول ميخواد براي قماربازيش
جرات نميکني بهت سر ميزنم
اوه واقعا؟
جرات نداري بهم دست بزني
خووبم ميزنمت لعنتي جرات دارم
چرا تو اين سن و سال خشونت به خرج ميدين؟
درسته اون از شورتِ من استفاده کنه
شورتِ خودمه
No comments yet. Be the first to leave one.