Nayola

Nayola

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Nayola 2022 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
A Commentary by Qasem_Samangani

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
1080
Published on: 2024-03-16
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

دانلود فیلم و سریال بدون سانسور - ناین مووی 9Movie.Wiki

‫من خواب یه مردی رو دیدم که داشت میدویید

‫اون لخت بود،

‫اون از بین علف های بلند می دویید...

‫من صدای شلیک تفنگ شنیدم،

‫یه چیزی دنبالش بود، ‫اما نمیدونستم چی.

با صورت اُفتاد توی گِل

‫بعد یه درخت از همونجایی که مرد ناپدید شد ‫شروع به رشد کرد.

‫یه درخت مولمبا،

‫یه مولمبای خیلی خیلی بلند.

‫آنگولا ، 1995

‫حمله!

‫نایولا

‫چرا؟ چرا این کارو کردی؟

‫قلب بچه منو یه طرف میکشوند...

... و اون یه طرف دیگه

‫من تلاش کردم، تلاش کردم تا قلب خودمو ‫درست بینشون به تپش وادارم

اما قلبم همیشه یه راهی به سمت اون پیدا می کرد

‫و یه شب، دیگه برنگشت

‫غسلت میدم تا دیگه هیچوقت فراموش نکنی...

‫مین ها برای منفجر شدن هستند.

‫اگه دوباره ماموریت مارو تو خطر بندازی...

‫زنده زنده می سوزونمت.

‫یارا من رو می بخشه.

‫حتما روغن موتور رفته توی مغزش.

‫آنگولا، 2011

‫دوتا، آهنگ رپ من رو توی ماشینت پخش کن...

‫من میخوام مردم منو احساس کنند.

‫نمیتونم دختر، رئیسم این اجازه رو بهم نمیده.

‫بیخیال، داری خسته ام میکنی ‫فقط پخشش کن.

‫کوبلو، همه رو بکن داخل...

‫و از شر این دختر خلاص شو. ‫ما باید بریم. برو کنار!

‫سلام کوبلو، چخبرا؟

‫تونستی آهنگم رو گوش بدی؟

‫هی خواهر، نمیتونی تصورشو بکنی ‫که به چه دردسری منو انداخت

‫دیروز پلیسا منو دستگیر کردند.

‫همه سی دی هات رو ازم گرفتند.

‫نه بابا.

‫اونا منو کتک زدند و ‫همه پولامو گرفتند.

‫خیلی شرمنده ام داداش ‫قصدم این نبود

‫من فقط میخواستم صدامو پخش کنم، همین.

‫فایده ای نداره خواهر

‫اونا از موسیقی تو میترسن یارا.

‫اما کارت خوبه.

‫به آنگولا خوش اومدی ‫جایی که مشکل زیاده

‫ما با طعنه و کنایه زنده ایم ‫و همتون میدونید منظورم چیه

‫کارای بد یه شغله ‫بچه های کوچیک مجرم ان

‫اونا برای زنده موندن میجنگند ‫هر روزه

‫ما باید بجنگیم ‫تا غلبه کنیم

‫من باورهامو تغییر نمیدم ‫تا پدرومادرمو متقاعد کنم

‫مسیر جلو پامه ‫ما نباید به عقب برگردیم

‫سنگ هم از آسمون بباره ‫این وضعیت باید تموم شه

‫داداش داداش داداش ‫خیلی خفن بود مرد

‫الان باید این دمو رو درست کنیم!

‫راس میگی بولا

‫فردا میریم رپمون رو ضبط میکنیم ‫و بین مردم پخشش میکنیم

‫من فقط فکر میکنم بهتره یکم صبر کنیم ‫امن تره

‫چون بخاطر جشن...

‫خیابونا پر از پلیس میشه.

‫ممکنه دستگیرمون کنند

‫اما ژینگا..

‫تو فقط فکر میکنی، ‫هیچوقت مطمئن نیستی، هستی؟

‫-فکر کنم مطمئن باشم ‫-نه نه نه...

‫خیابونا پر از پلیس میشه ‫ممکنه دستگیرمون کنند

‫همه شونو فراموش کن ژینگا!

‫یارا، ما برای آدمای زندانی فایده ای نداریم

‫ژینگا من زندان رو ترجیح میدم تا اینکه...

‫تو خونه با مادربزرگم سر کنم و ‫ درم روم قفل باشه.

‫اما رپ کردن مثل جنگ چریکیه. ‫میخونی و فرار میکنی.

‫-بازم میخونی و بازم فرار میکنی ‫-هرگز!

‫مطمئنا تا حالا اسم دیوید زِ به گوشت نخورده

‫داداش، جشن بهترین و تنها شانسمونه ‫که دمو مون رو پخش کنیم

‫ما میریم بین اونهمه جمعیت و ‫کل صحنه رو پخش میکنیم داداش

‫باهات موافقم بولا

‫ژینگا، می دونی چرا با بولا موافقم؟

‫چون اونا از این میترسن که مردم پاشن

‫چون تغییر از همینجا همین الان شروع میشه...

‫با بهترین رپ های ما، ژینگا

‫ولی یارا، تو یه رپری نه رامبو

‫تو میخونی و فرار میکنی

‫اینجوری اونا هیچوقت نمیتونند ‫ خفه ات کنند، میگیری؟

‫پسر اگه قصدت اینه، من نیستم

‫میتونی نباشی....

‫چون من و بولا ترتیبش رو میدیم

‫بولا، بیت رو بزن

‫ما از التماس ارتزاق میکنیم ‫مخارج رو میشماریم

‫بخاطر یه مشت سکه ‫یه بچه دیگه گم شد

‫آره، قراره اینو پخش کنیم، ایول

‫تا حالا با یه رفیق دعوا کردید... ‫که یه چشمش سبز و اون یکی چشمش قهوه ای باشه؟

‫اسمش اکومبیه

‫براچی میخوای بدونی؟

‫اون شوهرمه.

‫اونا گفتند توی عملیات گم شده.

‫من یه سال دنبالش گشتم

‫کسی اونو ندیده؟

‫اسم جنگیش چیه؟

‫-اسم جنگی؟ ‫نمیدونم

‫اگه اسم جنگیه شوهرت رو نمیدونی...

‫چجوری میخوای پیداش کنی؟

‫و کی بهت گفته که اون اینجا بوده؟

‫خودش گفت

‫اون از طریق یه رفیق زخمی ‫یه پیام برام فرستاد

‫-چند وقت پیش؟ ‫-هشت ماه پیش

‫باید از تیرانداز بپرسی

‫اون بیشتر از همه ما روی هم ‫جنگ دیده ست

‫نزار خیس شه

‫بگو ببینم، مشکل تو چیه؟

‫تا حالا همراه یه رفیق جنگیدی...

‫که یه چشمش سبز و اون یکی قهوه ای باشه؟

‫من با رفیقایی که ‫رنگ چشمای مختلفی داشتند جنگیدم

‫-اسمش اکومبیه ‫شوهرمه

‫اونا گفتند که توی یه عملیات گم شده

‫یه ساله که دنبالش میگردم

‫این عکسش کمکی میکنه؟

‫اگه کسی رو شبیه به این یادم بیاد ‫بهت میگم

‫اگه میخواستی کسی رو ‫توی این جنگ پیدا کنی...

‫چجوری دنبالش میگشتی؟

‫سعی میکردم خودمو زنده نگه دارم نایولا

‫اینجا خونه کساییه که ‫ماسک دارند...

‫و هیچکسی هم اینجارو ترک نمیکنه

‫تو گره سختی اینجا داری

‫بهتره قبل از اینکه خفه ات کنه ‫بازش کنی

‫هی، یو... من خودمو برای ‫زندگی تو یه کشور وفق نمیدم

‫جایی که کسایی که باید ازمون محافظت کنند ‫متجاوزن اند

‫فقط بخاطر اینکه اگه کسی متفاوت فکر کنه ‫لایق آزادی بیان نیست

‫هان، پس حقوق من چی میشه؟

‫آیا اونا فکر میکنند من لایق تنبیه هستم ‫فقط بخاطر اینکه از زندگی واقعیم خوندم؟

‫آهنگای من جای دوری نمیرن ‫اونا اونارو نه توی رادیو نه توی تلوزیون پخش نمیکنند

‫من یه انسانم ‫یه موجود زنده، هی

‫کشور جدید

‫مولمبا، مولمبا...

‫من خودمو پیدا کردم...

‫تو راحتی سایه ی تو،

‫و تو ثبات ریشه های تو؛

‫ما عاشق هم می مونیم

‫اینجا زمان وجود نداره..

‫و ما خوشحالیم،

‫و خاک هنوز تیره و غنیه،

‫اون حضوری که زمین رو حمایت میکنه...

‫و باعث میشه ما از هر جنگی زنده بیرون بیایم.

‫زیبا بود.

‫کی اینو بهت یاد داده؟

‫اینو از مادرم یاد گرفتم

‫اون قبل از اینکه پدرم بمیره ‫این شعرو زیاد میخوند

‫وقتی جنگ تموم شه، ‫تو یه خواننده میشی

‫نه.

‫من نوشتن رو بیشتر دوست دارم

‫چی بنویسی؟

‫داستان هامو، رویاهامو.

‫کسایی که رویاهای زیبا دارند ‫بهتر میجنگند

‫اسلحه ها هم رویاهارو میکشن

‫توی یه عملیات توی شمال بود،

‫... تو منطقه سویو،

‫تو زمین های نفت.

‫گروه ما محاصره شد،

‫بعد از یه جنگ سنگین تو کل شب

‫چند تا هم زخمی داشتیم.

‫خورشید بالا اومده بود

‫و اون مهی که از ما محافظت میکرد رو ‫از بین میبرد

‫یه جنگجو به اسم ونگا بود

‫اون اسلحه اش رو زمین گذاشت،

‫یونیفرمش رو درآورد و لبخند زد،

‫اون مثه یه مرد دیوونه بنظر میرسید؛

‫اون حزوم زاده ‫لبخند قشنگی داشت.

‫اون آماده شد که به طرف جنگل بدوئه

‫دشمن هم رفت دنبالش ‫و ماهم تونستیم فرار کنیم

‫تو ذهن من...

‫تو سرم...

‫هنوزم میتونم اون نگاه رو ببینم...

‫این ونگا، همون اکومبی منه؟

‫نایولا...

‫اون اکومبی ای که توی عکست داری رو فراموش کن!

‫اگه میخوای شوهرت رو پیدا کنی

‫با قلبت دنبالش بگرد

‫ولی چطوری؟

‫اون داستانی که گفتی، کی اتفاق افتاد؟

‫فکر میکنی اون سر به بیابون گذاشته؟

‫-رفته جنوب؟ ‫رفته شرق؟

‫بگو! اون کجاست؟

‫برو عقب!

‫تیرانداز!

‫بازوکا رو بگیر

‫زود باش!

‫زود باش نایولا

‫نشونه ات رو درست جلوی هواپیما بگیر

‫شلیک کن

‫شلیک کن!

‫چه دختر عصبانی ای

‫این وقت شب کجا بودی؟

‫تیک-تاک، تیک-تاک، تیک-تاک

‫داشتن ساعت های تعمیر شده ‫مثه داشتن شپش می مونه ماما

‫باید ساعت ها رو انتخاب کنی...

‫و انتخابشون کنی ‫قبل از این زندگیت رو ازت بگیرن

‫بخاطرهمینه من این ساعت رو خیلی دوست دارم

‫احتمالا از شنیدن این حرف خسته شدی ‫این مال مادرت بود که دادش به من

‫تی شرتت چی شده؟

‫ناخنم کشیده شده بهش ماما

‫من کسی رو ندارم که بغلم کنه ‫بجاش ناخنم خودمو بغل میکنه

‫خدا بهمون کمک کنه!

‫خدا کارای دیگه ای تو ذهنش داره

Nayola subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left