Release info

Its My Life EP114(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-06-22
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت صد و چهاردهم

‫مامان...

‫اوه. مامان

‫شی وو، شی وو

‫شی وو!

‫فکر کنم کابوس دیدی

‫چه خوابی دیدی؟

‫نمیدونم

‫یادم نمیاد

‫شی وو رو صدا میزدی

‫مدیر چویی حتی تو خوابتم ناراحتت میکنه؟

‫نه

‫مگه شده تا حالا شی وو منو ناراحت کنه؟

‫بیا غذا بخوریم، باشه؟

‫بیا

‫خب

‫خوشمزه به نظر میرسه، نه؟ بخورش

‫کیه؟

‫منتظر کسی نیستم

‫یه لحظه صبر کن

‫آقای جانگ، منم. درُ باز کن

‫چی شده که بدون تماس اومدی اینجا؟

‫خانم چویی، من اومدم

‫فکر کردم نباید با این مرد منحرف ‫تنهات بذارم

‫اومدم ازت محافظت کنم

‫کار خوبی کردی

‫برات یه کم سیب زمینی شیرین خریدم ‫میخوای بخوریش؟

‫باید اول صبحونه ـمونُ بخوریم

‫اگه اول سیب زمینی شیرین بخوره ‫دیگه نمیتونه صبحونه ـش رو بخوره

‫وای، چجوری یه مرد مجرد ‫همچین غذایی درست میکنه؟

‫یه پری آشپز یا همچین چیزی اینجا قایم کردی؟

‫آیگو، تمومش کن

‫خانم یانگ همه اینا رو برامون آورده

‫غذا خوردی؟

‫خوردم، اما اگه این دستپخت خانم یانگه،

‫میتونم یه کم دیگه بخورم ‫بیا. بخورش

‫میرم یه کم برنج برای خودم بیارم

‫یونجی. یونجی

‫یونجی، چی شده؟

‫یونجی، چی شده، چی شده؟

‫اتفاقی افتاده؟

‫این... این چیه؟

‫من واقعا حامله ام

‫خدای من. حالا چیکار کنم؟

‫بذارم زمین ‫یونجی

‫هورا، هورا. خیلی هیجان زده ام

‫باورم نمیشه همچین اتفاق خوبی واسم افتاده

‫یونجی، انقدر خوشحالم که...

‫داره گریه ـم میگیره

‫انقدر خوشحالی؟

‫آره. خیلی خوشحالم

‫واقعا خوشحالم

‫انقدر خوشحالم که حس میکنم ‫دارم دیوونه میشم

‫اینو به کس دیگه ای نگو

‫چرا؟

‫نمیخوام بقیه بگن قبل از ازدواج باردار شدم

‫کمتر از یه ماه دیگه به عروسیمون مونده

‫پس اگه بعدا بگیم این بچه مال ماه عسلمونه ‫باورشون میشه

‫به مامان و بابامم نمیتونم بگم؟

‫آه، نه

‫بیا فقط به مامان بابای من بگیم

‫اگه بگیم اونا خیلی هیجان زده میشن

‫باشه

‫وقتی مادر از بیمارستان مرخص شد ‫با همدیگه بهشون میگیم

‫باشه. خیلی خب

‫آه، راستی. یونجی، گفتی هوس چی کردی؟

‫توکبوکی، جولمیون، کانپونگیِ تند، ‫جاجانگ میون و...

‫دیگه چی؟

‫جوکبالِ تُند

‫جوکبالِ تُند

‫الان میرم بیرون و همه ـشو برات میخرم

‫تو فقط بشین اینجا و استراحت کن

‫بیا. بشین

‫زود برمیگردم

‫شی وو، حالت خوبه؟

‫آره، خوبم

‫چه اتفاقی افتاده؟

‫فکر کنم فرنی شیر و برنج باعث شده ‫اینطوری بشی

‫داخلش شیر بوده

‫شانس آوردی خانم چویی داروتُ آماده کرده بود

‫امکان داشت اتفاق بدتری بیفته

‫یادم میاد خانم چویی میگفت ‫که هر 6 ماه یه بار...

‫برای داروت یه نسخه میگیره

‫میگفت همیشه داروتُ تو کابینت نگه میداره...

‫چون بیشتر وقتا مریض میشی

‫ببخشید شی وو

‫من اصلا نمیدونستم...

‫به شیر حساسیت داری

‫جوری رفتار میکردی که انگار ‫خیلی دامادتُ دوست داری

‫اما نمیدونستی به شیر حساسیت داره؟

‫اگه همه ـمونُ از این خونه ‫انداخته بودی بیرون چی میشد؟

‫مشکلی نیس ‫بعد از یه کم استراحت خوب میشم

‫میرم طبقه بالا استراحت کنم

‫آه، باشه باشه

‫برنج و سوپ و همه چی درست کرده بودم

‫باید فقط غذایی که من درست کرده بودم رو ‫میدادی بهش

‫چرا کاری که هیچوقت نکردی رو انجام دادی ‫و دردسر درست کردی؟

‫از عمد که این کارو نکردم

‫هیچوقت ندیده بودم کسی ‫به شیر حساسیت داشته باشه

‫به جین آه فکر کن

‫فکر کن چطوری میتونی ‫خیالش رو راحت و خوشحالش کنی

‫میدونی الان چطور به نظر میرسی؟

‫چطور به نظر میرسم؟

‫مثل کسی می مونی که صاحبخونه ای که ‫تو خونه ـش رات داده رو بیرون میکنی

‫و اتاق خوابشون رو میگیری ‫و خودت صاحبخونه میشی

‫منم همینطور فکر میکنم

‫من اومدم

‫خوش اومدی نام جین

‫چرا جَوِ اینجا اینجوری به نظر میرسه؟

‫اتفاقی افتاده؟

‫مشخصه

‫مامانت داشت سرزنشم میکرد

‫سرزنشتون میکرد؟

‫مامانم هیچوقت این کارو نمیکنه

‫سرزنشش نمیکرد. داشت آگاهش میکرد

‫شی وو بخاطر فرنی شیر و برنج ‫که مادر زنش براش درست کرده بود

‫نزدیک بود بمیره

‫وقتی ما رفته بودیم بیرون ‫حالش خیلی بد شده بود

‫خب؟ شی وو حالش چطوره؟

‫الان حالش خوبه؟

‫آره. بهتره شده

‫خدارو شکر

‫آه، راستی مامان ‫بله؟

‫میشه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

‫معلومه که میشه، پسرم

‫ قرص آلرژی، قرص کنترل فشار خون، ‫آرامبخش

‫ قرص معده درد، قرص سرما خوردگی

مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫مادر خیلی فوق العاده ـس

‫باید خیلی چیزا ازش یاد بگیرم

‫از اونجایی که مستعد بیماری های جزئی بودم،

‫بیشتر وقتا مریض میشدم

‫بعضی وقتا، نصف شب تب شدیدی میکردم

‫معده درد میگرفتم

‫همچنین مثل امروز بخاطر اینکه...

‫بیرون از خونه غذا میخوردم ‫آلرژیم عود میکرد

‫هر وقت حالم بد میشد، مامانمُ صدا میزدم

‫و اون کاری میکرد که خوب بشم

‫اینو خوب میدونی که اون تو رو ‫با عشق و محبت بزرگ کرده

‫تا کِی میخوای انقدر از مادر عصبانی باشی؟

‫درست میگی. خودمم نمیدونم

‫بیا فردا بریم دیدن مادرت

‫بیا بریم و بیاریمش خونه

‫مامانم...

‫فکر میکنه دارم تو ایتالیا درس میخونم

‫من بهش بی محلی کردم

‫و در حقش بدجنسی کردم

‫فکر کنم بخاطر همین مامان...

‫منو از خاطراتش دور کرده

‫خب... مامان

‫میدونم... که استعفا نامه ـتُ تحویل دادی

‫چی؟ از کجا اینو فهمیدی، مامان؟

‫وکیل هو بهم گفت و ازم خواست جلوتُ بگیرم

‫خب تو بهش چی گفتی؟

‫این تنها چیزیه که دارم

‫ازش خیلی خرج کردم که کمکت کنم...

‫تا از پس مشکل مالی مرحله سوم بر بیای ‫بخاطر همین خیلی نمونده

‫مامان

‫کاری که دلت میخواد رو انجام بده

‫اگه میخوای درس بخونی، بخون

‫اگه میخوای یه شرکت راه بندازی، راه بنداز

‫در عوض،

‫هر کاری میکنی، صادقانه تمام تلاشتُ کن

‫فقط میخوام کاری که دوست داری رو ‫انجام بدی،

‫و خوشبخت زندگی کنی

‫ممنون مامان

‫مطمئنم برای راه انداختن یه شرکت ‫بیشتر از اینا پول لازم میشی

‫برات یه کم دیگه پول جور میکنم،

‫پس فعلا برای راه انداختن شرکتت ‫از این پول استفاده کن

‫از کجا میخوای پول پیدا کنی، مامان؟

‫نمیخواد

‫میدونم که میتونم پول جور کنم ‫بخاطر همین دارم میگم

‫بجاش، میتونی...

‫ترفیعش بدی به مدیر بخش نگهبانی

‫و یه میز بهش بدی؟

‫مدیر بخش نگهبانی؟

‫نه. وقتی میتونی بهش ترفیع بدی،

‫ترفیعش بده به مدیر ارشد بخش نگهبانی

‫آرزوی همیشگیِ زندگیش اینه که ‫عنوان مدیریت داشته باشه

‫پس مطمئنم اگه بهش ترفیع بدی، قبول میکنه

‫راجب کی حرف میزنی؟

‫منظورت آجوشیه(بانگ چول سانگ)؟

‫آجوشی پولش کجا بود؟

‫اون یه عالمه پول داره

‫در واقع اون پول مال توئه

‫به هر حال، وانمود کن که چیزی نمیدونی

‫آیگو. پسرم

‫حتما بخاطر سونگ جو خیلی غصه خوردی

‫ممنون که داری طاقت میاری

‫بیا فقط...

‫فکر کنیم که تو و سونگ جو ‫قسمتِ همدیگه نبودین

‫مامان، میای فردا با هم ‫قرار بذاریم و بریم بیرون؟

‫قرار؟

‫خیلی خوشم میاد

‫فردا نباید برم دیدن گوم سون

‫فردا عالیه

‫آقای جو، خواهش میکنم

‫من واقعا بلد نیستم با کامپیوتر کار کنم

‫لطفا از نامه عذرخواهیت ‫یه پرینت دیگه بگیر

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left