The first 200 lines.
بفرما اینم پیتزای مارگاریتات رفیق.اوکیه؟
پیتزا کارائیبی، من هنوز منتظر پیتزا کارائیبی هستم
گوشیت رو بذار کنار و راه بیفت لطفا
الو؟الو؟
سریعتر- خیلی خب حله-
نه- خب کجا باید بره؟ -
برامهام گاردنز" . بذار عبدلله انجامش بده" !عبدالله
!عبدالله
برامهام گاردنز - اما فکرکردم نوبت منه ببرمش-
نه. این بار نه
نوبت مایکی بود - و حالا نوبت توئه-
میتونم یک جوجه مخصوص داشته باشم لطفا؟
جوجه (چیکن) ویژه 12 اینچی هنوز منتظر پیتزا کارائیبی هستم
اگه میشه دست از گوشی بردار و راه بیفت !لطفا
« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِن زُهرابـی .:: Aren Zo ::.
کیه؟ - پیتزا -
پولش رو پای تلفن دادم !یک لحظه صبرکن
روکش خاص نداره؟
فراموشش کن
خیلی ممنون
!خدایا، خیلی داغونم
اره
خیلی خب
پرونده ست؟
پرونده قتله
مطمئنی فکر خوبیه؟
اره میخوام این یکی رو انجامش بدم
!موفق باشی
خودشه؟
نگو که هنوز (مغازه) بازه
دور بزن
این دیگه چه کوفتیه؟ هنوز غذا سِرو میکنین؟
بیا اینم مارگاریتات رفیق بفرما
چیکار میکنی؟ مغازه رو ببند
من باید به اهدافم برسم- ما هم همینطور-
پیتزای من کجاست؟ - داره میاد -
نخیرم نمیاد هیچکس پیتزا نمیگیره. نه؟
چی؟ - مغازه رو تعطیل میکنی-
ببخشید.اره مغازه رو میبندی
چی؟ پیتزای من کجاست؟
چیزی ندیدی؟
اون پیتزامون رو بهمون داد
و بعد در رو بستم
بعدش صدای تیراندازی رو توی خیابون شنیدیم
شاید، 30ثانیه بعدش
از کجا میدونستی صدای شلیکه ؟
چونکه من توی بیروت بزرگ شدم
خیلی خب
تنها بودی؟
آره، با بچه ها
اون بعدش خوابش برد فکرکنم واکنش نشون داد
واکنش؟
به اتفاقی که افتاد فکرمیکنم «ترس» بود
کی سفارش دادی؟
ساعت 9:30 ما هر دوشنبه یک پیتزا سفارش میدیم
همین موقع؟
اره
از طریق تلفن؟ چی سفارش دادی؟
Quatro formaggio پیتزای موردعلاقه اش هست، اِلفی
یک خرده دیر نیست؟ چندسالشه؟
هفت سالشه اِلفی" ساعت خودش رو داره"
"گفتی "بچه ها - اره اره -
چندتا؟ - دو تا -
اسم بچه دومت رو بهم بگو
لوسی" اما اون تو این ماجرا نبوده" نوزاده
پیتزا رو پرت کردی اون گوشه؟
اره
تنهایی زندگی میکنین؟
به جز خدمتکارمون که اینجا نیست، آره
متاهل نیستی؟
نمیفهمم من فقط یک پیتزا سفارش دادم
وضعیت تأهلم هیچ ربطی به این قضیه نداره
خیلی خب، اگه باید بدونین بگم که این بچه ، بچه شوهرم نیست
برای این منو دستگیر میکنین؟ - پیکِ پیتزا چیزی نگفت؟ -
به جز تشکری که زمان انعام دادن کرد، نه !هیچی نگفت
تشکر؟- اره -
همش همین؟- بعد رفت-
رسید رو داری؟
نقدی پول دادی؟ - من نقد ندارم-
نقد نداشتم پای تلفن پولش رو دادم
باید حلش کنیم
نمیتونیم اینجوری ادامه بدیم
میدونم
سه بار قرار گذاشتیم
بار اول که حتی باهم نخوابیدیم
باید تماس رهبر و رییست رو جواب میدادی
در موردش بهم بگو
و بعد امشب، مثل دفعه قبل
تو یک رستوران نشستم و تنهایی نون کوفت میکنم
و حتی زحمت نمیدی زنگ بزنی
سعی کردم آنتن دهی افتضاحه
ببین، دیوید باید تصمیم بگیری چی میخوای
تا به حال به ذهنت نخورده که (حذب) کارگر ممکنه اصلا برنگرده؟
که ممکنه حکومت (حزب) کارگری دیگه نباشه؟
نمیفهمم باید دوباره ازم بپرسی
دارم میگم که فکرمیکردم روند کارتون نوبتی بوده
یک جورایی نوبتی ـه- این دقیقا یعنی چی؟ -
افراد به نوبت میان- پس نوبت "مایکی" بوده؟ -
اره - در واقع، بهش گفتی -
quattro formaggio که با یک پیتزای به "برامهام گاردنز" بره
اره
خب چرا اون رو نفرستادی بره؟
نظرم عوض شد.عبدالله رو فرستادم من هر کار بخوام میتونم بکنم
میدونم - و منم مسئول اینجام-
اینو متوجهم سوالم اینه که چرا اینکارو کردی؟
چرا؟
عبدالله در زمان تحویل دادن یک پیتزا کشته شد
من چیزی راجع این قضیه نمیدونم
من نمیگم میدونی من که تو رو متهم به قتل نمیکنم
اگرچه قاتل، منتظر بوده
چرا مایکی رو نفرستادی؟
دارم میپرسم سیستم کاریتون رَندوم و تصادفیه؟
از کجا یک تیرانداز میدونسته که کی رو قراره بکشه؟
و اگه میخواسته شخص خاصی رو بکشه
این تصادفی بوده که تو نظرت رو عوض کردی؟
خب؟
نمیدونم
کسی رو بیرون ندیدی؟ کسی که تعقیبش میکرده؟
نه - دلیلی بوده؟-
دلیلی داشته که "عبدالله" رو فرستادی؟
اون تمام شب یک سفارش هم نبرد
عبدالله تمام شب یک سفارش هم نبرد
پس دلت به حالش سوخت؟ - اره-
به خاطر خوش قلبی ـت فرستادیش؟
کی مالک اینجاست؟
من اداره اش میکنم
میدونم
مالکش عوض شده - کی؟ -
ماه گذشته من هرگز باهاش صحبت نکردم
Boca Raton توی هستن
درسته . این یک پیتزایی توی جنوب لندنه
و مالکش توی هست؟ Boca Raton
آره
این "مایکی گونز" هست
اره باهم دیگه آشنا شدیم
مایکی" تازه فهمیده" که ممکن بوده خودش بمیره
مایکی، باید بهمون بگی
چرا یکی باید بخواد تو رو بکشه؟
ببین، با عقل جور در نمیاد
مطمئنی؟
عبدالله رو میشناختی؟
نه راستش
اسم دومش رو بلد بودی؟
... تازه شروع به کار کرده بود.فکرمیکنم
فکرمیکنم سوری چیزی بود؟- سوری؟-
اره اینو گفت
چطور پول میگیری؟
زمان تحویل
نقد؟
اره- کاغذی چیزی نمیدین؟-
از این جور جا ها نیست که کاغذ (رسید) بدن
قبلا چی کار میکردی؟
قبلاً مامور حراست بودم توی یک کلوب شبانه
تا وقتی که بهم شلیک شد
کدوم کلوب شبانه؟
"توربین"
پس جای تعجب نیست بهت شلیک شده
راکی" ، آقای "گونز" رو به اداره میبری؟"
من میخوام سر صحنه جرم بدم
میتونم یک چیزی بگم؟
اره هر چی بخوای میتونی بگی
سیستم، سیستم ـه
بیزار بودن از چیزی" ، اون چیز رو عوض نمیکنه"
،صرفنظر هر احساسی که نسبت بهش داری جلو میره
و این چه ربطی به دیر اومدن من به قرار داره؟
میدونی
تو واقعا مرد خوبی هستی، دیوید
اما خیلی تو چیزایی گم شدی که هیچ کاری براشون نمیتونی بکنی
دیگه اصلا نمیدونی واقعا کی هستی
کجا میری؟ بمون
نه
نمیتونم اینجا بمونم
بیخیال صبح، حس بهتری داری
فکرنکنم
خب، حداقل بذار برات به تاکسی زنگ بزنم
محض رضای خدا
،ببین اگه حذب کارگر تو رو عصبانی میکنه
فکرمیکنی با من چیکار میکنه؟ - باعث میشه بورینگ (خسته کننده) بشی-
نیتن.خوبی؟
هیچ کدوم از این اتفاقات با عقلت جور در میان؟
من نمیفهمم ... امکان نداره یک تیرانداز
بدونه کدوم پِیک میاد
چی فکرمیکنی؟به نظرت تیرانداز رَندوم هست؟
اصلا مگه ممکنه؟ - فکرنکنم -
خب چی پس؟
چرا یکی باید پِیک پیتزایی رو بکشه؟
خب تا به حال از پیتزاشون خوردی؟
جوک جالبی بود- یک چیز عجیب دیگه هست-
چی؟
میدونی من با "کارن مارس" ، زنی که پیتزا رو سفارش داده بود صحبت کردم؟
خب؟ - اون در مورد نوزادش یه چیزی گفت-
"گفت "اون نقشی تو این قضیه نداره
خب؟
"نقشی تو این ماجرا نداره" منظورش چیه؟
منظورش از این حرف چیه؟
احتمالاً منظورش اینه که یک پِیک موتوری
بیرون از خونه اش به قتل رسیده
و به عنوان یک مادر احساس میکنه نوزادش ربطی به ماجرا نداره
احتمالا منظورش این بوده
"نقشی تو این قضیه نداره" عبارت عجیبی برای بیان این منظوره
No comments yet. Be the first to leave one.