The first 35 lines.
VIXX - Error
نمیتونستم کاریش کنم پس همه چیو فراموش کردم
من همه ی احساساتمو از بین بردم
ولی نتونستم تو رو فراموش کنم
چون قلبم خیلی ناراحت بود
فقط لازمه اینطوری زندگی کنم
فقط میخوام نفس بکشم
فقط میخوام زنده باشم ولی چرا نمیتونم؟
گفتم عیبی نداره
این برام بهتره
با اون حرفهای تیز مثه چاقوت
میترسیدم که زخمی بشم
فقطـ میخوام نفس بکشم و غذا بخورم
تا این درد رو تحمل کنم
من یه ترسو بودم
من میخواستم صبور باشم
من قلبمو تو دستام نگه میدارم
من زندگی ای رو که واسه منه انتخاب میکنم
من نمیخوام خودمو بی خیال شم
من نمیخوام بیشتر از این خودمو خراب کنم
خاطراتی که پایانی ندارن حتی اگه تموم شده باشن
من هیچ اعتماد به نفسی واسه غلبه بهش ندارم
عشق , آخرش فقط
واسه یکیمون مثه دروغه
حالا به منی که داره فراموشت میکنه نگاه کن
با چشمای کاملا بازت
حتی فراموشم نکن
حتی محوم نکن
قلبم داشت میلرزید و این پایان راه بود
بعد از گرفتن اون تصمیم و یه نفس عمیق
یه آه عمیقی بیرون دادم
من تو رو از تو قلبم بیرون انداختم
همینطور که فریادی خاموش از خودم بیرون میدم
همه ی اون خاطراتی که زنده ان رو پاک میکنم
خاطرات باقی مونده رو به باد میسپرم , میسوزونم
No comments yet. Be the first to leave one.