The Traitors

The Traitors

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

The Traitors UK S04E02 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 2 The Traitors UK 2023 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-01-02
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بازیکن جدید برای انجام بزرگترین بازی فریب وارد شدن ۲۲

به قلعه خائنین خوش اومدید. (صدای تشویق)

تجدید دیدارهای غافلگیرکننده‌ای هم در کار بود

من راس رو ۱۵ سال پیش دیده بودم

و دروغ‌ها

دارم اینو پنهان می‌کنم که نویسنده داستان‌های جنایی و وکیل سابق هستم

من بازرس ارشد بازنشسته‌ی پلیس آگاهی‌ام

اما قصد ندارم به کسی بگم

جودی خیلی دوست‌داشتنی به نظر میاد، ولی خب معلومه که من باید اینو بگم

چون اون مادرمه

سه تا «خائن» انتخاب شدن

اما یه «خائن مخفی» هم انتخاب شد

اون خائن مخفی به تنهایی کار می‌کنه

هر شب، اونا لیست کوتاهی از کاندیداهای قتل رو به شما می‌دن

شما فقط می‌تونید یکی از اون افراد رو به قتل برسونید

که توی اون لیستِ قتل هستن

همزمان با بالا رفتن مبلغ جایزه

وای خدای من! اسم‌های ما روشه

لیستِ قتل هم همین‌طور داغ‌تر شد

به اون تابوت‌ها نگاه کنید

امشب یکی از شماها توی اون قرار می‌گیره

خائن‌ها اول کی رو می‌کشن؟

«جیمز، نِتی یا ماز؟»

«امضا: خائن مخفی.»

و خائن مخفی کیه؟

این مسابقه‌ی «خائنین»ـه

دوست دارید کی رو به قتل برسونید؟

جیمز... نِتی

یا ماز؟

اونایی که خودشون باعث اخراج خودشون می‌شن

آره، اونا باید بمونن. باید توی بازی بمونن

جیمز مثل طوفانه

هر روز پنج تا تئوری مختلف داره. آره

می‌دونم، ولی اگه این‌طوری رفتار کنه محاله بتونه خائن باشه

نِتی

اون گفت: «آره، من راس رو می‌شناسم»، ولی اصلاً قانع‌کننده نبود

پس نِتی به هر حال می‌تونه حذف بشه

به نظرم وقتی یه تئوری به سرش می‌زنه، خیلی شبیه جیمز می‌شه

فکر کنم خیلی سفت و سخت پایِ تئوریش می‌مونه

ماز

یکم شیطون و زبل به نظر میاد

ولی فکر کنم با حرف زدنش خودش رو به دردسر بندازه. به نظرم... آره

فایده‌ی اصلیِ خلاص شدن از شر ماز اینه که

ممکنه بتونه آدم‌ها رو دور خودش جمع کنه. زبون‌بازِ قهاریه

باید خیلی رندوم و الکی به نظر بیاد

طوری که حسابی گیج بشن و به هر سمتی برن

# بازی داره به جاهای حساسش می‌رسه

# بپر توی دل شعله‌ها... #

موافقیم؟ بریم تو کارش

دلت می‌خواد اولین قتل رو انجام بدی؟

واقعاً دلم می‌خواد اولین قتل رو خودم انجام بدم

خیلی بدجنس و موذی هستی

برو انجامش بده. فقط حواست باشه شنلت خونی نشه. سعی‌مو می‌کنم

# بازی داره به جاهای حساسش می‌رسه

# بپر توی دل شعله‌ها

# وقت تردید نیست

# انگار همیشه عاشقِ تعقیب و گریزم... #

تموم شد

کشتن اونا پیام درستی می‌فرسته و دستِ ما رو باز می‌ذاره

طاقت ندارم ببینم نتیجه‌ش چی می‌شه

مزه‌ش رفت زیر زبونم

اون اولین قتلِ امشب حس خوبی داشت

ما بهترین انتخاب رو از بین اون سه نفری که خائن مخفی داده بود، کردیم

اونا اصلاً شناسایی نشدن

حداقل برای ما سه نفری که تو برجیم

پس، فردا صبح مطمئن می‌شم که

بفهمم اون خائن مخفی کیه

# انگار همیشه عاشقِ تعقیب و گریزم

# مثل یه طوفان دارم میام

# مثل یه طوفان دارم میام. #

دیشب، خائنین اولین قتل خودشون رو مرتکب شدن

و قربانی‌شون رو از لیست خائن مخفی انتخاب کردن

اون لیست تایید کرد که نِتی، جیمز و ماز قطعاً جزو «وفادارها» هستن

اما کدومشون برای صبحانه نمیاد؟

آه، خب. اولین نفراییم که اومدیم. اوه، ما اولی هستیم. باشه

اولین نفر اینجاییم. واو

ایول! بساطِ عیش و نوش! ووهو

عجب سفره‌ای! وای، اینو ببین

به عنوان یه خائن توی اتاق صبحانه

حس می‌کنی انگار داری یواشکی به دنیای بقیه سرک می‌کشی

باید مدام یادت باشه که نقش یه «وفادار» رو بازی کنی

فکر کنم بهتره فقط گوش بدم و عکس‌العمل نشون بدم

قصد ندارم اصلاً آتیش‌بیارِ معرکه بشم

خب، اینجا چی داریم؟ اوه، خدای من

و مجبور شدیم با این پیچیدگیِ اضافه هم کنار بیایم

یعنی داشتنِ یه خائن مخفی. اصلاً روحمم خبر نداره کیه

اوه، اون همه پرتره رو ببین. اصلاً یادم رفته بود

آره می‌دونم. آره. قراره یه نفر نیاد

می‌دونم. نگو. سم، نگو. آره

اوه، اومدن

بیا تو

سلام

سلام سلام

صبح بخیر. صبح بخیر بچه‌ها. صبح بخیر

وقتی وارد اولین صبحانه می‌شی

خیلی استرس دارم

همه قراره به شدت هوشیار و گوش‌به‌زنگ باشن

و دنبال کسایی می‌گردن که عجیب رفتار می‌کنن

یه خائن مخفی هم داریم

اونا می‌دونن ما کی هستیم ولی ما نمی‌دونیم اونا کی‌ان

که یه جورایی نگران‌کننده است

پس باید حواسم رو

خیلی دقیق به همه جمع کنم

کسی اینجا بود که دیشب در امان نبوده باشه؟

نه، من... من در امان بودم. فکر کنم همه‌مون در امان بودیم. همه‌مون سالمیم

ما همه‌مون جزو آدم‌های امن بودیم

در ضمن، باید یادتون باشه با توجه به کسایی که اینجا هستن

همین الان یه خائن توی این اتاقه

یا بیشتر. شایدم بیشتر

اوه، این کیه؟ اوه خدای من

ایناهاش! رییسی

ادم

و فیونا

خوشحالم می‌بینمتون بچه‌ها

رفتن سر صبحانه فوق‌العاده بود

می‌دونی، این بازی خیلی جالبیه

باید حواس‌مان خیلی جمع باشه

دارم باهاش حال می‌کنم

اگه جودی برنگرده واقعاً مخم سوت می‌کشه. آره

مخم سوت می‌کشه. دیشب هم به همین فکر می‌کردم

با خودم می‌گم: «آخه مگه می‌شه؟» آره. اومم

خب معلومه که خیلی خوشحال بودم که سر صبحانه هستم

ولی تهِ دلم یکم نگران مامان بودم

واقعاً امیدوار بودم که اونم برگرده

اوه، پرتنش‌ترین صبحانه‌ی عمرم بود

اوه خدا! اوه، اومدن. این کیه؟

بیا تو! اوه نه

ووهوهو

وای! مثل ترن هوایی می‌مونه، نه؟ بالا و پایین داره

راس و نِتی؛ اونا قطعاً همدیگه رو می‌شناسن، درسته؟

اوه، صد در صد

ولی آخه چقدر احتمالش هست؟

اوه، اون قهوه‌ست؟

خب، راس، می‌خوام در مورد این بپرسم که

چون مشخصه که تو نِتی رو می‌شناسی

اوم، می‌دونم چه شکلی به نظر میاد

اگه بخوام صادق باشم، وقتی اولش از ماشین‌ها پیاده شدیم

خب داشتم به همه سلام می‌کردم

و راستش اولش قصدم فقط این بود که برم

بشناسمش ولی چیزی به زبان نیارم

ولی یه چیز رو بهتون اطمینان می‌دم، واقعاً روحمم خبر نداشت

من هنوز مرددم و نمی‌تونم قضاوت کنم

لزوماً نمی‌دونم شما خائن هستید یا نه

ولی این رابطه برای من یکم مشکوکه

این یه تصادف خیلی بزرگه. آره. آره. حق با توئه

فقط باید علامت سوال برامون ایجاد کنه

ولی خب دارم باهات صادقانه حرف می‌زنم

فعلاً

واقعاً همه‌مون داریم به هر چیزی چنگ می‌زنیم تا یه سرنخی پیدا کنیم

این واقعیته که من و نِتی همدیگه رو می‌شناسیم

ولی الان... فکر کنم نزدیک ۱۵ ساله که ندیدمش

در نهایت، این کلِ داستانی که با نِتی راه افتاده داره کلافه‌م می‌کنه

می‌دونم. آره، متوجه شدم

اوه، خدای من

پسر، دیگه بازی جدی شده. آره. کی برنمی‌گرده؟

خب، نِتی، جیمز، ماز و ریچل رو داریم

من حس می‌کنم ریچل یه «وفادار»ـه

ما که نمی‌دونیم. نه، ولی منم فکر می‌کنم... منم همین حس رو دارم

امیدوارم جیمز نباشه

من تقریباً در مورد نِتی کاملاً مطمئنم

تنها شکِ من بین اون چهار نفر، احتمالاً ماز بود

اوه! بچه‌ها، بچه‌ها. اومد

بیا تو! بیا تو

چطوری؟ آخه چطور؟ عجب ورودی

نمی‌دونم چطوری

اوه، نِتیه. کی؟ نِتی

چی؟ بهتون که گفته بودم، گفته بودم، گفته بودم

آخه چرا نِتی رو کشتن؟

به نظرم نِتی انتخاب خوبی بود

چون فکر نمی‌کنم از گفتنِ نظرش ترسی داشته باشه. نه

و اگه یه وقت برعلیه یکی از ما می‌شد

حسابی به دردسر می‌افتادیم

تازه، اگه از شر نِتی خلاص شیم، راس میاد وسط

خیلی‌ها دارن در موردش حرف می‌زنن. آره، دارن حرف می‌زنن

اولین مقتول‌مون نِتیه؟

آره. آره

اوه، نه

اوه

نِتی عزیز

به دستور خائنین، تو به قتل رسیدی

امضا: خائنین

خیلی دلم سوخت

فکر کنم می‌تونستم «وفادار» خیلی خوبی باشم

شاید زیادی وفادارِ خوبی بودم، زیادی سر و صدا کردم

و حالا... حالا دیگه وقتم تموم شده

نمی‌خوام گریه کنم

ولی اشکم دراومده

ولی فکر کنم اشک شوقه، چون واقعاً بهم خوش گذشت

پس آره، موفق باشید وفادارها. (صدای فین‌فین)

اوه، خدا

اوه، این خیلی بیرحمانه است. شوکه شدم. واقعاً شوکه‌ام

خدای من، اصلاً حالم بد شد

اوه، خدا خیرت بده. ممنون هریت. بیا اینم از این. دمت گرم

خب، اِم... هی، نون تست‌ها کجاست؟ اوه

راستش یکم خیالم راحت شد چون

این واقعیت که من نِتی رو می‌شناختم

چیزی بود که بقیه می‌تونستن ازش برعلیه من استفاده کنن

و این برام یه جور نقطه ضعف بود

علاوه بر اون بخشِ تاریک‌تری که دارم مخفی می‌کنم

پس راستش

More Farsi Persian subtitles for The Traitors

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left