The first 200 lines.
سه تا خائن انتخاب شدن
و یه خائن مخفی هم انتخاب شد
تو خائن مخفی هستی
اون خائن مخفی قراره تنهایی کار کنه
هر شب، اونا بهت یه لیست کوتاه برای قتل میدن
تو فقط میتونی یکی از اون آدمایی رو بکشی
که توی اون لیست کوتاه قتل باشن
اما بعد از یه اخراج
من یه وفادارم
نفس همهشون توی سینه حبس میشه
معلومه که هست
و دو تا قتل بیرحمانه
شک و تردید توی قلعه بالا گرفت
بنه
هر کی این کارو کرده تهِ نامردیه
اون نمایش بازی کردنای سرِ صبحانه اصلاً به نظر من واقعی نمیاومد
بن گفت: «اگه من نبودم یعنی کارِ راسه.»
حتماً یه خائن اونجا بوده که شنیده. توی اون اتاق
من به استیون شک دارم
یه میزگرد پر تنش
یه خائن برام پاپوش دوخته و استیون، تو توی اون گروه بودی
همهاش اون غلو کردنا بود که
«اوه، دارم دنبال یه سپر میگردم.»
خداییش خیلی تکرارش کردی
متاسفم هوگو
هیچ فایدهای برای تیم نداشتی
و این باعث شد وفادارها اولین خائن رو شکار کنن
من یه
خائنم
همه تشویق میکنن
به دو تا خائنِ باقیمونده یه ماموریت خائنانه داده شد
«باید نُه تا بازیکن رو برای لیست قتل انتخاب کنید»
«روی تکتک اون نُه نفری که میخواید توی لیست باشن»
«یه اثر انگشت بذارید.»
«فردا یکی از این بازیکنا به قتل میرسه»
«اگه موفق بشید، خائن مخفی امشب بهتون ملحق میشه.»
احضارِ خائن مخفی برای اینکه بالاخره هویتش لو بره
صدای در زدن
بیا تو
اینم از خائنها
اوه خدای من
# آتیش... #
صدای در زدن
بیا تو
# همهچیز رو بسوزون... #
میخندن
فیونا
قلبم
خب... اوه، اصلاً فکرشم نمیکردم
ای ناقلا! من
تو حالا رسماً خائن مخفی هستی
تمام تلاشم رو میکنم که تا جای ممکن خائن باشم
این فوقالعادهست
قدرت بدجوری مستم کرده
فیونا زیر لب میخنده
چرا نتی؟ آخه اون معلم مهربونی بود
بهش اعتماد داشتم
حس میکنم ریچل یه وفاداره
میدونی چیه هوگو؟ فکر کنم تو احتمالاً
یکی از آخرین نفراتی هستی که واقعاً باهاش حرف نزدم
هنوز یه گپِ حسابی با هم نزدیم، مگه نه؟
هوگو قطعاً تا همین امروز صبح خیلی ساکت شده بود
وکیلا که مدرک جمع نمیکنن، کارِ پلیسه
یکیشون رو گرفتید
همه تشویق میکنن
عاشق نقشم به عنوان خائن مخفیم
میخنده
خیلی حال میده
وای خدای من
عالی بودم، نه؟
خیلی خوب بودی
هالیوود داره صدام میزنه، حسش میکنم
باورم نمیشه فیونا خائن مخفیه
داره یه بازیِ
خیلی خیلی خوب راه میندازه
ببین چطوری به هوگو رای دادی. میدونی چیه؟
بدجوری گند زده بود، واسه همین مجبور شدم با کله برم تو شکمش. خب
باید انجام میشد
من در واقع این چند شبِ اخیر کارِ شماها رو راحت کردم
اومدنِ فیونا نگرانم میکنه
چون فکر کنم قراره حسابی اوضاع رو به هم بریزه
از اینکه توی برجی خوشحالی؟
اوه، عاشقشم
واقعاً هیجانزدهام
که بالاخره همدستای خائنم رو میبینم
و اگه خودِ شیطون هم میخواست تور بندازه
سه نفر بهتر از ما گیرش نمیاومد
به خونهی جدیدت خوش اومدی. اوه، مرسی
خب، به ما یه ماموریت مخفی دادن، یه لیست کوتاه برای قتل
و من اسم استیون رو گذاشتم و ترکیبی از آدمایی
که وفادارن و آدمایی که بقیه بهشون شک دارن
نقشهی خیلی خوبیه
حالا باید پشتِ هم باشیم
آره... تا جایی که میشه و تا هر وقت که بشه
ایول، سلتیها دور هم جمع شدن
میدونم
جوگیر نشی یه وقت. یه بغل و یه قتل
فیونا
تو واقعاً یه چیزی هستی
وای خدای من
خب، بریم دیگه؟
قدرت فردیِ منو فراموش کنید
بیاید با هم تقسیمش کنیم
فقط به اعتماد نیاز داره. هر چند
این بازیِ بازی دادنه
و خائن هم که همیشه خائنه
میخنده
# در حال دویدن، دویدن
# روز واقعه داره میرسه
# میگیرنت... #
خب، حالا که قتلی انجام نشده
همه سرِ میز صبحانه حاضر میشن
اما وفادارها خبر ندارن
که بعضیهاشون توی لیست قتل خائنها هستن
ای بابا، لعنتی
خالیه. آره. باشه
یه کم عصبیام
ولی هیجان دارم ببینم
چه واکنشی نشون میدن. امیدوارم امروز صبح
حسابی توی سالن صبحانه بلوا به پا بشه
بچهها چه حسی دارید از اینکه دیروز بردیم؟
راستش، هیچ حسی مثل این نیست
قلبم داشت از سینه میزد بیرون، میدونی؟
با خودت میگی «نباید اینقدر هیجانزده باشی.»
فکر کردم اشتباه بزرگی کردیم
چون تا آخرین لحظه توی نقشش بود... آره... دقیقاً تا تهش
اون واقعاً یه بازیگرِ معرکهست. استیون میخنده
صدای در زدن
اوه، بیا تو، بیا تو
همه تشویق میکنن
سلام! وای خدای من
حس عجیبی داره
که دیگه به عنوان خائن مخفی نری سر صبحانه
حالِ هر دوتون چطوره؟ فیونا
از دیدنت خوشحالم. وای خدای من
به گفتهی پسرم و شوهرم، گویین، من توی
پیازداغ زیاد کردنِ قصهها استادم
از دروغای مصلحتی خوشم میآد و دلم میخواد ببرم
واسه همین فکر کنم اینجا خیلی خوب عمل کنم
هوگو اصلاً توی رادارم نبود. اصلاً بهش فکر نمیکردم
آره، منم اصلاً بهش شک نداشتم
ولی وقتی اونجوری... اون نطقِ غرا رو راه انداختی
با خودم گفتم «یه لحظه صبر کن ببینم...»
من موقعیت رو جور کردم
تو گلش کردی
خلاصه، نمیتونم تشخیص بدم
فیونا داره نقش بازی میکنه یا خودِ واقعیشه
در هر صورت، داره براش جواب میدده
قشنگ همهی آدما رو
خامِ خودش کرده
مثلاً، اصلاً باورم نمیشه که اونه. نمیتونم... هنوز تو شوکم
در زدنِ محکم و عجولانه
اوم! اوه، اوه
بیا تو
همه تشویق میکنن
یس
سلام. صبح بخیر
اینو ببین. فکر نکنم هیچ خائنی اینجا باشه
بی تعارف بگم، تقریباً مطمئنم ریسه
و مدرکِ محکمی هم دارم
که همهی اونایی که دورِ میزگرد بودن شاهدش بودن
احتمالاً یادتون میآد، ولی سرِ میزگرد مطرحش میکنم
عالیه. خب پس تمرکز کن. خودت رو جمع و جور کن
یعنی فقط همین سه نفر موندن؟
ریس، آماندا و مت هستن
نباید آماندا رو از دست بدیم
اون خیلی کلهشقیه
و اگه همهشون بیان تو، یعنی یه نفر جدید جذب شده
صدای در زدن
بیا تو، بیا تو
همه تشویق میکنن
کی نیست؟ کی حذف شده؟
ما آخرین نفریم؟ ما آخری هستیم؟ کی اینجا نیست؟ ما؟
یعنی یه نفر جذب شده
همهتون اینجایید. همهمون هستیم
همهمون اینجاییم. یه نفر رو استخدام کردن
وای خدای من
واقعاً گیج شدم
هیچ قتلی اتفاق نیفتاده، خب
پس یعنی یارکشی کردن؟
یعنی الان یه خائنِ جدید داریم
اوه، ای بابا. رسیدیم. اوه، سلام
صبح بخیر
صبح بخیر
همهتون صحیح و سالم اینجا حضور دارید
خب، معنیش چیه؟
خائنها رحم کردن؟
متاسفم ولی نه
با اینکه کسی رو نکشتن
ولی نُه نفر از شما رو برای قتل کاندید کردن
نُه نفر؟ محض اطلاعتون
دیروز جلوی چشمِ همه این کار رو کردن
میتونستن هم وفادارها رو انتخاب کنن، هم خائنها رو
این نُه نفر در معرضِ قتل هستن
اونا این کسان:
آماندا
فراز
جک
جید
جیمز
No comments yet. Be the first to leave one.