The first 173 lines.
Donna fuukei sono me ni utsushita چه منظرهای از چشمانت منعکس شد
Hoshi ga tomotta saigo no mabataki آخرین فروغی که خورشید تاباند
Teikan sore mo ima to narya yabo ka پذیرش. آیا آن نیز اکنون بیمعناست؟
Yoru wa kurai dare mo akari o motaneba اگر کسی روشنایی را در دست نگیرد شب تاریک است
Dare mo shiranai nazukerarenai کسی نمیداند، نام نمیبرد
Bokura no hibana ga sukoshi terashita no wa آنچه شعلههای ما اندکی بر آن تابید
Hikarabita tsuchi kogeta gareki خاکهای خشکیده، آوار سوخته
Tashika ni waratta kimi no hibi روزگاری که به راستی خندان بودی
Kyoukaisen no mukou gawa de wasuresarare آن سمت مرز فراموش خواهد شد
Owaru sadame sou shirinagara قانون پایان. همچنان که میدانم
Kuppuku suru koto wo yurusanu ano koe wa آن صدایی که تسلیم شدنم را نخواهد بخشید
Katsute no senyū ka onore no kokoro ka یاری قدیمی ست یا قلب خودم؟
Sonzai igi wa itsu datte jibun igai معنای وجود داشتنم همیشه چیزیست فراتر از خودم
Tatoeba kimi بهطور مثال تو
sono koe dake تنها صدای توست
Todoku kyorinaraba kasuka ni tomoru hi wa که باعث میشود شعلهی کمسویی که در دسترس است را
Boku wa kibou datte yoberu ki ga shitanda حس کنم بتوانم امید بخوانم
!این شد یه چیزی
آکادمی ویژه افسری، میادین تمرین فنون رزمی
!حالا پیشروی
همینجوری بیفتین دنبالشون
!دریافت شد
دورشون بزنیم؟
!فقط وایسین قراضهها
!دارم میام کونتونو پاره کنم
!اوی، مارسل
!الانه تصادف کنیم
...به خیر گذشت
.شرمنده، یوجین
حالت خوبه؟
...بگی نگی
!شماها! معلومه چه گوهی میخورین؟
!یالا پیاده شیــــن
کارآموز مارسل، قصدت از اون کار چی بود؟
روز ۱۱ام ماه ۲ام سال ۲۱۴۹ اختری
.که دشمن رو از عقب فلنک کنم
برای همین رفتی نوک تپه؟
.شکم فلدرست رو به دشمن رو کردی
!نمره تمرین امروزت صفره
!برو آموزشی پایه دوباره بیا
.بله
.بعدی کارآموز نوزن
!با وانارگاند ملق میزنی؟ عقلت سرجاشه؟
!میخوای جنگندهتو داغون کنی؟
برای جلوگیری از تصادف اون .کارو تنها راه ممکن تشخیص دادم
پاهای یه دونه آسیب ببینه .خیلی بهتره تا ازدست دادن هردو
...شین
.راست میگی
.نمرهی پیشگیری از تصادف رو بهت میدم
.ولی این موضوع که خطرناک خلبانی کردی سرجاشه
.پس تو هم صفر
ملتفت شدی؟
.بله
.نوزن
.توقع دستت درد نکنه نداشته باش
.نیازی نیست
...اصلا تو هم جاخالی نمیدادی خودم
.دارم میگم نیازی نیست
.بریم، یوجین
!ولش کن. بیا
جوونی خوب چیزیه، نه؟
اینطور بنظر رسید؟
.چه نچسب
امروز چیه؟
.بازم میخوام یه جا باهام بیای
.اجازهشم گرفتم
.یوجین، از نوزن فاصله بگیر
چرا؟
خودت مگه نمیدونی؟ اون اِیتیسیکسیها .تو ساخت مدل جدید فلدرس دست دارن
.چیز ناجوریه
از این اسلحههای روانی جمهوری .که اصلا ایمنی خلبانو لحاظ نمیکنه
.حتی میگن تو تستهاش یه سری خلبان مردن
!اونوقت اونا خودشون سر و مر و گندهن
.شایعهس فقط
...ولی بازم
.یه حس بدی به اون یارو دارم
...عینهو اینکه
چی؟
.عزرائیله
.شماها
یهکم وقت دارین؟
روز ۱ام ماه ۴ام سال ۲۱۴۹ اختری
کجا میخواد ما رو ببره؟
تمرینه؟
.چمدونم
.ولی یه چیزی بار کامیونه ها
.آره. روشم پوشوندن
موقعی که تازه رسیده بودین .اینجا هنوز خاک لژیون بود
.ولی تو همین نیمسال تونستیم تا اینجا رو پس بگیریم
خط مقدم رو که جلو بردیم این فلدرسهای .از کار افتادهی جمهوری رو پیدا کردیم
کنارشون هم کلی اسم .بود که رو پلاک حک شده بود
تو جماهیر، رسم اینه اسم کسی که تو جنگ میمیره
حتما باید رو یه بنای یادبود .تو آرامگاه ملی حک بشه
،ولی قرار شد اسم یارهاتون که رو پلاکها بود
.هر ۵۷۵ نفرشون، اینجا موندگار بشه
.تهش هم این شد
پلاکها رم بعد ثبت کردن بی کم و کاست .برگردونیم سرجاش پس خیالتون راحت
چطوره؟
.از توجهتون ممنون
ولی دیگه آکادمی ویژه رو پشت سر گذاشتید
.پس از این به بعد رسما سرباز جماهیر اید
.خیلی زود هم اعزام میشید برای جنگ
قراره وارد نیروی عملیاتی نوردلیخت بشید .که یکی از دستههای تحت اختیار منه
.فرمانده واحد ۱۰۲۸ام آزمایشی، سرهنگ گرته ونزل
.مجددا خوشوقتم
.خوشوقتیم
!آهای! قرار نبود یه دفه آدمو پرت کنی
فردریکا چان؟
اون چیه اصلا؟
!نیگا نکنین! سوپرایزه
سوپرایز؟
!آره
این دیگه چیه؟
اسکاونجر؟
.مال جمهوریه
چرا؟
فایدو؟
چی داری میگی، شین کون؟
تو از اون دسته آدمایی که یه اسمو رو هر حیوونش میذاره؟
.نه، این فایدو ئه
.همونی که باهاتون بود
بعد پیدا کردنش موقع چک .معلوم شد هستهش سالمه
.گرته بازسازیش کرد
.قطعاتش عوض شده ولی این خود خود فایدو ئه
.ظاهرش همونه ولی قابلیتشو چندین لول بالا بردم
.ولمون کن
.خودش هم فکر میکرد مرده .اوایل روشن نمیشد
...چیزی که تکونش داد
.شنیدن اسم شینئه بود
.تو مدرک این هستی که ما تا اینجا رسیدیم
.این وظیفه رو انجام بده تا روزی که زنگ بزنی
تو هنوز زندهای؟
مگه نگفتم وظیفهتو نگه دار تا زنگ بزنی؟
...ولی خب
بازم میای باهم برگردیم؟
.د بیا
!شمام حالا یه ذره نگرانش شین
!راست میگه
.فایدو به این راحتیا خراب نمیشه
!شینئه رو میگم
!راست میگه
.پس ردیفه
.شین کون بلده فایدو چطوری کار میکنه
واقعا؟
.پس همچین قیافهای هم میتونه بگیره
خب، فردریکا چرا اینجائه؟
.معلومه دیگه. چون مسکات شدم
مسکات»؟»
خبر نداشتین؟
رسم گیاده ست دخترای کوچیک مثل من برن تو .هر دسته بعد با هم زندگی کنن
اون دسته مثل خونواده میشن
حاضرن برای دختر یا خواهر عزیزشون .جونشونو به خطر بندازن
.اوه. چه ناجور
...اوه، نکنه
.بله
.دستهای که من میرم توش نیروی ۱۰۲۸ام آزمایشیه
!یعنی میشم الهه پیروزی شما
خنده داشت؟
.راستی شینئه
.برای تو یه سوپرایز دیگه هم هست
.از ارنست گرفتمش
برات باارزشه دیگه؟
.آره
.برگشتن دوباره بخیر
.خوش برگشتی
.خوش برگشتی
!خوش برگشتی
روز ۲۸ام ماه ۷ام سال ۲۱۴۹ اختری
جبههی غربی جماهیر گیاده
!دشمن درحال نزدیک شدن
!تا برخورد چهل و پنج ثانیه
!عمرا اگه بمیرم
!لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.