The first 200 lines.
من از جنگلها میترسم
در میانهی این زندگیی فانی، خود را در جنگلی تاریک یافتم
سرگردان، مسیر را رفتم
و حتی باید بگویم، جنگل، چگونه رشدش را قوام میبخشید
که تنها چیزی که به یاد میآورم، وحشتم است
بازسازیها، در تلخکامی که از مرگ من دور نیست
تمام چیزهای دیگر که به من مرتبطند، آنجا کشف شدند
- اونجا نرو، من چک کردم - و؟
یه شوخی. اگر هتلها گرونن حداقل مناسبن، ولی این یکی حتی رو به دریا نیست
ولی من تماس گرفتم، متوجه نمیشم
- این یکی رو امتحان کنیم؟ - حالا که اومدیم باشه
صبح بخیر
برای اجاره اتاق اومدیم
عمه، دو آقا اومدن یه نگاهی بندازن
- فرانسوی هستید؟ - آره، مثل عمهام
چه جذاب
قطعا، یه اتاق برای دونفر
با دو اتاق کاملا پارکت شده، از اونجایی که یکی از مهمونا رفته
چه مدت میمونید؟
- یه هفته؟ - امتحانم رو رد شدم باید دوباره امتحان بدم
- دانشآموزی؟ - حقوق سال سوم
- ...اوه، مطالعات - آدم باید نونش رو دربیاره خانوم
خب اینجا یه حمام دستشویی دارید
و اینجا یکی از اتاقهاست
اینجا چیکار میکنی عزیزم؟
بذارید دخترم رو بهتون معرفی کنم، لینا
صبحونه تو اتاقه
و شام در طبقه پایین این یه کار خانوادگیه
میخوایم یه فضای مشخصی رو حفظ کنیم
کترت تختها رو درست میکنه و اینکه راحت باشید باهاش
اگر مشکلی ندارید
- قطعا خانم - منم همینطور
- و کیفتون؟ - در ماشین
- ...و قیمت - ما دو نفریم پس باید دوتا رو بگیریم
این یه کار خانوادگیه آقایون
نیاز به نگرانی نیست خانم
...اوه چیزهایی که من دیدم
از جلوی یه جا پارک رد شدم، میرم ماشین وسایل رو بیارم
دوست دارم یه قدم تو جنگل بزنم
از پشت راهی هست؟
قطعا آقا
دروازه مستقیمه از سمت باغ
یه چندتا حوله تو دستشویی میذارم
لعنتی قراره بارون بیاد
یه پرنده آویزون شده بود
- چجوری؟ - با یه بند آبی، از یه کابل
چه عذابیه پارک کردن چجور پرندهای؟
یه گنجشک، فکر کنم
ابریشمی از پارچه الپاکا، گرون
یه شوخی از طرف بچههاست
برای یه بچه کار زیادی عجیبیه
- وحشتناک - باید بگم حتی بیشتر از اینها
وحشتناک
چه خوشگل
تولسوی نوشته که بزرگترین اشتباهمون اینه که خوب رو با زیبا اشتباه قاطی کنیم
عصر مدرنه، نه؟
- پس میخوای بگی من فکرم قدیمیه؟ - یه کم
عصر جدید» یه ریویو از سارتر»
- کی کی؟ - ژان-پل، یه اشتباه چپ چشمی
- یه آشنایی دیگه از جنس تو؟ - مثل تولستوی
عصر جدید، اسم یه فیلم چاپلین نیست؟
- خوشگل نیست؟ - ...بیش از حد خوشگل. بورژوازی، والدینمان
- خانوادهات چی کارهاند؟ - بابا یه قاضیه
- و مامانت؟ - خانهدار
یه خانه سرد
- این تولستو - !تولستوی
آره، همونی که مینویسه...کیه؟
یه نویسنده، روسیه
از دوستانته؟
من از پاریسام یه بردهی بیمصرف مبادله شده
گنجشک آویزون شده، لب کترت
- رلف و لانگ رو میشناسی؟ - نه به طور درست
- الان برنامهات چیه؟ - فکر کردن
قانون اساسی جنایت
شام سرو شده
کجا؟
طبقه پایین
تلخکامی نکن، همیشه به یه شکل تموم میشه
خب، من، از اونجایی که خواهید دید فقط یه بخش یدکی
در دستان همسرمم
شیر آب چکه کن، زنگ زیرین، برگهای افتاده بر شیار
مستر لوسین، پسرخوانده من، اگر بتونم بگم
با لینا ازدواج کرده، که دختر همسرم هست
میوهی اولین ازدواجش، کوفتهی جذاب من
اوه ببخشید، عشق من
به نظرت یه گنجشک آویزون شده عجیب نیست؟
قطعا همین هفته پیش یه مرغ رو دیدم
که نزدیک خونه آویزون شده بود
لوسین یه معمار جوانه
خندهداره، این گنجشکهای آویزون
مرغهای آویزون
مثل اینه با یه تیر دو نشون بزنه خب، تصور کن
- یه سادیست؟ - یه مرد بد بیکار
آره یه مرد بد
- باید باهام مخالفت کنی؟ - دارم میگم بده
- اینا آدمای بدیاند - یه بیکار سر کار
حتی نمیدونی داری چی میگی
لینا، ژولیت خودم
میتونی اون شراب رو به پدرخوندهات بدی؟
تربچهها رو پیشنهاد میکنم
با این ماست، کاملا نابه
همسر من متخصص لبنیات خونگیه
کلید کار در روشیه که میجوشه
طعم
امیدوارم امشب آروم باشه
الان پس از فصله
هوا سرد شده
اشکال داره صدای تلویزیون رو بلند کنم؟ شوی مد قراره شروع بشه
داری الان در مورد چی غر میزنی؟ نمیبینی بابایی داره اغوا میکنه؟
حداقل اونا دلبرن، رلف و لانگ
ابتدا مسائل بین ما شیرین بود
بعدش شروع کردم به عصبی کردنشون
الان فقط عصبیشون میکنم
تمام روز از من دوری میکنن
تنها چیزی که عللی میشه تا دور اونا سرفه کنم
یه فقسه بزرگ پرندهست
وراجی، غیبت کردن، جیر جیر کردن
و من، در موجام، بیزاری
من، این خانوادهام هستن که ازم متنفرن
حداقل پدرم، به خاطر شکستم
- و مادرت؟ - سکوت
از قانون متنفرم
حتی سعی کردم یه رمان بنویسم
- یه رمان تریلر - چرا یه تریلر؟
خوندنش سادهتره
قرار بود اسمش «تسخیر شده» باشه
- مرعوب شده؟ - چاپ نشد
خب من کامپیوترم رو خاموش میکنم
اوه واقعا؟
تلفنم رو عوض کردم
...اینجور خواهند دید
بدون من چجوریه
سه هفته بدون من ...کالکشن لباس مردانه
مدلها، منوها، گلها
ارباب لوسین رو دیدی؟ خوشتیپه نه؟
- دستاش رو دیدی؟ - آره
چرا آویزون؟
کی آویزونش کرد؟
دب اکبر
دب اصغر
ستارگان
ماه
نمیدونم
من از شب میترسم
پسره خجالتی
بهت صدمه زدم؟
چقدر عجیب، که یه چیز جلوئه و یه چیز عقب
من ابزوردم
امروز روز تنهایی رو خواهیم داشت
آدم باید وقتی در تعطیلاته بیشترین بهره رو ازش ببره
مستر لوسین و لینا از قبل رفتن
اوه ممنون
آقای لوسین داره براشون یه خونه جذاب رو بازسازی میکنه
خیلی دهاتیه
داره یکم بیش از حد طول میکشه، ولی عالیه
آقای لوسین داره دوران سختی رو میگذرونه
خانم لینا رویای بازیگری داشت ولی الان مدرسه
زوج دوست داشتنی هستن نه؟
دو ماهه که ازدواج کردن و هنوز
عاشقن
کل روز رو در اتاقشون موندن
مثل
سوئیت ازدواجشون بود
درسته
اینم بگم، الان داره یه کم راه میفته، با زمان
با گذر زمان
اوه عشق
خوبه که برای من نیست
منظورت از چیز خوب چیه؟
دیشب کجا بودی؟
آقا در حال نگهبانی بود؟
به تو مربوط نیست
اگر با یه مریضی برگردی
محتاطم
معانی، وقتی که هیچ معنیای نمیدن
میریم گنجشکت رو ببینیم
- کترت - چی؟
وقتی کسی دهنی مثل اون داره...دستکاری شده، اگر بشه توصیف کنم
او برای خودش به استقلال خود
او برای خودش به استقلال خود
اینجا بود؟
خب آره
سیم؟
در مورد رفتن به ساحل نظرت چیه؟
- مشقم رو عقب میندازم - باعث خوشحالیمه
صبر کن
- ...بهم نگو - رلف و لانگ
- قرض گرفتی؟ - کم و بیش
مثل لباس شیکت؟ تو پادویی، درسته؟
- من اینجا برای تلافی اومدم - منم همینطور
این دختر خوشگل، همون شیکه؟
من رو برای یه احمقی از گرنوبل ول کرد
زنها همیشه ما رو برای احمقا ول میکنن
«وحشت زده»
عنوانه
«تسخیر شده»
«به گا رفته» نه؟
هیچوقت بهم نگفتی در مورد چی بود
- یه داستان عاشقانه - مثل ما تو؟
برعکس
No comments yet. Be the first to leave one.