The Midwich Cuckoos

The Midwich Cuckoos

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Midwich Cuckoos S01
A Commentary by nihash2
لذت ببرید

Tags

other
Published on: 2022-08-09
Downloads: 71
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.خیله‌خب

.بریم

.بیا

.هانا

.نه - .تو رو خدا... خواهش می‌کنم -

.مامان

چیکار کرده‌ی؟

«کوکوی میدویچ»

«پنج سال بعد»

.نکته‌ی جالبش اینجاست

قبایل کلت‌ها هزاران سال پیش ...دقیقاً همین مسیر رو

.برای مراسم‌های آئینی و مقاصد تجاری می‌پیمودن...

الآن این جالبه؟ .آره خب... خیلی هم جالبه

...فکرش رو کن دقیقاً تو هیمن مسیری که داریم ازش می‌گذریم

...در همن لحظه، صدها نفر بودن .الحق که معلم تاریخی

.که به همین خاطر هم عاشقمی .هیچم به این خاطر نیست

...پس چی؟ نکنه آها... به‌خاطر رقص دل‌ربامه، نه؟

بازم می‌رقصیم، مگه نه؟ .آره، معلومه که می‌رقصیم

.اوه

.سلام، مری-آن

.باشه. آره، حتماً .الآن تو راهیم

.کلیدها هم ردیف شد

،این یکی کاترین کانگوروئه

.این یکی هم داتی

،این هم پابلو پنگوئنه

...این یکی هم، میریام، دختر سحرآمیزه

،ایشون هم ماری تنبلوئه .که همیشه خوابه

.این هم یونیس تک‌شاخه

ایشون هم دوشیزه اسمیلا .و این یکی هم سِیدی عنکبوته

.و ایشون هم سلطان برایانه

.ممنون که من رو به دوستات معرفی کردی

،و اینطور که مامانت میگه حتماً باید موقع خواب

.همه‌شون به همین ترتیب به صف شن

درسته؟

...حالا اگر یکی‌شون توی ماشینی

زیر مبلی... گم شدن، چی؟...

.اون‌وقت پیداش می‌کنم

و اگه پیداش نکردی چی؟

.اونوقت مامانم پیداش می‌کنه

.اومدیم و مامان هم پیداش نکرد

.خب اینجوری خوابم نمی‌بره

برای چی؟

.چون اتفاق بدی می‌افته

.شارلوت، منم گاهی چنین احساسی دارم

.و دقیقاً همین موقع‌ست که شجاع بودن معنی می‌ده

ازت می‌خوام این آخر هفته، به خاطر منم که .شده، دختر شجاعی باشی

.قراره بری پیش مادربزرگت

و می‌خوام ازت بخوام یکی از دوستات رو .همین‌جا تو میدویچ پیش من بذاری

...و در عوض

منم قول می‌دم که نهایت تلاشم رو کنم... .تا هیچ اتفاق بدی رخ نده

از پسش برمیای؟

.آخر هفته‌ی خوبی باشه

کسی؟

.تموم شده‌م

چایی می‌خوای، عزیزم؟

یادته که من امشب قراره برم لندن دیگه؟

.آره، یادمه

«.قرارت»

.چند ساعتی رو باید تنهایی بگذرونی

چه احساسی بهش داری؟ ...مامان... حرف‌های گفتاردرمانی

‫«اون در حال یادگیری تمام فنون لازمه ‫برای تبدیل شدن به یک شکارچی بی‌نقصه.»

.کلید خوشبختی، خدمت شما

.ممنون، مری-آن. بابت همه چی

،نکنه حالا که اینجا رو خریدین

برین و پشت سرتون هم نگاه نکنین ها؟ .اختیار دارین

هرازگاهی برای نوشیدن شراب بهمون سر بزنید. .آه، من نمی‌نوشم

.آه

.آره، باید بگم اینجا هم شوخی می‌کنیم، عزیزم

.بهتره به کارم برسم

‫املاکی کیس و ویلسون، بفرمایید!

.بله، آقای هریسون .ایمیل‌تون رو دریافت کردم

.حتماً

.یه‌چیز دیگه

به در ورودی که رسیدین .عقب‌عقب برین داخل

.توی میدویچ شگون داره

.خدانگهدار

آخه ششم؟ - !ساکت -

.آخر هفته بهت خوش بگذره .سلام منم به مامان‌بزرگ برسون

.خدافظ، بابایی

.اول شما

«...سال‌های سال، دانشمندان»

.تو که عقب‌عقب نیومدی تو .بی‌خیال بابا

...وای من، آقای کلاید شما چیکار کرده‌ین؟

.جین، ببخشید مزاحمت می‌شم

آم... سو خیلی وضعش خوب نیست و ...معلم جدیدش هم از لندن نمیاد

.تا دوشنبه... .متاسفانه امشب به کارهام نمی‌رسم

.باشه، من هستم چیزی رو که خراب نمی‌کنم؟

،فقط باید تیلی رو از خونه بردارم عیبی که نداره؟

.اختیار داری. یه‌دنیا ممنون

«یه‌دنیا ممنون؟»

.و این بود مشروح اخبار ساعت چهار»

.حالا می‌ریم سراغ هواشناسی با سالی

‫«اوضاع اونجا چطوره، سالی؟ ‫ممنونم، مارک...»

!بپا! بپا! بپا

!سلام !سلااام

.بیا تو .آخیش

چیه؟

یه لیوان شراب که جای دوری نمی‌ره!؟

نرسیده، شروع کردی؟

.ببخشید دیر شد .کابوسی داشتم تا رسیدم اینجا

.اون از قطار که یک ساعت تاخیر خورد

بعدشم که چراغ راهنماهاتون ،قاتی کرده بودن

نزدیک بود یه خانواده‌ی دسته‌ی گل رو .بفرستیم سینه قبرستون

.انگار چشم دیدنم رو اینجا ندارن

.تله‌ها گذاشته‌ن

آره، اتفاقاً همین پیش پات .جلسه داشتیم واسه‌ش

که چجوری جودی بلیک رو از .میدویچ دور نگه داریم

.بعله... معلومه

.رو لندن حساب می‌کردم شمالش یا جنوبش؟

.جنوب

.حدودای باترسی

.نع

اینا کجا؟ باترسی کجا؟ - .مثل اینکه خوب می‌شناسیش -

پیش خودشون عاشق بوی .شهر بودن

.تا اینکه بوی گندش بلند شد

،بیا عزیزم .بریم غذاتو بخوری

،خیلی عالیه. کار می‌بره .ولی همون چیزیه که می خواستیم

.تو هم زودتری بیا

.آره... خیلی خوشحاله

.از دوشنبه هم کلاس‌هاش شروع می‌شه

.مامان... این نظر خودم بود

...نیاز به یه محیط تازه داشتم

همه چیز هم گواه می‌داد که .راهش رفتن از شهره

به‌نظرم باید باهاش کنار بیای .چون راستش دلم می‌خواد همین‌جا بمونم

.و اینکه اون انتخاب منه

.شاید بد نباشه با این هم کنار بیای

.خب دیگه، من باید وسایل رو باز کنم .بعداً باهات تماس می‌گیرم

.منم دوستت دارم

.سلام

خوب بود؟ .آره... سلام ویژه رسوند

.و اینکه اون ساعت هم نگه می‌داریم .فقط توی اتاق خواب، نه

.توی اتاق خواب نه، لطفاً

راه‌پله؟ یادم باشه هر وقت .پیداش شد، نشونش بدم

.قبول چراغ رو روشن می‌کنی؟

.هیش، تیلی

،خب میچل چه خبر شده؟

گرفتار چند تا پیرزن وحشت‌زده شده‌م .که میگن تو جنگ‌ایم

خب... برق متناوب رو داریم از خیابون کیلموری می‌گیریم

،صاف از وسط باغ بِینون ،تا مدرسه

باشگاه سوارکاری، شرقش هم از هاچفیلد .و در جنوب هم از بیکر لین می‌گذره

بنابراین قطعی‌های برق کاملاً .در پی پالس‌های غیرقابل‌پیش‌بینی‌ رخ میده

پست‌های برق رو چک کردین؟

.سه بار. هیچی نیست .برق‌گیرها هم همه‌شون فعالن

پس جریان چیه؟

.حقیقتش نمی‌دونم

.حسابی استفاده کردیم

.سلام، ببخشید، الآن پیامت رو گرفتم .داشتیم حرف می‌زدیم

«طوری نیست. حالش چطوره؟»

.استیو ولش کرده

.این‌بار برای همیشه .جای تعجب هم نداشت

آره... الآنم مسته، هنوز نرسیده .یه خمره رو تموم کرد

.گمونم شب رو باید بمونه

.آره، فکر خیلی خوبیه

«.ببین، من اینجا یه‌کم کار دارم»

.باید گزارشم رو رد کنم

چیز دیگه‌ای هم هس؟ .همه‌ش یه برق رفتنه ها، پاول

.ما خوبیم

.بایدم باشین

.دوستت دارم

...آره، منم

خب میچل، اگه مشکل از سیم‌کشی تو نیست، پس از چیه؟

.لازمت شد، شمع توی کشوهای توی پذیرایی هست

هر چی هم میلت کشید، بخور .می‌تونی پیتزا هم سفارش بدی، اگه بودن

.فقط یادت باشه از فریزر استفاده نکن

قطارها راه افتادن ها، نیست؟

...آره، مثل اینکه همین‌طوره ...فقط منطقه‌ی ما مونده، پس

.خوشگل شدی

.امیدوارم ارزشش رو داشته باشه

.نخواهد داشت

.نه خب... تا نری که نمی‌فهمی

.گوشیم همرامه... هر مشکلی بود، زنگ بزن

.باشه؟ سریع برمی‌گردم

.قطار رو از دست ندی

.خب

.خداحافظ

مامان؟

.کل آخر هفته رو رفته‌ن

چند وقته اوضاع اینجوریه؟

.چند ساعتی میشه

.اگه من بودم، این اتفاق‌ها نمی‌افتاد

...استوارت، اینجا یه‌جوریه چرا نریم هتل؟

چون اگر کسی تو هتل ببینتمون .جفت‌مون مقصر می‌شیم

.خب مقصریم .نشنوم ها

...ما فقط

.یه جلسه‌ی همکاری داریم...

...نمی‌دونم

.تو نوجوونی» «.باید بری مهمونی

ما هم از اولش هستیم «.حواسمون بهت هس

.باشه

«پس میای دیگه؟» ...خب... شاید

«.ایول»

‫ساعت 9 شب، «هدفونت یادت نره» - باشه. ‫«می‌بینمت» فعلاً

.هی

.هی

کسی اینجا بیداره؟

جورج؟

.این من رو یاد اردوی بودمین می‌اندازه

.وای خدا! هرگز اون روز نیاد .عاشقش بودی که

فقط یادمه تمام مدت افتاده بودم رو تو

.در حالی که بارون صاف می‌خورد پس سرم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left