The first 200 lines.
... گذشت "Justified" آنچه در
... هيچوقت توي پيتزايي يه ... يه
اون چيه؟ - .گاوصندوق بانکه
تو هيچ حالتي از اين قضيه
.قرار نيست خونهي ما به يه هفتخط فروخته بشه - به من ميگي هفتخط؟ -
حال ايوا چطوره، بويد؟
حتماً غافلگير کننده بوده که .اينجوري از زندان آزاد شده
.نميتونيم عليهاش قد عَلم کنيم، کاترين
.تو هم مثل من از آزاد شدنش نگران بودي
اين شامل طرح کُلي شرايط شما بهعنوان خبرچين محرمانه
.که در دفتر دادگستري آمريکا به ثبت رسيده
جايي که شما در اون ملزم به اين شديد تا اطلاعاتي رو که
،از اونها ميشه بر عليه بويد کراودر استفاده کرد .بهدست بياريد و گزارش کنيد
،وقتي صبح داشتم قدم ميزدم
يه دفعه کنار جاده يهچيزي پيدا کردم که
شامل کُلي سند و يه دفتر حسابداري بود .که گمونم مال توئه
،از وقتي از زندان اومدي بعضي موقعها احساس ميکنم که انگار
.اصلاً نميشناسمت ديگه - .بذار بهت بگم -
.تو بيا اينجا تا من يادت بيارم
.صبح بخير - .صبح بخير -
داري جايي ميري؟ - .آره -
،گفتم ديگه بيدارت نکنم
.از اين تخت دونفره لذت ببري
.ولي بيرون خزيدنم زياد کار درستي نيست -
فکر ميکني کي برميگردي؟ زود؟
کل روز رو بيروني؟ - .تا بعد از ظهر برميگردم -
.خوبه - .خوبه؟ يه لحظه وايسا ببينم -
قرار نبود اين بد باشه؟
،نه. داشتم فکر ميکردم از موقعيت استفاده کنم ... يه ماساژي، چيزي
.نميدونم .يه چيزي که حال بده
داري به زندگي خوب عادت ميکني، ها؟
.خب پس ادامه بده
خيلي خوشحالم که
.صداتو قبل رفتن ميشنوم
.وايسا
.مراقب خودت باش - .هميشه هستم -
چي تو رو به لکسينگتون کشونده؟
.بويد اومد تا صاحبکاراش رو ببينه - و تو رو هم با خودش آورد؟ -
.اوه، پکيج زوجهاي عاشق هم واسمون گرفته
ايوا، اگه ميخواي به من بفهموني که ،باهاش ميخوابي
،واسه اين که سوء تفاهم پيش نياد .من ازت اينو نخواستم
يعني ازم ميخواي که ديگه اين کارو نکنم؟
من ميفهمم که تو هر کاريو مجبوري انجام بدي
.تو همچين شرايطي
.تو هر چيزيو اشتباهي ميفهمي
فکر نميکني که اين کارم واقعي باشه؟ .منم آدمم
.من تنها شدم، ترسيدم - .بهم بگو ما چرا اينجاييم -
منظورت تو راه پلهـست
،بجاي اين که تو يه اتاق، دوتايي تنها با شامپاين و يخ باشيم؟
... ايوا
چه حالي داره که سرنوشت يه نفر تو دستات باشه؟
مشروب خوردن باعث شده عميقتر فکر کني؟
.دارم جدي ميگم ميخوام بدونم ... پر مسؤليته
يا صبحها فقط به خاطر اونه که از خواب بيدار ميشي؟
چيزي که باعث ميشه به خاطرش صبحها از خواب بيدار بشم اينه که به تو کمک کنم تا
به قولت با ما عمل کني تا مجبور نباشي .دوباره برگردي زندان
.اِيوري مارکام، ديروز اومده بود تا ما رو ببينه
.به صورت مبهمي آشنا به نظر مياد - .يه حس ترسي نسبت بهش وجود داشت -
.بويد بهخاطر شهرتش اونو ميشناخت .به نظر ميومد بهش احترام ميذاره
.پس يه مکالمهي دوستانه نبوده
.يهسري حرفاي ديوانهوار وسط کشيد
.به بويد در مورد هرگونه پيگيري اين قضيه هشدار داد - يه مرد با موهاي صاف و ريش پُر پشت باهاش بود؟ -
پس، بويد فکر ميکرده که داره از يه آدم ناشي دزدي ميکنه
ولي در واقع، در اين مدت داشته .گردنکلفت اعظم رو عصباني ميکرده
اين کمکتون ميکنه، نه؟ - -
... پس
.ديگه نگو که من و تو رابطهي خاصي با هم نداريم ...
من اينو گفتم؟
لابد بويد خودشو خيس ميکنه
.وقتي راجعبه اين همه پول فکر ميکنه
.عجيب نيست که تو ميترسي
.خيلي عذر ميخوام، عزيزم .نميخواستم بترسونمت
ميتونم کمکتون کنم؟ - ادبم کجا رفته؟ -
.من کاترين هِيل هستم
اونا بهم کليد دادن چون .من پول اتاق رو پرداخت ميکنم
من بهت زنگ زدم، ولي .جواب ندادي
.بيرون داشتم سيگار ميکشيدم
در هر صورت، خوب ميشه اگه من و تو .باهم بريم ناهار
.باشه - .عاليه -
.سفارش دادم تو اتاق ازمون پذيرايي کنن ظهر؟
.حتماً - - 423.
سيگار هات يادت رفت؟ - چي فرموديد؟ -
.وقتي رفتي بيرون
.من فقط يکي از اونا رو کشيدم
،دفعه بعد که براي سيگار بيرون رفتي .به منم خبر بده
من ديگه سيگار نميکِشم
ولي عاشق اينم که کنار آدمايي وايسم .که سيگار ميکشن
.باشه .دفعه بعد
.من زياد پروندههاي غير رسمي يادم نمياد، ريلن
،هر چي اون مغز فاسد پيرت به ياد مياره .بهم بگو
من چندتا از آدماي مارکام رو .تو اين سالها دستگير کردم
شايد يک يا دو نفرشون ... با خود مارکام مستقيم در ارتباط بودن، ولي
.14سال پيش - چرا انقدر ساز مخالف ميزني؟ -
واسه يه لحظه هم که شده يجوري رفتار نکن که ،بهخاطر استفاده از اون اطلاعات پليسيت هيجانزده نيستي
يا ميخواي بري بشيني 400 ساعت اخبار شبکههاي کابلي گوش بدي؟
معلومه تا به حال همچين اتفاقي واست نيفتاده که
.از شدت درد نتوني فکرتو درست کار بندازي
.عذر ميخوام - با توجه به اين واقعيت که -
که لزلي، کُل وقتشو همهجوره صرف من ميکنه
،و واسه من متأسفه .ولي ديگه اين قضيه تکراري شده ديگه
و ميدونم که ديگه از دستم خسته شده
و ميدونم ترجيح ميده با دوستاي هيپيـش بره يوگا تا
من بالاخره به زور از خونه بفرستمش بيرون چون گرسنمه
و حالم از هرچي غذا هاي سالم گياهيـش .و غذاي گربه بهم ميخوره
.خب، پس سلام منو بهش برسون
،گريدي هِيل و مارکام، شريکش
.با هم تو کار توليد ماريجوانا بودن
گريدي هِيل، شوهر کاترين هِيل بود؟
.آره ،و وقتي گريدي هِيل رفت زندان
.مارکام خودشو گم و گور کرد
يعني ميگي مارکام بود که خيانت کرد؟ - .يکي خيانت کرد -
،تا جايي که من ميدونم
تنها فردي که اسم جاسوس رو ميدونست
فقط دادستان آمريکا، سايمون پول بود
که اونم ديگه يادش نموند اسم رو چون نصف کَلهاش رو
Limestone and Barr با شاتگان گوشهي .ترکوندن
مارکام جاسوس بود؟
به نظر مياد که پول اشتباه ميکرد
... که جاسوسش از کار ماريجوانا کنار کشيده، ولي
،ميدوني، حالا هروقت شبکه کابليهام ته کشيدن .يه نگاهي بهش ميندازم
.و اينجوري آدم يه تخممرغ لعنتي رو سرخ ميکنه
چرا؟ - چي چرا؟ -
.همهي اينا همش چه معني ميده؟
خب، تو قراره بويد کراودر رو سرکوب کني
... و منتقل بشي به فلوريدا واسه چي برات مهمه؟
.جالبه
.اوضاع کاملاً فرق ميکنه الان
اينجا رو از هرچي طمعکاري
.و کار هاي شرورانه و جنايت، پاک کن - .اوه، باشه -
،وقتي مسيرت رو کج کني ريلن
.اونجاست که ديگه گُم ميشي
.ميدونم اينو، آرت .واقعاً ميدونم
.ولي يه چيزي داره منو به يه سمت ديگه ميکشونه -
يه چيزي داره تو رو از سرکوب کردن بويد و
.رفتن به فلوريدا دور ميکنه
،انگار مامانت ازت ميخواد که آشغال ها رو ببري بيرون
،تو همون کار رو انجام ميدي ،ولي موقع بيرون رفتن يه مار توجهت رو جلب ميکنه
،که باعث ميشه برنگردي خونه فکر ميکني کار خاصي نکردي
چون تنها چيزي که مادرت ازت خواسته بود .اين بود که آشغالا رو ببري بيرون
.ولي تو هم آشغال رو بردي بيرون هم مار رو
تا به حال مامانت بهت نگفته که هميشه که يه مار ديگه هم وجود داره؟
.ميدونستم اينو ميگي
،ريلن، اگه تو بخواي عليه همهشون جنگ به پا کني
اونا تو رو تا آخرش نگه ميدارن تا
.موقعي بِکشنت پايين که فايده داشته باشه براشون - تو ميگي من کارمو انجام ندم؟ -
.نه
.من دارم بهت ميگم که به خودت صدمه نزني
.: TV Show :. با افتخار تقديم ميکند ...
Franklin نويد
فصل ششم ، قسمت چهارم
.ما متوجه اطلاعات اين دفتر ثبت املاک تو نميشيم
،يعني همهي اسمهايي که اينجا هستن صاحب ملکن؟
.اين اتاق شنود نميشه .هيچکس نميفهمه که ما با هم صحبت کرديم
اسم اين زميندار ها همه تو اين دفتره
چون اِيوري مارکام ميخواد همهش رو بخره؟
.يا قبل از اين خريده - چند تا؟ -
چند تاشون اونجا خط خورده؟ - .زياد -
اسمهايي که روش خط خورده يعني ...؟
.نرخ پيشنهاد و پذيرفته شده - اين يعني چي که -
روي اسم خط خورده و دورش دايره کشيده شده؟
،يعني اين که پيشنهاد اول پذيرفته نشده .در پيشنهاد دوباره، پذيرفته شده
.اسم رِد کراول دورش دايره کشيده شده و خط زده شده
معامله رو با چقدر جوش داديد؟ - .بالاتر از پيشنهاد اوليه، 50,000 تا -
چيز ديگهاي نيست؟
ميدوني که هفته پيش اونجا آتيش گرفته؟
.ناراحتکننده است .رِد همهچيز رو از دست داد
مجبور شده بره با اقوامش .تو نشويل زندگي کنه
.ما اونجا بوديم .خونه تا ستون اصليش سوخته بود
.خونهش واقعاً داغون بود
.سيمهاي برق از همهجا آويزون بودن
.بهم ريخته هم بود .انگار که ميخواست ملت جذبش بشن
.با رئيس پليس صحبت کرديم ،عمدي بودن اين اتفاق رو رد کرد
اگر چه به اين اشاره کرد که .از اين آتيشسوزيها، اين اواخر تو شهر بيشتر شده
... قانون مورفي .سادهترين توضيح، معمولاً درسته
.منظورت قانون "تيغ اوکام"ـه ديگه
،Thor تيغ اوکام، چکش مگه مهمه؟
.احتمالاً مردم بايد دنبال بيمه باشن ديگه
.نه، رِد کراول نه
،ببين، اونا زياد حرف ميزنن .ولي تو کارِ ملکن
.فکر نکنم آدماي بدي باشن
،و چقدرم تو حرف زدي .که ما مجبور شديم به زور ازت حرف بکشيم
،من فقط دارم ميگم که مارکام زمين ميخواد
.مجبور نيست زياد واسش زحمت بکشه
،تو فاصلهي 5 مايل از اين خيابون .هر چيزي رو که بخواد، ميتونه بخره
حتي اگه سلطان ماريجوانا کلورادو .چشمش هارلان رو گرفته باشه
اگه اون و دستياراش بخوان يه موقعيت خوب
،تو زمينهاي کِشت ماريجوانا دست و پا کنن ما کي باشيم که بخوايم مانع کارشون بشيم؟
.تجارتش اصلاً برام مهم نيست
ولي نگران کسايي هستم .که باهاش کار ميکنن
.که شامل تو هم ميشه - ببينيد رفقا، من کمک کردم ديگه، درسته؟ -
ميشه اين قضيه رو فيصله بديم؟ .من يه سخنراني بايد بنويسم
.خيلي در موردش نگرانم - دوباره ميخواي شهردار بشي؟ -
.نه. روز سختي داشتم .بايد متن ترحيم يک دوست رو بخونم، امشب
.متأسفم که اينو ميشنوم - .از آدماي برجسته اينجا بود -
.اون و شوهرش توي يه حادثهي عجيب و غريب مردن
چجور حادثهاي؟ - .نشتي گاز لعنتي -
.کربن مونو اکسيد تو خواب، جفتشون رو کُشت
راجعبه کي داري حرف ميزني؟ - .بتي و جان اُ-هاچينز -
بتي هاچينز، همون معلم زبان انگليسي؟
.همون - .اسم هاچينز هم تو اون ليست بود -
No comments yet. Be the first to leave one.