The first 200 lines.
. ميخواستم داستاني را تعرف کنم
هنوز هم ميخواهم
،از بيرون هيچ چيز حافظهم را پريشان نخواهد کرد
...کم کم به يقين ميشنوم
...که زمين دارد نجوا ميکند
.و امواج از درون پوسته را ميشکنند
...و از يک تکسپيدار
،در اين صبح روشن ...و سايهاش برايم کافيست
"آلن دلون" :در "موج نو"
:فيلمي از "ژان-لوک گُدار"
وقتي براي کشفيات نيست ...مثل چراغي که تازه روشن شده
...يک بلوط تازه شکوفه زده
...يا بوته هايي از گل اُخرايي
که در ميان جوانههاي يشمي گندم پخش شده
!بوم! کشتمت خانم داره ميره
خيلي وقته باران نباريده
شايد قحطيه که در اين گرماي تابستان مشغول رشده
.خانم داره ميره ديوونه
...ديروز حتي خورشيد تابستان هم
.شکنندگي ما رو يادمون آورد
نه لوران. مرسدس رو نميخواد
.ميخوام تنها برم - چشم خانوم -
از نيويورکه، جناب دورفمن
چي گفتم؟
ولي خانم اگه فردا برگردين خيلي خسته کننده نميشه؟
...فردا و فرداي اون
.فايننشل تايمز" رو پيدا کردم" خانم دوست دارن؟
!ژول. زود باش. چقد احمقي تو
.از تو خوشش مياد. کار بکش ازش - .چشم خانم -
"نجوا آغاز ميشود"
.زخمي شدين
چه کسي يک مرگ تميز را زير سوال خواهد برد؟
حتي غني که ميتواند به راحتي مهيا کند بدون دردسر ميخواهد
.ميل به در اختيار گرفتن مرگ خود هر روز کم رنگتر ميشه
چيزيتون شد؟
...چه باشکوهه
که قدرت بخشش چيزي که نداريم .رو داشته باشيم
"معجزهي دستان خالي"
.هميشه همين داستانه باز هم به ما وعده آينده رو ميدن
.نگران نباش راه حل يک آرمان شهره. دوروبرت رو نگاه کن
ولي تو بگو، کي زندگي رو دوست داره؟
،يک بار ديگه، مردم خوشحالن چون دليلش رو هنوز نميدونن
،روزمون روز خوبي نست چون فردايش پراز تيره بختيست
...ساکنين هنوز دنبال شعور طبقاتي هستن
در حالي که خودشون اجاره نميدن
...فساد مطلق دولت
از اين حقيقت برمياد که ...نه تنها به اونها اجاره ميده
بلکه در عين حال طبقه کارگر رو مجبور ميکنه ...به اونها اختياراتِ
ابراز ويژگي هاي ذاتي :انساني رو ميده
...مانند بي قيدي، بي اعتمادي
...ميل به قدرت، آرزوي انتقام
.بدون تنبيه ...و جديداً هم
با يک جنبهي تشويقي
اون زن کجاست؟ - .تلفن داشتن -
"زنها عاشقند و مردان تنها"
زن قدرت تخريب يک مرد رو نداره - سلام آقاي لنوکس -
مرد تراژديهاش رو در خودش نگه ميداره
...ميتونه مزاحمش بشه. مضظربش کنه
ميتونه مرد رو بکشه
.همين
.کنتس تورلاتو-فاوريني
.پنج دقيقه ديگه ميام
.وزير دولت در تحقيقات علمي
اشپونتز. مدارک رو بهش بده
رفيق، کار شما اينجا چيه؟
براي همدردي اومدم
عشق معني دار وجود نداره
.آب گردش پيدا ميکنه، و تبخير ميشه - ...زنان -
.بي معنيه - خاطراتشون ماندگاره -
...واکنش انجام ميشه - .شما از عشق بي بهره اي. تنها وابستگيه... -
.پس انواع توليد شدنيه - يه وابستگي قوي... -
امکان نداره. هر نوعي؟
وقتي جوان متعصبي در سفارت آمريکا ...در رم بودم
من کسي رو به فاميلي تورلاتو فاوريني" ميشناختم"
.پدرم بودن
.با آقاي سفير دوستي نزديکي داشتند
ژورف ماکيويکس". چه مردي"
.مثل بقيه نمايش در نمياورد سرش به کار خودش بود
خلقت تمام نشده پس؟ - پس شرکت تورلتو شماييد؟ -
رازش همينه
همه مال منه
ژاپني هم؟
هيچ کپي اي امکان نداره .ما يگانه ايم
.اصيل - بيهودگي هاي پوچ که اسمش رو گذاشتيم انعام -
.پاد انعام - نه نه، "دلا" خود انعام
.بايد هميشه ايدهي بدهي ذو به خورد مردم داد درسته شپونتز؟
بله قربان - دوستانمون در بخش بودجه از اين فکر استقبال خواهند کرد -
خوبه اسپونتز. پروژه رو برام توضيح بده - عرض معذرت ولي اسمش رو يادم رفته -
....جرقهي
...پس به من نيست که اعتماد داري
.به نفس عشقه
چون عشق مردني نيست
ولي آدمها ميميرن
ناپديد ميشن
اين کافي نيست
.از زندگي بقيه نميشه پاپس کشيد
پس هميشه بمون
!تحملش رو نداريم
"دربارهي طبيعت" "عنوان کتابي از فيلسوف رومي لوکرتيوس"
ميدوني چطور سوراخ رو دريل ميکنن؟
!النا
.آقاي وزير ما در بطن ماجراييم
.همهشه
.ميگم خودم. ولي من نوعي هر مردي
...ميگن عشق مرده
درست نيست
عشق نميميره. فقط ترکت ميکنه
دور ميشه
ايناهاش
اين انديشهي مشتاق ...دو هستي نفرين شده نيست
که گوشه نشين شدند و ضد دنيا زره بستن
و ضد خدا .و کسي که انسان رو اغوا ميکنه
پس چيه؟
بخشي از اونه که هيچ کسي رو دوست نداره
چهارمين باره
!بهتر باش
با ترتيب، سسيل
ما بي پوليم. يادت باشه
برو. بار پنجم
...ولي فرق پولدارا
با ما چيه؟ - .پول بيشتري دارن -
امسال تابستون زودتر اومد و بي قاعده
همه چيز به يکباره رشد کرد
،علفزار، ياسهاي سفيد درختان گيلاس
درختان سيب که شکوفههاي صورتيشون رو از دست دادن
زنبقهاي کم عمر و مردني
...زالزالک
که بالاتنه اش پوشيده از انبوه شقايق بود
.باهاش صحبت ميکنم
براي مرد براي يک زن کافي نيست
يا خيلي زياد
خب، آقاي دوبورژل؟
...هرچند انسان در تيرگي زاده شده
و تيره بختي
...چرا هنوز خوگرفته يا متقلد نيست
و خود را در برابر اين تقدير آماده نکرده؟
براي کاميابي ناتوان است
چيکار کنم؟
!به اين طبيعت آفرين بگو
،هميشه خيلي دير متوجه ميشويم که اين قلب امانت است دست ما
...به ما داده شده
يا برايمان قرباني شده
.همه چيز مهياست
النا ميخواد معلوب چشمان خودش بشه
....خيلي وقته فهميده
...که اين طبيعت
ويرانگره
ولي کسي تا به حال در مقابل اون برنده نبوده
.هيچکس به گرد اين دختر هم نرسيده .آخريش هم من
...و يه چيز ديگه
.سکس فقط يک مکمل ـه
.بايد کتابم رو بيارم
.ببخشد دادمش به دختر "دوبورژل". ميارمش
بردنش با خودت به نيويورک "اشتباه بود "رائول
حتما خيلي ناراحت شدي
.فرانسه صحبت کن يعن چي؟ "must have"
يعني... شادي
اينجا شرايطش بهتره
تو هم همينطور
"ايون"
.والدين خانم
بله کنتس؟
اين ميعنيش چي ميشه؟
نميدونم. کسي نگفته
سه تا ويسکي - .بله خانم
شما چي خانم "مولر"؟ - .يه ليوان شير -
رائول. اومدي؟
اين موسقي مسخره اعصابم رو خورد کرد
حالا چيکار کنم؟
.اين معماري ور تحسين کن
.ميدينش به من آقا - .مال من نيست سسيل -
" دربارهي طبيعت"
.از خصوصيت زنها سازگاري با زيستگاهشونه
...اين اطمينان آرام
.در سرنوشت عاشقانهشون
"اشياء، نه کلمات"
...اين اطمينان آرام
.در سرنوشت عاشقشان
...مساله اقتصاد و صنعت نيست
.چيزي بسيار قوي تر
...اين ايمان سنگدل و بي سروصدا
در يک شادي دروني ...سزاوار اين است
...که با بالهاي باز به پرواز در بيايد
تا به فضايي تهي و ناشناس برسه ...که هيچ کرانه اي هم نداره
ولي مرئيست
.من به گناه اعتقاد ندارم
.سخت ترين کار شرح گذشته براي يک موئنثه - مسئاله تنها آهنگه -
.تو برو بخواب مرسي سسيل
از ديوانه ها هم ميشه ياد گرفت
اونهايي که در نمايش عميقي غرق شدند
...ديوانه ها مثل يه دروازهن
هرکسي بخواد ميتونه بازشون کنه
...ولي مثل دروازه هم
مثل در اکثراً يادمون ميره ببنديمشون...
.موسيقي روژه
انگار نميتوني مردي که خوب اصلاح نکرده رو ببوسي
...چرا دستام رو ميبوسي
...من ولگرد کي باشم
....عشق من، عشق من
...مهم نيست که از کي متولد شدم
No comments yet. Be the first to leave one.