The first 200 lines.
شير گرفتي؟ - بله پدر گرفتم -
بريز اينجا
بازم بريز
کافيه؟ - يه کم ديگه -
بسه؟ - بسه -
اينو بگير
يالا بخورش
سريع تمومش کن
نميتونم - فقط 8 تا تخم مرغه -
مگه نميخواي کشتيگير بشي؟ يالا بخور
آفرين پسر خوبي هستي
مرسي بريم؟ - بريم -
خسته شدي؟ - آره بابا، شکمم درد ميکنه -
بيشتر از اين نميتونم بدوم تو مثل مامانتي - آره -
ميخواي آب بخوري؟ آره بابا - بيا بريم -
پــــدر عزيـــزم - !چه سنگين شدي -
...درود مادر، الهه مادر
چه پسر گلي دارم، اومده به الهه مادر سجده کنه
نخير سجده نکرده، از بس خستهس از حال رفته
چي ؟ - پايينُ درياب، غش کرده -
! اي خداااا چرا هر روز مجبورش ميکني بدوئه؟
نميبيني اين بيچاره چقدر ضعيفه؟
پاشو رفيق، بخاطر توئه که هر روز صبح متلک ميشنوم
از فردا فقط با من مياد مبعد
چشم مادر - نياز نيست با اون بدوئي -
داشتم به اين فکر ميکردم که يعني ميشه توهم با ما بياي بدوئي
چرا؟ - ميترسم آرزوي لاغر ديدنتو به گور ببرم -
تمومش کن، خوبه بهونه داري که شروع کني
بفرما، شطرنج منتظره
باشــه رفتم، درود - الهه مادر، مادر
کجا ميري؟ - برم مزرعه کار کنم -
يه چيزي بخور اول - اونجا ميخورم -
...محکم تر فشار بده
يه چيزي بپرسم داداش؟ - بپرس -
عشق چطور اتفاق ميوفته؟
منظورت چيه؟
اون که شکل خاصي نداره
خود بخود اتفاق ميوفته
تو چطور عاشق "موسکان" شدي؟
خودمم نفهميدم کي عاشقش شدم
به چشمام خيره شد منم به چشماش خيره شدم
قلبم به آرامش خاصي رسيد
و عاشق شدم
چرا گريه ميکني؟
من سه سالو نيمه وارد سن جواني شدم
از اون موقع هر بار خواستم تو چشم دخترا نگاه کنم منو داداش صدام کردن
اگرم سعي کنم تو چشماشون نگاه کنم، بهم سيلي ميزنن
اونا فکر ميکنن من حشريام
ميخندي داداش؟ يه دختر بود با چشماي آهويي
اسمشم دقيقا يادمه
منو به خوبي نگاه کرد منم خيلي ازش خوشم اومده بود
نه سيلي زد نه برادر صدام کرد
محلشو با سهچرخهم پيدا کردم
دربارهش تحقيق کردم !فهميدم که طرف کور بوده
ميخنــــــدي؟
نه اصلا صبوري کن و حوصله داشته باش
اسمشو نيار تا پشت گردنت رو فشار ندادم
سه سالو نيم ميشه منتظر "شانتي"ام !اما باباش اجازه نميده
!بازم ميخــــنده تو اندامت اهميت داره نه عشق من
نميدونم کي "موسکان" مياد ...ييا اومد
.ديگه با اون حرف بزن
مترجمين: سـامان کياني و مسعود گودرزي ترجمه اشعار : مرضيه
" آويزِ سر ميدرخشه "
" النگوها صدا ميده "
" آويزِ سر ميدرخشه " " النگوها صدا ميده "
" حلقه بيني برق ميزنه "
" من مال تو شدم "
" آهاي...آويزِ سر ميدرخشه " " النگوها صدا ميده "
" حلقه بيني برق ميزنه "
" من مال تو شدم "
" اي عزيزم، بهم قول بده "
..اي عزيزم، بهم قول بده "
" که موهام رو با ستارهها تزئين ميکني..
" اُهُي...آويزِ سر ميدرخشه " " النگوها صدا ميده "
" حلقه بيني برق ميزنه "
" من مال تو شدم "
" هِي...آويزِ سر ميدرخشه " " النگوها صدا ميده "
" حلقه بيني برق ميزنه "
" من مال تو شدم "
" راز دل نميتونه پنهون بمونه "
" چشما همه چيز رو ميگه "
" حس عجيب...عجيبي دارم "
" وقتي دستامو ميگيري "
" خودم رو فراموش ميکنم "
" ولي تو رو نميتونم فراموش کنم "
" اگه تو رو فراموش کنم "
" ديگه نميتونم زندگي کنم "
" تمام روياهام تحقق يافتند "
" ديگه مال خودم نيستم " " من مال تو شدم "
" اُهُي...آويزِ سر ميدرخشه " " النگوها صدا ميده "
" حلقه بيني برق ميزنه "
" من مال تو شدم...هِي "
" وقتي دل، يه جايي گير کنه "
" به چيز ديگهاي نميتونه فکر کنه "
..به محض ديدنت "
" چيزاي ديگه به چشم نمياد..
..درسته که اين ديدار کوتاهه "
" ولي يه تولد دوبارهست..
..اسم اوني که دوستش داري رو "
" روي قلبت بنويس..
" با يه اشارهي تو، من دل و جونم رو ميدم "
" من مال تو شدم "
" آهاي...آويزِ سر ميدرخشه " " النگوها صدا ميده "
" حلقه بيني برق ميزنه "
" من مال تو شدم "
" اي عزيزم، بهم قول بده "
..اي عزيزم، بهم قول بده "
" که موهام رو با ستارهها تزئين ميکني..
" آويزِ سر ميدرخشه " " النگوها صدا ميده "
" حلقه بيني برق ميزنه "
" من مال تو شدم "
" من مال تو شدم "
" من مال تو شدم "
" من مال تو شدم "
چرا با پدر و مادرت دربارهي ازدواجمون حرف نميزني؟
ميخواي زندگيمو به خطر بندازي؟
ميدوني که من از پدرم ميترسم؟ - چرا ميترسي؟ -
آهاي دختر چوپون، آهاي دختر چوپون " "دل ديوونهمو کشوندي تو دشت و بيابون
پدر "وير" با مامانش دارن ميان اين طرف خدايا خودت هواي داداشو داشته باش
نميخواد بترسي ...وقتي اونو ديدي
باهاش صحبت کن - بابات اينجاست -
...مامان بابات اينجان
درباره ازدواجمون با اونا صحبت کن
پدرت به همراه مادرت اينجان
من برم بقيه دوشمو بگيرم
اينو بگير
اون کيه؟
"لالان" - لالان" نه، اون يکي کي بود؟" -
اون دختر "شير پراتاب سينگ" ــه
دختر "شير پراتاب سينگ"ـه؟
شير پرتاب؟ - جناب "تاگور" ؟ شماييد؟ چيزي شده؟ -
!اگه دختر توئه پس تو بايد ازش مراقبت کني
!اونم توي خونهت
نميفهمم چي ميگيد، اون کاري کرده؟ - اون با پسر من شعر ميخونهو ميرقصه -
باهاش عشق بازي ميکنه
!دختر من ؟
"من معذرت ميخوام جناب "تاگور من تنبيهش ميکنم
تو چطور مجازاتش ميکني؟ دختر تو رو خودم مجازات ميکنم
...تنبيهي که دخترت تمام عمر
!براي پسرم آشپزي کنه...
...متوجه نميشم
..."گوش کن "تاگور
من دست دخترتو توي دست پسرم ميذارم
راست ميگي؟
تاگور شير پرتاب سينگ" مثل اينکه جا خوردي؟"
آره دستوپامو گم کردم
...اي خدا خدا - تو رو صدا ميزنه -
بيا ديگه - اول ازش بپرس چيکار کرده تبيهش کرده يا اونو کشته -
خودت ازش بپرس، صدات ميکنه
...من نترس من پشتتم
سنت به عاشق شدن ميخوره؟
نه پدر - پس سن من مناسب عاشق شدنه؟
ها؟ - من ترتيب ازدواجترو دادم -
"با "موسکان
بيا شامت رو بخور
...پدر
انتخاب خوبيه بچههات از خودت خوشتيپتر ميشن
"وير" ...سيبيل
!چه سيبيلي
با سيبيلم خوشگلي
نخير، اينا براي توئه
"اسم تو "وير"ـه از خاندان "تاگور
!ولي سيبيل نداري !سيبيل پدرتو ديدي! چه بهش مياد
بذار ببينم چطوري ميشي
چــي شــدي! حالا خودتو نگاه کن
عينک هم بگيرم؟ چرا که نه، بگير
اينا چنده؟ صدو پنج روپيه
!مارو سر کيسه ميکني
!کـوتـولـولـه
نيم وجبي! فسقلي!برو بيــنم
!از سر راهم برو کنار !...توئه
کـوشي؟ ببينم
!ريتيک روشن
من ميخوام با ايشون يه عکس بگيرم
منم ميتونم يه عکس با اين بگيرم؟
با اون؟ آخه تو با اون ميگيري، منم با اين بگيرم ديگه -
من فرق ميکنم - چرا؟ -
اگه ميخواي باهاش عکس بگيري پس چرا باهاش ازدواج نميکني؟
!من رفتم
!گفتــــم دارم ميرم
من فقط طرفدارشم، همين
مگه تو دنيا خوشگلتر از تو هم هست؟
ببخشيد دروغ گفتم همين يه بار
شير پراتاب" شما آدم خوشبختي هستيد"
چطور؟ چون قراره دخترت عروس من بشه
من خوشبختم اما شما خيلي خوشبختتر از منايد
چون دخترم عروس پسرت ميشه
يه چيزي رو بهت بگم؟ دختر من تا به حال به هيچ مرد ديگهاي نگاه نکرده
مثل اينکه کور تشريف داري
اشتباه دارم ميبينم؟ - چي ميبيني؟ -
دخترت داره دست تو دست اون مرد سيبيلوئه تو بازار راه ميره
راست ميگيا - !اون کيه؟ -
من از کجا بدونم؟ اولين باره اين سيبيلو رو ميبينم
!و آخرين بار
...پدر - بگو بينم کي هستي؟
با عروسم چيکار داري؟
"اين کيه؟ -اين "ويره - پدر من عزيز دلت، نور چشمت "وير" هستم -
پسر من که سيبيل نداره
بفرما پدر
منو ببخش پسرم، اون منو گيج کرد
No comments yet. Be the first to leave one.