The first 200 lines.
.اتفاقات اين فيلم بر اساس داستان واقعي است
فاکسکچر
.سلام
ممنون از اينکه اجازه دادين .امروز براتون صحبت کنم
اسم من مارک شولتز هست .و ميخوام درباره آمريکا صحبت کنم
.و بهتون بگم که چرا کُشتي ميگيرم
.اين يک مدال طلاي المپيکـه
من اين رو بُردم، سه سال پيش در 23امين دوره .مسابقات المپيک در لسآنجلس، کاليفورنيا
.اين بيشتر از يه تکه طلا هست
.درمورد چيزيـه که مدال بيان ميکنـه
.اوامري که براي به دست اوردنش لازم هست
17مارس، 1987
20دلار
.و 0 سنت
ديو هست يا ديويد؟ - .نه، مارک. مارک شولتز -
.آره، ديو برادرمـه .از قبل هماهنگ شده بود
.بسيار خوب
.هر دومون طلا برديم
.شماره 2، شماره 3، اينجا
!هي مارک
بچههاي کميته کشتيگيران آمريکا رو که ميشناسي؟
مارک، حالت چطوره؟ - .فرد، بروس، کريگ -
!سلام، مارک
.خوب، بسيار خوب .کافيـه باهامون تماس بگيري
واقعاً ممنونم. ممنون که .اين همه مسير رو اومدين. ممنون
.هي، تمرين خوبي داشته باشي - .ممنون -
.سلام، رفيق
حالت خوبـه؟
هي، تو روي دستگاه تلفن من پيام ميذاري و قطع ميکني؟
.چي؟ بيا اينجا
منظورت چيـه؟
.چند تا پيام قطع شده روي تلفنم داشتم - !بيخيال -
چطوري پسر؟ حالت سر جاشـه؟
.خيلي خوب
.مارک، زود باش
.از باسنت استفاده کن
.با باسنت کار کن، مارک
فردا، همين موقع؟ - .آره -
کميته کشتيگيران آمريکا چي ميخواستن؟
درباره اينکه يه کمي مربيگري کنم
.توي کالورادو
.هي، بيا بغلم
بله؟
سلام، ميتونم با مارک شولتز صحبت کنم؟
.خودم هستم
مارک شولتز، کشتيگير المپيک؟ - بله، شما؟ -
.من از طرف آقاي جان اي دوپانت زنگ ميزنم
.آقاي دوپانت مُصر بودن که باهاتون تماس بگيرن
کي؟ - .جان اي دوپانت، از خانواده دوپانت -
آقاي دوپانت ازتون ميخوان که لطف کنين يک روز از تمرينتون رو استراحت بدين
.و به مزارع "فاکسکچر" بياين
.تا بتونين رودررو ايشون رو ببينين
درباره چي؟
.ميخوان شخصاً در پنسيلوانيا اين گفتگو رو داشته باشن
اگه اجازه بدين، اجازه ميخوام که .ترتيبات سفرتون رو فراهم کنم، آقاي شولتز
.سفر درجه يک، البته
ميشه دوباره بگين اسمشون رو؟ - .جان اي دوپانت، از خانواده دوپانت -
.به فرودگاه بينالمللي پنسيلوانيا خوش آمديد
مارک، آقاي دوپانت ميخواستن امروز .خودشون در اين پرواز حضور داشته باشن
ولي در آخرين لحظات توسط .اداره پليس ميدان نيوتاون احضار شدن
.براي پشتيباني تاکتيکي
.تا برسيم احتمالاً خودشون رو رسوندن
.در ضمن، زيرت "والي فورس" هست
.اينجا کتابخونه هست
.آقاي دوپانت چند دقيقه ديگه ميان پيشتون
.بسيار خوب
مارک
.جان دوپانت هستم
.از اينکه اينجايي واقعاً خوشحالم
.بريم طبقه پايين
به اينجا ميگيم اتاق جوايز .به دلايل کاملاً واضح
.بشين
پروازت چطور بود؟ - .خوب بود -
.خوبـه - .ممنونم -
ميخواي چيزي براي خوردن بيارم؟
.نه، من مشکلي ندارم. ممنون
.ميتونم بگم يه چيزي برات آماده کنن
.نه، قربان، مشکلي ندارم - .بسيار خب -
.ميدونم که چقدر سرت شلوغـه
داري براي جام جهاني تمرين ميکني؟ - .بله، قربان -
.خوبـه، خيلي مهمّـه
تمرين چطور پيش ميره؟
.خوبـه، يه کمي شديده
.دوبار در روز تمرين ميکنم
وزن و کشش رو صبحها ميرم
.و تکنيک و کُشتي رو بعدازظهرها
.خوبـه. خودت رو آماده کن و سفت کار کن
.خوب و قوي به نظر مياي
.همچنين متناسب - .ممنون، قربان -
اعتماد به نفس داري؟
اين يکي از مهمترين عناصري هست وقتي که ميخواي وارد مسابقه بشي
،اعتماد به نفس داشتن .دونستن اينکه قراره ببري
.درونت اين رو حس ميکني
اگه وارد مسابقهاي بشي و بدوني که قراره اون مسابقه رو ببري
.احتمالاً اين اتفاق خواهد افتاد
با برادرت ديو، تمرين ميکني؟ - .بله، قربان -
ديو شولتز کبير؟ - .آره -
.و دارم با مارک شولتز کبير صحبت ميکنم
هيچ ايدهاي داري که چرا بهت گفتم امروز اينجا بياي؟
.نه - ...نه؟ خوب، مارک -
هيچ ايدهاي داري که من کي هستم؟
.نه، نه
يک آدم پولداري بهت تلفن ميکنه
من ميخوام که مارک شولتز" ".بياد و بهم سر بزنه
خوب، من مربي کُشتي هستم
.و علاقهي عميقي به ورزش کُشتي دارم
ميخوام درباره آيندهات باهات صحبت کنم .درباره چيزي که اميد داري بهش برسي
تو اميد داري که چي به دست بياري، مارک؟
.ميخوام توي دنيا بهترين باشم
.ميخوام به جام جهاني برم و طلا بگيرم
ميخوام به المپيک 88 سئول برم
.و طلا بگيرم
.خوبه، بهت افتخار ميکنم
پشتيباني که لازم داري، بهت ميرسـه؟
منظورتون چيـه، قربان؟
خوب، ميدوني که شوروي .چجوري از کشتيگيرانش پيشتباني ميکنه
.ميدونم - ...مارک -
ما به عنوان يک ملت .در قدرداني از تو کوتاهي کرديم
.و اين يک مشکلـه
.نه فقط براي تو، بلکه براي جامعهمون
وقتي که قدرداني از کسي که بايد نسبت به خودش احساس غرور کنه، صورت نگيره
.مشکل به وجود مياد
.مثل يک قناري توي معدن طلاست
از پرندگان مراقبت ميکني؟ - .خير -
از پرندهها خيلي چيزها ميتوني .ياد بگيري، من اورنيتولوژيست هستم پرندهشناس
.ولي مهمتر از اون، يک وطنپرست هستم
و ميخوام اين کشور رو .دوباره سرپا ببينم
.من هم همين رو ميخوام
.ميتونم اين رو ببينم
مبارزه روح آدم رو ميگيره .و جهانيان رو ميخکوب ميکنه
نظرت چيـه؟
.3000نفر اينجا کشته شدن
اين وطنپرستان آماده بودن که همه چيز رو فدا کنن
از جمله جانشون رو
.براي آزادي
دوست دارم که اينجا بيام تا به خودم .يادآور بشم که چه چيز واقعاً ارزش داره
.تو کارهاي فوقالعادهاي انجام خواهي داد، مارک
.فوقالعاده - .بله، قربان -
.سلام، مارک - .سلام -
ميتونم يه لحظه باهات صحبت کنم؟ - .آره -
ميشه چند دقيقه منتظرم بمونين؟ - .البته -
!بيا، يه کاري بکن
کشور حقايق و ارزشهاش رو از دست داده
و بچهها سردرگم شدن و نه الگو و نه قهرماني دارن
.و باهاش موافق بودم
هر چيزي که ميگفت رو نميتونستم باور کنم که داره ميگه
.هميشه توي سر من بودن اين حرفها
در مورد پول صحبت کردين؟ - .آره -
چقدر پول؟ - آمادهاي؟ -
.سالي 25,000 دلار
گفت هر رقمي که ميخواي بگو و من .بالاتري رقمي که توي ذهنم بود گفتم
.و ميتونيم تيممون رو خودمون انتخاب کنيم
با کي ميخواي تمرين کني؟ - ...نه، نه -
منظورم، "ما" يعني من و تو .با همديگه يک تيم رو انتخاب کنيم
من و آقاي دوپانت دوست داريم .که تو اونجا باشي
...مارک
اون از اين مسائل چي گيرش مياد؟
آقاي دوپانت؟ - .آره -
قهرماني آمريکا .قهرماني تو، در مورد تو حرف زد
.قهرماني من
.بسيار خوب - در مورد چي داري فکر ميکني، ديو؟ -
!همينـه
.اين چيزيـه که هميشه دنبالش بوديم
.مارک من نميتونم بيام
...اينجا مستقر شدم. ننسي خوشحالـه
.زندر توي مدرسه جا افتاده
.اونا هم ميتونن بيان - .مارک -
.من قرارداد دارم، مسئوليت دارم
.اين براي تو خيلي خوبـه
پس من ديگه کلاً به عنوان همکار تمرينت حساب ميشم؟
مارک، مارک
.اين ميتونه خيلي براي تو خوب باشـه
.بهت افتخار ميکنم
ميتوني يک چيز خيلي خوب .از اين قضيه براي خودت دست و پا کني
واقعاً؟ - .آره -
.دوستت دارم مارک
سلام، آقاي دوپانت خونه هستن؟
آقاي دوپانت منتظر شما هستن؟
.بله خانم
نه دقيقاً همين الان .ولي يه زماني توي همين هفته
.من مارک شولتز هستم
.اينجا يک لحظه بشينين
...من بايد
سرويس بهداشتي، دستشويي چيزي هست که بتونم استفاده کنم؟
.اون داخل، سمت چپ
.ممنون
.ميتونين الان برين پيش آقاي بِک
معذرت ميخوام، کي؟
چند سالتـه، مارک؟
.27سال
تحصيلات؟
.دانشگاه اوکلوهما
فارغالتحصيل شدي؟
فارغالتحصيل شدي؟ - .بله، قربان -
ملک و املاکي داري، مارک؟ - .خير -
پدر و مادرت هنوز با هم هستن؟ - .خير -
چند سالت بود که از هم جدا شدن؟
.دو سال - کي بزرگت کرد؟ -
خوب، ما خيلي جابهجا ميشديم
.ولي عمدتاً برادرم
No comments yet. Be the first to leave one.