The first 200 lines.
ميخواي من ببرمت، ها ؟
زود باش
اوه، پسر
خيلي خب کمربند تو بازکن و بندازش
قضيه چيه؟
کاپيتان گفت کمربندتو بندازي
حالا
گاوا داغِ جانسون رو بدنشونه کاپيتان ويلسون
مگه قرابود مال چه کَس ديگه اي باشن؟
اين احشام رو از کجا آوردي، آقا؟
از همونجايي که بِرَند ميگه
تو اونا رو از جانسون گرفتي، درسته؟
درسته
بيع نامه رو داري که ثابت کني؟
بپا
درسته
فکر کردم شايد بخواي يه نگاهي به بيع نامه بندازي
همينطوره
تو ميگي که اينو از جانسون گرفتي؟
آره
آقاي مدوو
آقاي مدوو، آيا اين مارک جانسون ـه؟
جانسون مجبور نيست که مارکشو درج کنه
اون ميتونه به خوبي تو بنويسه
دارِش بزنيد
لعنتي
من قبلاً کلانتر بودم
تو ميتوني بررسي کني ديو رمزي، سنت لوئيس
جانسون رو بياريد بذاريد رو در رو بهم بگه
به خاطر خدا برو ببين
ميخواي ما دارش بزنيم يا اِنقدر بزنميش تا بميره؟
کافيه
ـ بذارينش رو اسب ـ يه لحظه صبر کن، زين
تو خواسته اي نداري، رنو؟
ما احشام جانسون رو برمي گردونيم، کاپيتان
و همين اينکه مَردي رو که بُرده بودشون
حالا، مايلم تا اجراي عدالت رو ببينم اما زين رو برمي دارم
کسي حرفي نداره؟
اگه اون گله دزده،به دردم نميخوره
خب، اون چيزي داره که من ميخوام
من کيف پولشو ميخوام هيچکدومتون نميخوايدش، من برش مي دارم
اگه بپذيريم که اون گله دزده
چرا وقتي فرصت داشت فرار نکرد؟
يه لحظه صبر کن، لوميس
حالا بهم بگو
تو تعدادي احشام رو از جانسون خريدي
تو بيع نامه رو ديدي
با مارک جانسون جايي که قرار بود اسمشو درج کنه
آره
جانسون چه شکليه؟
تقريباً 30سالشه
موهاي تيره،چشماي سياه،درشت اندام
صورتش گوده با خصوصيات عادي
تو خيلي رو جزئيات نظر داري، مگه نه؟
من که بهت گفتم،من کلانتر بودم اين شغلم بود
درشت اندام
صورتش گوده
تقريباً 30سالشه
دروغ ميگي
جانسون 60سالش بود
خب، شايد سرکارگر يا چيزي تو اين مايه ها بود، نميدونم
ولي ميتونيم برگرديم و بفهميم فقط يه روز سواري داره
ما ميتونيم بررسيش کنيم
آقاي مدوو
بهش بگو
من الان از مِلک جانسون اومدم
گله اش رفته بود
من جانسون و زنش رو در حالي که بهشون شليک شده بود، کف آشپزخانه پيدا کردم
مُرده
نه
ـ دارش بزنين ـ شما داريد اشتباه مي کنيد، نه
نه
کلينت ايستوود :در
دارِشون بزن
بعضي ها اينو جهنم مي نامن اما تو هنوز تو محدوده اُکلاهاما هستي
نفستو نگهدار
من نميدنم کي تو رو حلق آويز کرده و واسه چي
اما اگه بيگناه باشي قاضي تو رو آزاد ميکنه
و اگه نباشي
اونا دوباره تو رو دار ميزنن
خب يالا روي پاهات وايسا
:ترجمه و زيرنويس اسماعيل غروي
:کارگردان تد پاست
ترجمه شده در اکتبر سال 2012
قاطرها رو آب بده و يه سطل آب رو هم واسه افراد پر کن
مارشال دِيو بليس شنيدم که يه زنداني واسم داري
درسته، مارشال فروشگاه مواد غذايي و بذر درست اون طرف خيابونه
بفرما اين کليد لازمت ميشه
مارشال
مواظبش باش
اوه خدا، اوه خدا
اوه خداي من
اوه خدا
تو اومدي پيامبر رو بکشي
سخت نگير، باشه؟
اوه خدا تو اومدي پيامبر رو بکشي
ميتوني راه بري؟
اونا ضد من هستن
اونا جاسوسي منو ميکنن اوه خدا
اونا از خشم خدا ترسيدن
بلند شو
نه زود باش
حتي واگن زندانها از اينجا بهتره
تو اومدي پيامبر رو بُکشي
صبر کن اوه نه
اوه خدا اوه خدا
تو اومدي پيامبر رو بُکشي
لعنت به تو صبر کن
ـ وايسا وگرنه ميکشمت ـ اوه خدا
خب، منتظر چي هستي مارشال؟ بهش شليک کن
بکشش چي شده مارشال؟
از موضع گرفتن دربرابر قاضي ميترسي؟
بُکشش
بُکشش، بُکشش بُکشش، بُکشش
! ما داريم تماشات ميکنيم مارشال
ما به قاضي ميگيم که تو همه تلاشتو کردي ! تا اونو زنده برگردوني
بُکشش، مارشال
بُکشش، مارشال آره، بُکشش
بُکشش زودباش، بُکشش
صبر کن لعنتي
بُکشش، مارشال
اينجا خيلي سر و صداس
بُکشش، بُکشش بُکشش، مارشال
خدا
تو زنجيريش کردي حالا هم دفنش کن
اين کارت قاضي رو خوشحال نخواهد کرد
خب چي کار ميکردم، ميذاشتم فرار کنه؟
من نگفتم کارت اشتباه بود
من ميگم که اين کارت قاضي رو خوشحال نميکنه
حالا حرفاتو زدي ويليام ببرشون
دخترا، دخترا واگن زندانيا اينجاس، بياييد
!مارشال، واسمون چندتاشونو زنده نگه دار، باشه؟
! مارشال تو که دلت نمياد همشونو دار بزني (سخن مترجم: (عجب ج ن د ه هاي پررويي
اونجارو واگن زندانيا داره مياد
ميخواي پارچه ها رو اونجا بفرستي؟
به محض اينکه بياد
من عطر بيشتري لازم دارم
دوازده تا ؟
ارزون ترينش، ميخوام بوي خوبي داشته باشه
واسم دخترام نيست !! واسه شب جمعه گاوچروناس
... وقتي از چراگاه ميان بوشون مثل
اينم از واگن زندانيا
هي، اون بيلي فسقلي نيست؟
از نزديک نگاش کن شايد رفيق پيرت رو پيدا کردي
نگه دار
ما بيرون شهر ميريم ! يه کم تمرين تيراندازي روشون بکن
خيلي خب، ببرشون ويليام
يالا
شما هروز دو وعده غذا ميخوريد 8صبح و 4 بعدازظهر
مگه اين که دردسر درست کنيد و خودتونو بيچاره کنيد
شما يک ساعت در روز توي محوطه زندان زنگ تفريح داريد
بهتره خودتونو جمع و جور کنيد
منتظر واگن بعدي بعد از ظهر باشيد
به اين بو عادت کنيد
اگه نکنيد، اونا درمان مطمئني واسش دارن
دارتون ميزنن
به نظر؛ اشميث امروز ميخواد يه ضيافت کوچولو ترتيب بده
ضيافت ؟
ضيافتِ دار
اون گوني هاي 200 پوندي رو ميندازه
تا مطمئن بشه که طنابا طرف رو نگه ميداره
اشميث هميشه از طناب خوب استفاده ميکنه
روغن ماليش ميکنه تا خوب ليز بخوره
تا مثل يه شاخه خشک گردنتو بشکونه
آقاي اشميث ما بهترين هنرمند تو اين حرفه است
اين حرومزاده
نه
اين چه نوع عدالتيه که يک آدم رو قبل از اينکه فرجام خواهيش استماع بشه اعدام ميکنه
نه
بيا تو
آزادش کن بدون غل و زنجير
بله قربان
خيلي خب نگهبان
پرونده ات بررسيت شد آزادي که بري
11دلار ؟
و چهل سِنت اين همه چيزي بود که مک کلود همراش داشت وقتي که وارسيش کرديم
مک کلود ؟
مک کلود تحت تعقيب بود
غيرقانوني توي مِلک جانسون بوده و اون مرد و زن پيرش رو کشته
و تو اشتباهي از راه ميرسي
يه غريبه که دنبال خريد تعداي احشام بوده که مک کلود يه تعداديشو به تو ميفروشه
اون بعد اون ماجرا حتماً کلي حال کرده
ميخواي ببيني چه شکليه؟
زودباش زود باش
... مک کلود مبلغي رو که ازت کلاهبرداري کرده بود رو برميداره و
مياد توي شهر واسه خوش گذروني
تو قطار پيداش کرديم
شايد خدا روحش رو قرين رحمت قرار بده
تو آزادي که بري، کوپر
با 11دلار و 40 سِنت؟
و با اين رضايت خاطر که مردي رو که تو رو به اين روز انداخته بود اعدام شد
پس، تکليف 9 مردي که من رو حلق آويز کرده بودن چي ميشه؟
مشخصاتشون رو به معاونهايي که پايينن بده
اونا تلاششونو ميکنن تا بگيرنشون
با اين حال ، بازم کافي نيست
کوپر، تو قانون رو تو دستاي خودت ميگيري بهت قول ميدم
تو از يکي از طنابايي که اون بيرونه تاب ميخوري
من يه خورده راجع به قانون ميدونم، قربان
درسته
همينطوره
No comments yet. Be the first to leave one.