The first 200 lines.
نگاش کن
اونی که دنبالش بودی رو گرفتی؟
بی خیال. حتما باید میپرسیدی؟
وقتی نمیپرسم که ناراحت میشی
اره گرفتمش داری میری؟
اره باید جری رو بردارم
وسایل دست اونه
و تو قراره...
از مسیر امنی برم که تو بهم گفتی.
- اوکی - نگران نباش رنجر واکر
حالا هم برو خونه.
بچه ها منتظرتن. منتظر تو با پدرمادرت
- امشب، شب بازیه. - درسته.
چه جوری دوباره اونو بازی کنم؟
هر دفعه قوانینشو بهم میگی یادم میره
عزیزم فقط برو اونجا باش شام باهاشون بخور,
باهاشون بازی کن ااونا فقط از دیدن تو کنارشون هیجان زده اند
تو میتونی همه بازی ها رو ببازی بازم مهم نیست
چرا مستقیم از باختن منحرف میزنی؟
هی مراقب باش
تو هم همینطور
استلا قراره حسابتو برسه
باشه باشه
لنتی.
تا الان سه بار تو زندان بودم
چه جوری اخه...تو 6 و 5 اوردی
فقط نگاه کن. فقط ببین
اوکی
وای خدای من
صبر کن صبر کن
- چیه؟ - اوکی اوکی.
- چه اتفاقی داره میافته چیزی که داره اتفاق میافته اینه که
پسرت داره شکستت میده
اره اره کاملا مشخصه
اما من قوانینشو نمیفهمم پس این ناحقه.
-اوه میدونستم - ارره
میدونستی....چیو؟
- چه خبره؟ - ما ههمون شرط داشتیم
هر وقت کسی گفت ناحقه
و استلا میدونست تو میگی
استلا
داشتیم؟ با بابای خودت؟
این یه بازیه کاملا جدیه
- از وفاداری خبری نیست - باشه خیلی خوب
ببخشید داریم بازی میکنیما
اره.. یه لحظه فقط.
-میبینی اون اصن نمیتونه تحمل کنه -میدونم
چه اوضاع داغونی
بی خیال دیگه نوبت منه
امیلی حالت خوبه؟
باید باهات تماس میگرفتم. یه چیزی درست نیست
منظورت چیه؟
امیلی. امیلی
هی
خوب بود
بابا نوبت تویه
اگوی... چرا تو..
- تو نوبت منو برو - کردل؟
فقط.. یه تماس کاریه
تو به جای من برو رفیق؟
- باشه اوکی - سریع برمیگردم
با امیلی واکر تماس گرفتید
من احتمالا اون بیرونم در حال نجات دنیا یا کار دیگه
برام پیغام بزارید
_
- بیا بریم داخل - اون میاد
اوه حتما
اسمون هم به زمین بیاد میتونه اونو دور نگه داره
وقتی رسید بهت زنگ زد؟?
داری ازم میپرسی که برادرم بهم خبر داده
اینکه الان کجاس
و همینطور درباره وضعیت روحیش
عادلانه بود
خبر داره که همکار قدیمیش الان رییسشه؟
دفعه اخری که باهم حرف زدیم سرش شلوغ بود
به نظرم زمان خوبی برای گفتن بهش نبود
من ترفیع درجع گرفتم
بهت گفتم که میاد
سلام به ادمای خوب
باید به استن میگفتیم دیر کردیم
بی خیال اون مرد فقط دوتاچیز دوست داره
هر اتفاقی افتاد اونجا باشه
و دستپخت مادرت
رفیق جوون حالت چطوره؟
- من خوبم تو چطوری؟ - خوبه
خوبه
- دختر عزیز. - سلام.
- چطوری عزیزم؟ - خوب
-قهرمان کجاست؟ - تاریخ میسازه استن
چرا نمیری داخل؟مطمئنم بقیه دوست دارن
یه نوشیدنی باهات بخورن
ممنون لیام جوان
سلام لری
- خیلی خوبه میبینمتون - همینطور
اگر بخوام حدس بزنم میگم که گوش به زنگ باش
- دریاچه لیدی برک؟ - اره محل امیلی و کردل
خیلی خوب یه ماشین اونجا میفرستم
افسر رمیرز هستم
برای امشب برنامه ای داری قربان؟
برنامه؟ نه زیاد
قربان اینجا یه مکان عمومیه
- میتونم مدارکتون رو ببینم؟ - اره
تو...تو خیلی مودبانه پرسیدی
اره اونا دخترا رو مخصوص تربیت میکنند
من میرسونمت خونتون
صبح میتونین بیاین ماشینو بردارین
این صندلیا اصن عقب هم میره؟
برای راحتی ساخته نشدن
بیشتر ادما وقتی میخوان مست بشند
خونشون این کار رو میکنند
خوب من یه مدتی از شهر دور بودم
بیشتر از ده ماهه
چندساعتی میشه برگشتم
هنوز بچه هامو ندیدم
من هنوز
میدونی درگیر شغلمم
نمیخوام به اونا اسیبی برسه
لازم بود اول به دیدن یه روح برم
محکوم به راه رفتن در شب
از اخرین باری که یه مکالمه واقعی داشتم خیلی وقت میگذره
منظورم اینه میدونی خود واقعیم
پس تو به عنوان یکی دیگه از شهر دور بودی
شبیه مامور مخفیاس. پلیسی؟
کردل واکر تگزاس رنجر
ادای احترام
خیلی خوب این خونته؟
حدس میزنم
به خاطر این صبح ازت تشکر میکنم
اینو به عنوان اخرین کارم در نظر میگیرم
ترفیع درجه گرفتم
ادای احترام
اره رفیق. ریشتو نگه دار
اره اره اره
خیلی خوب
خوب ببین کی اینجاست
از دیدنت خوشحالم بابا
بهتر بود دیشب سر قرار مشصمون میدیدمت
وقتی جمع شده بودیم که تشویق و تبریکامونو بگیم
ممنونم
فقط متعجبم چرا اونا اینقدر از چیزی که
چند ماه ظول دادی بهش برسی اینقدر متعجب شدند
ده ماه؟ قد 14دوره جفتگیری طول کشید
تو خیلی خوب حساب کتاب کردی
کلتس امسال قوی به نظر میان
اره همینطوره
- گوش کن بابا میخواستم بگم.. -لازم نیست
برو خونه
بزار مامانت فکر کنه اون اولین کسیه که تو رو میبینه
باشه بابایی
اوه اون زندس
اره اره
اگه بهم گفته بودی میای خونه
استلا رو نگه میداشتم
- نه امشب میبینمش - بابا
اگوست
پسرم سلام
تو تو...بزرگ شدی
- اره - قدتو
سلام داداش
از دیدنت خوشحالم بدبو
برو اونور
خیلی خوب داری قوی تر میشی
اره من هنوز داداش بزرگه ام
پسرا تمومش کنید
باشه باشه
خیلی خوب باید مراقب باشم
از وقتی ارتقا گرفتی دستات نرم تر شدند
من بهترین و اموزش دیده ترین دستیار دادستان تو استینم
اگوست نهارت حاضره
ویلیام ادیسون برو حموم
من اون کت شلوار رو به خاطر خودم اتو نزدم
میدونم ماما
من باید برم
هی تو...تو اینجا زندگی میکنی؟
من خونه خودمو تو شهر دارم
یه رابطه احتماعی دارم
یا داشتم
فکر نمیکنم برت انتظاز اینو داشت خیلی زود
نقش دوتا بابارو بازی کنه اما
همه چی ردیفه
- اینجام کمک کنم - اره.. ممنونم
خیلی خوب باشه
خیلی خوب
سلام
تو میدونی چند برش پای به خاطر تو
دیشب کنار گذاشتم؟
البته خوب بود چون تقریبا یه ساعت
به حرفای استن در مورد
خوبی تو گوش دادم
پدرت بالاخره خسته شد و بلند شد
یه بطری برداشت و رفت تو حیاط
خوب این به نظر میاد تقصیر خودته جیمز
یا شایدم
کاپیتان چیمز
این حالا قراره چیز جدیدی باشه...
منظورت تبریک گفتنه؟
این چیزیه که میخوای بگی؟
اوهوم؟
- حالت خوبه؟ - اره اره فقط...
یه دقیقه لازم بود تا خودمو جمع و جور کنم فقط همین
No comments yet. Be the first to leave one.