The Samurai I Loved

The Samurai I Loved (蝉しぐれ)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Samurai I Loved 2005 DVDRip
A Commentary by 8701293
Parsnevis.in---Pilar-ترجمه و زیرنویس:پیلار

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2015-12-08
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بر اساسِ داستانی از فوجیساوا شوهی

کارگردان: کورو سوچی میتسو

آن سامورایی که عاشقش بودم

یه روزِ گرمِ دیگه

...آه

آه

صبح بخیر

!آخ فوکو

فوکو...نیشت زد؟

بذار ببینم

گریه نکن

چیزیت نمیشه، نگران نباش

مثلِ مار کبرا سمی نیست

بچه ی یه سامورایی نباید گریه کنه

حالت خوب میشه

محض اطمینان برو خونه و به پدر مادرت بگو مار نیشت زده

...هوم

...یکم خسته ام

حالت خوب نیست؟

اوه، داشتم درباره ی این ردا حرف میزدم کهنه شده

میشه یه جدیدشُ برام بدوزی؟

ببخشید، ولی پولشُ نداریم

ممکنه بارون بباره

من که میگم هوا صافه

آره

!امتیاز

!یادا سنپای

بیا استراحت کنیم

ببخشید

لازم نیست معذرت خواهی کنی

گیرم انداختی نه

!انقدر فروتن نباش تو این مدت که من نبودم تو قوی شدی

بانشیرو، چند سالته؟ پانزده سالمه

پانزده، ها؟

مطمئنم مردِ بزرگی میشی منم باید تلاش کنم

!بسه دیگه

چند بار باید بگم؟

گوش کن، این آیوچی بود

ضربه که خوردی با بدنت احساسش کن

یونسوکه، داری گوش میدی؟

بله قربان

...تا وقتی ضربه نخوری و دردشُ حس نکنی !یاد نمیگیری

!یونوسکه، سرحال باش

بریم

بانشیرو، اون خانومِ خوشگل کیه؟

اون...زنِ یادا سانه

یادا سان؟

بریم خجالت آوره

مگه چیه؟ اونم بهش زل زده بود

بانشیرو، دلم داره ضعف میره

اینُ نگو یادِ گرسنگیم میفتم

من پول دارم بریم یه چیزی بخوریم؟

!یونوسکه، انرژی داشته باش

تو هم گرسنه ای؟

..من

...من

!زودباش، بگو دیگه

من میخوام از دوجو برم چی؟

...ممکنه

برم اِدو...

هی، هی

اِدو؟

فکر میکنم یونوسکه باید بره ادو شمشیرزنیش افتضاحه

!ایپه

موافقم

درسته؟ تو باید روی درس خوندن تمرکز کنی

یونوسکه، توی ادو میتونی موفق بشی

...خب، ولی

ولی چی؟

...دیگه نمیتونم ببینم

چی؟

دیگه نمیتونم شما دو تا رو ببینم

اگه بخوای احساساتی باشی هیچوقت به هیچ جا نمیرسی

گوش کن یونوسکه !ادو جای فوق العاده ایه

مثلِ شهرِ ما کوچیک نیست آدما اونجا میتونن برن دنبال رؤیاهاشون

احساساتت خیلی زود از بین میرن

از کجا میدونی ایپه؟ تا حالا رفتی ادو؟

چه سؤال احمقانه ای می پرسی معلومه که هیچوقت نرفتم اونجا

هی، بانشیرو !یونوسکه داره می خنده

اوه، ایپه

!بانشیرو کمکم کن

چرا نمی پری تو آب؟

خوشت میاد، خیلی بلند نیست بپر، بپر

!...بانشیرو

!صبح بخیر

اوه، صبح به بخیر

بابت کمک دیروزتون ممنونم

حالت خوبه؟ بله، ممنون

خوبه، خوبه

از لطفتون ممنونم

ممکنه اسبابِ زحمتتون بشه اما لطفاً مراقبش باشین

بانشیرو

مواظبِ پولت باش بله

خوش بگذره ممنون

بانشیرو، به یونوسکه حمله شده چی؟

یامادا و افرادش به اینکه داره میره ادو حسودیشون شده

!یونوسکه

!یونوسکه !بانشیرو سان

چه حقه ی کثیفی !باورم نمیشه

!عوضی

ببخشید

بریم خونه

یه کارِ فوری برام پیش اومده امشب دیر میام

یه تویو بگو چشم

بریم

داره سیل میاد

پدر کجاست؟

هنوز نیومده خونه

بانشیرو

من جاش میرم من جای پدرُ میگیرم

!ببخشید که این وقتِ شب مزاحمتون شدم !بانشیرو هستم

!ببخشید، میدونم دیروقته بانشیرو هستم

بانشیرو سان

جیمبه دونو، لطفاً منُ با خودتون ببرین

!مراقب باش پاتُ کجا میذاری !چشم

!نترسین !بدوین! بدوین

!بله قربان! بله قربان !بله قربان! بله قربان

!زودباشین !...دیر میرسیم! عجله کنین

!خب، بیاین شروع کنیم

!اینجا آب بندُ باز میکنیم

!مثل همیشه، از بیرونِ مخزن شروع میکنیم کندن

چرا چیزی نمیگین؟ صدامُ نمی شنوین ؟

!یه لحظه صبر کنین، خواهش میکنم

!جیمبه سان! باید با هم حرف بزنیم چیه؟

!یه درخواستِ فوری دارم !خلاصه اش کن

!لطفاً سد رو توی سرچشمه ی رودخونه توی پیچِ کامو باز کنین

!مسخره اس! بیشتر از نیمی از قلعه زیرِ آبه !وقت نداریم

!نه....اصرار میکنم

چی؟ دلیلت چیه؟

اگه اینجا بند رو خراب کنیم

!مزارعِ برنجِ دهکده ی کانای نابود میشن

اما، زمینِ اطرافِ پیچِ کامو بایره

آبِ اضافی سرازیر میشه توی زمین های بایرِ اطراف

!و محصولاتِ برنج خراب نمیشن

چقدر مزرعه اونجا هست؟

"نزدیک...10 "چو

خیلی دیره !نه، هنوز وقت داریم

(فقط 3 چو تا سرچشمه ی رود فاصله اس (1/4 مایل

!لطفاً نظرتونُ عوض کنین

اگه مخزن آب رو باز کنیم

و مزارع برنج نابود بشن !کشاورزا دیگه کمکمون نمیکنن

!لطفاً تصمیم بگیرین

!خیلی خب، همه گوش کنن

!بند روی پیچِ کامو رو باز می کنیم

!بریم !بله! بله! بله

!زودباشین! بریم! بریم

!زودباشین

!زودباشین راه بیفتین

هی، همگی! بیاین بالای مخزن! بیاین بالا

!عجله کنین

!عجله کنین !بالای مخزن

بالای مخزن

!کمک

!پدر دستمُ بگیر

حالت خوبه؟ بله پدر

خوبه

چی شد؟

سال نو مبارک فوکو سان

مادر من برگشتم خوش اومدی

فوکو رو جلوی دروازه دیدم برای چی اومده بود؟

اومده بود برنج قرض بگیره

نمیتونم جسارت خانوم کویاناگی رو تحمل کنم ...راه میفته این طرف اون طرف

"میسو داری؟"، "سسِ سویا داری؟" "میشه یکم پول بهم قرض بدی؟"

ولی هیچوقت چیزی برنمیگردونه

دلم برای فوکو میسوزه

حتماً خیلی خجالت کشیده

روزِ سالِ نو اومده برنج قرض بگیره

ایش

گرسنه ای، نه؟

از کجا فهمیدی؟

نمیتونی به چیز دیگه ای فکر کنی؟

به چه چیز دیگه ای میتونم فکر کنم؟

مادر !بانشیرو

...همونطور که گفتم...فکر میکنم فردا ممکنه اجازه بدن

سوکه زامون برگرده...

درباره ی چی حرف میزنی؟

گفت بازرس ها به پدرت سوء ظن دارن

و بازداشتش کردن

سوء ظن؟

داستانِ وحشتناکی شنیدم

قبیله سرِ اینکه کی باید جانشینِ ارباب بشه اختلاف نظر دارن

وارث ارباب؟

...گفته میشه....سوکه زامون

توی این ماجرا درگیر بوده

!باورم نمیشه

ببخشید،اما پدرِ من تنها کسیه که بازداشت شده؟

نه، سه نفر از فوشین گومی نمیدونم سرجمع چند نفرن

ولی شنیدم بازداشتی ها رو امشب میفرستن معبدِ ریوکو

اصلِ موضوع همینه

...پس، سوکه زامون...ممکنه

امشب خونه نیاد...

فکر میکنم اشتباه برداشت کردن

نمی فهمی؟

!دیگه هیچوقت نرو دیدنِ بانشیرو سان

دلم براشون میسوزه

ولی ما دیگه...همسایه هامونُ نمیبینیم

اومدم ماکی سوکه زامون رو ببینم

باشه

بیا تو

یکم دیگه اجازه ی ملاقات میدیم

The Samurai I Loved subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left