The first 200 lines.
این زندگی منه
خب، حالا وقتشه که هر دوتون توضیح بدین
خب، حالا وقتشه که هر دوتون توضیح بدین قسمت هفتاد و پنجم
خب، حالا وقتشه که هر دوتون توضیح بدین
چی رو میخواین توضیح بدیم؟
چند روز قبل، بانگ چول سانگ رفت دیدن آن هیون جو
همون کسی که موقع گم شدن نام جین پرستار مسئول بوده
همچنین، بانگ چول سانگ بهش مبلغ زیادی پول داد و رسید گرفت
این چه ربطی به من داره؟
خیلی ربط داره
چرا بانگ چول سانگ...
اون رسید رو به شما داد، خانم چویی؟
اون رسید رو،
به عنوان وثیقه نگه داشتم
به عنوان وثیقه؟
تا وقتی بانگ چول سانگ پنجاه هزار دلاری که بهش قرض دادم رو پس نده...
به عنوان وثیقه نگهش میدارم
این که سند زمین یا سند ملک نیس
یه رسید به مبلغ 30 هزار دلار که به یه نفر دیگه داده رو...
به عنوان وثیقه نگه داشتین؟
از نظر من فقط یه بهونه بیخودیه
بانگ چول سانگ هیچ خونه یا زمینی که به اسمش باشه نداره
پس نباید حداقل اون رسید رو نگه دارم؟
بانگ چول سانگ
چرا اون پولُ دادی به آن هیون جو؟
آه، اون بخاطر...
بهم نگفتی که این یه سرمایه گذاریه؟
آره، سرمایه گذاری
روی آن هیون جو سرمایه گذاری کردم
اون فقط یه پرستاره. چه تجارتی رو شروع کرده...
که تصمیم گرفتی روش سرمایه گذاری کنی؟
ظاهرا میخواسته آژانسِ مراقبت از سالمندان در منزل راه بندازه
آره، درسته
آژانسِ مراقبت از سالمندان در منزل
هیون جو خیلی به این کار علاقه منده
واقعا؟
خب، خیلی طول نمیکشه که بفهمم حقیقت داره یا نه
اما میدونین چیه؟
حالا که هر دوتون رو دیدم،
یه حسی از ته دل بهم القا شد که به حقیقت...
نزدیک تر شدم
"حقیقت"؟
چه سناریوی مزخرفی دارین مینویسین...
که همچین چیزی رو بهم میگین؟
بهش فکر کنین
یه سرپرستار توی کلینیک زنان و زایمان...
یهویی میخواد آژانسِ مراقبت از سالمندان باز کنه
فکر نمیکنین این یه بهونه الکی و بیخودیه؟
حالا، فقط یه کم وقت میبره که حقیقت مشخص بشه
ببخشید که اول صبحی وقتتونُ گرفتم
حالا باید چیکار کنیم؟
اگه بره از هیون جو بپرسه که میخواد آژانسِ مراقبت از سالمندان باز کنه یا نه
اونوقت باید چیکار کنیم؟
چرا نشستی اینجا؟
قبل از اینکه هو چونگ سان بفهمه برو دهنشو ببند
باشه. زود حلش میکنم
چی شد، رئیس؟
همونطور که انتظار داشتم
موذیانه انکارش کرد
گفتن اون پولُ روی آن هیون جو سرمایه گذاری کرده
که یه آژانسِ مراقبت از سالمندان باز کنه
برم دیدن آه هیون جو و ازش بپرسم؟
نه، بانگ چول سانگ حتما زودتر از ما رفته پیشش
در عوض، دنبال پرستاری بگرد که اون روز با آن هیون جو...
سر کار بوده چشم، رئیس
اگه بتونم برای ادعام چند تا مدرک موثق پیدا کنم،
از طریق دادستان یو درخواست تحقیقات مجدد میدم
تحقیقات مجدد؟
قانون مرور زمان الان منقضی نشده؟
برای پرونده های کودک ربایی از زمان پیدا شدنِ بچه شروع میشه
لطفا روی پیدا کردن مدرک موثق تمرکز کن
چشم، رئیس
سکوتی که با پول خریده بشه،
آخرش میشکنه
حالا، فقط یه کم وقت میبره که حقیقت مشخص بشه
به سختی تونستم جلوی شی وو رو بگیرم
بازم اون داره سعی میکنه اتفاقات گذشته رو نبش قبر کنه؟
فقط داره وقتشو به هدر میده
چطور میخواد حقیقتی که بیشتر از 30 سال مشخص نشده رو فاش کنه؟
احتمالا فقط میخواد تحریکم کنه
اوه، خوش اومدی پسرم
این روزا به ندرت می بینمت
مشغول آماده شدن برای مرحله ی سومم
خوبه که داری سخت کار میکنی اما خسته به نظر میرسی
بدون استراحت، تموم روز کار میکنی
و هر شب مشروب میخوری
نمیدونی وقتی داروی گیاهی میخوری نباید مشروب بخوری؟
نمیتونم بخوابم، بخاطر همین فقط چند تا لیوان میخورم
راستی. امروز صبح نمونه ها رو از مینهان تحویل گرفتیم
واقعا؟ چطور بود؟
خیلی رضایت بخش بود
خدارو شکر
تو مراکز خرید و خرده فروشی ها که موقعیت خوبی دارن...
برای لباسامون سفارش تبلیغ دادم
پس بزودی شکاف فروش مرحله دوم کم میشه
ممنون
احیانا مینهان رو تهدید کرده بودی که...
مشتری هاش رو ازش میگیری؟
آه، اون؟
این فقط یه تهدید تو خالی بود،
اما مینهان تسلیم شد
رئیس هان حتما میدونه که...
من قدرتمند ترین شخصِ این صنعتم
اما، چرا اینو می پرسی؟
فقط کنجکاو بودم
روش تجارت اینجوریه
برای رسیدن به اهدافت،
باید بدونی چطوری به دیگران فشار وارد کنی
معلومه. نمیتونم اجازه بدم هیون گانگ رو ازم بگیرن
ما مرحله اول رو برنده شدیم
اما آمار فروش تیم 2 از ما بالاتر بود
مرحله دوم مساوی شدیم
اما فروش رو کُلا خراب کردیم
تنها چیزی که برامون مونده مرحله سومه
باید فشن شو و آمار فروش رو برنده بشیم
طراح های تیم، حتی اگه لازمه اضافه کاری کنید و اصلاح رو به طور کامل تموم کنید
آقای جو دو پیل و کیم جیونگ دوباره گزارش تولید رو بررسی کنین
چشم چشم
تا وقتی من نگفتم هیچکس حق نداره بره خونه
چشم
خیلی ترسناکه
دوباره همون آدمی شده که قبل از مرحله اول بود
مگه نه؟ دقیقا
اون موقع خیلی از دستمون عصبانی میشد
از استرس معده ـم ورم میکرد میدونم
از اونجایی که ما خیلی عیب داریم طبیعیه
حتما بخاطر این قضیه غرورش شکسته
بیاین روی کار تمرکز کنیم. باشه؟
اصلاحِ طراحی جین آه رو بررسی کنیم؟
بیا همین کارو کنیم، مادمازل
خب، بیاین سریع وضعیتمون رو چک کنیم
باشه باشه
فایل طراحی و گزارش تولید تموم شده
اصلاح طراحی لباسایی که...
با دانه گلرنگ و برنجساف ساخته شدن رو تموم کردی؟
بله. تموم کردم، اما دوباره همه چی رو چک میکنم
اوکی
هنوز برای آماده کردن سفارش خرید...
رنگ ها و ارائه لوازم جانبی وقت داریم
مشکل پارچه سویاس
میخوام بعد از جلسه برم مینهان
کل شب رو تا فردا کار میکنم که تمومش کنم پس نگران نباش
اوکی. منم باهات میام چی؟
میخواستم با کو جه سون برم
من بخاطر ترخیص لوازم جانبی از گمرک نمیتونم بیام
چی؟
گفتم که من میام
چیه؟ نمیخوای با من بری؟
چه خبر شده؟
شما دوتا با هم دعواتون شده؟
اگه نمیخوای با نام جین بری،
میخوای بجاش با من که مرد خوشتیپی ام بری؟
لازم نکرده. ما دعوا نکردیم
فقط نگرانم که مدیرمون خسته ـش بشه
سونگ جو، خیلی هوایِ مدیر آن رو داری
خیلی حسودیم میشه
ای کاش یکی مثل اون هوای منم داشت
هیچکس مثل من هواتُ نداره
پس من دارم میرم
سونگ جو
سونگ جو
میخوام بدونم چرا دوست دخترم دوباره ناراحته
ناراحت نیستم
فقط میخوام خودم تنهایی بریم
وقتی میتونم تنهایی برم چرا اصرار میکنی باهام بیای؟
بخاطر اینکه باید مرحله سوم رو برنده بشیم، نه...
حتما برنده میشیم
منم مطمئنم برنده میشیم
میتونم اصلاح طراحی رو خیلی خوب انجام بدم
بخاطر پدرته؟
چی؟ آه... نه اون...
میترسی بخاطر اینکه به جین آه پول دادم...
از دستم عصبانی بشه؟
اوه! از کجا فهمیدی؟
پدرت عصبانی نیس
پس نگران نباش
رئیس هان مان سوک
رئیس آه
بابا
اوه خدای من، خوش اومدی مدیر آن
تو هم خوش اومدی، سونگ جو
خوش اومدین
منشی کو بله؟
لطفا براشون چایی بیار چشم
برای مدیر آن چای گل داوودی بیار
فهمیدم که از چای گل داوودی خوشش میاد
وقتی از کارخونه برگردم چایی میخورم، پدر
باشه پس
شما دوتا چتون شده؟ مگه بخاری کار نمیکنه؟
چرا شال گردن زوجی پوشیدین؟
لازم نیس بدونی، بچه جون
بیا بریم ببینیم اوضاع چطوره
باشه زود برمیگردیم
بریم
چی؟ رفتار بابام عجیب بود
باید الان نام جین رو سرزنش میکرد
ای وای. فکر کنم خبر نداری
چی؟ چی رو؟
دیروز بعد از اینکه رفتی، مدیر آن اومد اینجا
نام جین اومد اینجا؟
No comments yet. Be the first to leave one.