The first 200 lines.
کاتلین
نیلز
آه بیدار نشو
من 20 کیلومتر دوندگی میکنم برمیگردم تا جما رو ببرم مدرسه
مدتی طول میکشه تا خوب بشه
اون دو هفته در کما بوده
با وجود آسیب به سر و مغزش
ممکنه حافظشو از دست داده باشه
امیدوارم به زودی اونو از دستگاه تنفس جدا کنیم
خطر اینکه که اگر مدت خیلی زیادی به دستگاه وصل باشه، شش های اون خشک میشن
آیا اون مشکل جسمی دیگری داشته ؟
تا جایی که من میدونم، در 4 یا 5 سالگی یک بار بستری شده، غیر از اون هیچی
اون سالم ترین کسی هست که من میشناسم
خدا رو شکر امیدوارم این زندگیشو نجات بده
فکر میکنم داره بیدار میشه
دینا
دینا میتونی صدای منو بشنوی ؟
من هستم عزیزم
توجه کنید لطفاً ساعت ملاقات تا 15 دقیقه تمام میشود
جی
ای
جی جی
دوباره سعی کن
لازم نیست کلمات رو به صورت کامل تایپ کنی
این برنامه طراحی شده تا پیش بینی کنه تو سعی داری چی بگی
جی
ای
جما
جما حالش خوبه
میدونی اون هر روز میومد اینجا
برات کتاب میخوند برات آواز میخوند
به زودی میبریمت خونه
بیمارستان توانبخشی هوپ ول
سلام ؟
کسی اونجاست ؟
کسی اونجاست ؟
توئیت های من خبری باقی میمونن
هیجدهمین روز من در جهنم
من حس میکنم گیر افتادم در درون خودم
بدن خودم یک زندان هست
من باید داخل یک کیسه دستشوئی کنم با یک نی غذا بخورم
منو ببرید خونه خواهش میکنم
من میخوام برم خونه
ترور میتونی بیای تو
سلام سلام .. داری برنامه حرف بزن و تلفظ کن رو خیلی خوب یاد میگیری
بعد از این کلی کارهای خاراندن و تحریک های الکتریکی داریم
دیشب یک نفر در اتاق من بود منو نگاه میکرد
دیشب ؟
من صدای عجیبی شنیدم وقتی خوا بودم
خوب الان کسی اینجا نیست میخوای چک کنم ؟
نه، این پائین هیچی نیست فقط شاش و گه !
تو فکر میکنی یه نفر اونجا مخفی شده ؟
سلام ! کسی خونه نیست ؟
نه
فقط تدارکات
ببین من میدونم که اینجا ممکنه تو رو بترسونه
ما یه چیزهایی شنیدیم مخصوصاً شب ها، انگار یه نفر زوزه میکشه
من ..
میدونی، اینجا کهنه شده این اواخر صداهای عجیبی از خودش درمیاره
از بین میره
وقت شستن بدنته
من نیازی ندارم ..
هی
حالت چطوره ؟
من طوریم نمیشه
یعنی چی من طوریم نمیشه ؟
من طوریم نمیشه
تو باید الان صورت خوشحالت رو به مادرت نشون بدی
خیلی خب رسیدیم
ببین، من میدونم از بیرون خیلی داغون به نظر میاد ولی کارکنانش باورنکردنی هستن
سلام لازمه چیزی رو امضا کنیم ؟
مشکلی نیست آقای ملگوم
ممنون
تو خیلی پر حرفی هیچ وقت نمیتونم تو رو خفه کنم !
خیلی عجیب هستی !
خوب چی ؟ تو یک مربی ورزش هستی ؟
من همیشه آدم هایی که بدن متناسبی دارن ستایش میکنم، من خیلی تنبل هستم
من میشینم رالی کامیون های غول پیکر رو نگاه میکنم
تو قرار نبود اینجا باشی مگر اینکه با یک ماشین تصادف کنی
اوه، اومدن داره تموم میشه پدر
خوب امروز حالش چطوره ؟
شاید مجبور بشیم داروهاشو تغییر بدیم
مشکن ها باعث بعضی توهمات میشن
اون فکر میکنه دیشب یک نفر در اتاقش بوده
شاید یک نفر اومده داخل
هیچ کدوم از بیماران این بخش شب ها راه نمیرن بهم اعتماد کن
من در موردش با خانم لین صحبت میکنم
در همین زمان بهتره به یک روانشناس بگید باهاش صحبت کنه
احتمالاً فقط یک حمله در اثر اضطراب هست
هی جنا میتونم یک لحظه با مادرت حرف بزنم ؟
دوستت دارم
من هم همینطور
سلام عزیزم
خوب این قضیه که یک نفر در اتاقت بوده چیه ؟
یک نفر دیشب منو نگاه میکرد
تو مطمئنی ؟
اون چیزی گفت ؟
نه
نمیتونستم سرم رو برگردونم تا اونو ببینم
فقط صداشو شنیدم
خوب شاید این دستگاه ها تمام شب روشن بودن
مثل اینه که یک نفر ناخنش رو میکشه
من از اینجا خوشم نمیاد
ببین، ما هیچ وقت فکر نمیکردیم که همچین اتفاقی ممکنه بیفته
این تمام بیمه ای هست که از پسش برمیایم فعلاً
تو نمیتونی اینجا پیش من بمونی ؟ خواهش میکنم
جما چی میشه ؟
من بچه نیستم !
نیازی ندارم کسی مراقبم باشه
تو میتونی اینجا پیش مامان بمونی
امیدوارم تو رو نترسونده باشم نمیدونستم کسی اینجاست
متاسفم فکر کنم نباید اینجا باشم
من الیزبات لیما هستم رئیس اینجا
تو دختر دینا میلگرام هستی درسته ؟
بله من جما هستم
بله قبلاً دیده بودم به ملاقاتش میومدی
اون خیلی خوش شانسه که علاقه و حمایت تو رو داره
فکر نمیکنم الان حسی خوش شانسی داشته باشه
شاید الان نه
ولی اوضاع بهتر خواهد شد خواهی دید
میتونی اینو حس کنی ؟
این انگشت حلقه توئه
متاسفم که اینقدر دردسر درست کردم
شاید تو باید پیش هانا میموندی
خوب بعد از 16 سال زندگی و یک بچه
به خاطر دزدیدن من از اولین همسرم، عذرخواهی میکنی ؟
برای این یه کمی دیر شده اینطور فکر نمیکنی ؟
به علاوه تو خیلی جوان تر و خیلی جذاب تر هستی
که به خاطر من میاره ..
من با باشگاه صحبت کردم
و اون اجازه میده تیم زن ها رو هم هدایت کنم
تا وقتی تو بهتر بشی
نگاه کن
این دختر جدیدی هست که در موردش برات گفتم
اشلی
اون چند هفته پیش منتقل شده
تو عاشقش میشی
اون یک برنده بالذات هست
هیچ وقت تسلیم نمیشه هیچ وقت نمیگه نه
برای رفتن آماده ای ؟
فکر میکنم مادرت یه کمی خسته شده
خیلی خب عزیزم
فردا میبینمت
منو ببخشید
بزارید چراغ رو روشن کنم
امروز حالت چطوره دینا ؟
منو ترسوندی
نمیدونستم اونجا هستی
من شنیدم تو مشکلاتی داری
حس میکنی که کسی تو رو نگاه میکنه
میخوای در موردش صحبت کنی ؟
من نمیتونم حرف بزنم یک سوراخ توی گلوم هست
این علامت خیلی خوبیه
شوخی تاییدی برای زندگی هست
زندگی تاییدی برای زندگی هست
مرگ هیچی نیست
من میدونم که مرده بودم
اساساً بله
تو 2 یا 3 دقیقه مرده بودی قبل از اینکه مامورین اورژانس برسن
تو از اون تجربه هیچ خاطره ای داری ؟
هیچ خاطره ای ندارم، فقط صداها .. در اطراف من بودن
صدای کی بود ؟ مامورین اورژانس ؟
نه، آدم های مرده
منو گرفته بودن میتونستم دست های اونا رو حس کنم
میتونستم حس کنم که ناخن های اونا وارد پوست من میشه
حالا میگی که حس میکنی تو رو نگاه میکنن ؟
یه چیزی در مورد این مکان درست نیست
میتونم اینو حس کنم
هیچ کس نمیخواد گوش کنه اونا مثل یک بچه با من رفتار میکنن
هیچ اتفاق بدی قرار نیست برای تو بیفته دینا
تو اینجا در امان هستی ما همه میخواهیم به تو کمک کنیم
کاش استیو اینجا بود
یا جما
دلم برای خوابیدنش تنگ شده
وقتی اون بچه بود من تمام مدت بهش سر میزدم
تا مطمئن بشم که نفس میکشه
فقط حس میکنم بدون اون ها خیلی تنها هستم
سلام
یه نفر ...
یه نفر ...
چی ؟
یک مرد اون ماشین رو خاموش کرد
من اونو دیدم
کی ؟
نمیدونم
صورت زشت دست های بلند
دیگه فقط منو نگاه نمیکنه
میتونی توسط پد ماوس به هر دوربینی که میخوای سوئیچ کنی
دو تا دوربین که اینجا هستن و یکی در راهروی بیرون
با اهرم میتونی زوم کنی
و جابجایی محدودی به طرف چپ و راست داری
بهم اعتماد کن هیچ کس دیگه یواشکی نمیاد سراغت
وای خدای من !
من نمیدونستم چه شکلی شدم
سلام
آره، الان پیش دینا هستم
گوش کن، من واقعاً ممنونم که میری دنبالش تو زندگی منو نجات دادی
باشه
بعداً توی خونه میبینمت
خداحافظ
No comments yet. Be the first to leave one.