The first 200 lines.
بذار ببینم، باید گزارش دوره ای رو ...به مدیر تحویل بدم
.و برای فروهاشی و اوگاتا هم متن رو ارسال کنم
!ناریوکی
!هی
!پاک نویست رو بهم بده
...هوی! مگه نگفتم مثل آدم صدام کن
!تاکموتو اوروکا
!شرمنده! ببخشید ...آخه دارم میرم سر تمرین
.برای همینم، تکالیف فردا رو نمیرسم انجام بدم
تو همین الانشم انجامشون دادی، مگه نه؟
!دفترت رو قرض بده! بذار کپی کنم !یالا ردش کن بیاد
درسته توی راهنمایی بهت قرض میدادم .ولی قرار نیست تا ابد آویزونم باشی
!هوی، بد نیست بعضی وقتا هم از مغزت کار بکشی، ها
!تو رو خدا دفترت رو بده
!از درس خوندن بدم میاد
!مرتیکۀ الاغ
دفتر مدیر
.گزارش امروز همین بود
ـهx قسمت دوم: ماهی به آب مثل نابغه به
.اوگاتا و فروهاشی کم کم دارن بهتر میشن
.که اینطور، ممنون بابت گزارش
...راستی، یویگا کون
.شنیدم که با تاکموتو اوروکا به یه مدرسه میرفتی
بله، مشکلی پیش اومده؟
به عنوان یه دانش آموز از لحاظ مهارت های ورزشی .با استعداد و منحصر به فرده
با آزادی عملی که داره ...همیشه پیروزی رو بدست میاره
.ستارۀ تیم شنا و افتخار این دبیرستانه
همه اون رو با عنوان .پرنسس پری دریایی درخشان" میشناسن"
!هرچند، از نظر درسی فاجعه ـست
!من رو میگه، میام
امیدواره که یه توصیه نامه داشته باشه ...ولی با این اوضاع بعید میدونم
...بنابراین یویگا کون
.یه دختر دیگه هم هست که میخوام کمکش کنی
!هیچ راهی نداره
امکان نداره
جمله ای بود که آرزوی گفتنش رو داشتم ...ولی نمیتونستم بگم
مخصوصاً حالا که .پای توصیه نامی اختصاصی ـم درمیونه
...توی راهنمایی سرعتش زیاد بود
!ولی الان خیلی بیشتر شده
!رو پیشونیش نوشته قهرمان آیندۀ المپیک
!اوه! اینکه نارویوکیه
جریان چیه؟ اومدی من رو دید بزنی؟
!واقعاً که منحرفی
!عمراً! برام فیگور نگیر
.باهات حرف دارم
تو قراره معلم خصوصیم بشی؟
میخوای با توصیه نامۀ ورزشی به دانشگاه اوتوا بری، مگه نه؟
تو از کجا میدونی؟
اگه با توصیه نامۀ ورزشی برم دانشگاه .دیگه لازم نیست درس بخونم
...امسال میخوان دانش آموزای مستعد رو قبول کنن
پس خبر داری که نمرات بالای کلاسی و دونستن زبان انگلسی جزو شرایط ـشونه؟
!پس نمیتونم برم
!بمیرم واسه این همه انگیزه
.شرمنده ولی پای توصیه نامۀ مخصوص منم اینجا درمیونه
پس چه بخوای چه نخوای !مجبورت میکنم درس بخونی
!از درس خوندن بدم میاد
!بیا اینجا! آروم بگیر
!عمراً! نمیخوام! نمیخوام
!وایسا! وایسا
!عمراً! عمراً
!ناریوکــــی
...شرمنده
ببین ناریوکی، وقتی شنا بلد نیستی !توی آب شیرجه نزن
...راست میگی ولی تاکموتو
!بالاخره گرفتمت
!ای نامرد
!اوناهاش، اونجاست ...مدیر گفت که اومدی اینجا
!نمیخوام! ولم کن
!خنگه، مقاومت کردن بی فایده ـست
!از حالا به بعد قراره حسابی رو فرم بیارمت
!یویگا کون، بس کن
آخ! چه غلطی میکنی فروهاشی؟
!مـ مـ مـ من باید این رو بگم
!عوضی
هوی، چرا اینجوری نگاهم میکنی؟
ببینم، دچار سوءتفاهم نشدید؟
اصلاً، البته این موضوع .حتی در حد یک یپکومتر هم به من ربطی نداره
.مترجم: "پیکومتر" مقیاسی کوچکتر از "نانومتر" است
!اوه! اینا که دوتا نابغۀ مدرسمه ـمون هستن ناریوکی می شناسیشون؟
...خب
...راستش
.که اینطور
پس نابغه ها هم بعضی جاها لَنگ میزنن، ها؟
.البته یویگا کون داره با تمام وجود کمکمون میکنه
!پس مثل همـیم
آخه ناریوکی قراره از امروز .توی درسای منم بهم کمک کنه
!وای، مثل ما
!خیس آبی !درضمن خیلی هم نزدیکی
تاکموتو چی شد یه دفعه ای مشتاق شدی؟
پس اون همه مقاومتی که نشون دادی کجا رفت؟
.بی خیال بابا، فراموشش کن
جریان چیه؟ اصلاً چرا فروهاشی و اوگاتا اینجان؟
!من که سر در نمیارم
،همه چی بر وفق مراد پیش رفت .پس بی خیال
ناریوکی یویگا
...آهای، یویگا
.دفترت رو بهم قرض بده
.دوباره، کاریش نمیشه کرد
!فقط رونویسی نکنی، ها
!هورا
.یویگا همیشه میذاره از روی تکالیفش بنویسم .کارش درسته
...کارم تموم شد فقط مونده پسش بدم
!هی، ناری چان
چرا همیشه دفترت رو به تاکموتو قرض میدی؟
.واسه تو که هیچ سودی نداره
خب اینجوری نیست که ...به هرکسی قرضش بدم
چون میدونم اون داره ...درس و تفریحش رو فدا میکنه
.تا توی رشتۀ شنا موفق بشه
داری به من اینا رو میگی ولی در اصل دوستش داری، مگه نه؟
اون پوست برنزه ـشم خیلی جذابه، مگه نه؟
!احمق! همچین چیزی نیست
...میدونم که ناریوکی توی کمک به بقیه کم نمیذاره
...پس حداقل
میتونم مجبورش کنم واسه منم .کمی بیشتر مایه بذاره
دفترت رو بهم قرض میدی؟ !دفترت رو قرض بده !خیلی خب، طبیعی رفتار کن! طبیعی
!اوگاتا
بله؟
چی شده، سنسه؟
!چی شده ؟" نداره"
!تو تنها کسی هستی که مقاله ـت رو تحویل ندادی، ها
...ولی اون که
!تا فردا منتظر می مونم، حتماً تحویلش بده فهمیدی؟
.بدبخت شدم
...خب اوگاتا، این موقع شب اومدی اینجا
تا یه راه ساده برای نوشتن مقاله بهت یاد بدم؟
آره، آخه باید فردا تحویلش بدم .پس بدجور به دردسر افتادم
!ولی خودمونیم، ها .این اودون واقعاً خوشمزه ـست
!از شاه کارای خودمونه
!لطفاً بعد از خوردن بهم بگو
بهم رشوه دادی؟
بعد از عمری خانواده ـم تصمیم گرفتن .برن دیدن فامیل
...منم گفتم که بهترین موقع واسه درس خوندنه، ولی
ارتباط بین تمدن و مردم" ها؟"
...تا حالا چند باری سعی کردم که تحویلش بدم
ولی نمیدونم چرا قبولش نمیکنه!؟
،به این موضوع علاقه ای ندارم .پس چیزی برای نوشتن ندارم
.می تونستی حداقل چند خط بنویسی
...چیزی رو که تا حالا درموردش فکر نکردم
.عمراً بتونم چیزی هم درموردش بنویسم
هرچند، منم فقط میتونم .چیزای پایه رو بهت یاد بدم
!عصر بخیر، بوس
!عصر بخیر، بوس .امشب بعد از عمری تمرین نداشتم، گفتم یه سر بریم کارائوکه
!ریزی رین، تو هم بیا
!فومینوچی گفته درس داره و نمیتونه بیاد
!دوستت دارم
واو! از قیافه ـش میشه خوند !خوشش نیومده
!نمیام
.الان با یویگا دارم توی خونه ـشون درس میخونم
!اوه! ریزی رین چه تصادفی
!تاکموتو
راستش یه موضوعی بود .که میخواستم ناریوکی بهم یادش بده
مگه نمیخواستی تنهایی بری کارائوکه؟
!هی
اودون اوگاتا
چه چه چه غلطی میکنی؟
...ریزی رین، سینه های بزرگی داری
!پس حق منم باید بدی
!اوه!؟ چیزی واسه نوشتن نیاوردم
!معلومه که واسه درس خوندن نیومدی
!ای بابا از دست تو ...میرم برات برگه بیارم، یه لحظه وایسا
!اوه، حسابی شوکه شدم
برق رفت؟ فیوز پرید؟
!عجیبه
.مطمئنم که پول برق این ماه رو پرداخت کردیم
مستقیم رفتی سر وقت سازمان برق؟ .همونطور که از ناریوکی انتظار میرفت
!بیا
!برق تمام خیابونم رفته که
.پس یه قطعی سراسریه
هورا! وقتی برق میره .آدم حسابی هیجانزده میشه
آخه چرا؟
.واقعاً که، اصلاً درکش نمیکنم
آخه یه قطعی برق کجاش این همه هیاهو داره؟
...ببینم، اوگاتا
...نکنه که از تاریکی - .حتی در حد یک پیکومتر امکانش وجود نداره -
!اوه! باتریش تموم کرد
!اوگاتا سان! اوگاتا سان
الان حسابی ترسیدی، مگه نه؟
...ها؟ چون تاریکه درست نمی بینم
ولی ریزی رین زیادی نزدیک نشده؟
عمراً، مگه میشه ریزی رین از تاریکی ترسیده باشه
.و به خاطرش به یکی دیگه بچسبه
!همچین موقعیتی هم بود
!ناریوکی می ترسم
.ها ها، اوروکاوا واقعاً که بامزه ای
...خیلی خب، آماده
!می پرم تو بغلش
!الان بهترین فرصته، تاکموتو اوروکا
!هی! ناریوکی، ترسناکه
چی شده تاکموتو؟
!نمیشه! نمیشه! عمراً بتونم
اگه همچین جرأتی داشتم .توی راهنمایی بهش اعتراف کرده بودم
اینجا چه خبر شده؟
،حالا اوگاتا به کنار واقعاً تاکموتو هم از تاریکی میترسید؟
.تاکموتو! اوگاتا! نگران نباشید
ورق آلومینیوم
روغن سالاد
!اینکه یه چراغ روغنی ـه
با یه ورق آلمینیوم و روغن سالاد .هر کسی میتونه همچین چیزی رو بسازه
.ما به قطعی برق عادت داریم
توی همچین شب هایی .با استفاده از اینا میتونستم درس بخوندم
No comments yet. Be the first to leave one.