The first 200 lines.
آنچه گذشت
تو به من احتیاج داری
من به نیروی هوایی هلنا احتیاج دارم
داره سعی میکنه برای عدم صلاحیت پدرت رای گیری کنه
تا مجبورش کنه مقامش رو واگذار کنه
تو هم میخوای از رای اون حمایت کنی، درسته؟
کاری که میکنیم، به صلاح وگاست
تو مجبورم کردی باور کنم که کس دیگهای هستم
از هتل رفته بودی بیرون؟
میخواستم براش یه هدیه بیارم
تو اون مرد مغازهدار رو کشتی
این مساله باید تموم بشه
میخوام که اون بمیره
لطفا منو نکش
من خانواده دارم
من یه دختر دارم
به یاد مادرم
یه خزانه قدیمی کازینو؟
لطفا به من آسیبی نزن
محض رضای خدا، چیکار کردی؟
تو بیسیم زدی و تایید کردی که
چشمسیاه کشته شده
میخواستم زمان بخرم - اون یه دروغ بود -
من خودم یه تصمیم گرفتم
از نوع بدش - لطفا بذار من برم -
خواهش میکنم - این فقط یه چشمسیاه معمولی نیست -
که اونجاست ... اون مادر کلیره
همشون خبیث و غیرقابل پیشبینی هستن
صبر کن
تو میدونستی این مادر کلیره؟
رایسن شخصا از من درخواست کرد تا به این مساله رسیدگی کنم
و اون الان خیال میکنه بهش رسیدگی شده
اون یه تهدید برای شهره
این یکی فرق میکنه
اون یه چیزایی درباره کلیر میدونه
چیزایی که فقط مادر کلیر میتونه بدونه
فکر میکنم هنوزم قسمتی از مادرش، در درونشه - نه اینطور نیست -
فرشته مقرب، من وگا رو ترک میکنم، من میرم
من همین الان میرم - تو هیچجا نمیری -
من نوشتهها رو خوندم
من درباره خارج کردن روح اونا میدونم
اینطور میگه که فرد تسخیرشده
به دستان برگزیده رستگاری پیدا میکنه
اونا فقط کلمههای یه مشت انسانهاییه که ترسیدن
حالا برو اونجا و تمومش کن یا خودم اینکارو میکنم
تو همش بهم میگی که برای من مقدر شده که رهبری کنم که انسانها رو نجات بدم
و حالا من اینجام و نمیتونم به این روح تسخیرشده کمک کنم
من اینو قبول نمیکنم
میدونم سعی داری از من محافظت کنی
اما این چیزی نیست که من احتیاج دارم
پس چی احتیاج داری؟ - کمک تو رو -
کلیر از مادرش گرفته شده بود
تنها خاطرهای که اون از مادرش داره
داستانهاییه که براش تعریف کردن
اگه من بتونم کمک کنم مادرشو برگردونم چی؟
...الکس
من بارها تلاشهای زیادی رو برای بیرون کشیدن روح دیدم
باور کن، خطرش نه فقط برای کسی که تسخیرشده
بلکه برای تو هم ... غیر قابل توصیفه
میخوام این ریسک رو بکنم
Translated By ELAHE & Fireamin
امیدوارم چیزی نگم تا اون خنده قشنگو خراب کنم
اوه، نه نمیشه... این یکی میخواد بمونه
من هدیه تو رو پیدا کردم
باید از روی میز کنار تختم افتاده باشه
کنار تختم بود
خیلی قشنگه
تعجب کردم دیشب تو مراسم نامزدی
چیزی دربارهش نگفتی
حالا میدونم چرا
تمام مدت تو اونجا نشستهبودی و فکر میکردی
ازش خوشم نیومده؟
نه تمام وقت
خیلهخب، تمام وقت
...این آهنگ
مامان عادت داشت برام بخونتش، درسته؟
بعضیوقتا یادم میره چقدر دلم براش تنگ شده
آره، منم دلم براش تنگ شده
این هدیه خیلی عالیه
دوسش دارم، خیلی ممنون بابا
میخوام برم بهش گوش بدم
کلیر
من به کمکت درباره دیوید ویل نیاز دارم
درباره این رای عدم صلاحیت
کدوم رای عدم صلاحیت؟
فکر میکردم منصرف شده
نه داره تصمیشو پیش میبره، خیلی هم سریع
اون میخواد امروز یه جلسه برگزار کنه
برای همین دوست دارم که امروز همراه من
به این جلسه بیای
آره، البته
کار خداوند این است که ...اعتقاد داشتن به ناجی
جناب کشیش
پدر
چه سورپرایز خوشایندی
واقعا اینجوری توصیفش میکنی؟
یه سورپرایز غیرمنتظره
...میدونی، من
یادم نمیاد آخرینباری که به مراسم دعاهای من اومدی، کی بوده
نیومدم که بمونم
این تو خونهی ما
پیدا شده بوده
من تحت تاثیر قرار گرفتم ویلیام
تو بازم یکی دیگه از اینا پیدا کردی
تحقیقاتت درباره کلیسای زیرزمینی جبرئیل
واقعا داره پیشرفت میکنه
... آره متاسفم که فراموش کردم بهش اشاره
چیزی نمونده این خیانتکارایی
که فرشتگان رو میپرستن، افشا کنی
بله درسته ...اینا
بهشون چی میگی؟
...این سیاه
پیروان سیاه
آره
فکر میکنم اونا به طبقات بالاتر وی نفوذ کردن
چی باعث شده این حرفو بزنی؟
نمیدونم
فقط حدس میزنم
وقتی پیداشون کنم، کارشونو تموم میکنم
مراسم خوبی داشتهباشی پسرم
فکرم اینجا با توئه ((گرچه حضور فیزیکی ندارم
نمیتونی در بزنی؟
یا بالتو تکون بدی یا چیزی؟
خب اون موقع دیگه نمیتونستم از نمایش لذت ببرم
تو یه چیزی از من میخوای
میخوام باهات معامله کنم
تابلوی نقاشی دختری با فلوت ورمیر ((نقاش معروف هلندی
دنیا رو برای پیدا کردن فقط یکی از کاراش زیر و رو کردم
اینو کجا پیدا کردی؟
هتل وین
چی میخوای؟
کتاب آپوکریفا
تا جایی که میدونم کتاب آپوکریفا فقط برای یک چیز استفاده میشه
بهم بگو این کاری نیست که میخوای انجام بدی
روح یه انسان بیشتر از
روح یکی از همنوعان خودمون برات ارزش داره؟
برگزیده اونو میخواد
گفتی اونو آموزش بدم
خب اینم قسمتی از آموزش اونه
یادت رفته حتی با اون کتاب هم
نجات یک بدن تسخیرشده بیفایدهست؟
نه اما شکست خودش یه درس بزرگه
جبرئیل خیلی ناراحت میشه
اگه کتابو بدم به تو
این هیچ ربطی به اون نداره
فکر نکن من احمقم
هردومون میدونیم که خارجکردن روح یه چشمسیاه
میتونه باعث نجات خیلیای دیگه بشه
و این خیلی به جبرئیل ربط پیدا میکنه
باهام معامله میکنی یا نه؟
نقاشی رو نگهدار
من چیز دیگهای ازت میخوام
داره کم کم برام روشنتر میشه
که چرا اینو فقط برای خودت نگهداشتی
خواهرت خیلی منو معذب میکنه
به دنیای من خوش اومدی
تو میدونی من تنها کسی هستم که میتونیم اینا رو ترجمه کنم
و منم خیلی تو این زمینه شانسی ندارم
من تو این لحظه خیلی به ترجمه اینا
علاقهای ندارم - پس برای چی میخواستی ببینیشون؟ -
چون به آثار هنری علاقه دارم
این علامتها یه خلقت الهی هستن
که پدرم اونا رو به ارث گذاشته
خیله خب، خیله خب
نمایش تموم شد
کتاب کجاست؟
مراقب باش
این کتاب قبلا ظاهر خیلی بهتری داشته
پس گفتی من به این نیاز دارم تا بتونم نجاتش بدم
حالا چی؟
بهش درباره
تاریخ پیچیده و فوقالعاده کتاب چیزی نگفتی؟
بهنظر خیلی منطقی نمیاومد تا قبل اینکه
کتابو در اختیار نداشتم و اینکه مطمئن هم نبودم هیچوقت بتونم به دستش بیارم، دربارهش صحبت کنم
خب حالا که داریش - داره درباره چی حرف میزنه؟ -
الکس تو نوشتههای اولین
و تنها پیامبری که درباره چگونگی خروج روح از بدن تسخیرشده، نوشته رو در دست داری
افراد زیادی این کتابو در اختیار داشتن و سعی کردن این کارو انجام بدن
همشون شکست خوردن
داری میگی تسخیر بدن توسط فرشتهها
برای هزاران سال وجود داشته؟
تنها نوع تسخیری که من ازش اطلاع دارم
انسانها همیشه در دیدن اینکه
اونا واقعا چی بودن ناتوان بودن
...نمیدونم، شاید
شاید خارج کردن روح همیشه ناموفق بوده
چون هیچکس نتونسته اینو بخونه
...ببین، منظورم اینه که نوشتههاش پاک شدن
تنها راه نجات مادر کلیر
فهمیدن این دعاست
تو میتونی بخونیشون
آره میتونم
صبح به خیر
میز برای یه نفر؟
ممنون میشم
خوش اومدین جناب کشیش
پدرم اون چشمبندو که تو به زور بهم دادی پیدا کرد
پیروان رو جمع کن
بهشون بگو به نیابت از من صحبت میکنی
و آگاهشون کن که باید برای مدتی گروه رو منحل کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.