The first 200 lines.
.من میخوام از گروه برم
،درواقع
.دیگه آهنگ نمیخونم
نمیخونی؟
.یه هدیس
.هی
.جو سونگ یون
.جو هانول
.سونگ یون
...هانول
برادر کوچیک تر توئه؟
این بچه خواننده اس؟
بچه خواننده نیس.اسمشون نیرواناس
.یه باندن
یه باند؟
مثل این باند؟
.اون باند زخمه.اون ها باند موسیقین
...یه جاز زن،یه گیتاریست
.و یه خواننده
.همشون کنار میشن یه باند
تو هم میخوای تو یه گروه باشی؟
.خوانندگیت خوبه
.خیلی دوست دارم
فکر میکنی میتونم از پسش بربیام؟
.آره،من کنارتم
.میخوام باهات تو یه گروه باشم
حتما،وقتی یخورده بزرگتر شدی .بیا گروه
پس کی میخواد بخونه؟
.هم من هم تو خوانندگیمون خوبه
.خوندنُ بسپار به سونگ هیون
.واقعا خوانندگیش خوبه
.مامانم گفت منم خوبم
همه مامان ها همینُ میگن.میگن .بچه هاشون تو همه چی خوبن
من تو بخش انفرادی یه مسابقه .سرود خیلی خوب بودم
واقعا؟
.هانول تو از پسش برمیای
.من گیتار میزنم
پس اگه من آلبومُ بسازم چی؟
.حتما
چیکار داری میکنی؟- .دارم براش بال میذارم-
داری واسه بچه ـه بال میذاری؟
.حالا بچه داره پرواز میکنه
.حالا داره میچرخه
.تو آسمون پرواز میکنیم
.فک کنم خودت بودی
.تو بودی،هانول
.تو راه بوسانم
باید یه چیزی درباره هانول .ازتون بپرسم
صبح زود میرسم.کی وقت دارین؟
.فردا تا دیروقت کار دارم
بهترین راه اینه که قبل از .شروع کارم همو ببینیم
بگید کی میرسید،من میام .ایستگاه قطار همو ببینیم
چیزی شده؟
.صداش یجوریه
چیزی شده؟
چیکار دارید میکنید؟
.شبیه هم نیستین
کی شبیه کی نیس؟
.شبیه گیانا جون نیستین
یجوری میگی انگار خودتون شبیه .کانگ دونگ وُن هستین
.هانول اومد دیدنم
اومد سئول؟
.گفت دیگه نمیخواد بخونه
چرا؟- .نمیدونم-
.اومدم دراین باره ازتون بپرسم
.نمیدونم واسه چی یهویی عقب کشید
چیزیش شده؟
.امکان نداره
...من بعد از تست خوانندگی
ازش پرسیدم دوباره خوندن .چه حسی داره
چیز زیادی نگفت،اما از لحن .حرف زدنش معلوم بود
.خیلی خوشحال بود
هیجان زده به نظر میومد،پس چرا؟
.داره قهرمان بازی درمیاره- ببخشید؟-
داره احساساتشُ پنهان میکنه .که دیگران صدمه نبینن
.این کار همیشگی اونه
میرید پیش هانول؟
.بله
...میخوام بیشتر درباره
...هانول
.و خواهر بزرگش بدونم
چرا من؟
.بعدا که وقت بود دربارش حرف میزنیم
ساعت چند میره مدرسه؟
.من اول باهاش حرف میزنم
لابد مسئله مهمیه که این همه راه .اومده سئول بهتون گفته
باشه،شما اول باهاش حرف بزنیدُ .خبرم کنید
.همین دورُ برام
.بعد از مدرسه بیا فروشگاه
چرا اینکارُ کردی؟
چیکار؟
شنیدم به آقای شین گفتی .دیگه نمیخونی
چرا داری میری؟
.امتحان کردم دیدم حال نمیده
فکر میکنی حرفتُ باور میکنم؟
...به خاطر مامانُ بابا
خیلی با خودت کلنجار رفتی که بخونی یا نخونی
و حالا یهویی همچین بهونه ای میاری؟
به آقای شین گفتم میخوام مدیر .برنامت باشم
.گفت فقط باید رانندگیم خوب باشه
تضمین میدم تو به چیزی که .دوست داری برسی
آبجی
.دنیا به میل ما پیش نمیره
برای دانشگاه کشتی سازی .درخواست دادم
کارش خوبه و ساختن کشتی .به نظر باحال میاد
بهتر از خوانندگیه؟
.واسه تفریح میخونم
.منم بهش فکر کردم
اما وقتی دیدم چطوری داری میخونی .نظرمُ عوض کردم
...اگه فقط واسه تفریح باشه
.استعدادتُ به هدر دادی
برای یه دانشگاه تو سئول .درخواست بده
میتونی وقتی داری درس .میخونی آهنگ هم بخونی
.نمیرم سئول
.هرکاری بتونم میکنم
.حتما تصمیمتُ عوض میکنی
میخواد گروه بسازه یا نه؟
ما رو آورده اینجا اما خودش .هیچوقت نیس
اصلا کار میکنه؟
...اون
.پس کار میکنه
رفته ملاقاتِ یه شاعر؟
.شنیدم هانول اون شعرُ نوشته
اون نوشته؟
...اگه اون
اما میدونم میبینمت،همونطور) (.که بهم قول دادی تو رو به یاد میسپارم
.منم تو آهنگمون کمک کردم
.خیلی معرکس
منظورت چیه آهنگ ما؟
.نخند.آهنگ مال خودمه
چرا اینقد کوچیکم میکنی؟
چیه؟- کجایی؟-
.من؟بوسانم- چی؟-
باز چرا رفتی اونجا؟
اینقد هانولُ دوست داری؟
مثل آدم ها اضافی باهامون .رفتار میکنی
.باید خوشحال باشی
.نمیخواستی هانول تو گروه باشه .خودش با پای رفت
.میگه میخواد بره
چی؟چرا؟
.فکر میکنه ممکنه سربارتون شه
.کاری که نو هیچ وقت نمیکنی
.حداقل اون وجدان داره
.من رفتم- .صبرکن-
چی شده؟- .من کمکت میکنم-
...میتونی
واسم یکم پول بفرستی؟
چقدر میتونه به دردبخور باشه؟
...هی،خوب،تو باید
باید به جای قطار سریع السیر .با اتوبوس بیای
یه دونه معمولیشُ بگیر نه .ول آی پی
تازه کارها باید تحمل سختی هارو .داشته باشن
.باشه،با اتوبوس میام.باشه
ماهم بیایم؟
بهتر نیس اگه حامی های بیشتری داشته باشه؟
.صبر کن
...هر وقت
با افراد زیر ده سال سفر میکنم .معده ام بهم میریزه
.دلم واسه هانول تنگ شده
.منم همینطور- واسه این رفته که اون بدجنسه؟-
.پدرُ پسر لنگه همن
.با خودت هانولُ بیار- .نمیخوام-
اگه میخوای عصبانی شی .ساکت باش
.یخورده لبخند بزن
.مرد باید محکم باشه
.خوب،هانول نمیخواد شما رو ببینه
میشه یه لحظه ببینمش؟
...ما به
.مراجعه کننده ها اجازه ورود نمیدیم
.اینجا یه خونه حفاظت شده اس
.متوجهم- اتفاقی افتاده؟-
...اون
به خاطر سئول رفتن خیلی هیجان .زده بود
.اما حالا انگار خیلی ناامیده
لطفا یه بار دیگه بهش بگید.بگین .تا وقتی بیاد صبر میکنم
.هی،هانول
.فکر نمیکنم بره
.چرا نمیری یه دیقه ببینیش
.بهش بگو من مُردم
.نمیدونم چی بگم
...نمیدونستم
.هانول اینقد یه دندس
بیخیال،تو یه مدیری،پول نداری؟
نمیدونی ادا در آوردن چیه؟
.داری ادای کارآموزها رو درمیاری
.اوخ،شکمم
این نودل های آماده شکم ـمو اذیت .میکنه
.پس برو دستشویی
رئیس،باید با اتوبوس برگردیم؟
.الان روش رفت و آمد هم نیست
.دیدن هانول رفت مهمه
.نمیخواد ما رو ببینه
.پس فردا میاد
.برمیگرده خونه
کجا میمونیم؟
.نگو مسافر خونه.جان تو نمیتونم
.هیوندا هتل های خوب زیادی داره
حتی نذاشت با قطار سریع السیر .بیام،هتل طلبت
نمیدونی باید تا موفق شروع کارت پول پس انداز کنی؟
پس میرین موتل؟
No comments yet. Be the first to leave one.