The first 200 lines.
بعد از حمله مسلحانه به نظر ميرسه اونا ميخوان قلمرو گومي و تصرف کنن
اخرين باري که با لي سو هيون حرف زدي چي مي گفت؟
درباره اينکه چيزي از برنامه هاي تجاري فهميده چيزي نگفت ؟
بله
منم همينو شنيدم
درباره جزئيات اطلاعات چي؟
رئيس ،پيدا کردن لي سوهيون اولين اولويت ماست
البته که بايد پيداش کنيم
اول بايد جستجو رو از شرکت بي اس شروع کنيم اگه لازم شد حتي بايد خونه هاشون
چي داري ميگي ؟
يعني چي که حتي خونه هاشونو هم بايد بگرديم ؟
مگه ميخواي عمليات و متوقف کني ؟
سوهيون الان توي شرايط خيلي سختي قرار داره
شما نمي تونين اجازه بدين به اين ماموريت ادامه بده
منو ببين،سرپرست کانگ
الان مشکل ادامه دادن يا متوقف کردن ماموريت نيست
نميدوني چقدر زمان و هزينه لازمه تا يه مامور مخفي به موقعيت الان اون برسه؟
دارين ميگين ماموريت مهمتر از ماموره؟
هر دو مهمن
راضي شدي ؟
لي سوهيون به سلامت برمي گرده پس لازم نيست نگران باشي
فوري پيداش کنين
اما نزار روي عمليات اثر بزاره
منظورمو ميفهمي ؟
هيونگ! هيونگ
واقعا هيچي يادت نمياد ؟ هيونگ
کي؟
اسم من واقعا ..کيه؟
چند دفعه بايد اينو بگم؟ هيونگ تو کي هستي ،منم آه هوام
بر اساس رتبه بندي هاي چونگ بانگ
به هر حال تو يکي از افراد مورد اعتماد رئيسي
ميگي که قبلا توي تايلند زندگي مي کردم
يه نگاه به کپلت بنداز
واسه اينکه مخ دخترا رو بزنيم با هم مي رفتيم جاده خوسان
اونجا با يه لات محلي درگير شديم و حسابي کتک کاري کرديم
با وجود اين هنوزم چيزي يادت نمياد ؟
نگران نباش
توي اين فيلم ها نشونميده که نقش اول بعد از يه شوک حافظه اشو از دست ميده
واسه تو هم همينطوره يه چند وقتي که بگذره همه چيز يادت مياد
وقتي از اين وضع راحت بشيم رئيس حتما بهمون ترفيع ميده
بعدشم اين مريضيت خيلي زود خوب ميشه
هيونگ ،من خوب ميشناسمت
درباره بقيه نميدونم
اما تو به اين راحتي نميميري
ببين اشتباه نمي کردم
هيونگ ،بيا هر چه زودتر از اينجا بزنيم بيرون
اسمم کيه ،يه گانگستر کره اي که توي تايلند زندگي مي کرد
ميخواي همچين چيزي و باور کنم؟
چي؟
...من
به هيچ کس اعتماد ندارم
حتي تو
اون عوضي هايي که اون بيرون
هيچ کس
چه مرگت شده چرا همچين مي کني ؟
سوهيون
چرا اين وقت روز اومدي ؟
بايد زودتر از وقت معمول برم
زودتر بري ؟
يه کمي اختلاف نظر با يکي از بالا دستي هام داشتم
يه همچين چيزي
سوار شو
باشه
باشه
دنبالش برو و مخفيانه مراقبش باشه
اگه به مورد مشکوکي خوردي فوري به من زنگ بزن
فهميدم
نمي توني بري داخل ولم کن
اول بشين
تو گفتي که هيچ اتفاقي نمي افته
گفتي به هر قيمتي شده از دخترت مراقبت مي کني
حالا ميخواي چيکار کني ؟
ميخواي همينطور بزاري جي وو تو خطر زندگي کنه؟
همچين اتفاقي ديگه نمي افته
خودم به حسابشون ميرسم
هر کاري که ميخواي به خودت مربوطه اما تو رو به جون هر کي دوست داري جي وو رو تو خطر ننداز
داري جلوي من اداي پدرهاي خوب درمياري ؟
درسته ،من دارم وانمود مي کنم که پدرشم اما تو پدر واقعيشي
پس تو رو خدا بيشتر از من بهش توجه کن
اگه اينقدر به فکر آري هستي
بايد هر چي اون عوضي ها ميخواستن بهشون ميدادي که شامل مواد هم ميشه
من و تو با هم فرق داريم
معلومه که فرق داريم
من قدرت محافظت از دخترمو دارم
تو نداري
مگه دفعه قبل نيومدي ؟ چرا همش واسه بررسي خطها مياي اينجا؟
شرکت آي تي مملکت بي خود و بي جهت واسه چک کردن نمياد
وظيفه ما صيقل دادن و محکم کردن و روغنکاري کردنه
اصلا ميدوني رفتار ديجيتال مثل آنالوگه
اينا همه جز دستور العمل هاي شرکته
فقط لازمه که دو تا از اونا رو جا به جا کنيم
غذا خوردي؟ بله،خوردم
چي خوردي ؟
نودل تند ،اينجا يه مغازه است که غذاهاش عاليه
چي دوست داري بخوري ؟
من غذاهاي تايلندي دوست دارم
تايلندي ؟ بله
تموم شد خسته نباشيد
بله شما هم خسته نباشيد بله
تمرينات به خوبي انجام شد
قبل از شروع فکر مي کردم تمرينات ضد تروريسم لازم بود
سرپرست
بله؟
گوش ميدين ؟
البته ،ادامه بدين
تايلند
معذرت ميخوام
بعد از يه کم استراحت ادامه ميديم
ديگه لازم نيست نگران باشي
از حالا حتي از تعداد کاسه هاي نودل لوبيا سياهي هم که سفارش ميده با خبر ميشي
خيلي خوب
ازت ممنونم
واسه زير نظر گرفتن چونگ بانگ اينا کافيه ؟
بهم بگو دنبال چي هستي ؟
اون وقت منم روي هدف تمرکز مي کنم
استراق سمع از طريق خطوط محدوديت هاي خودشو داره
به نفعته که چيزي از جزئيات اطلاعات ندوني
درسته
تو اين کار حتي دست راستم نميدونه دست چپ داره چيکار مي کنه
در هر صورت من از الان ميشينم پشت مانيتور و همه چيز و زير نظر ميگيرم
اگه خبري شد فوري باهات تماس ميگيرم
باشه
هر اتفاقي که افتاد بهم زنگ بزن
ممنون
دوباره اينا رو ميخورين ؟
بعد از ملاقات با رئيس مجبور بودم به سرعت بيام ان آي اس
حتي وقت غذا خوردن هم نداشتم
ببخشيد
رئيس
بله
احيانا اتفاقي واسه سرپرست کانگ افتاده؟
چرا ؟
چيز خاصي نيست
اما اين روزا يه کم آشفته به نظر ميرسه
شايد مثل هميشه داره کارشو انجام ميده
اون حتي يه گزارش ساده رو هم با جديت انجام ميده
راستي اگه هنوز ناهار نخوردي بيا با هم بخوريم
نيازي نيست شما بفرمائين ميل کنيد
مامان
واسه چي؟
ممنون که اينقدر وقت ميزاري
اين نمايشگاهيه که خيلي دلم مي خواست ببينمش
نيازي به تشکر نيست
چند لحظه صبر کن
بله
چرا همچين مي کني ؟
اون پسره سوهيونه
جي وو خواهش مي کنم
خودشه
ببخشيد
اينقدر دلت براش تنگ شده ؟
چي؟
فقط به خاطر يه تشابه مسخره دنبالش راه افتادي
يعني اينقدر دلت واسه سوهيوني که مرده تنگ شده؟
اون فقط بهش شباهت نداشت يهويي سر و کله اش پيدا شد و جونمو نجات داد
توي اون موقعيت چطور ممکنه صورتشو درست ديده باشي ؟
لحظه اي که سر و کله اش پيدا شد تو صورتي و ديدي که خيلي وقته دلت مي خواسته ببيني
بسه ديگه
منم دلم ميخواد که اون زنده باشه
حتي اگه الان جلوم بود بازم ميخواستم تو رو ازش بدزدم حتي اگه شده با مشت و لگد
اما اون مرده
چيکار مي تونم بکنم ؟
چه غلطي مي تونم بکنم ،مني که حتي نمي تونم با يه روح رقابت کنم ؟
اومدي
چرا عمليات امنيت ساحلي نيمه کاره رها شده ؟
چي؟
به من اعتماد ندارين ؟
از پسش برميام
مگه قبلا بهت نگفتم ؟
اين پرونده اي نيست که تو بتوني به دست بگيري
بيشتر از اين درباره اش فکر نکن
خواشه مي کنم اين پرونده رو دوباره بدين به من
نميشه
حتي اگه به عنوان پسرت اين درخواست و داشته باشم ؟
جي وو ....دختريه که من دوستش دارم
چي داري ميگي ؟
...نکنه منظورت
بله
دختري که مي خواستم بهتون ...معرفي کنم جي وو بود
اينکه با کي قرار ميزاري به من ربطي نداره
اما اين پرونده نه
چرا ؟
به خاطر همون قانون قديمي که ميگه کار و زندگي شخصي بايد از هم جدا باشن ؟
منظورت چيه؟
شما هميشه همينطوري بودين پدر
هميشه نسبت به من سرد بودين
اما رفتارتون با سوهيون فرق داشت
تا کي بايد با يه آدم مرده رقابت کنم ؟
ها اا ؟
تموم شد
زود ميريم بيرون
يه کم ديگه صبر کن
زود
ميرم کفش ها رو بيارم
بريم
بلند شو
زود باش بريم
اه ...واقعا که
هيونگ ميخواي به اين رفتارت ادامه بدي ؟
حتي اگه بهم اعتماد داشته باشي اول از همه بايد از اينجا بريم بيرون
No comments yet. Be the first to leave one.