The first 200 lines.
خب، بازشون کن
چی؟ ما از پس این برنمیایم
شوخی میکنی؟ آره، معلومه که میتونستیم. حقوق جنگمو پاش دادم
ما میتونیم دوست باشیم
بعضی از بهترین دوستای من مردای چهلسالهای هستن که با بیستسالهها قرار میذارن
واقعاً؟ نه، کارل. اصلاً اینطور نیست
چیزی هست که لازم باشه بدونم؟
همین الان باید بهم بگی
چیزی نیست که لازم باشه بدونی
دلم برات میسوزه، باشه؟
دلت برام میسوزه؟ چرا؟ آره، اون بچه خودت...
عقبافتادهست
الان چه خبره؟
ما دو تا آدم بالغ اینجا هستیم
و الان داریم نوشیدنی میخوریم. اون نوزده سالشه. تو بیست و هشتی
الان شدیداً ناامید شدم
باید در مورد برگردوندنش به کلاس چهارم صحبت کنیم
ما این کارو نمیکنیم
خوشت نمیاد؟
با اِد صحبت کن
کلاس هنرم قراره یه ماه بره ایتالیا
من میرم
تنهایی
صبح بخیر، برکلی!
هوم
اوه اوه. شروع شد
خیلی خب
و وقتی گروه "Hail to the Chief" رو میزنه
آره
اوه، اونا توپو به سمتت نشونه میرن، خدا
من نیستم، من نیستم
اوه!
این که اینطور نیست، آخه!
آه! اوه! آره!
من نیستم
من جزو آدمای خوششانس نیستم
زیگ، عالی شدی!
سلام، سَلی!
خدایا!
پس، ظاهراً تصمیمتو گرفتی
قراره به جای بسکتبال بری باله؟
آره، دیگه با مامان باله میرم
هی! چه چرخش پای خوبی!
عزیزم، عالی به نظر نمیرسه؟
آره... عالی نیست؟
و بعد شما فقط... شلوارشو میکشیم بالا روشون، یا
باشه
مدیر اِوِنس هم قراره توی جلسه باشه
این خیلی مهمهها
باشه، پس جمعه میریم. اون موقع میفهمیم قضیه چیه
خب، ما میدونیم قضیه چیه. همینه
این زمانیه که دارن بهمون میگن
قراره نگهش دارن چون عقب افتاده
واقعاً هنوز داره دست و پنجه نرم میکنه. ما که نمیدونیم، جولیا
ما که نمیدونیم
باشه. خب، من فقط از انتظار متنفرم
میدونم. میدونم
نمیدونم دیگه چیکار میتونم بکنم
یعنی... عزیزم
انقدر باهاش کار کردم که دیگه...
بیخیال، بیا بدترین حالت رو فرض نکنیم، لطفاً؟
خواهش میکنم؟
میدونیم که قراره نگهش دارن
ویکتور داره برمیگرده کلاس چهارم؟
نه. من اینو نگفتم
ما در مورد اون حرف نمیزدیم. آره، این...
دقیقاً همون چیزیه که الان گفتی. وحشتناکه
من اونو توی کلاسم نمیخوام
نه، اون داشت در مورد چیز دیگه ای مربوط به ریاضی حرف میزد
من اینو نگفتم
واسه مدرسهات یه ژاکت میخوای
اون یه مکالمه خصوصی بود
نه من وسایلمو دارم. بستهبندی شدن
ناهار میخواین؟ چیزی؟ کسی میل داره؟
اوه! آخ، غذا! خوراکیه! چند تا گزینه داریم
برگر، پای، ایتالیایی
همیشه داری بهمون غذا میدی. این چیه؟
چی میخواین؟
وُو، وُو، وُو! بستنی داریم، مامان!
وایسا، نکن. اون چیه؟
واقعیه؟ آره. واقعیه. واقعیه
اون واقعیه؟ آره
یه برش پرنسس میگیری
کیفیتش به اندازه ی
حالا، رنگ، وضوح
برش. شماها چقدر عجیب غریبید!
نمیشه این کارو نکنیم؟ خیلی بزرگه
اینو به جاسمین نشون نده، هر کاری که میخوای باهاش بکنی
داره چشممو کور میکنه اینجا
آره، خوبه. میتونیم... چی میخواین بخورید؟
خیلی خب، چیکار کنیم؟
ساندویچ سالاد تخم مرغ به نظرم خوبه
هی. سلام!
همون خانمی که دنبالش بودم. اوه!
اوه، ببخشید. آره. خشککن هنوز کار نمیکنه
اما مرده امروز بعداً میاد
نه، این، اوه، اصلاً ربطی نداره
شنبه شب یه مهمونی کوچیک دارم و
و نمیخوای من به پلیس زنگ بزنم؟
در واقع میخواستم دعوتت کنم
شما. بفرمایید.
داری دعوتم میکنی؟
خب، میدونی، حس میکنم یه لیف حموم رو با هم شریک شدیم. پس...
اِم، مطمئن نیستم. نمیدونم آخرهفتهام چطور میشه، ولی ممنون.
خواهش میکنم. آره. فکر کنم خوشت بیاد. باید بیای.
آه؟ فقط چند تا دوست و موسیقی.
نوشیدنی. خوش میگذره.
کسی بالای ۲۶ سال هم اونجا هست؟
امیدوارم نه. نه.
اومهوم.
بعداً میبینمت.
باشه. شوخی کردم. باشه. ولی باید بیای. فکر کنم خوب میشه.
برای شام بهت زنگ میزنم و... آره.
خب بچهها، اِم... گوش کنید. ممنون.
فقط میخوام یه لحظه باهاتون حرف بزنم.
خب، نتایج جدید نظرسنجیها اومده و...
فقط میخوام بگم
چقدر قدردان تمام زحمات هستم
که تکتک شما برای این کمپین کشیدید.
یعنی، این شور و اشتیاق. ما حتی اینقدر هم جلو نمیاومدیم
بدون شماها و من... هدر.
درسته؟ کاملاً درسته.
شماها کارمندهای فوقالعادهای هستید. اخلاق کاری فوقالعادهای دارین و من...
اخلاق کاری و من...
فقط میخوام بدونید... اون نتایج نظرسنجی چی هستن؟
خب، فقط دو امتیاز با باب لیتل فاصله داریم!
شوخی میکنی؟
واقعاً؟
میدونی این یعنی چی؟ تو برنده میشی.
ممکنه برنده بشم. ما این کارو میکنیم کریستینا!
دو امتیاز؟ بله! دو امتیاز!
ما این فاصله رو پر میکنیم. تو از اونایی بودی که کسی انتظار نداشت برنده بشن. حالا فقط دو امتیاز فاصله داری!
حالا من برترم! آره، عزیزم! آره!
اون برتره! دو هفته دیگه.
دو امتیاز. میدونی این یعنی چی؟
شماها باید سختتر از همیشه کار کنید!
میخوام کار کنید!
آه. تریب هست.
احتمالاً یه نظر در مورد نظرسنجیها میخوان.
بله، الو؟ آره، با من حرف بزن. میتونی یه آب برام بیاری؟
اِم. وایستا، چی؟
این رو از کی گرفتی، باب لیتل؟
چی؟ آدام کجاست؟
ببخشید. شما آدام براورمن هستین؟
اِم، آره، من هستم.
آیا درسته که شما به طور خشونتآمیزی به مردی در سوپرمارکت حمله کردید؟
چی؟
فکر میکنید این اتهامات چطور
روی نامزدی همسرتون برای شهرداری تأثیر میذاره؟
لطفاً، من... نمیدونم. ممکنه لطفاً...
آیا تا به حال برای مشکلات کنترل خشم تحت درمان بودهاید؟
نه! نه، نبودهام.
میتونید از روی چمن من برید کنار؟ ما فقط میخوایم طرف شما رو
بشنویم. اینجا ملک شخصیه.
از روی چمن من برید کنار!
برید! برید!
درسته که شما به طور خشونتآمیزی به مردی در سوپرمارکت حمله کردید؟
چی؟
فکر میکنید این اتهامات چطور
روی نامزدی همسرتون برای شهرداری تأثیر میذاره؟
از روی چمن من برید کنار! نمیدونم!
از روی چمن من برید کنار! از روی چمن من برید کنار!
میدونی عزیزم، واقعاً، اونقدرام بد نیست.
وقت فکر کردن نداشتم. فقط واکنش نشون دادم.
معلومه. هیچی نگفتی.
خب، دفعه بعدی باید فقط بگی «نظری ندارم».
و بری. دفعه بعدی؟
امیدوارم دفعه بعدی وجود نداشته باشه.
حتی نمیدونم چرا اصلاً این دفعه باید وجود میداشت.
این مال تقریباً سه سال پیش بود.
خب این کاریه که اونا میکنن. اون یارو توهین کرد
به بچهام، اونو عقبمونده صدا کرد. اون این کارو کرد.
من مشت زدم بهش. طوری نیست که گذاشته باشمش بیمارستان. کی اهمیت میده؟
حق داشتی اون کارو بکنی.
عالی. خوش به حالت. حق با تو بود!
خوشحالم که من هم تو رو بررسی کردم، آدام.
خوشحالم که اون دو ساعت رو تو دفترت گذروندم.
و تو بهم گفتی در مورد لخت دویدن.
توی یه جشن مادر و دختری.
و تو لخت بودی. چی؟
خوشحالم یادت رفت این رو بهم بگی.
کجا؟ وقتی دبیرستان بودم.
تو در مورد این میدونی. واقعاً؟
شماها حواستون هست؟ ببخشید.
خیلی متأسفم. فقط میخواستم بگم
باب لیتل راهی برای حمله پیدا کرده. ما در لحظات آخریم.
اون میتونه این برتری دو امتیازی رو به برتری پنج امتیازی تبدیل کنه.
حق با توئه. اگه این کارو کنه کارمون تمومه.
حق با توئه.
خب، نمیفهمم چطور در مورد این قضیه فهمید.
منم نمیدونم. من بهش گفتم.
چی؟ تو بهش گفتی؟
سالها پیش، وقتی براش کار میکردم، بهش گفتم.
چی؟ اون فکر میکرد خیلی باحاله.
و تو یه مرد حسابی بودی.
و خیلی باحال و عالی بود.
متأسفم.
باورم نمیشه اون حرومزاده کوچولو اینو یادش مونده.
و سعی کرد علیه تو ازش استفاده کنه. میدونم.
باورنکردنیه. آره، فهمیدم.
No comments yet. Be the first to leave one.