Downton Abbey

Downton Abbey

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Downton Abbey S02E06 By Chandler Bing
A Commentary by Thorin
01.TVworld.ir

Tags

other
Published on: 2012-07-17
Downloads: 33
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.اگه مواظب نباشم دست هام مثل "جک جانسون" ميشه

.خودم به اندازه ي کافي قوي هستم که راه برم

.اين ديگه تشخيص اش با منه

.صبح بخير

.همش به "ويليام" فکر ميکنم

...درباره ي اينکه چطور ميتونست اينجا باشه

،نه دقيقا به جاي من

.اما به فداکاري بايد جايزه داد

.از اون شجاع ها بود

.هر جفت تون شجاع بوديد

و فکر ميکنم نبايد درباره ي اتفاق هايي .که در جنگ ميافته از بايد استفاده کنيم

.فقط اتفاق افتاده و بايد باهاش کنار بيايم

بايد حسوديم بشه؟

متاسفم، درباره ي چي حرف ميزديم؟

.داشتم درباره ي پارک "هکسبي" سوال ميکردم .فردا "مري" رو ميخوام ببرم اونجا

پارک "هکسبي" خودمون؟ چرا؟ "راسل" ها دارند ميفروشند اش؟

.نه رسما، اما بهم گفته شده که پيشنهاد ها را ميشنوند

ناراحت کننده اس. "راسل"ها و "کراولي" ها .قرن هاست که همسايه بودن

.ديگه اونجا زندگي نميکنند .براي "مري" عجيب خواهد بود

از وقتي که يه دختر کوچولو تو مجالس رقص بوده .به اون خونه رفت و امد داشته

.همه مون ميرفتيم .جاي بهتري نزديک داونتون نيست

.مطمئن نيستم که چقدر راحت باشه

.وقتي که کارم باهاش تموم شد راحت ميشه

،سيستم گرمايش مرکزي، اشپزخونه هاي مدرن

،حمام در تمام اتاق خواب ها .همش ممکنه

.بيشتر شبيه هتل ـه

."سرگرد "کلرکسون

."صبح بخير لرد "گرنتام

.بانو "ايدث". اقا

.يک درخواستي داريم

يه سرگرد کانادايي درخواست کرده که بياد اينجا

.چونکه يک پيوند خانوادگي با اين خونه داره

،قبلا هم از هنگ اش افسر هاي رو قبول کرديم

.اما ميخواستم مطمئن شم که شما اعتراضي نداريد

اسمش چيه؟ ."گوردون"

."پاتريک گوردون"

در پياده نظام پرنسس "پاتريشا"ي کانادايي .در "پژندل" بوده

،تو موج انفجار گير ميکنه و ميسوزه .خيلي هم بد، فکر کنم

.مردک بيچاره .خب، کاملا اينجا ازش پذيرايي ميشه

.نميدونم که چطور باهم در ارتباطيم، اما خبر نداريم که

.اقا

هيچ وقت تو خونه ي نبودم که يه ملازم و يه .پيشخدمت با هم عروسي کرده باشند

.غير معمول ميشه، ميدونم

.اميدوارم که جدا مون نکنه

،شما دوتا تو خونه ي خودتون جدا از ما، استثنايي

.در حالي که بقيه مون اينجا گير کرديم

.به نظر حسوديت شده

.حسوديم نشده. فقط نميخوام که اوضاع رو خراب نکنه

چرا، چونکه تا الان دوست هاي خوبي براي هم بوديم؟

.بهش وقت بديد

.متيو" خيلي پيشرفت کرده"

منم همين فکر رو ميکنم، اما داريم به اندازه ي کافي ،براش تلاش ميکنيم

،براي همه شون وقتي که زمان توانبخشي ميرسه؟

.بعد از جنگ با يک دنياي کاملا متفاوت رو به رو ميشند

.موافق ام، اما همه شون به زودي "داونتون" رو ترک ميکنند

ترک ميکنند؟ خب، "ترکيه" در حال تسليم شدنه

،و "رابرت" ميگه که "ويتوريو ونتو" کار "اتريش" رو تموم ميکنه

.پس فقط چند هفته يا چند روز طول ميکشه، تا جنگ تموم بشه

،البته ما هيچ کس رو زود به خونه اش نميفرستيم

.اما نزديک هاي سال نو، خونه مون رو پس ميگيريم

پس ميخواي که دوباره يه خونه ي خصوصي بشه؟

نبايد بخواد؟

يا شما ميخوايد خونه ي خصوصي داشتن رو منسوخ کنيد؟

خب، اون زندگي لباس عوض کردن و ،شکار حيوون ها و خوردنشون

واقعا اون زندگي رو دوباره ميخوايد؟

نميخوايد که "داونتون" مفيد باشه؟ .اما خونه مفيده

.ما استخدام ميکنيم ...خواهش ميکنم

.اجازه بديد به عنوان يک مرکز بازپروري باز نگه اش دارم

ميتونم اداره اش کنم. خونه ميتونه خيلي بيشتر از اون .چيزي باشه که قبلا بود

نظر تو چيه "موزلي"؟

تو هم چشم انتظار اين

دنياي شجاعِ تخيلاتِ خانمِ "کراولي" هستي؟

،من از کارم راضي ام، بانوي من

،و خيلي دوست دارم که نگه اش دارم

."با اجازه ي خانم "کراولي

خدمتکار ها هميشه محافظه کار تر .از کارفرما هاشون بودن

.همه ميدونند

.پس من بايد استثناي اين قانون شما باشم

.سلام

...اسم من "اديث کراول

.بانو "ايدث کراولي"، ميدونم

.دختر دوم خونه

.در تصدي رفاه غير پزشکي

پس هرچيزي که احتياج داشتيد، مثل پيغام ،رساني يا کتاب

.اون وقت من ادم مورد نظر شما هستم

.ممنون

.اميدوارم که اين مانع تون نباشه

،بهتون اطمينان ميدم که، تو اين مرحله .چيزهاي زيادي وجود نداره که مانع من بشه

بهتون گفتن که ما فاميل هستيم؟

بله، اما متاسفانه زياد در شجرنامه ي .خانواده وارد نيستم

گرچه پدر يه عمه پيدا کرده که در تاريخ 1860 با .يک "گوردون" ازدواج کرده بود

.شايد اون يه سرنخ باشه

.نه، نيستش

.خب، همون طور که گفتم، من وارد نيستم

فکر کردم که صدام رو تشخيص ميديد

.اما البته، الان ديگه لهجه ي کانادايي دارم

منظورتون اينه که قبلا همديگه رو ديديم؟

.خيلي وقته پيش

.ايدث"، بهت احتياج دارم"

.فقط توضيح ميده که چه حقي داري

،لطف داري، اما بيا رو راست باشيم .من که بيوه نيستم، هستم؟ نيستم ديگه

.البته که هستي .نه نيستم

چند ساعت متاهل بودم؟ شش ساعت؟ هفت؟

،نبايد اين اسم رو ميگرفتم .به جز اينکه چيزي بود که اون ميخواست

.خب، ميذارم پيشت باشه

ديزي"؟"

اگه چيزي که ماله خودته نگيري "ويليام" رو .خوشحال نميکنه

.ميخواست که ازت نگه داري بشه

.نه. مجبورم کردي که وقتي زنده بود دروغ بگم

.نميتوني مجبورم کني که به ياد اش هم دروغ بگم

."ميتوني بري بيرون، "بروکس .بله قربان

.اقاي "بيتس" گفتن که ميخوايد منو ببينيد، قربان

.بله

ميخواستم بيايد بالا تا بهتون .پيشنهاد کار بدم

.من کار دارم قربان

.بله، البته که داري، مطمئنم که ازش راضي هستي

نميخوام فکر کني که دارم يه بهترش رو .پيشنهاد ميکنم

.ممنون

گرچه به اين معنيه که يه افزايش قابل توجه .حقوق خواهي داشت

بانو "مري" و من قصد داريم که يه .خونه نزديک "داونتون" بخريم

،از "لندن" خيلي دوره

اما اين روزها به اندازه ي کافي پول درميارم که .از خودم راضي باشم

.ميدونم که خيلي به تو احترام ميذاره

وقتي که به عنوان عروس اونجا مستقر شه

.مطمئنم که خيلي از کمکت قدرداني ميکنه

"منظورتون اينه که ميخوايد "داونتون ابي ...رو ترک کنم و به

.فردا، ميريم پارک "هکسبي" رو ببينيم

.اگه بخريمش، تمام 12 هزار اکر رو ميگيريم

شکي نيست که مکان هاي زيادي رو .براي قدم زدن پيدا ميکنيد

،البته تو وضعيت بدي هستش

.اما مشکلي نداره که نشه با پول درستش نکرد

خب...نظرت چيه؟

.يه چيزي رو بايد بپرسم

بانو "مري" ميدونند که شما بهم پيشنهاد داديد؟

.هنوز نه

.ميخوام که سورپرايزش کنم

."خيلي قبولت داره "کارسون

.اميدوارم که يه رقيب رو به کار نگيرم

.منتظر دستور بانو "مري ميمونم

،ازش بدم نمياد، فقط ازش خوشم نمياد .که خيلي فرق ميکنه

درباره "هکسبي" حرف زد؟

.برنامه هاي ترسناکي براي اونجا داره .البته، "کورا" موافق نيست

من امريکايي هستم. دشمني شما نسبت .به راحتي رو ندارم

.داونتون" به اندازه ي کافي براي من راحته" .نميتونم منتظر پس گرفتنش بمونم

.اگه دختر عمو "ايزابل" اجازه بده

امروز با يه ليست وقيحانه امده بود که

.پروژه هايي براي 1920 و سال هاي بد داشت

.مطمئنا ميتوني مانعش بشي

،به محض اينکه غير قابل کنترل بشه .نميدونم باهاش چيکار کنم

.خب، اهرم کنترل ديگه پيدا ميکنيم

"يه هدفي پيدا ميکنيم که بيشتر از "داونتون .بهش احتياج داشته باشه

.شهيدي براي خودش

.پس بايد با يه هدف اغوا کننده تر گولش بزنيم

.جامون امنه .حکم طلاق رو داريم

.مطمئنم که همه چيز درست ميشه

.به جز اينکه اگه مطمئن نباشي

نامطمئن درباره ي چي؟

تو چطور سرگرد؟ شروع کردي به برنامه ريزي براي بعد از جنگ؟

.نه راستش، هنوز نه

.ميدونم بايد چيکار کني

.ميدونم که همه مون بايد چيکار کنيم

اره؟ چي هستش؟

.ذخيره کردن

شايد کار اشتباهي باشه، اما جيره بندي غذا .داره به مردم فشار مياره

،حتي با کتاب هاي مردم

اين هفته يه جنگ داشتم تا بتونم به اندازه ي .کافي شکر پيدا کنم

خانم "پاتمور" داريد پيشنهاد بازار سياه ميديد؟

.شکه شدم

.خيلي شک دارم که شده باشي

،ببخشيد که اين هفته نتونستم بيام .اما همه چي برات گذاشتم

کي مواظب بچه اس؟ .همسايه ام

،بهم يه دوچرخه قرض داد .تا بتونم برگردم

.خب، بهتره که بري

.نميتونم عزيزم، خيلي کار دارم

دوتا از پرستار ها رو داريم از دست ميديم و .و بايد فهرست رو دوباره مرتب کنند

اگه "مري" با "کارلايل" بره بيرون

،و "ايدث" هم ميره خونه مامان .فقط خودم ميمونم

سيبل" چطور؟" .سيبل" سر پستشه"

اي کاش به هم ميگفتي تا بتونم .يه کسي رو جور کنم

"هميشه ميتوني از سرگرد "کلرکسون .بخواي که بهت بپونده

.اگه واقعا نميتوني يه ناهار رو تنها بخوري .ميخورم

.خيلي خالي ـه

.نميدونستم که رفتن

.تسليم شدن

.نميتوني سرزنشش کني

.وقتي "بيلي" کشته شد، همه شون رو داغون کرد

براي اثاث و تابلو و بقيه چيز ها چيکار ميکنيم؟

بقيه چي کار ميکنند؟

.فکر ميکنم که ميخرند

،امثال تو ميخرند .امثال ما به ارث ميبرن

.بايد برگرديم

چرا؟

تو "داونتون" چي هست که اينقدر فوري به توجه ي تو نياز داره؟

...خب

ميخواي نجاتش بديم؟

ميخواي به خونه يه زندگي دوباره بديم؟

.خب، فکر کنم که بلاخره مجبوريم يه جا زندگي کنيم

"داري بهم ميگي که مدتيه که به "اتل غذا ميدي؟

.بله ، بانوي من

.خب، غذاي مکمل اش

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left