Specials

Release info

Mandate of Heaven E09 2013 Kor
A Commentary by 8701293
ترجمه و زیرنویس: پیلار

Tags

other
Published on: 2013-05-25
Downloads: 30
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

منظورتون چيه؟

چرا بايد اعليحضرت شما رو رها کنن ملکه؟

چيکار داري ميکنين؟ زود تختِ روانُ آماده کنين بايد برم پيش شاه

مادر لطفأ حرفهايي که الان زدين رو پس بگيرين

شما حالتون خوب نيست

چه اهميتي داره که من حالم خوب نيست؟

حتي اگه خون هم بالا بيارم باز هم بايد برم

ميرم اونجا و همونطوري که وليعهد ميخواد همه چيزُ ميگم

علياحضرت! اگه بخواين همينطوري ادامه بدين مشکل بزرگي به وجود مياد

خيلي خوب

زود تختِ روانُ آماده کنين

من ايشون همراهي ميکنم تا به ديدن پدر برن

اعليحضرت

برادر

چه برادري؟

چطور ميتوني وليعهد رو که قراره پادشاه بشه اينطوري خطاب کني؟

ميخواي تو رو هم دور بندازن؟

واقعأ دوست داري همه بگن وليعهد برادرشُ دور انداخته؟

پس بياين بريم

شما نبايد اينکارو بکنين برادر

اعليحضرت شما نبايد برين

لطفأ اختلافتونُ با مادر کنار بذارين

اگه اختلافِ شما و مادر همينطوري ادامه پيدا کنه

من بايد چيکار کنم؟

اگه معلوم بشه که مادر واقعأ اينکارو کرده

اعليحضرت به شدت مأيوس ميشن

اعليحضرت

از قصر شرقي پيغام فرستادن که موضوعِ مهمي پيش اومده

واقعأ بيدار شده؟

بله اعليحضرت

واقعأ اينجايي

چطور جرأت کردي بياي اينجا؟

بايد خيلي وقت پيش تکليفِ شما دو نفر رو روشن ميکردم

همونطوري که دو سانگ رو کشتي ميخواين ما دو تا رو هم بکشي؟

چرا اينکارو کردي؟ چرا؟

مگه دو سانگ چيکار کرده بود؟

خيلي زود همه ي دنيا مي فهمن که تو قاتلِ واقعي هستي

پس وقتي رفتي پيشِ پادشاه بايد التماسش کني تا ببخشتت

اعليحضرت زود ميرسن اينجا

قبل از اون بايد بذاري من برم

اگه ميخواي زندگي دخترتُ نجات بدي

اسمش رانگه؟ خيلي مريضه نه؟

...رانگ، چطور

به عنوان يه خدمتکار فرستادنش به اقامتگاهِ من

!بيدار شو

اعليحضرت

اگه باور نميکني ميتوني از اون پزشک زن دا اين بپرسي

اون الان تو اقامتگاهِ منه و داره دخترِ تو رو درمان ميکنه

چطوري گير تو افتاد؟

...به عنوان يه انسان، چطور تونستي اينکارو بکني

پس، اگه ميخواي جونِ دخترتُ نجات بدي

دوک پال رو بکش

حالتون خوبه؟

بله

شنيدم بيدار شده

بله

...ولي

...چي

هنوز داره نفس ميکشه

اگه پزشک دا اين به موقع خبرمون نکرده بود که تعدادِ نگهبانها رو بيشتر کنيم

چويي وون و دوک پال تا حالا کشته شده بودن

اونا آدمکش هايي هستن که از امپراطوري مينگ اومدن

فکر نميکنم بشه به راحتي بشه فهميد کي اجيرشون کرده بود

درسته

اتفاقاتي که امشب اينجا افتاد نبايد از قصر شرقي به جايي درز کنه

اگه مسائلي که به چويي وون و دوک پال ربط دارن، به گوش ديگران برسه

نه فقط من، بلکه حتي پدر هم ممکنه تو دردسر بيفته

فهميدين؟

بله اعليحضرت بله اعليحضرت

بايد هم همينطور بشه

اگه اين موضوع پخش بشه

پنهان کاريش در مورد چويي وون هم لو ميره

به هر حال

چون خيلي سخته که دوک پال رو بکشيم بايد خبر اينکه چويي وون توي قصر شرقيه رو پخش کنيم

قبل از اينکه اين اتفاق بيفته چويي وون دوک پال رو ميکشه

خيلي خوبه

ولي اگه اين بار هم شکست بخوري

فرمانِ محرمانه ي بعدي در مورد تو خواهد بود

امروز، يه بار ديگه يه آدمِ بيگناه به خاطر من مرد

اون موقعي که پدربزرگت کشته شد

من با خودم عهد کردم که نذارم کسي به خاطر من بميره

اينکه پزشک مين اونقدر ظالمانه کشته شد هم به خاطر من بود

من هم در مرگِ پزشک مين مقصرم

متأسفم

تو به خاطر من اينهمه سختي کشيدي

من نه تنها نتونستم اسمتُ از اين اتهام پاک کنم

حتي مجبورت کردم تا مسئوليتِ نجاتِ اونم به عهده بگيري

ولي چيکار ميشه کرد؟

فقط با نجات دادن اون من ميتونم زنده بمونم

و تو هم ميتوني زندگي کني

چي داري ميگي؟

اگه تبش پايين نياد زندگيش به خطر ميفته

بايد زنده نگهش داري !مُردش به درد من نميخوره

فقط وانمود کن منو اينجا نديدي

دوک پال رو در عرض دو روز بکش

در اين صورت، ميذارم تو و دخترت به چين فرار کنين

بايد نجاتش بدي

اين فقط به خاطر تو و من نيست من از رانگِ عزيزت هم مراقبت ميکنم

من ديروز نبض دوک پال رو گرفتم

نبض هاي چون-گوان-چي همگي ضغيف ميزنن

ميترسم ديگه خيلي زنده نمونه

بهتر نيست زودتر در اين مورد به اعليحضرت بگيم؟

نميتونيم بهش بگيم

...بهتره اعليحضرت رو بيخودي اميدوار نکنيم

من تا آخرش ادامه ميدم

به هر حال ميتونين دا اين رو بيارين اينجا تا من ببينمش؟

امکان نداره

نميخوام دا اين دوباره وارد اين ماجراها بشه و تو مخمصه بيفته

ميدونم که خودخواهانه است

ولي مسئله ي زندگي دختر من وسطه

التماستون ميکنم

چرا بهم نگفتي؟

که رانگ تو اقامتگاهِ گيم چي يونگه؟

از کجا فهميدين؟

واقعأ متأسفم

شما روي درمانِ دوک پال تمرکز کرده بودين

ترسيدم که اگه بهتون بگم نتونين کارتونُ درست انجام بدين

ميدوني داري چي ميگي؟

تو بهتر از هر کسي ميدوني چرا من توي همچين شرايطيم، درسته؟

من خيلي خوب فکر نکردم

ولي از کجا فهميدين که رانگ اونجاست؟

ديشب، من گيم چي يونگ رو ديدم

اون بهم گفت اگه دوک پال رو تا فردا شب نکشم

نميذاره رانگ سالم بمونه

چطور ممکنه کسي همچين کاري بکنه؟

سرورم، شما چه جوابي دادين؟

چي ميتونستم بگم؟

...ولي، سرورم رانگ تبِ بالايي داره

تبِ بالا؟

الان مهمترين کار اينه که يه راهي براي نجاتِ رانگ از اقامتگاهِ گيم چي يونگ پيدا کنيم

اين نامه رو خيلي سريع برسون به هيوک سوک گوک

دزدِ اسب توي اين چي نوشته؟

!دارم از کنجکاوي ميميرم

از کنجکاوي نميميري

زودباش اينو تميز کن

اين چيه؟ اين تو چي نوشته؟

چرا داري انقدر غرغر ميکني سو بائک؟

پدر، چرا نصفِ روز دستشويي بودي؟

اينو دزدِ اسب برات فرستاده

واقعأ؟

کلمه ها سياهن کاغذ سفيده

نميتونم تماشاتون کنم

پدر و دختر شبيه همن هر دوشون نادونن

تو. تمامِ اين مدت که داشتي وقتتُ هدر ميکردي

ميتونستي بري خوندن و نوشتن ياد بگيري قبلأ بهت گفته بودم يا نه؟

گفتي

اي واي، تو فقط چند تا کلمه بلدي

خيلي خسيسي من گوش نميدم

مگه ميشه؟

اين نامه ي دزدِ اسبه بايد گوش بدي

واقعأ؟ با اينکه اون انقدر خسيسه من بازم بايد گوش بدم، هاه؟

اينجا، اينجا، اينجا اي واي

همگي در هيوک سوک گوک حاشون خوبه؟

من هنوز بدهي قبليمو به شما جبران نکردم

حالا يه خواسته ي ديگه ازتون دارم واقعأ شرمنده ام

دخترم رانگ الان در موقعيتِ خطرناکيه

اون توي اقامتگاهِ مشاور جناحِ راست، گيم چي يونگه

...اونجا نگهش داشتن نگهش داشتن؟

چي؟

اون بچه در خطره؟

کجاست؟

اقامتگاهِ گيم هر چي کجاست، مادربزرگ؟

!نه

!واي. ترسونديم

پدر، براي چي داد زدي؟

اونجا دفتر تحقيقات سلطنتي نيست اقامتگاهِ گيم نميدونم چي چيه

بيرون آوردن بچه از اونجا

مثلِ آب خوردنه

...اون وقتي گفتم نميتوني، يعني نميتوني

برام مهم نيست

پدر، اگه اينجوري رفتار کني اونوقت ديگه يه دوست نيستي

اگه به خاطر دزد اسب نبود الان اينجا ننشسته بودي

‍!کيوک جونگ

تو ميتوني بري

منم ميخوام برم نه

چرا نميذاري من برم؟

خيلي راحته

قبلأ گفتم نه

!واقعأ دشمنها مدام به پست هم ميخورن

واقعأ ميخواي با دختر چويي وون يه همچين کاري بکني؟

من قبلأ پيشِ ملکه جونمو پاي اينکار گذاشتم

اگه بخوام چويي وون خيلي زود دوک پال رو بکشه

امن ترين راه اينه که بذارم آروم مردنِ دخترشو تماشا کنه

اگه مشکلي پيش بياد

و دختره قبل از دوک پال بميره اونوقت ميخواين چيکار کنين؟

دختر خونده ي تو، دا اين نميذاره بميره

سرورم، همه چيز آماده اس

سرورم، نگاه کنين

اون دخترِ چويي وون نيست؟

ما از اقامتگاهِ گيم چي يونگ هستيم

برگرد برو و مواظب اقامتگاه مشاور جناحِ راست باش

بله

مگه نگفت ميخواد ازش به عنوان طعمه براي چويي وون استفاده کنه؟

ولي براي چي فرستادتش به قصر؟

من بازرس لي جونگ هوان از دفتر تحقيقات سلطنتي هستم

...اون کجاوه اي که الان رفت تو

اون بچه اي که مريضه کجاست؟

اون الان اينجا نيست

ميدونم اينجاست

اگه ميخواي گولم بزني خودتُ مرده فرض کن

The Fugitive of Joseon subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Fugitive of Joseon

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left