The first 200 lines.
.....::: براي نجات يک زندگي :::.....
امروز گردهم جمع شديم که يادآور زندگي راجر اندرو داسون باشيم
اگرچه مي دونيم که او دوران زيادي از زندگي رو در پيش داشت
ما از خداوند ، بخاطر 17 سال عمري که به اون داد ممنونيم
خب ، امروز مي خواي چيکار کني؟- اين بار فکرشو کردم-
رفيق ، مي خوام يه معدن طلا بسازم !ما مي خوايم پولدار بشيم
مي تونم تو کندن زمين دوباره کمک کنم؟- جيک ، اين يه کاره ريسکيه که مي خوام شروع کنم-
تهديد يا خوراکي- تهديد يا خوراکي-
پسرا ، الان وسط جولاي هستيم
اين مدل موهاتو دوست دارم
تو ديوونه اي ، رفيق
و خداوندا ، ما هميشه نمي فهميم چرا و ما اعتماد به تو رو انتخاب مي کنيم
حتي در دردهايمان
به نام مسيح دعا مي کنيم. آمين
جيک
جيک ، خيلي متأسفم
اوه ، جيک
...خيلي برام ارزشمنده که تو اومدي. شما دوتا
اين اواخر با هم صحبت کرده بودين؟... اون چيزي نگفت؟
سال اول ورود به دبيرستان ، خانم داسون
با بازيکن گارد شروع مي کنيم ، با متوسط 15 امتياز و 11 پاس گل
!با بازيکن 6 فوتي ترم اولي ، جيک تيلور
!پرتاب سه امتيازي از جيک تيلور
بيست و دو امتياز و 11 پاس گل يه ترم اولي تيم مارو روبراه کرده
متشکرم
خب ، چرا عکسه يه پرنده کوچيک رو ساکته؟
اون برام واسه دانشگاه لوئيزويل خوش شانسي مياره مي خوام يه روزي اونجا بازي کنم
خيلي خب. دوست داري با ما بياي پارتي؟
آره. صبر کن ، کدوم پارتي؟
تو خيلي بامزه اي
مي تونيم باهمديگه بريم
خيلي خب ، گوشيتو بده به من
!هي جيک- سلام راج-
هي ، دوستم راجر
مي خواستيم امشب يه جايي بريم اشکالي نداره اگه اون هم بياد؟
ماشينمون يکي بيشتر جا نداره اگه بفهمي منظورم چيه
يه لحظه دست نگهدار
دارم يه چيزايي مي فهمم يا اينکه فقط داشتي با امي بيگز صحبت مي کردي؟
آره
خيلي خب ديگه ، بزن از اينجا بريم رفيق ...مامانم سفارش پيتزا داده ، پس
راج ، من نمي تونم بيام
صبر کن ، چي؟ خوبه که قبل بازي با هم حرف زديم
امي منو به يه پارتي دعوت کرده
باشه. خب پيتزاي سرد رو هم ميشه خورد بنابراين ، محل جشن کجاست؟
تو نمي توني بياي
مي فهمم
همه چي داره عوض ميشه
!راجر
سال اول دبيرستان
آخرين باري که باهاش حرف زدم سال اول دبيرستان بود
يک هفته پيش از مراسم تدفين
بفرمايين- متشکرم-
مال...مال من کو؟
چرا دوست دخترتو نگفتي يکي واست بگيره؟
باشه ، تو مي دوني من دوست دختري ندارم- پس قهوه اي هم در کار نيست-
چرا يکي پيدا نمي کني ، رفيق
آره ، مامانت با من بود ، گرفتي؟
اون يه زن جذابه من و مامانت ، آبمون توي يه جوب نرفت
درموردش بعداً باهات حرف مي زنم
زشت بزرگ جوک مي خواد بگه ...يه چيز خنده دار بکو
خيلي خب باشه.اگه يه بار ديگه منو (زشت بزرگ) صدا بزني دهنتو سرويس مي کنم
متأسفم. من مـتأسفم. متأسفم رفيق خيلي خب ، خشونت نه
مي خواي از اينجا بريم؟
مي دوني ، ديگه نمي خوام کلاس جبرمو دودره کنم
هي ، اون چلاقو نگاه کنين- هي ، بي خيال بي خيال-
چي شده؟
هيچ چي
بيا
هي ، خوبه
به سلامتي. سلامتي خودمون
سلامتي خودمون
بسلامتي تو- بسلامتي من-
سلامتي من
هشتاد روز مونده که بري لوئيزويل
به حساب من انگار 800 روز مونده- بس کن. مامانت اونقدرها هم بد نيست-
آره ، ولي پدرم جلوي رانندگيمو نمي گيره- جيک-
منظورم اينه که تو اونو مي شناسي
اون هيچ وقت از روياهاي شکست خوردش واسه من دست بر نمي داره
خب ، من بايد بخاطر تو برم اونو بزنم
به اين بازوها نگاه کن. تو خيلي قدرتمندي من فکر مي کنم تو بدون شک از پسش بر مياي
من خيلي قدرتمندم
مي دوني چيه؟ ما مي تونيم والدين خوبي بشيم
کي گفت من بچه مي خوام؟- من گفتم-
اين امتياز خوبيه خيلي خيلي امتياز خوبيه
بسه! داري مي ريزيش روي من
بده من ، برات نگهش مي دارم
مي دوني؟ برات يه نامه عاشقانه نوشتم- يه نامه عاشقانه-
...مثه يه عشق انگار که منو به يه نامه عاشق خودت بکني
انگار ، فقط بخونش- باشه-
بزار ببينم چي نوشتي
تو لوئيزويل قبول شدي؟ آره-
پذيرش اوليه
خب ، اگه رازت برملا بشه
همه مي فهمن که تو چه الماس درخشاني هستي
آره ، خب ....من خيلي سعي کردم که کسي نفهمه ، خب
و مي تونيم با هم باشيم درست همونطوري که نقشه کشيده بوديم
امي بيگز ، تو باورنکردني هستي
دوست دارم
!معشوقه ي من شگفت انگيزه
لوئيزويل 2 امتيازعقبه درحاليکه فقط 10 ثانيه تا پايان بازي فرصت باقيه
توپ سمت تيلور ميره اون توپ رو از زمين بلند مي کنه
اون مانند هميشه توسط دو نفر محاصره شده
اون به سمت جلو حرکت مي کنه
...يک ، دو ، سه. اون شوت مي کنه! دو ، يک
!تيلور و دانشگاه لوئيزويل قهرمانان ملي ميشن
!بخوابين رو زمين! بخوابين رو زمين
راجر
تو که نمي خواي اينکارو بکني رفيق؟
خيلي ديره ، جيک. نه اينکه هميشه برات مهم بوده
ما رو زنده از دبيرستان (پاسفيک) تماشا مي کنين زمانيه که دانش آموزان براي اولين بار
بعد از دو و نيم هفته بعد از تيراندازي اي که
راجر داسون راه انداخت و جان خودشو گرفت
تمهيدات امنيتي با حضور پليس شديدتر شده است
استفاده از آشکارگر فلز و بررسي کارت شناسايي انجام مي گيره
مشاوران رواني نيز در محوطه ي دبيرستان حضور دارن
ما ، البته شما رو ازآخرين اتفاقات توي اين مدرسه باخبر خواهيم کرد
همچنان داستان ادامه دارد
من خيلي ترسيده بودم. منظورم اينه که تو اونو ديدي؟
اون خيلي ترسناک بود جوري که فکر کردم مي ميرم
تا حالا اونو اينطوري ديده بودي؟- نه-
چه خبر ، جيک؟- سلام ، آقاي ويل-
تو رو توي مراسم ديدم نمي دونستم تو با راجر دوست بودي
از مدتها پيش- با انجام مشاوره موافقي؟-
آره آره ، عاليه- هنوز با مشاوري صحبت نکردي؟-
نه- بهتره اين کارو بکني-
من خوبم- درموردش فکر کن-
اون بچه واقعاً خوش شانس بود که من اون روز اونجا نبودم ، رفيق
من اونجا بودم. اصلاً اين طوري نبود
درسته. چرا ما هنوز داريم درمورد اون بچه حرف مي زنيم؟
خيلي خب ، اون کوچولوي عجيب ما رو سه بازي اذيت کرد
ميشه خفه شي رفيق؟ اون قوي بود
نه. قدرت يعني اينکه در مقابل تيم (ال کاپيتان) پرس همه جانبه انجام بدي
اين قدرته
اين بازي آخر فصل با تيم رقيبمون با هيجان زيادي همراه نبود
شانزده ثانيه فرصت باقيه جيک تيلور توپ رو زمين مي زنه
پاسفيک يک امتياز عقبه ، 67-68
!گل توسط جيک تيلور امتياز نهايي ، پاسفيک 69 ، ال کاپيتان 68
هي جيک. شوت خوبي بود
متشکرم
من شما رو مي شناسم؟- مراسم راجر-
شما همون کشيش هستين؟- آره ، دوستام کريس صدام مي کنن-
به هر حال ، خواستم خودمو معرفي کنم
خوبه ، واقعتش من زياد مذهبي نيستم- منم همينم-
خيلي دنبالت گشتم
امشب سه تا تازه کار ديدم اونا واقعاً تحت تأثير قرار گرفتن
عاليه
داگ ازت بخاطر نجاتش از اون مخمسه تشکر کرد؟
نه. هي امي اين کريسه
سلام از ديدنتون خوشحالم- خوشبختم-
همه منتظرمون هستن- خيلي خب-
هي ، مي دونم چکار مي کني ...پس هر وقت خواستي مي تونيم حرف بزنيم
خيلي خب کيدو. بريم مامانو ببينيم
اون...کي بود؟
کريس
وقت پارتيه؟- آره-
برادر ، بالاخره گزارشگرا باهات کنار اومدن- مي دوني؟-
هي بچه ها شب خوبي داشته باشين- دارم خنگ ميشم-
!آره! طرفمون رسيده !همگي ، جيک تيلور اينجاست
جيک تيلور کلاً اينجاست
آبجو؟
اين واسه شماست ، خانم جوان- متشکرم-
همگي ، بسلامتي جيک رفيقي که هميشه پشتمو داشت
!جيک- !جيک-
اوه رفيق ، اينو نگاه بنداز
مبارزه ي جادوگرا؟
جاي باحالش اينجاست ، يه نفر تو مدرسه اين بازي رو انجام ميده
اين آگهي رو بهش دادم و اون قسم خورد که مياد
اون مي خواد تجهيزات مبارزه ي جادوگري رو نشونمون بده
!تو ديوونه اي رفيق. ديوونه اي. بريم پارتي رو شروع کنيم
ديوانه ي بيمارستاني نيستم
تو يه مرد خوش شانسي
يکيشونو واسه خودت بردار
اون تنها کسيه که همه مي خوان
چي؟ جداً؟
...همگي نگاه کنين. اينو نگاه کنين اين کيک ميوه اي رو نگاه کنين
نگاه کنين ، عجب لباسي پوشيده
رفيق ، تو چه سطحي هستي؟
چت شده؟
مي خواي منو جادو کني ، رفيق؟
باحاله. بي خيال. باهام برقص
پليسه ، بچه ها
!برين بيرون! برين بيرون
!همه- !بزن بريم-
صداي پليسو شنيدي؟ يالا ، لباستو بپوش
بيا دوباره انجامش بديم- شوخي نمي کنم ، بيا بريم-
مي دوني که مي خواي- جيک-
مي دوني چيه؟ به جهنم
مي خواي کمک هزينه تحصيليتو از دست بدي؟ باشه ، مهمون من باش
اسمت چيه؟- تايلر-
اينجا زندگي مي کني؟
اون چيزي بود که اون گفت ، رفيق. حداقل به من- آره ، همينطوري بود-
ماشينم کو؟
امي؟
داگ ، من جيکم. تو کجايي؟
من کجام؟ من؟
آره ، من اينجام ، تو پارتي حتي نمي خوام باهات حرف بزنم
امي ماشينمو برده. بيا منو ببر جواب تلفونمو بده
متيو ، تلفونو جوب بده مادربزرگت (متيو) صدات مي کنه
هي ، جيک هستم و به يه ماشين احتياج دارم
بخاطر اينکه شما بچه ها رفتين
No comments yet. Be the first to leave one.