The first 200 lines.
18...19...20...21...22...23...24...25...
اين چيه؟ - نميدونم قربان -
مثل يه بچه مدرسهاي معصوم ادا در نيار سودرسان - .. قربان -
بايد بفهمي - باشه قربان -
بهش زنگ بزن
زنگ ميخوره قربان
سلام قربان .. واسه هفته بعد رديفش ميکنم
نميخواد بهره اقساط رو پرداخت کنيد
من براتون پرونده تشکيل ندادم چون وکيل راوي معرفيتون کرده بود
کاري که من کردم، اگه وکيل ميگرفتيد بايد ميليوني بهش پول ميداديد
جناب سروان هستش؟ - طبقه بالاست -
تا يک ساعت ديگه يک لاک ميخوام
وگرنه ميري پشت ميلهها - درود قربان -
همم .. بگو
سرپرست برنامهريزي شبکه موکتي هستم رئيس پليس بشکار رو خوب ميشناسم
اومدي اينجا اين رو به من بگي؟ - نه قربان -
پس چي؟ - اومدم اينجا شکايت پر کنم -
چي؟
توي راه بانک از من 3 لاک رو سرقت کردند
چقدر کلا داشتي؟ - 3 لاک قربان -
با جزئيات برام بگو چه اتفاقي افتاده
من رفتم به بانک وارا لاکشمي قربان
هي. تو نميدوني من کي هستم بايد به تو و بانکت يه درسي بدم
يه تلفن ميزنم و اخراج ميشي
اقا.. اقا.. شما بيايد بين ما قاضي بشيد لطفا دغل بازي اينا تمومي نداره
موضوع چيه پسرجان؟
من به مامانم گفتم امروز شهريه خواهرم رو ميدم
من از خودپرداز بانکشون پول برداشت کردم که توي بانک خودشون واريز کنم
اما اون اسکناسها تقلبيه
هي! دوباره اين رو تکرار نکن
آروم داداش. حداقلش تو اسکناس تقلبي رو داري بعضي همون رو هم ندارند
مثل اينکه متوجه نشدي آقا من خيلي عصبانيم
داداش عصباني نشو فشار خونت ميره بالا و ديابت ميگيري
راه حلي نيست، درست ميگم؟ متوجه شدي؟
متوجه شدم آقا - چي رو متوجه شدي؟ -
من واسه پل به بانک اومدم و تو به من ياد دادي چطوري پول در بيارم
هي احمق! زده به سرت؟
مشکل چيه آقا؟ - يکي رو ون من تف کرد -
يادته چي بهم گفتي از عصباني شدن چيزي به دست نمياريم
چطوري خودت اين همه عصباني ميشي؟ - چه مزخرف! يه نفس دارم چرت ميگم -
ديگه بحثش رو پيش نکش
ايمان به تنهايي کافي نيست بايد خداترس هم باشي
.. اقا
.يه کاري کنيد. يه کاتب پايين هست شکايتتون رو با اون تنظيم کنيد
رئيس پليس بشکار ميتونه کاري کنه؟ نفوذ تاثيري نداره
اگه جواب ميداد اينجا نبودي - 3 لاک قربان -
يه شکايت پر کن و برو اگه چيزي پيدا کرديم بهت زنگ ميزنيم
.. سودرشان
.. قربان
کي توي گروه اميرپت هست؟
ديگه کي؟ الان دور گروه ارا سرينوئه
ارا سرينو؟ - بله قربان. سه تا هستند -
از بچه گي با هم بزرگ شدند هر کاري کنند با هم هستند
اسم يکيشون اسکاره .. اسکار يه بازيگر تمام عياره
کارش اينه هدفهاشون رو بررسي کنه
دومي سوبها راجوئه تخصصش زمانبندي هست
کارش اينه اهدافشون رو منحرف کنه
و سومي ارا سرينوئه اون رهبر گروه هست
.. اگه بخوام ساده معرفيش کنم
تنها نيازش توي دنيا پوله
وقتي پول داره توي دنياي خودش غرق ميشه
وقتي پول نداره توي دنياي بيرونه
چي؟ اونو داري تشريح ميکني يا من رو؟
قربان
بگذريم، کجا ميتونيم پيداشون کنيم؟
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: سميرا
!او را دختر، پيکر، خوشگل يا جذاب نام بده " "اون خلاصهاي از گناهان است
شايد تو گنجينهاي بي همتا داشته باشي" "اما بدون دختر خسته کننده است
"اي پسر .. زيبايي من را تحسين کن"
"اي پسر .. نزد من بيا"
" !او را دختر، پيکر، خوشگل يا جذاب نام بده "
!او را دختر، پيکر، خوشگل يا جذاب نام بده " "اون خلاصهاي از گناهان است
من را در ساري ببين، مانند کوکائين هستم" "من را با بلوز ببين، مانند هروئين هستم
"حرکاتم مثل جنيفر است وقتي جين ميپوشيد"
من توفان را دو قسمت ميکنم" "وقتي بکيني ميپوشم گردباد من را صدا ميزند
"و من ردايي چون آفتاب بر تن کردم"
"اي پسر .. زيبايي من را تحسين کن"
"اي پسر .. نزد من بيا"
چگونه حجيش ميکني مهم نيست" "من را سوسن زيبا مينامند
هي داداش
هي رفيق - چه خبره؟ -
رفتم به عروسي و شانس به من رو کرد
وقتي با لطافت خود از کنار ما ميگذري" "کاري ميکني ديوانه تو شويم
"بيا قلبهايمان را يکي کنيم"
وقتي ارام ميخندي، عشقم" "ضربان قلبم را احساس ميکنم
"!تو ترکيبي از خط ريلي هوراه و ايميل ياهو هستي"
"اي دختر .. تو زيبايي زهرآگيني داري"
"اي دختر .. مرد او دارد ميآيد"
درخواست کن يا بکش عقب" "من نميبوسم و تعريف کنم
هي، تکون بخوريد
من جواهراتم رو نميدم
واسه چي دنبال من افتادي مرد؟
احمق! موندم اينا رو از کجا دزديده
قربان، بهشون بگيد ما رو نزنند
قربان لطفا من رو نزنيد
قربان لطفا من رو نزنيد به جون مادرم قسم ميخورم
ما پول رو ندزديديم
وقتي پدرم توي دوبي نتونست ويزا بگيره .. و روي يه نيمکت توي فرودگاه دراز کشيده بود
به کار گذاشتن بمب متهم و زنداني شد ..
باور کنيد قربان
قربان، در مورد چي داريد حرف ميزنيد؟ متوجه نميشيم
قربان! ما توي جشن اخير دوسراه .. پيش الهه پداما عهد کرديم
ازا ون موقع دزدي رو گذاشتيم کنار .. من دارم راستش رو ميگم. حرفم رو باور کنيد
بيخيال اون به من بگيد پول کجاست احمقها
قربان، ما اون موقع حتي توي اون محدوده هم نبوديم
!يا خدا! اسکار
!الاس! تو کشتيش
اون از بچه گي يه تومور مغزي داشت
دکتر گفت نبايد بهش شک وارد بشه
اون الان مرده. لعنتش کنند
آمبولانس خبر کنيد قربان حداقل جيپتون رو به ما بديد
هي .. من شنيدم شک الکتريکي تومور مغزي رو درمان ميکنم
به اين زودي ديگه قطعي برق نداريم، درسته؟ - قربان -
قربان .. قربان .. فکر نميکنيد اين انصاف نيست؟
بدون هيچ مدرکي ميکشيش؟
چي بهت همچين اجازهاي ميده؟
تو نميتوني متهم رو با شک الکتريکي بکشي
سبها راجو، من اول ميميرم - باشه -
.. 302 - قربان -
چه مقدار جريان يه نفر رو در جا ميکشه؟ - هزار ولت قربان -
بذارش روي 2 هزار - باشه قربان -
ممکنه واقعا بميره
قربان .. قربان .. قربان .. نه ممنون بيخيالش شيد
مامابزرگم گفته اگه با برق کشته بشم يه تيکه ميرم به جهنم
هي. اين که خيلي بهتر از جهنمه
قربان خودش مثل خداست ما نميتونيم گولش بزنيم. نه
پول رو به من بديد بهش بديم
اي پست فطرت - پاشو مرد. پاشو -
چي شد؟ ما اينجا چيکار ميکنيم؟
شما چرا اينجا هستيد قربان؟
هي. پول رو به من نشون بديد. زود باشيد
اين که فقط 2 لاکه
اون 1 لاک بقيهش کجاست؟
بيخيال قربان ما 6 ماهه مقروضيم
بايد خرجش ميکرديم
.. قربان
قربان، پرونده تشکيل بدم؟ - واسش بايد پول رو پيدا کنيم -
قربان ما ميريم
هي كافور رو لمس کن
فقط خدا ميتونه نجاتت بده
عمرا قربان. اگه خدا واقعا بود ما رو دستگير نميکرد
خفه شو و انجامش بده
ساتي - همم -
خدا عمرت بده
استاد، ما مراسم مذهبي خيلي قدرتمندي رو انجام داديم کارمون درست ميشه، درسته؟
من 5 عنصر و 9 سياره رو فراخوندم
در اين 15 سال اخير پيش بينيهاي من درست از آب در نيومده؟
به ياد بيار چطور به اين مرتبه رسيدي
شما از همه چي خبر داريد استاد
من يه بيسواد بودم که به عنوان دربان سينما کار ميکردم
به همين خاطر کسي به من زن نميداد
من عصباني شدم و از پالاکولو به حيدرآباد با قطار اومدم
من بي کار ول ميگشتم که يه نفر ازم آدرس پرسيد
!از اون موقع به من بنگاهي ميگن
ميدوني من از اون موقع در حال رشد هستم
چقدر پس انداز داري؟ - حدود 800 تا -
!ميليون
.. وقتي يه آدم بيسواد بتونه ميليوني پول در بياره
دکترها و مهندسهاي نرم افزار !واسه لاک دست به دعا هستند
يه مرز باريک بين طماع بودن و اميدوار بودن وجود داره
ميدونم قربان. اخيرا توي شمشآباد 10 هکتار زمين خريدم
در بدترين زمان ممکن زمين خريدي
ميدونيم بعد اون به من فحش دادي
زمين بدون امضاي صاحبش فروخته شده بود
صاحب زمبن به دادگاه شکايت کرد
من براي تصاحب زمين دچار دردسر زيادي شدم
توي اين ناحيه 300 تا آپارتمان وجود داره
من فقط نصفشون رو تونستم بفروشم
دربهدر دنبال خريدار واسه بقيهشون هستم
چون اين مراسم رو انجام دادي اوضاع به وفق مراد ميشه
وضعيت اختري تو تحت کنترله
مردي بزرگ در مسيرت مياد و وضعيت تو رو بهبود ميبخشه
اون زندگيت رو تغيير ميده
واقعا استاد؟ کي مياد؟ چطوري مياد؟
از کجا بفهمم کيه؟
مثل خورشيد برميخيزه و تششع سپيده دم رو ساتع ميکنه
مانند شاه ويشنو در حال عبادت ظاهر ميشه
.. قبل از اينکه حتي پلک بزني
شک و ترديدت رو برطرف ميکنه .. و خوش يمني برات مياره
در عجبم اين مرد بزرگ کجاست
هي. نه
نه، چي؟ با يه حرکت به سر و سامون ميرسيم ارزش 20 ميليون رو داره
هي، اين مجسمه خداست لطفا. اين کار رو نکنيم
چون که اون خداست، شکايت نميکنه و احساسي نميشه
بايد آرزوي همه رو برآورده کنه به همين خاطر خدا شده
من حس خوبي به اين قضيه ندارم
باشه. شماها اينجا بمونيد من ميرم داخل و برميگردم
ما ميمونيم. تو برو
چش شده؟ - آروم باش -
هي
بگيرينش. دزد. بگيرينش
برو دنبالش. برو - !هي ! دزد! دزد -
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
زود باش .. هي .. واسا !همونجا واسا
ببين کجا رفت؟
بايد همين اطراف باشه
بذار اون طرفي بريم و نگاه کنيم
بايد مخفي شده باشه. نگاه کن
مثل خورشيد برميخيزه و تششع سپيده دم رو ساتع ميکنه
مانند شاه ويشنو در حال عبادت ظاهر ميشه
No comments yet. Be the first to leave one.