The first 166 lines.
جیانگ چن چوان چرا تو مسابقه نیست؟
بهش زنگ زدم
رد کرد
اجازه ندین بیرون برن
اوه
درسته
نمیتونم اجازه بدم
دوست داشتن یه نفر آسونه
Crashed an invariant cousin
Too cough blood
تو گفتی
این چیزی نیست که هست
دنیا معشوق داره ،برادر و خواهر
تا وقتی که
اذیت کردن دیگران لذت بخشه
من همچنان ازش لذت میبرم
داداش منم هست
دیدم که تو رو ناراحت کرد
هنوزم میگی مشکلی نیست؟
نه بخاطر تو
هیجده راه برای تعقیب خانما تعیین کن
خیلی عمیق گیر کرد
اول ازم خواست بهش یاد بدم
بیخیال
بیشتر از این در موردش حرف نزن
آدمایی که خوب بازی میکنن رو میشناسی؟
کجا میتونم پیداشون کنم؟
گیتار نمیزنی؟
همه بخاطر دنبال کردنِ چوشیا هست
به هر راه دیگه ای که برای کمک به من داری ،اهمیتی نمیدم
خانم بزرگ داری چیکار میکنی؟
فکر کردم به جیانگ چن چوان کمک کنم یک گروه بسازم
کمک کنم رویاش رو کامل کنه
اوه حالا فهمیدم
حالا فهمیدم
چی میدونی؟
منگ شیا نان ، تو جیانگ چن چوآن رو دوست داری؟
...چه دوست داشتنی دیگه باهات صحبت نمیکنم
میخوای بهم کمک کنی بگیرمش
نرو یه کم بیشتر صحبت کنیم
I'm still there book (18 ways to chase men) Derived from the ancestors. You dont want it ?
شیائ یو
هنوزم چیزی که به من میگفتی رو یادته
چه چیزی؟
منو بخاطر خودخواهی نمیخوای
برای بدست آوردن یه رویا ، حق دیگران هم رعایت کن
فکر میکردی فهمیده بودی
فهمیده بودم
کدوم چیزی که میگی درسته
چوشیا حق داره که دنبال رویاش باشه
غیر از اینکه اون استعدادشو داره
میشه بهش اجازه داد بیشتر پرواز کنه
پس تو چی؟
اگه چوشیا مسابقه رو ببره
میره فرانسه یاد بگیره تو چطور؟
تصمیم دارم اقتصاد بخونم
پس شرکتِ لیو جه رو به عهده بگیر
غیرممکنه
قبلا این مشکل رو گفتم
درسته
اما بعد از یه بحران بزرگ
من فهمیدم مردم نمیتونن خودخواه باشن
اینبار گرچه لیو جه ،جون سالم به در برد
ولی روز به روز بدن ـش بهبود پیدا نمیکنه
زودتر یا دیرتر بلاخره یروزی به عقب برمیگرده
پس من
باید برای خونوادم بخوام
معنی مسئولیت رو یاد بگیر
دیگه با ستاره شناسی درگیر نیست
بیشتر نخواه
رویای تو چی؟
تصمیم دارم واقعیت رو به یه رویا تبدیل کنم
بعد از اینکه برگشتم
خیلی تغییر کردی
درسته
شیلو اول چشم ها فقط چیزین که مال خودمونن
شیلو حالا
به شدت میخوای تو دنیا غوطه ور شی
ولی هیچوقت بهش فکر کردی؟
کسی که باعث تغییرت شده کی هست
خانما و آقایون
اینجا مسابقه ای هست که همه کار میکنن
در داخل برای همه برای پارچه و تجهیزات مورد نیاز برای رقابت فراهم شده
تجهیزات مورد نیاز برای رقابت
سه وعده غذایی به همه تحویل داده شد
حالا
لطفا همه بهم گوشی هاشون رو بدن
بعد از مسابقه گوشی هاتون بهتون برگردونده میشه
خوبه
مامان
مطمئناً ناامیدت نمیکنم
اومدم خونه
شیلو
بیا
از معلم شنیدم امروز جهت گیری داوطلبانه داشتی
اقتصاد رو انتخاب کردی
درسته
این بار در بیمارستان
داشتم فکر می کردم
قبل از اینکه من بخواهم تو رو یک نخبه کسب و کار در انتها درسته؟
انسان
بعد از اینکه بین مرگ و زندگی میمونه
دیدن همه چیز خیلی سخت میشه
زندگی انسان خیلی طولانیه
why not take advantage when young Do something you want to do
شیلو
از الان دیگه اذیتت نمیکنم
تو
میتونی آزاداته ستاره شناسی یاد بگیری
در واقع
خودم داوطلبم
الان چیزی که میخوام رو انجام میدم
این بار
خیلی فکر کردم
قبلا
چون خیلی خودخواه بودم
شرمندم
بابا
شنیدی شیلو چی گفت؟
معذرت خواهی کرد گفت متاسفه
بچه هامون
واقعا بزرگ شدن
خیلی خوب تربیتش کردی
چطور میتونم من
اون شخص شیا چو شیا هست
شو یا
برات متاسفم
چیزی که امروز اتفاق افتاد
چیزی که من باعث ـش شدم
شین وی رو سرزنش نکن
شین وی جوونه
عصبانی و بیقرار
خیلی مشکل هست
این لحظه متوجه نمیشه
ولی نگران نباش
خوب میشم
خوب مراقب چوشیا باش
بهترین زندگی ممکن رو براش فراهم کن
بهترین تحصیلات ممکن رو بهش بده
بیا داخل
عمو منتظرم بودی
این دو روز خیلی شلوغ بود
همینطور وقتی هم نبود که بشه باهات خوب حرف زد
باید بدونی
که در مورد چی میخوام حرف بزنم
بشین
چن چوان
I jiang he in this life
تو رشته کسب و کار
Dare to kill courage to be bad
The only thing that is done most failed
حل کردنه مشکلات خونواده هست
از گفتنش خجالت میکشم
Let you Because of my problem xin wei
هنوزم چوشیا هست که
صدمه دیده
عمو ازت معذرت خواهی کرد
ولی عموت میخواست بفهمه
زندگی آدم خیلی مشکل پیدا میکنه
ممکنه زمین بخوری
مضطرب و حتی گیج بشی
ولی هر اتفاقی که بیوفته
باید سرپا وایستی
ادامه بده تا وقتی که اولین قدم رو برداری
پیدا میکنی زندگیِ آینده
فکرشم نمیکنی که چقدر سخته
No comments yet. Be the first to leave one.