The first 200 lines.
The Silence of the Lambs (1991) Crime | Drama | Thriller 8.6 IMDB Top 250 #24 | Won 5 Oscars. Another 48 wins & 30 nominations BOB FAR
!استارليگ
کريفورد ميخواد که تو رو توي دفترش ببينه
!متشکرم قربان
-کلاريس - سلام
تو دنبال کريفورد ميگردي؟ اون بايدتا چند دقيقه ديگه برگرده ميتوني تو دفترش منتظر باشي
استرلينگ
- صبح بخير کلاريس - صبح بخير آقاي کريفورد
متاسفم که بخاطر يه موضوع کوچيک با اين عجله خبرت کردم و مزاحم درست شدم
استادات بمن گفتن که تو کارت درسته
اميدوارم اينطور باشه فعلا که نمره ها رو اعلام نکردن
يه کاري پيش اومده ومن به فکر تو افتادم
در واقع نميشه گفت کار بيشتر يه ماموريت جالب ميشه گفت - بشين
بله قربان
UVA من تو رو از سمينارم در دانشگاه به ياد دارم. يادمه تو منو با سوالاتت در مورد
حقوق مدني دولتي در سالهاي هوور(1920) حسابي دادم A سوال پيچ کرده بودي من به تو نمره
قربان A نمره
دو رشته روانشناسي و جرم شناسي
دوره کارورزي تابستوني رو در کلينيک ريتزينگر گذروندي
اينجا نوشته که وقتي فارغ اتحصيل شدي ميخواي براي من در دايره علوم رفتاري کار کني
بله خيلي زياد قربان خيلي زياد
ما حالا داريم باهمه قاتلين سريالي زنداني که سابقه رفتار رواني دارن مصاحبه ميکنيم
ميتونه برامون کمک زيادي در مورد پرونده هاي مشابه غامض داشته باشه
خيلي از اونها از صحبت باما خوشحال ميشن
- تو که نميترسي استرلينگ؟ - نه قربان
ببين يکي از اونها هست که ما بهش خيلي احتياج داريم ولي اون ازهمکاري با ما امتناع ميکنه
ميخوام امروز بري سراغش به تيمارستان
- مورد کي هست؟ -"يه روانپزشک بنام "هانيبال لکتر
هانيبال آدمخوار
من انتظار ندارم که با تو صحبت کنه
اما ميخوام بگم که ما سعي خودمون رو کرديم
بنابراين اگه نخواست همکاري کنه من ازت ميخوام که بطور شفافي گزارش کني
اون چه شکليه؟ سلولش چطوريه؟ اون نقاشي يا طراحي ميکنه؟
اگه ميکنه بيشتر چي ميکشه؟
اين پرونده لکتره
يه کپي از سوالات مورد نظرمون و يه کارت شناسائي مخصوص براي تو
گزارشت ساعت 8 صبح چهارشنبه روي ميز کارم باشه
OK.
ببخشيد قربان ولي اين عجله براي چيه؟ لکتر براي سالها توي زندان بوده
آيا ارتباطي بين اون و بوفالو بيل هست؟
ايکاش بود حالا ازت ميخوام که خوب توجه کني استرلينگ
بله قربان - خيلي مراقب هانيبال لکتر باش -
دکتر چيلتون همه دستورالعمل هاي بکار گرفته شده رو توي تيمارستان برات مرور خواهد کرد
به هيچ وجه و به هيچ دليلي از اون روشها پيروي نميکني
و تو نبايد بهش موارد شخصي رو بگي
بهمن اعتماد کن تو که نميخواي هانيبال لکتر در تو نفوذ کنه
فقط کارخودت رو انجام بده و هرگز فراموش نکن اون کيه؟
خب اون چه موجوديه؟
اوه اون يه هيولاست يه رواني تمام عيار
در اختيار داشتن يه همچين کسي اونهم زنده بسيار نادر هست
از نقطه نظر تحقيقات, لکتر جزء با ارزشترين اصول تحقيقاتي ماست
کارآگاههاي زيادي اينجا ميان اما به ياد ندارم هيچکدومشون به جذابي شما بوده باشن
شما شب رو در بالتيمور ميموني؟
چونکه شبهاي اين شهر خيلي با صفاست به شرط اينکه راهنماي خوبي داشته باشي
مطمئنم که اين شهر عاليه دکتر چيلتون
اما دستور کار من اينه که با دکتر لکتر صحبت کنم و گزارشش رو بعد از ظهر بفرستم
که اينطور خب پس بهتره کار رو سريع شروع کنيم
ما سعي کرديم که روي اون مطالعه بکنيم ولي اون از تستهاي استاندارد ما خيلي زيرکتره
اون از ما خيلي متنفره
اون فکر ميکنه ما دشمناش هستيم
کريفورد خيلي باهوشه که از تو در اين پرونده استفاده ميکنه مگه نه؟
منظورتون چيه قربان؟ - يه زن جوان و زيبا که اون رو تحريک ميکنه -
فکر نميکنم لکتر تو اين 8 سال اخير زني رو ديده باشه
!وتو درست باب دندونشي خوب از خودت بگو
فارغ التحصيل شدمUVA من از دانشگاه دانشگاه زياد جذابي نيست
خوبه پس تو بايد بتوني قوانين رو به خاطر بياري
اصلا نزديک شيشه نميري و شيشه رو لمس نميکني و هيچ چي غير از کاغذ نرم بهش نميدي
خودکار و مداد بهش نميدي کاغذها منگنه و گيره هم نبايد داشته باشن
اگه خواستي بهش چيزي بدي از سيني غذا استفاده کن اگه خواست چيزي بهت بده اصلا قبول نميکني
منظورم رو ميفهمي؟ - بله ميفهمم قربان -
ميخوام بهت نشون بدم که چرا ما اينقدر اقدامات احتياطي رو رعايت ميکنيم
در 8 جولاي 1981 اون ادعا ميکرد که سينه اش درد ميکنه اون به بهداري منتقل شد
برداشته شدEKGپوزه بندش براي آزمايش
وقتي پرستار به روي اون خم شد اون اين کاررو باهاش کرد
دکتر ها کم و بيش سعي کردن آرواره هاي اون زن رو ترميم کنن و يکي از چشمهاش رو نجات بدن
ضربان قلب اون هرگز بالاي 85 نرسيد حتي موقعي که زبون اون پرستار رو خورد
من اون رو اينجا نگهش داشتم - دکتر چيلتون -
اگه لکتر احساس ميکنه که شما دشمنش هستي
پس اگه من تنها برم پيشش شايد شانس بيشتري داشته باشيم . نظر شما چيه؟
ميتونستي اينو تو دفترم بهم پيشنهاد بدي تا وقت من هدر نره
بله قربان ولي اون موقع من لذت همراهي با شما رو از دست ميدادم
وقتي کارش تموم شد بيارش بيرون
سلام من بارني هستم اون بهت گفت که نزديک شيشه نشي؟
بله گفت من کلاريس استرلينگم
خوشبختم کلاريس اگه خواستي ميتوني کتت رو اينجا آويزون کني
باشه ممنونم
اون آخرين سلوله بعد از همه
از سمت راست حرکت کن
برات يه صندلي گذاشتم - خيلي خوبه ممنونم -
من مراقبتم تو کارت رو خوب انجام ميدي
سلام
!ميتونم بوي زنانگيت رو احساس کنم
صبح بخير - دکتر لکتر نام من کلاريس استرلينگ هست -
ميتونم باهاتون صحبت کنم؟
شما يکي از افراد جک کريفورد هستي نيستي؟
بله هستم - ميشه مجوزتون رو ببينم؟ -
مجوز؟
لطفا نزديکتر
نزديکتر
يک هفته ديگه منقضي ميشه نيستي؟FBIتو که واقعا مامور
من هنوز تو آکادمي دوره کارورزي رو ميگذرونم
جک کريفورد يه کاآموز برام فرستاده؟
بله من دانشجو هستم من اينجام تا از شما چيز ياد بگيرم
شايد شما بتونيد تصميم بگيريد که من چقدر صلاحيت انجام اينکار رو دارم
خوب طفره ميري ها مامور استرلينگ
لطفا بشينيد
حالا بهم بگو ميگز به تو چي گفت؟
ميگز زنجيري که توي سلول بغليه
اون يه پچ پچي کرد چي بهت گفت؟
"اون گفت "بوي زنانگيت رو ميتونم حس کنم
صحيح
من خودم نميتونم
تو کرم پوست "ايوان" استفاده ميکني
ميزنيL'Air du وبعضي وقتها هم
ولي نه هرروز
همه اين نقاشيها کار شماست دکتر؟
اين کليساي دومو هست که از يک خونه ويلايي ديده ميشه
فلورانس رو ميشناسيد؟ - همه اينها رو از تخيلتون گرفتيد؟ -
حافظه مامور استرلينگ چيزي که جاي ديدن من ازش استفاده ميکنم
خب شايد شما بتونيد از حافظتون براي پاسخ به چند تا سئوال به ما کمک کنيد
اوه نه نه نه نه
داشتي خوب پيش ميرفتي با ادب بودي و متواضع
تو با گفتن حرف بيشرمانه ميگز اعتماد رو بوجود آوردي
و حالا بااين سوال ناپخته ات داري يه دستي ميزني
نبايد اين کار رو ميکردي - من فقط ازت ميخوام که به اين يه نگاهي بکني -
حالا ميخواي بکن ميخواي نکن
آره جک کريفورد بايد سرش خيلي شلوغ باشه
که داره از يه کارورز دانشجو کمک ميگيره
اين يکي شکار سختيه : بيل بوفالو
عجب پسر شيطونيه اين پسر
ميدوني چرا بهش بيل بوفالو ميگن؟
لطفا بهم بگو روزنامه ها چيزي نميگن
اين از يه جوک بد شروع شد از يه قتلي در يه هتلي در کانزاس
اونها گفتن که ''اين يکي دوست داره پوست قربانيهاي خودش رو بکنه''
شما فکر ميکني چرا اون پوست مقتولهاش رو ميکنه مامور استرلينگ؟
با تيزهوشيت منو به هيجان بيار
اينکار اونو به هيجان مياره اکثر قاتلين زنجيره اي از مقتولهاشون يادگاري برميدارن
من اينکار رو نکردم - نه نه شما اونهارو خورديد -
حالا اونو بفرست تو
اوه مامور استرلينگ تو فکر ميکني با اين ابزار کوچولوي کند ميتوني منو کالبد شکافي کني؟
... نه فکر کردم که معلومات تو
نو خيلي پشتکار داري - نداري؟
ميدوني با اون کيف قشنگت و کفشهاي ارزون قيمتت چه شکلي بنظر ميرسي؟
مثل دهاتي ها
يه دهاتي جذاب تحصيلکرده با کمي سليقه
تغذيه خوب استخوان هات رو بلند کرده
اما تو از يه نژاد پست آشغال سفيد بيشتر نيستي - هستي؟
و اون لهجه اي که بطور مايوسانه اي بکار ميبري يه لهجه خاص از ويرجينياي غربيه
پدرت چيکارست؟ اون يه کارگر معدن زغال سنگ نيست؟ اون بوي فانوس ميده؟
ميدونم که اون پسرها چقدر سريع پيدات کردن
همه اون آدمهاي خسته کننده احمق در صنلي پشتي ماشينهاشون نشستن
اونموقع توفقط ميتونستي در روياي خارج شدن باشي که به هرجا شد برسي
ميرسهFBIهمه راههايي که به
توخيلي چيزها رو ميفهمي دکتر
اما آيا اونقدر قوي هستي که از اين ادراک قوي به نفع خودت استفاده کني؟
نظرت چيه ؟ چرا به خودت نگاه نميکني و اونچه رو که ميبيني نمينويسي
يا شادم ميترسي
يه بار يه مميز مالياتي سعي کرد منو تست کنه
من جيگرش رو با يه کم لوبيا خوردم
با يه شراب قرمزايتاليايي
حالا پرواز کن برو مدرسه استرلينگ کوچولو
پرواز کن پروازکن
من مچم رو گاز گرفتم بلکه بتونم بميرم
!خون رو نگاه کن
گرفتمت - ميگز تو يه احمقي حرومزاده -
من ميخوام بکشمش - مامور استرلينگ ! برگرد -
مامور استرلينگ ! مامور استرلينگ من اجازه نميدم اين اتفاق بيفته
بي ادبي خيلي زشت و تنفرانگيزه - پس اين آزمايش رو انجام بده -
نه ولي من به تو يه شانس ديگه ميدم چيزي که عاشقش هستي
و اون چيه - پيشرفت بدقت گوش کن -
يه نگاه عميق به خودت بنداز کلاريس استرلينگ "YourseIf''
برو دنبال خانم مافت بگرد يکي از M-O-F-E-T مريضهاي قديمي من بوده
فکر نميکنم اين ميگز به اين زوديا بتونه اين کار ! رو انجام بده گرچه اون يه ديوونه است حالا برو
سلام بيل
پدر - سلام کلاريس -
آدم بدها رو امروز دستگير کردي پدر؟ - نه فرشته همشون فرار کردن -
دستها بالا تکون نخوريدFBI
برگرديد دستها پشت گردن
تو مردي استرلينگ
جانسون ورود خوب - فرماندهي خوب استارلينگ منطقه خطرت کجاست؟
اون گوشه - اونجا رو کنترل کردي؟ -
نه - براي همين کشته ميشي -
3109.
شکستن درها يا پنجره ها
براي ورود يا خروج
قانون 404
کلاريس تلفن داري مربيته - کريفورد ممنونم آردليا -
استرلينگ - قربان -
ميگز مرده
مرده؟
چطور؟
اونها شنيدن که لکتر تمام بعد از ظهر باهاش پچ پچ ميکرده و ميگز هم داشته گريه ميکرده
اونها اونو روي تختش پيدا کردن اون زبون خودش رو قورت داده
استرلينگ؟ - بله همينجام ميشنوم. -
من فقط ... من نميدونم چه احساسي بايد داشته باشم
تو لازم نيست احساسي داشته باشي لکتر اينکار رو براي سرگرمي خودش انجام داده
ببين ميدونم که امروز خيلي زشت و زننده بوده ولي تو در آخر گزارشت يه اسمي رو آوردي: مافت
چيزي در موردش پيدا کردي؟
لکتر اغلب اطلاعات بيمارهاش رو تغيير داده يا اينکه از بين برده
بنابر اين هيچ سابقه اي از کسي به نام مافت وجود نداره ولي
No comments yet. Be the first to leave one.