Brothers and Sisters

Brothers and Sisters

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Brothers Sisters S02E02 DVDRip Xvid-ORPHEUS
A Commentary by mehdi_juve
Rapidbaz.org گروه بیانکونری از

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-10-14
Downloads: 40
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

بيست و يك روز گذشته و من هيچ خبري ازش ندارم

نورا ، اون تماس ميگيره . بهت قول ميدم تماس ميگيره

تو مطمئن نيستي

اين همه مدت با اسقف اعظم چيكار ميكردي ؟

اون داره منو براي مامويت ميفرسته به مالزي

از لحظه اي كه مطبوعات متوجه شدند كه ما نامزد كرديم

ميخواستم يه نقش كليدي رو در مبارزات انتخاباتي تو داشته باشم

ولي الان چيزي بيشتر از نامزدت نيستم

اولش نامزديم و ميدونستي كه اين اتفاق ميافته

و من حدس ميزنم كه جو كاري به تو نداشته

جو ، ازت ميخوام كه برگردي خونه

... سارا ، من

ميخواي از هم جدا بشيم ؟

يگاني كه جاستين توي اون بوده برگشته به پايگاهشون و به اونها حمله شده

كسي هم آسيب ديده ؟

اونا تلفات دادن

اوه ، خدايا

! خبر دار

! بدوش فنگ

! آماده ، هدف ، آتش

! آماده ، هدف ، آتش

! آماده ، هدف ، آتش

! آتش بس

! پيش فنگ

بايد باهات صحبت كنم

اوه ، ميدونم . ميدونم نميخواد چيزي بگي

ميدونم ، يه لحظه احساس كردم كه اين اتفاق براي خودمون پيش اومده

من فقط ... منظورم اينكه اين خانواده ها فوق العاده شجاع هستن

و من حقيقتا آدم ناتواني هستم

كيتي ، هواپيماي جاستين يه ساعت قبل پرواز كرده

اونا دارن با هواپيما اونو به بيمارستان ارتش تو سن ديگو ميبرن

كيتي ، اون داره مياد خونه

اوه ، خدايا . اوه ، خدايا

چند حرفيه ؟ - سه حرفي . چهل تا پائين -

حتما بايد همين الان خمير رو ورز بدي ، نورا

تمومش كن ديگه - اوه ، بس كن . اين يه جور درمان روانشناسيه -

... خب ، شش حرفي با

اوه ، خداي من - كيتيه . بيا ، حرف بزن -

چيزي شنيدي ؟

اون تو راه سن ديگوئه

پاش چطوره ؟

خب ، حدس ميزنم دو تا جراحي داشته

دكترا اونجا بهمون توضيح ميدن

دو تا ؟ كي ميتونيم ببينيمش ؟

فردا

! اوه - چيه ؟ -

چيه ؟ اوه ، خدايا - اون داره مياد خونه ! جاستين داره مياد -

! كيتي ! كيتي ! خداحافظ

... خداحافظ ، خداحافظ ، كيتي . اوه راجب پاش چي گفت ؟

من نتونستم بشنوم - نميدونم ، مهم هم نيست -

هر چيزي كه براش پيش اومده باشه ، ما باهاش كنار ميايم اون داره مياد خونه ، اون داره مياد خونه

اوه ، خدا . اوه ، واو

لطفا نگو نه - نه -

چرا نه ؟ -

اولا ، من از دادگاه خانواده متنفرم

دوما ، خيلي زوده واسه شما كه وكيل بگيرين

و سوما ، اگه تو و جو از هم طلاق بگيريد

من مجبور ميشم هر آخر هفته كارهاي تو رو انجام بدم

اين پنجره گير كرده - نه ، نه ، نه . صبر كن ، صبر كن ، صبر كن -

دوباره سعي كن . اين دفعه ازت ميخوام كه تصور كني، جيسون ،اون كشيش دوست داشتني

... داره تو جنگل هاي ماداگاسكار عرق ميريزه

اون تو مالزيه - و چطور بهش قول دادي كه -

تا وقتي كه برميگرده بهش وفادار باشي

و اين به اين معنيه كه تو براي ماه ها و ماه ها سكس نخواهي داشت

و ماه ها و ماه ها و ماه ها و ماه ها و ماه ها و ماه ها

خوبه . خشن ترين لحظه زندگيم رو به خاطر خواهرم حروم كردم

خب ، نميدونم چطوري ميتوني اينقدر بي تفاوت باشي

منم مثله تو تنها و بدون سكس هستم

دست بردار

صداي تو و جو كه داشتين رو ماشين لباسشويي يه كارايي ميكردين ميومد

چي ، يه هفته قبل ؟ و تو هنوز هم حلقه ات دستته

نميتوني اينقدر سريع درخواست طلاق بدي بايد كاملا تصميم خودت رو بگيري

خب ، نظر من اين نيست

ببين ، فقط باهاش حرف بزن ، ميفهمي ؟

جو آدم منطقي ايه سعي كن همه چيز رو دوستانه حل كني

پس پيشنهاد تو اينه ؟ - آره -

و با توجه به قوانين طلاق فقط برات 200 دلار آب ميخوره

كيتيه - مامان ، ميخواي عوض كنيم ؟ -

سلام ، كيتي - سلام ، مامان -

! اوه ، بالاخره - اوه ، خدا رو شكر -

باهاش حرف زدي ؟ - پاش چطوره ؟ -

پاش همونطوريه - اون هنوز باهاش حرف نزده -

نه ، نه ، نه . همينجا پيشمه - نه ، نه ، نه . اون اينجاست . باشه -

مامان ميخواد باهات حرف بزنه - كيتي ميخواد باهات حرف بزنه -

! سلام ، ميدونم - ! سلام ، مامان . ميدونم -

گوش كن ، كيتي . مامان نبايد خودش تنهايي تا اونجا رانندگي كنه

اون احتمالا ركورد سرعت رو ميشكنه

ببين ، من ميبرمش

ما شب رو ميمونيم سه شنبه يا چهارشنبه برميگرديم

ميدوني چيه ؟ راستش شايد بهتر باشه كوين مامان رو ببره

من بايد خونه پيش جوليا و بچه باشم

بعلاوه ، فكر نكنم جاستين لازم داشته باشه كل خاندان واكرها دورش جمع بشن

خيلي خب . خوبه هر وقت خبري گرفتي به منم زنگ بزن . خداحافظ

ممنون

نورا ؟ - بله -

اوه ، خدايا . باورم نميشه

كوين بهم زنگ زد نزديك بود از جاده خارج بشم

ميدوني چيه ؟ - اوه ، فوق العاده اس -

نبايد در حال رانندگي با تلفن صحبت كني

حالش چطوره ؟ - خب ، خوبه . حدس ميزنم . نميدونم -

اين تي شرت رو دوست داشت ، مگه نه ؟ - آره ، هميشه همين رو ميپوشيد -

خوبه ، همه مادرهايي كه فرزندانشون رفتن جنگ عضو يه گروه اينترنتي هستن

و از من خواستن كه كتاب راهنماي قهرمانان رو بخونم

كه همش درباره نحوه برخورد با مجروحان جنگه

اونا گفتن من بايد با خودم چند تا از لباس هاي مورد علاقه اش رو از خونه ببرم

و يكي دوتا شلوار راحتي هاي قديميش

اونا بتونن يكي از پاهاش رو قطع كنن ... اگه يه چيزي باشه

كلي كار دارم كه بايد انجامش بدم

خب ، بذار كمكت كنم . چيكار ميتونم بكنم ؟ - نه ، ميخوام الان كاملا به همه چيز كنترل داشته باشم -

ما فردا داريم ميريم اونجا

و با توجه به شرايطي كه اون داره اون ممكنه فرداش مرخص بشه

اون تا دو روز ديگه مياد خونه ؟ - آره -

اما اون احتمالا براي يه مدت بايد روي صندلي چرخدار بشينه

واسه همين يه ون اجاره كردم

... اما با وجود تو و من و كيتي و كوين و جاستين

خدايا . شايد من بايد يه وينه باگو (خودرو مخصوص مسافرت ) اجاره ميكردم

صبر كن ، مگه سارا نمياد ؟ - نه -

اون و جو بايد با هم صحبت كنن

كه همه چيز رو درست كنن ما كه نميخوايم اونو دوره كنيم

چيه ؟

هيچي . فقط من ... فكر نكنم بتونم بيام

اوه ، نه ، نه ، نه . تو بايد بياي

اذيت نكن تو هم جزئي از اين خانواده ديوونه هستي

ما نميخوايم كاري كنيم كه احساس تنهايي بكنه

يه كاري بوده كه من در طي تابستون هي عقب انداختمش

من واقعا بايد قبل از اينكه اون بياد خونه تمومش كنم

تو مطمئنا خيلي مرموز هستي خانوم جوان

خب ، حدس ميزنم واقعا جزئي از اين خانواده ديوونه هستم

آره ، حدس منم همينه

ما چهار تا چيز راديويي زنده داريم

چيز ؟

مصاحبه ، بعدش بايد بريم دس موينز براي مسابقه رالي جاده اي

... اوه ، و موضوع جوانان جمهوري خواه سخنراني امشبه

وقت واسه نهار خوردن دارم ؟ - راستش ، فقط ده دقيقه -

به هر حال ، سريع يه كاريش ميكنيم بايد با بعضي از حاميان محليتون عكس بندازيد

... توي فرودگاه و بعدش - تراويس -

من الان 9 دقيقه و 55 ثانيه واسه نهار وقت دارم

كجاست ؟ - زير روزنامه ؟ -

بعد از دس موينز ميريم به شهر سيدار راپيد

اونجا دو تا سخنراني داري و شب هم ... داري به من گوش ميكني ؟

خيلي كار سختي نيست . داري داد ميزني - متاسفم -

اما ما وقت زيادي نداريم كل زمان صبح رو از دست داديم

يه مراسم خاك سپاري بود توقع داشتي چيكار كنم ؟

ميدوني ، من نميخوام خيلي ... سنگدل به نظر بيام ، اما

من كه نميتونم جلوي تو رو بگيرم

سناتور ، نصف زماني رو كه بايد تو مطبوعات باشي تو مراسم خاك سپاري سپري كردي

ما داريم سعي ميكنيم برنامه ريزي خوش بينانه و اميدوارانه اي داشته باشيم ، يادتونه ؟

شما بايد از اين جنگ فاصله بگيريد

باشه ، عزيزم . من آماده رفتنم

شما كجا ميخوايد بيايد ؟

خونه - درسته ، البته -

ديوونه شدي ؟ ديگه خونه اي وجود نداره

ما داريم براي رياست جمهوري تلاش ميكنيم

تراويس ، يه لطفي در حق من بكن هيچوقت بچه دار نشو

متاسفم ، خيلي دير شده الان سه تا بچه دارم

شما بايد به مردم دس موينز عصر بخير بگيد

و درباره همون خانم جمهوري خواه كه تو اونهمه براش بهم التماس كردي

درسته ، بهشون بگو كه من كيك مراسم ازدواجمون رو انتخاب كردم و اون كيك وانيليه

اين تموم چيزيه كه اونا ميخوان بدونن - نظرت درباره شكلات چيه ؟ -

دلم نميخواد بريزه رو لباسم خداحافظ

مواظب خودت باش - خداحافظ -

كيتي ، با تموم احترامي كه برات قائلم

به نظر مياد كه تو احتمالا

اين مبارزه انتخاباتي رو چندان جدي نگرفتي ؟

ميدونم مبارزه براي بعضي آدما كار سختيه

هر وقت اتفاقي براي خانوادشون رخ بده

... اونا كاملا آدمهاي غير مسئولي هستند . و

و چي ؟ چي ؟

تراويس ، من رقابت انتخاباتي رابرت رو به اندازه كافي جدي گرفتم

حداقل يه آدم پول دوست كه روحش رو ميفروشه نيستم

من فقط آرزو دارم كه اين آدم پول دوست كمتر قابل پيشبيني و بي نمك بشه

اعتبار كم تو لطمه بزرگي محسوب ميشه

و بله ، من دارم ميرم خونه تا برادرم رو كه از عراق برگشته رو ببينم

ميدوني ، شايد بهتر باشه تو هم يه شب بري خونه و شام رو با بچه هات بخوري

ميدوني ، قبل از اينكه بازم به خودت اجازه بدي به من بگي آدم بي مسئوليت

خداحافظ

.:ارائه ي از گروه بيانکونري:. ترجمه و زيرنويس

گوشت خشك شده ؟ - نه ، ممنون -

آخه چه جور فروشگاهي هست كه تافي نداشته باشه ؟ اينجا

نميدونم مامان . اوينجوريه ديگه ، باشه ؟

اگه زحمتي نيست ميشه قبض پمپ بنزين رو بدي به من ؟

ظاهرا ، ما ميتونيم تموم مخارج اين سفر رو از دولت بگيريم

واقعا ؟ چي رو ؟

پسرت رو ميفرستي جنگ و ما پول بنزين بهتون ميديم ؟

خدايا ، ميشه يكم سريعتر رانندگي كني ؟

مثل مادربزرگ ها رانندگي ميكني

يه مادربزرگ جذاب

اصلا متوجه شدين كه اون مكانيك تو گاراژ داشت همش منو ديد ميزد ؟

شماها كه هميشه اينور اونور رو ديد ميزنين هيچوقت حواستون به همديگه نيست

يادت باشه كوين ، تحويل بگير

ميدونم ، تموم امسال همينطور بوده

به يه نفر قول دادن به اين معنيه كه نميتوني با كس ديگه اي سكس داشته باشي ؟

شايد خدا داره امتحانت ميكنه

حق با توئه . كار جيسونه اون واقعا ميتونه با خدا حرف بزنه

هي . بيا اينجاس ، بچه لوس

چيزي داره ميسوزه ؟ - آره -

من فراموش كردم تو دستگاه استرليزه آب بريزم و يه جورايي سوخت

حالا من چطوري شيشه شيرش رو استرليزه كنم

بي خيال ، اينقدر سخت نگير - بدش به من -

More Farsi Persian subtitles for Brothers and Sisters

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left