Specials

Release info

왕은 사랑한다 The King Loves EP 17 (barcode)
A Commentary by Mary_fall

Tags

other
Published on: 2017-08-15
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...تعداد خانواده هایی که دعوت شده بودن

پنج تا بودن

لیست رو گرفتی؟ بله

تو دختر صدراعظم وانگ رو دعوت کردی

منم یه بانوی جوان دیگه رو دعوت کردم

در کل هفت نفر اینجا داریم

...خب اینجا هفت تا از زیباترین

و با استعدادترین بانوهای گوریو رو داریم

بیا جلو

اون پشت قایم نشو

تنها دختر وزیر دارایی

...اسمش

سانه

چرا اين بانو اينجاست؟

...مردم ميگن که اين بانو

بخاطر حمله اي که در بچگي بهش شده روي صورتش زخمي داره

اما پيش دکتر ماهري رفته و هيچ اثري از زخمش نمونده

مثل اینکه هرگز زخمی وجود نداشته

مادر ايشون بانوي جوان هستن

...هموني که داشت با پسر صدراعظم ازدواج ميکرد

ميتوني صورتت رو بهمون نشون بدي؟

دستور ملکه هست

چطوری این صورت زیبا رو سالها مخفی کرده بودی؟

پدرت بهت گفته اینکارو کنی؟

...مردم برای نفرستادنشون بعنوان باج

روش های حیرت انگیزی پیدا میکنن

بعضیا موهاشونو مثل راهبه های بودایی میتراشن

بعضی ها هم شایعه داشتن زخم روی صورتشون رو پخش میکنن

...و بعضیا

مجبورشون میکنن تا با کسی ازدواج کنن

دان

بله ملکه

تو این شایعه ها رو شنیدی؟

انتظار نداشتم امروز تو رو اینجا ببینم

ولیعهد وقتی به اینجا دعوتت میکرد بهت چی گفت؟

...فرمودن

تو برام اولینی

اولین چی؟

...وقتی رازمو فهمیدی

... و دیدی چکارایی کردم

و خواهم کرد

احتمالا دست از تنفر از من برميداري

هيچوقت درک نخواهي کرد

در هرحال

تو برام اوليني

فراموش نکن

...منم

حرفایی دارم بگو

هرچی بخوای بگی

بهت گوش میدم

چیه؟

بگیرش

خب این چیه؟

وقتی اون دستبندی که بهت دادم رو میساختم اینم درست کردم

خب؟

یادگار مادرمه

برام خیلی بزرگه منم اینجوری میپوشمش

بگیرش

نمیتونم بگیرمش خیلی باارزشه

مثل یه تعهدنامه بهش نگاه کن تعهدنامه؟

یه روز

اگه درخواستی داشتی اینو نشون بده

منم درعوضش برات کارتو انجام میدم

واقعا؟

واقعا میگی دیگه؟ آره

هرچیزی؟ آره منم همینو گفتم

اما چرا؟ نمیخوای بدش

نگفتم نمیخوامش که بذار فکر کنم

نباید هیچوقت پشیمون بشیا

تادا

چطوره؟ بهم میاد؟

دیر اومدین

شما کی باشین؟

دیروز همو دیدیم

توی قصر اه تو روخدا

اینم از خوش شانسی منه ها

کسی که همه کارست میخواد توجه منو جلب کنه

اومدم تا باهات درباره چیزی حرف بزنم

چیزی نمیدونم

و اگه هم داشتم، شک دارم که میخواستم بهت چیزی بگم

برو پی کارت

بانو

بانو سان

کجاوه منتظر شماست

میتونیم همینجا حرف بزنیم

نه

اینجا خیلی تاریکه

شما این صورت زیباتونو مخفی کرده بودین

چه حیف

اگه شاه تو رو می دید حتما براش عزیز می شدین

عادت داری چرت و پرت بگی؟

میخوای بهت درس عبرت بدم؟

مچ دستم درد گرفت

بهم میگی "بانوی من".. مشکلت چیه؟

ولیعهد میدونه؟

ولیعهد هم؟ اینجوری نمیشه

خودم باید ازش بپرسم

اگه بانو سان رو بشناسه

اگه رازتون رو مخفی نگه داره

اگه اینجوری بشه چی؟

یا اول باید برم پیش شاه؟

شنیدم دان مریضه. حالش الان بهتره؟

امروز عصر یکم فرنی خورد

لباسایی که مادرم فرستادم رو میپوشم

باید یکاری کنم که خوشش بیاد

بله سرورم حتما خوششون میاد

آروم باش نمیذارم بفرستنش بره

نمیتونه بعنوان باج بره

میرم مادرم رو ببینم

التماس، درخواست و ناله میکنم هرکاری میکنم تا نفرستتش

چیه؟

درباره دان نیست

ارباب وانگ رین پیش ملکه هست

احضارش کرده؟

احضار شد ولی هنوز بیرون نیومده

یعنی چی؟

ولیعهد چی شده اومدی اینجا؟

من که صداتون نکرده بودم

شام خوردی؟

اون اینجا چیکار میکنه؟

من ازش کمک خواستم

قبل از اینکه مامورا برن چیزای زیادی رو باید بخونم و بررسی کنم

...میدونی که اعلی حضرت

...به اینجور امور چقدر کم اهمیت میده، پس

رین

بهم نگاه کن

تو چشمام نگاه کن

چرا اینجایی؟

اومدی التماس کنی تا خواهرتو نفرسته؟

بهت گوش داد؟ مطمئنم فقط بهت توهین کرده

پیش آدم اشتباهی اومدی باید میومدی پیش من

درباره اون نیست خودم ازش میخوام

بخاطر همینه که اینجام

شما لازم نیست نگران بشین

بهم اعتماد نداری

خودم از مادرم خواهش میکنم

حتی اگه سه چهار ماه طول بکشه راضیش میکنم

بالاخره بهم گوش میده

نباید اینکارو کنین

نگاه کن

لطفا بلند شو

رین درباره ازدواج برادرش بهم گفت

خودش بهم گفت تا ازدواج برادرشو متوقف کنم

نباید جلو هیچ کسی زانو بزنی

خودش بهم اینارو گفت چون فکر میکرد اینا بهم آسیب میزنه

بجای خواهر و برادرش، بفکر من بود

و اومد پیشم

...از لحظه ای که متولد شدی

مثل یه فرد عالی رتبه باهات رفتار کردم

از وقتی نوزاد بودی مثل یه فرد عالی رتبه باهات رفتار کردم

"خوش آمدی"

"من ازت حمایت میکنم"

بخاطر اینکه روزی شاه بشی اینکار رو کردم

اول بهم قول بده

تو رو با احترام بزرگ کردم

چیکار میکنی؟ پاشو وایسا

بهتون گفتن بلند شین

...لطفا خواهر رین رو

به یوآن نفرستین

بعدش من بلند میشم

سرورم

...خواهر دوست

باارزشت؟ بله

دان

...من قبلا

اسمشو از لیست در آوردم

رین

اگه فقط تو بهش بگی حرفمو باور میکنه

اینکارو کردن

دان دیگه مشکلی ندارن سرورم

واقعا مجبوری به قیافه من این همه مدت زل بزنی؟

..بانویی که

ولیعهد گفت مال اونه پس این شکلیه

بهت گفته تو عشق اولشی؟

تو از اینجور حرفا خوشت نمیاد؟

شبیه دکترا لباس پوشیدی

اما شبیه گیسانگا رفتار میکنی

نمیدونم کدومشی

اما مواظب حرفات باش

چرا؟

اگه ازم خوشت نیاد با خنجرت میکشیم؟

همیشه خنجرت همراهته ولی تاحالا کسی رو نکشتی

نگاهشون فرق داره

کسایی که قبلا آدم کشتن نگاهشون فرق داره

تو کل روز کسی رو نداری که باهاش حرف بزنی؟

...یا

همیشه سعی میکنی ساکت باشی؟

اینقد پرحرفم؟

درباره کسی که منتظرمه بگو

اون تو رو بخوبی میشناسه

آدمای زیادی توی پایتخت نیستن که منو بخوبی بشناسن

آه اینو هم بهم گفته بود

"اگه از خانواده وانگ بودم"

"بانو سان رو به هیچکس نمیدادم"

"اونو برای خودم نگه میداشتم"

باید بری بیرون

کسی که این حرفا رو زده منتظرته

آیگو

کل خانواده مردن

امروز صبح

More Farsi Persian subtitles for The King in Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left