Bluebird's House

Bluebird's House (파랑새의 집)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Bluebird's House E30 korean-dream ir
A Commentary by shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

Tags

other
Published on: 2015-08-04
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون تمام حسابهاشو بسته

توی نیمه دوم سال 93 ؟

این که فقط دوتا حساب نیست

خیلی زیاده؟

باید حداقل 40 تا حساب باشه

40تا ؟

رو هم چقدر بوده؟

خب

با ارزش امروز

حدود 20 میلیون

در موردش مطمئنی؟

بله من تمام عمرم توی بانک کار کردم

...و این در مورد مدیر عامل ته هو آقای جانگ هستش

منظورم اینه که من همه چی رو یادم ـه

در مورد رییس جانگ ته سو

هیچ مدرکی در این مورد دارید؟

سعی کرده با مدیر لی تماس بگیره

جی وان به چیزی مشکوک شده؟

چی ممکنه به دست آورده باشه؟

تا کجا می دونه؟

اگه در مورد گذشته شما بدونه

اگه بهش یه مقدار پول بدید شاید تموم بشه

نه این کار چیزی رو حل نمی کنه

این فقط یه موضوع ساده مال گذشته نیست

= قسمت 30 =-

باورم نمی شه

من فکر کردم فقط یه جفت حساب بوده

منو باش اصلا اینطوری نبوده؟

خدای من 40 تا حساب 40 تابوده

اون همه این پولها رو به سرقت برده

معنیش اینه که ته سو

تمام ثروت سانگ جون رو به سرقت برده

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.

پول؟

مطمئنی که جانگ ته سو اون پولو بهش داده؟

اما وقتی بهش فکر می کنم

ته سو همچین پولی نداشته

بعد از فوت سانگ جون

ما در آستانه ورشکستگی بودیم

بنابر این اگه آقای جانگ سرمایه گذاری نکرده بود

ما نمی تونستیم ادامه بدیم

منظور شما پدر منه؟

نمی دونستی؟

اون بهت نگفته؟

نه

هیچ وقت نگفته

من زیاد مطمئن نیستم

باید از یک متخصص بپرسم

می خوای از یکی بخوام؟

نه لازم نیست که شما زحمت بکشید

نه من تعدا زیادی کارسناس می شناسم

این که یه چیز خصوصی برای تو نیست

مال صنایع ته هو ـه

ممنونم

لطف می کنید

حتما

یون سو بیا غذا بخور

باشه اجازه بده اینو تموم کنم

داری رزومه پر می کنی؟

بله

من فقط یه مدت کوتاه کار کردم

اما احساس می کنم اعتماد به نفسم بالا رفته

ببخشید که مجبورت کردم کارت رو ول کنی

اشکالی نداره مامان

من یه کم نا امید شده بودم

اما مطمئنم می تونم یه کار دیگه پیدا کنم

همیشه یه شانس دیگه هست

پس دیگه احساس تاسف نکن

باشه

پس تا وقتی چونه تو بالا نگه داری شانس میاری

فکر خوردن غذایی که

شما درست می کنی بهم انرژی میده

در واقع ما خیلی مدیون خونواده یونگ جوییم

یونگجو هم اینجا پیش ما مونده بود

بازم به نظرم باید یه شب دعوتشون کنم

باشه خوبه

یون سو

بله؟

می خوای با هیون دو چیکار کنی؟

من واقعا هیون دو رو دوست دارم

می خوام بازم ببینمش

خونواده اون تو رو قبول نمی کنن

بازم می خوای ببینیش؟

در این مورد مطمئنی؟

از نظر من اول نظر شما مهم ـه

بعدش خونواده اون

همیشه جلوی من تظاهر می کنی قوی هستی

الو؟

همین الان؟

...الان وقت خوبی نیست

اینجاست؟

برو ببینش

باشه

با اون میرم غذا می خورم

زود اومدی بیرون

برای اینکه دلم برات تنگ شده بود

هی

می دونی چقدر منتظر تو بودن منو عصبی می کنه؟

همه اش در حال فرار کردن از دست عمه و مادر بزرگت بودم

باید دوباره این راز نگه داریم

وقتی عمه و مادر بزرگت بفهمن

صاف می ذارن کف دست مادرم

مادرت مشکلی نیست

ولی بیا مراقب اون دو نفر باشیم

می ترسی مامانت

به بلایی سر من بیاره؟

چقدر عجیب

من از مامانت اصلا نمی ترسم

اون شخصیت قویی داره

اما من دوستش دارم برای اینکه خیلی رک ـه

بر خلاف من اون با اعتماد به نفس رک ـه

نمی دونی درای در مورد چی حرف میزنی

تو مامان منو نمی شناسی

هر وقت با یه دختر بیشتر از یه ماه قرار می ذاشتم

اون میرفت و دخل اونو میاورد

پس؟

این یه چیز جدیده

...یون سو در واقع

چرا حرفت می خوری ؟ کنجکاو می شم

چیه؟

جالبه ، ادامه بده

...این کارو نکن

این منم که دارم میترسم

ادامه بده جالب شد

نه ...بیا در مورد یه چیز دیگه حرف بزنیم

یعنی چی؟ خوشت میاد؟

من هرگز با کسی بیشتر از یه ماه قرار نذاشتم

ترسوندیم

کجا بودی تا این وقت شب

هیچ جا

بچه ها بهم زنگ زدن با هم یه دوری بزنیم

منم خوابم نمیومد

برای همین رفتم ببینمشون

زیاد مهمونی باهاشون نرو

تازگی ها خیلی شایعه زیاده در مورد این مهمونی ها

فکر کردی من خوشم میاد؟

می دونستم

می دونستم یه چیزی رو قایم می کنی

برای چی اینقدر خوشحال به نظر میای؟

رفته بودی دیدن یون سو مگه نه؟

دوباره همو دیدین؟

مگه بابات بهت نگفت نری ببینیش؟

...اینطوری نیست من و یون سو

تو حتی نمی تونی در موردش دروغ بگی

مامان می شه لطفا اجازه بدی من باهاش قرار بذارم

نه نمی شه

بابات بهت گفت باهاش تموم کن

برای همین تو باید باهاش به هم بزنی

می تونی خودت درستش کنی ؟

فکر کردی از پس بابات بر میای؟

شما نمی ذاری حتی توی اتاقم نفس بکشم

این سد راه دیگران شدنه

پس سعی کن این سد هارو دور کنی

!وقت تلف نکن و سریع باهاش تموم کن

بعد از کار وقت داری؟

برای چی؟

مادرم می خواد باهات حرف بزنه

مادرت؟

جی وان

اون تنها کسیه که قهوه می خوره؟

آه ، چی می خورین؟

قهوه کاراملی

منم یه مو خیتو

منم اسپرسو

منم اسپرسوی وانیلی می خوام

متشکرم

چه بدبختی

دوست دارین براتون پر کنم

نه مرسی اونو توی جعبه بذارین

جعبه می خواین؟

متشکرم

!یونگ جو

سلام ، اومدی

الان دیگه کارگر پاره وقت حرفه ای شدی

مشکلی نداری؟

می خوای کمکت کنم؟

نه بابا نیازی نیست

غذا خوردی؟

چیزی دوست داری؟

یه کولا برام بیار

تعجبی نداره که دوست دختر هیون دو یی

داری مثل اون می شی

الو؟

باید ببینمت

فکر نمی کنی باید حرف بزنیم؟

نمی تونی از زیرش در بری

می تونی؟

نه اینطور نیست مادر

من همین الان میام

مـادر؟

کدوم مادر؟

ببخش یونگ جو من باید برم

وایسـا

کدوم مادر؟

نمی تونست مادر خودت باشه

منظورت مادر هیون دو بود مگه نه؟

خودش بود

بازم بهت زنگ زد بری؟

نمی دونی اون چه جور زنی ـه؟

چیکار می کنی؟

More Farsi Persian subtitles for Bluebird's House

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left