The first 104 lines.
حدسی دارین که چی داره میشه؟
پروتکل اضطراری فعال شد. گلهداری از راه دور شروع شد.
همه کارکنان تخلیه کنید!
مواظب هر چیزی که داره به سمت محوطه مهار در مقر بایوسین میره، باشید.
عقب یه اتفاقایی داره میافته. مواظب بن باش.
بیا زخمت رو ببندیم.
این رفتار عادی نیست.
اصلاً.
اون اطلاعیه یه چیزی درباره "گلهداری از راه دور" گفت.
بایوسین حتماً داره از تراشههای مغزی رو دایناسوراش استفاده میکنه.
مثل همونایی که دنیل برای کنترل ذهن دایناسورها تو مانتا کورپ استفاده میکرد.
خب، یعنی داجسون یه عالمه تکنولوژی از بابای کنجی گرفته، پس منطقیه.
ولی این دایناسورا ترسیده به نظر نمیرسن.
شاید فقط دارن هدایت میشن، نه اینکه کاملاً کنترل بشن؟
اگه اینجوریه، چرا بامپی باهاشون نمیره؟
تو پروندهاش نوشته بود برای ارتقاء نرمافزار اینجاست.
فکر کردم اشتباه شده.
حتماً داشتن برنامهریزی میکردن تراشه قدیمیش رو ارتقا بدن و هنوز انجامش نداده بودن.
اینم از این! این باید همه چیزو سر جاش نگه داره، مگه نه؟
اوضاع اون بیرون حتماً خیلی بده.
اگه دارن از تکنولوژی گلهداری استفاده میکنن تا دایناسورا رو به مقر برسونن.
هنوز باید یه راهی پیدا کنیم این مرد گنده رو از این جهنم بکشیم بیرون.
خب، گزینههامون چیه؟ خیلی هم زیاد نیستن.
ما وسط ناکجاآبادیم و ماشین وو کاملاً نابود شده بود.
خب، ماشین وو شاید داغون شده باشه ولی ماشینای دیگه هم تو مقر بودن.
پس برمیگردیم اونجا، یکی رو بدون کلید روشن میکنیم و بعد سریع برمیگردیم بن رو برداریم.
نیازی نیست.
من میتونم راه برم.
رفیق. رفیق، رفیق. هی!
باشه، مسکنها هنوز اثر نکردهن.
من میتونم سوار بامپرز بشم. هزار بار این کارو کردم.
اون میتونه برانکارد من باشه.
بن! حالت خوبه؟
خوبم.
داداش، تو به زور میتونی حرکت کنی بدون اینکه به خودت آسیب بزنی.
واقعاً فکر میکنی میتونی از دره بایوسین رد بشی؟
از اونجا؟
من میتونم.
نه، نمیتونی!
پس فقط خفه شو، بشین و آروم بگیر، باشه؟
آره، میدونی چیه؟
فکر نکنم این گنده خانمِ ما تو هیچ ماشین آفرودی جا بشه.
ولی اگه این محوطه مهار به اندازه کافی خوبه که بقیه دایناسورا رو امن نگه داره...
من میتونم اون و اسموتی رو ببرم اونجا.
بعد میام پیش شماها، قبل از اینکه برگردیم اینجا.
تنها نمیتونی بری.
یز، تو باید باهاش بری.
من میتونم اینجا بمونم. من... من با بن میمونم.
حداقل میتونم این غولپیکر رو حرکت بدم اگه لازم باشه، مگه نه؟
باشه، اگه مطمئنی، پس... آره.
من با توام، سم.
بیا اینجا، دخترم.
دوستت دارم، بامپرز.
دختر خوبی باش، باشه؟
تو هم همینطور، اسموتی.
به مامانت گوش کن.
اونا رو سالم برسون اونجا، باشه؟
و خودتون هم مراقب خودتون باشید.
نگران نباشید. دفعه بعدی که ما رو ببینید...
دفعه بعدی که ما رو ببینید، همهمون داریم از اینجا میریم بیرون.
بغل کنیم؟
اون زنده نمیمونه، داریوش. میدونم. باید جلوش رو میگرفتم.
باید... هی، هی، هی. از این حرفا نزن، باشه؟
حال بن بده، ولی... هنوز به اونجا نرسیدیم.
باشه؟ برای چیزایی که روش کنترل نداریم، خودمون رو سرزنش نمیکنیم.
تنها کاری که الان میتونیم بکنیم اینه که ادامه بدیم.
به خاطر بن.
به خاطر بن.
زود باش، بامپی. باید بریم! بیا کمی توت بخور.
لطفاً؟
ببین، بامپی. میفهمم.
این خیلی ترسناکه و گرمه و نفس کشیدن سخته.
و بن لب مرگه.
اونا فقط به همدیگه نیاز داشتن، مگه نه؟
آدم فکر میکنه ما هم باید تا الان اینو یاد گرفته باشیم.
واقعاً همینطوره.
تقریباً رسیدیم. بیا بریم!
از اونجا!
چیزی؟ اینجا نه! تو چی؟
هیچی! چرا اینجا اینقدر گیجکنندهست؟
اصلاً تو بخش درستی هستیم؟ نمیدونم. بیا پایین رو امتحان کنیم.
ارنست؟
سیدنی؟
و... ببخشید، اسمت رو نشنیدم.
از این طرف!
شما هنوز اینجا چیکار میکنید؟
فکر کردم یه جور تخلیه در حال انجام بود.
آره. اِ... ما یه جورایی جا موندیم.
"ما"؟
گیلو! زوری! به نظر میاد دو نفر دیگه هم به گروه قدیمیمون اضافه میشن!
اِ، اونا واقعاً از اون تیپهای پرحرف نیستن.
یکم عجیبه، دروغ نگم.
ما میخواستیم یه کپسول رو برگردونیم اینجا.
فقط هیچ کدوم از ما مچبندامون رو نداریم تا به سیستم کنترل دسترسی پیدا کنیم.
ولی میدونم اگه با هم کار کنیم، میتونیم.
تو مچبند منو داشتی؟
لازمش داشتیم برای... دلایلی؟
منو بازی دادی. دوباره.
حق با توئه. و متاسفم.
نباید اون کار رو میکردم. تو لایق این نبودی.
اشکال نداره. نمیشه به تلاش کردن خرده گرفت، مگه نه؟
بروکلین، باید بریم گاراژ. درسته؟
ام... میدونی کجاست؟
باید سریع به بخش دامپزشکی برسیم. بِن زخمی شده.
No comments yet. Be the first to leave one.