Monk

Monk

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Monk S08E06
A Commentary by habib20

Tags

other
Published on: 2016-06-04
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

،من حوله بيشتري نمي خوام .همينطوري خوبه

.گفتم؛ چيزي نمي خوام

!هي

اينجا چي کار مي کني؟ .تو گفتي ساعتِ ده و نيم

.نتونستم منتظر بمونم

!بيا تو! بيا تو

،اُه، اين اتاقِ قشنگيه اينطور نيست؟

خُب، فکرشو مي کردم اَزِش .خوشِت بياد

.يه ده دقيقه ديگه وقت مي خوام

دارم سعي مي کنم برات طبيعي .به نظر بيام

.ظاهرِ طبيعي داشتن، کُلّي کار مي بره

شما مردا، هيچوقت، قدرِ اين چيزا .رو نمي دونين

.خُب، در مورد تراس حق با تو بود .واقعاً باحاله

آخرين اتاقي که من اجاره کرده بودم توي مُتلي بود .با چشم اندازي به محوطه يه پارکينگ

اُه، خدمات اختصاصي هتل؟

.اُه، ديگه نمي تونم صبر کنم

.توت فرنگيهاي شکلاتي مورد علاقَتو دارن

.بايد يکيشو امتحان کني

.اونا وسوسه کننده ان

مي تونم باهات روراست باشم؟

ديگه داشتم فکر مي کردم که تو از اين که .منو باهات ببينن، خجالت مي کشي

.کُتِتو در بيار و يه مدت بمون .همه شب وقت داريم

.کَلي"، مي خوام يه چيزي اَزِت بخوام"

واقعاً؟ قلبم ... قلبم مثل قلبِ خرگوش .داره مي زنه

يعني، اميدوار بودم اون وقتي که اَزَم ... خواستي بِبينَمِت

.نه، بيرون .تو نورِ ماه

.مطمئن نيستم مهتاب باشه

احتمالاً درخشش من کافي باشه !که جبران بکنه

اُه، خداي من، بَرام باورکردني نيست .که اين داره اتفاق ميفته

!خُب، باور کن که همين طوره

... بذار فقط

خُب؟ - !اُه، خداي من -

خوشت مياد؟

.اين باشکوهه .اين ... اين عاليه

.بابت اين پشيمون نميشي ... من ... من قول ميدم، من

ببخشيد که اين اواخر اين قدر زياد مزاحمت .مي شدم، فقط خيلي حسوديم ميشد

.ولي الان ديگه همه چي تموم ميشه

.من قراره کُلّي خوشحالت کنم

.ميدونم که همينطور ميشه

.اين، احتمالاً، بهترين شب عمرمه

.مي تونم همين حالا بميرم

.واقعاً مي تونم

.جالبه که همچين چيزي رو بگي

چي کار داري مي کني؟ ... داري چي کار

فصل هشتم؛ اپيزود ششم آقاي مانک و منتقد هنري

.اون بيرون يه جنگله

.بي نظمي و سردرگمي همه جاست

.بنظر هيچکي اهميت نميده

.خُب، برا من مهمه

هي، کي اينجا مسئوله؟

.اون بيرون جنگله

.سم تو هر هواييه که ما تنفس مي کنيم

هيچ مي دوني توي آبي که مي خوري چيه؟

خب، من مي دونم؛

.اون جا-لِ-بِه

،مردم فکر ميکنند من ديوونه ام

.چون هميشه نگرانم

،اگه شما هم توجه کنيد .نگران خواهيد شد

،شماها هم بهتره توجه کنيد

وَاِلّا، اين دنيايي که اين همه دوستش داريم؛

.ممکنه بکشه شما رو

،شايد الان در اشتباه باشم

.ولي من اينطور فکر نمي کنم

.چون اون بيرون جنگله

.اون بيرون جنگله

يک ساعت قبل

"جولي تيگر" در "کال استيتِ بِرِکلي" ،بازي مي کند

جايي که او اميدوارست بتواند در نمايشها .نقشهاي عمده اي بازي کند

او از مادرش، "ناتالي"، به خاطر همه تشويقها و الهاماتي .که به وي داده؛ ممنون است

.نگاه کن، يه عکس کوچولو هم اينجاست

.اُه

اُه، خدايا، نميدونم چرا اينقَدِه .عصبي هستم

.مي دونم که قراره عالي ظاهر بشه

.اون همه عمرش داشته بازي مي کرده

قبلنا عادت داشت تو اتاق نشيمنمون .اين نمايشاي کوچکو اجرا مي کرد

.و يه بار "جادوگرِ اُز" رو اجرا کرد

،اين کار و کرد، اينطوري که، همه کاراکترا رو .حتي جادوگرو، خودش بازي کرد

.آه، آره

.فکر کنم اين دسته صندلي منه .اون يکي مالِ توئه

آقاي مانک، ما قرار بوده که .با هم سهيم باشيم

الان ما کجاييم؟ تو روسيه؟

.باشه. باشه .هَمَش برا خودت

!اُه، نه - هَاه؟ -

.اون "جان هَنيگَن" ه - کي؟ -

جان هَنيگَن. منتقد تئاترِ نشريه ."پيامِ سان فرانسيسکو"

اون جا داره چکار مي کنه؟

.اون معمولاً تئاترهاي خاص رو نقد مي کنه

شايد نقدِ جولي رو تويِ روزنامه مدرسه خونده باشه، نظرت چيه؟

شايد - واقعاً؟ -

.نه

.اميدوارم تو حالِ خوبُش باشه

اون معمولاً خيلي انتقادي درباره .همه چي نظر ميده

مگه شغلش اين نيست؟ .منظورم اينه که، اون يه منتقده

.مانعي نداره .مي توني از مالِ من استفاده کني

.سلام

.عصر بخير

ايشون پدرتونه؟

آ-ها

،از نظر شما، اشکالي نداره با هم جاهاتونو عوض کنيد؟

چرا؟

فقط مي خواستم به خاطر خدماتش .اَزَشون تشکر کنم

... اِمم م

.متشکرم به خاطر خدماتتون

.خواهش مي کنم

حالا تنها چيزي که لازم داري اينه که .يه ادم بدون سر جلوت بشينه

.آره، يا يه کوتوله

آ، اُ

چيه؟ چي شده؟

.ما بايد بريم خونه بيا

چرا؟

.مشکل دارم

.طبيعي

.ندايِ طَ- بي ... طبيعت

اقاي مانک، بايد بِري دستشويي؟

!شُش

.من نميام. کلِّ سالو منتظرديدن اين(نمايش) بودم

.بيا، بيست دقيقه اي بر ميگرديم

.نه. بي خيال .فقط بيخيالش شو

.اون فقط تويِ دو صحنه بازي داره

چرا مثلِ مردايِ ديگه از دستشويي مردونه استفاده نمي کني؟

اي کاش يه وقتايي مي تونستي به .حرفاي خودت گوش بدي

.دستشويي مردونه يه مکانِ عموميه .من از مکانهاي عمومي استفاده نمي کنم

خُب، متأسفم که اينطوري ،فکر مي کني

.چون من بيرون نميام

اُه

چکار مي تونم براتون بکنم، اقا؟

اَم، ببخشيد، دنبالِ .دستشويي مردونه مي گشتم

.اين دستشويي آقايونه، جناب

دستشويي مردونَست؟

اِهَم

چه مدته اينجا باز شده؟

.اُه، از وقتي سالن نمايش باز شده، آقا

.که ميشه از هزار و نهصد وده

.حيرت انگيزه

.اُه، متشکرم، جناب

دوست دارم اينجا رو .يه جوري خاص ببينيد

،يه جايِ ارامش بخش .که واقعاً هم هست

.مثل يه آبادي تو صحرا

.آره

.اينجا بايد ده نوعِ مختلف صابون باشه

.دقيقاً ده تا، جناب .بله، اقا

!... اُه، خدايِ

.آه، اين مالِ چينه، جناب

."از ايالتِ "گان سو

.عاليه

اُه! ميشه(ببينَمِش)؟

.اُه! اين از جنس کتانِ پروييه، جناب .دست سازند

... فکر نمي کردم آدمايي مثل شما

،منظورم، (اين جور) خدمتکارا .هنوز باشند

.آه، ما يه نسلِ رو به اِنقراضيم، جناب

بعضي آدما ممکنه اين شغلو ،کسر شأنِ خودشون بدونند

.ولي من اَزِش لذّت مي برم ،پدرم عادت داشت بگه

،گِلسون"، هيچ شغل پستي وجود نداره" .فقط آدمايِ پست وجود دارند

.بفرماييد

.آه، فکر کنم اون مالِ منه، جناب

.اُه، معذرت مي خوام .اينطوري منطقي تره

.زود اومدي

.رفتم دستشويي مردونه

چي، اينجا؟ - .آها -

.خُب، آقاي مانک، تبريک ميگم .بِهِت افتخار مي کنم

چطور بود؟

.جادويي

حرف نداشت.بايستي مشتري دائمي اين سالن نمايش بِشَم؛

فقط برا اين که بتونم از .دستشويي مردونَش استفاده کنم

،يه صندلي با دوتا دستَش برا خودم .يه دستشويي تميز

،اين يه شبِ عالي توي تئاتره .برا من

،عصر بخير .خانمها و آقايون

شما رو دعوت مي کنم به عرصه جادوييِ روياها؛

."در نمايشي به نامِ "بَرادوِي

.شايد هم خيلي زود نتيجه گيري کردم

.اجازه بدين شروع کنيم

.حوصِلَش سر رفته .داره ساعتشو نگاه مي کنه

،خُب، بي حوصلگيش خيلي طول نمي کشه .بعدي جوليه

عشقِ من، ديگه چه کاري از من برمياد؟* *خودت مي دوني که دليلش تو نيستي، عشقِ من

من هميشه با تو روراست* *.خواهم بود، عشقِ من

خودت ميدوني که من هرگز* *.از حرفم برنميگردم

ولي جريان رَوَندِه يِ رود و* *زنگِ ناقوسها از دوردَست؛

بِهِم يادآور ميشَن که بايد* *.به قولم وفادار بمانم

عشقِ من، دستامو بگير و با* *.خودت بِبَر

*.بگو که منو درک مي کني، عشقِ من*

،ما دوباره بِهَم خواهيم رسيد* *.عشقِ من

*.يه وقتي ديگه*

خيلي چيزا هستن که* *من سردرنميآرم؛

من نمي دونم روياهام، رو به* *.کدامين سو دارَن

فقط اينو ميدونم که، بايد* *.به قولم وفادار بمونم

اُه، خداجون، کارش عالي نبود؟ معرکه نبود؟ .خيلي کار دُرُست بود

اجراش عالي نبود؟

.خيلي هم کارِش دُرُست بود - .خيلي هم کارِش دُرُست بود -

.بفرما (آقا) اينجاست .خُب، به نظر راضي مياد

،خُب، اگه تو هم اون دستشويي رو مي ديدي .(مي فهميدي چرا(راضيه

ميدوني از کي خوشم اومد؟ .اون دختره که آواز مي خوند

اسمش چي بود؟ جولي ... چي؟

.اُه، آره

.اُه، آره، جولي تيگِر .از همه بهتر بود

.آره، نظر مَنَم همينه

و کي فکرشو مي کنه که فاميليِ اون با تو يکيه؟

.باورنکردنيه

.فکر کنم روش تأثير گذاشت

.عجيبه

چي؟

More Farsi Persian subtitles for Monk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left