The first 200 lines.
.این ووک
.کمک
کسی اینجا نیست
.کمک
.این ووک
.ماری
.ماری
.:.:قسمت 39::.:. .:.:دوستت دارم حتی وقتی غمگینی :.:.
.ماری ماری؟
زنم کجاس؟
نگران نباشید اونو بردن اورژانس
.ماری
.ماری - باید آروم باشید -
.ماری
الان بهتری؟
تو آمبولانس از هوش رفتی
الان خوبی؟
شوهرم چی شد؟
چشمش آسیب دیده باید عمل بشه
قبول نمی کنه عمل بشه
فقط دنبال شما میگرده
لطفا دراز بکش
الان بهتری؟
یون ماری
زنم کجاس؟
خانم یون ماری؟
الان اینجا بود
کجا رفت؟
اینو پیدا کردیم
گویا با اسلحه شلیک شده
ممنون
چی شده؟
دونفر با اسلحه بهشون شلیک شده بردنشون بیمارستان
کدوم بیمارستان؟
آقا کجا میری؟
آقا
!یون ماری
رئیس کانگ
حالتون خوبه؟
خدای من
ببخشید
ببخشید
می برمتون اورژانس
لطفا کمکش کنید
رئیس باید فوری عمل شین
وایا ، ماری رو پیدا نکردم
برو پیداش کن
اگه ادامه بدی بدتر می شی
زنم کجاس ؟
لطفا آروم باشید - ماری رو پیدا کن -
آروم باشید - زنم کجاس؟ -
لطفا تمومش کنید - برو سریع پیداش کن -
آروم باشید ...نباید اینکارو بکنید
...حتی زمانی که ناامیدی
و احساس غم و اندوه داری
عاشقتم
اون گفت این آخرین باره
گفت میذاره من برم
چیزی نیست
الان دیگه در امانی
ولم کنید ...ولم کنید
نمی خوام ببینم
!گفتم نمی خوام ببینم
ولم کنید برم
منو عمل نکنید
من نیازی به عمل ندارم
ولم کنید برم
.ما..ری
.ماری ..
... درهای آسمان همیشه برای دعا بازه
خوب خوابیدی؟
اشکهایی که میریزی
مانند مجوز عبور و گذروندن تلمود هستش
اشکهات
...کلیدی خواهد بود
به سوی خوشبختی تو
نمی تونم اینجا بمونم
رئیس کانگ
لباسهام کجاس؟
رئیس شما نباید حرکت کنی
اگه استراحت نکنید نتیجه عمل خراب میشه
سونگ ووک
پلیسو از اینجا دست به سر کن
من باید جایی برم
رئیس
زود باش
وقت ندارم
باشه ، به زودی میام مامان
خیلی دوست داره می تونه از پنجره گلهارو ببینه
باید زودتر خوب شی و بری دیدن مامانت
باشه
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
"به عنوان تصویر"
". این بسیار شاد و لدت بخش بود"
".وقتی یک شعله زرد صدای جرقه میداد"
ماری اینجاس؟
نه نیست
رفته خونه
تو یه بارم نشده به من حقیقت رو بگی
لطفا
لطفا برگرد
سلام هه را
کانگ این ووک داره میاد بالا
باشه فهمیدم
استراحت کن ...الان بر میگردم
کجاست؟
....گفتم کجاس
ماری من؟
..ماری
کجاست؟
منو بین
همه چیزمو از دست دادم
...فقط بذار ببینم
اون حالش خوبه
... ماری
کجاست؟
هنوز نفهمیدی
...این ماجرا تموم نمیشه
...مگه اینکه من یا ماری
یکی مون بمیریم
نه
پایان خوش تو دستهای توئه
...و تو خودت میدونی
چطوری باید انجامش بدی
نه نمی دونم
...تنها چیزی که میدونم
...اینه که تو حق نداری
تو رابطه ما دخالت و فضولی کنی
دیگه نه
اگه بخاطر تو نبود
ماری هیچ وقت منو ترک نمیکرد همش تقصیر توئه
پس این تویی که باید بمیری
بمیر
همینجا بمیر
باشه
حتی اگه تو رو بکشم
هیچی عوض نمی شه
اینو فهمیدم
هر چقدرم سخت تلاش کنم
ماری بازم از من فرار میکنه
...و من تبدیل
به یک هیولا میشم
باید دیگه تمومش کنم
...تو
میخوای ماری در امان باشه
...پس
باید منو بکشی
اینطوری ماری آزاد میشه
درست همینجا
منو هل بده
کانگ این ووک
میگی عاشق همسرتی
اما چرا نمیتونی اشکهایی که بخاطر تو میریزه رو ببینی؟
چون نمی تونم حسش کنم
...از اونجایی که حس میکنم
دیگه عشقش به من بر نمیگرده
چند بار سعی کردم
اما بازم نتونستم
...پس
تو اینکارو بکن
وقتی منو بکشی
ماری آزاد میشه
فقط وقتی منو بکشی
ماری میتونه خوشحال باشه
فقط به لحظات شادی فکر کن
که کنار مادرت لبخند میزنی
این فرصت توئه
اگه از دستش بدی
دوباره ماری رو پیدا میکنم
...و
برای همیشه باهاش میمونم
اینبار
به هیچ عنوان ولش نمی کنم
پس منو بکش
منو بکش
چرا نمی خوای اونو ولش کنی؟
چرا اینقدر بهش سختی میدی؟
...هیچ کس
حق خراب کردن زندگی دیگری رو نداره
تمومش کن ، زود باش
...اگه بخاطر نجات اون تو رو بکشم
...اگه تورو بخاطر حفاظت از اون
...بکشم
دکتر سئو
برو
لطفا اینکارو نکن - گفتم برو -
لطفا اینکارو نکن دکتر
برو
نباید بخاطر من اینکارو بکنی
منو بکش ، گفتم منو بکش
بکش
کانگ این ووک
حق داری سکوت کنی
یا میتونی با وکیلت صحبت کنی
...هر چیزی که بگی
بر علیهت در دادگاه استفاده میشه
متوجه شدی؟
سئو جونگ وون هستم کسی که از حمله کانگ این ووک براتون ویدیو فرستاده
رمز عبور ویدیو رو براتون میفرستم
لطفا کاری کنید حتما در تلویزیون پخش بشه
No comments yet. Be the first to leave one.