The first 166 lines.
هوا خیلی تمیزه
سلام سلام
داریم استاد رو توی یه کافه حیوانات ملاقات می کنیم
بخاطر استاده
سلام سلام
- سانگ یون اومد - سلام
- سلام - سلام
- لباست شبیه لئونه - لئون
واسه نقش جدیدته؟
آره بخاطر فیلمبرداریه
هر دفعه که میای داخل به این فکر می کنم که تو چقدر جذابی
حالا که توی کافه حیوانات هستیم دلم میخواد سامی رو بیارم
امروز به دلایلی حس خیلی خوبی دارم
میدونم منظورت چیه
...برای این هفته
ما بهتون گفتیم که استاد کیه
- بله - بله
- اون - اون
قبلا چند بار دیدمش
قبلا اون رو دیدم
میتونم اینو بگم؟
...اون
حتی توی کاخ آبی سخنرانی داشته
واقعا؟
میدونم که آدم فوق العاده ایه
مثل یه جادوگره
اون کسیه که
همه واقعا دلشون میخواد حداقل یه بار ببیننش
- دقیقا - فکر میکنم بعضی دوستای من
که این معیار خاص رو توی زندگی دارن
...واقعا
دوست داشته باشن ببیننش
...راستش
سانگ یون، این گروه تعداد کمی نیستن
تا جایی که من میدونم بین 50میلیون خانوار
بیست میلیون نفرشون جز این دسته هستن
پس نمیشه به عنوان یه گروه اقلیت در نظرش گرفت
- حدود ۱۰ یا ۲۰ میلیون نفر - بیشتر مردم
- بیست میلیونه؟ - ده میلیون
ده میلیون،کم شده؟
"ده میلیون"
وقتی درست و حسابی کتاب نخونی همین میشه
راستش،من تعجب کردم
چون سونگی مرتب بهمون میگفت که
دوست داره اون رو به عنوان استاد دعوت کنه
آرزوش برآورده شد
یه طرفدار موفقه
بیشتر از این حرفاست
انتظار نداشتم انقدر سریع برآورده بشه
اینطوری سلام کن "سلام"
دوباره بگو اسم برنامه چیه؟ استاد در خانه
باشه؟
نباید تو تلویزیون خمیازه بکشی
باید بهترین کارتو انجام بدی خمیازه نکش
تمرکز کن و انجامش بده
سلام سونگی
این پروئه
- سلام پرو - سلام
- سلام - خیلی خوشکله
- اینا آدمای معروفی هستن - نگاش کن
پرو،ببین،اینجا،پرو
بانمکی
خیلی بانمکه از کی یاد گرفته اینکارو بکنه؟
استاد در خانه
چرا داری منو نگاه میکنی؟ بگو سلام
"این اولین بارمه که میام تلوزیون"
از وقتی سرپرستی پرو رو به عهده گرفتم
واقعا دلم میخواست اون شخص رو ببینم
پرو چند سالشه؟
دقیقا چهار ماهشه
این بهترین دوره ست
بهترین سن و سال برای پروش دادن
شخصیتشه
...بنابراین،من امروز به عنوان
یکی از اعضای برنامه اینجا نیستم
الان به عنوان یه سرپرست اینجام
شما میتونین روی میزبانی برنامه تمرکز کنین
- امروز همه چیز گردن شماست - که اینطور
من به عنوان قیم اون اینجام
- ازش خوب مراقبت کن - باشه
سعی کردم اون رو برای امروز آماده کنم یجوری که انگار اولین روز کارمه
دیروز تمام روز رو باهاش وقت گذروندم
خمیازه کشیدنشو ببین چقدر بانمکه
چون برای من سخته که تنهایی ازش مراقبت کنم
خانوادم خیلی مواظبشن
هیچوقت حوصلش سر نمیره
همیشه پیش یکیه
خدای من
خیلی سخته که یه سگ رو واسه اولین بار ببری حمام
- ...اما - ...باید مراقب باشی که
- آّب توی چشما و گوشاش نره - وقتی خیس میشه اینطوری می ایسته
- واقعا؟ - آره ثابت می ایسته
سگای دیگه ممکنه بترسن و سعی کنن فرار کنن اما اون نه
فقط جلو آب می ایسته
مثل اوناییه که زیر آبشار عبادت میکنن
فقط می ایسته و وقتی تموم شد،بدنشو تکون میده
و میره
یه چیز دیگه هم هست
از صاحبش مراقبت میکنه
یه هفته بعد از اینکه اون رو به خانه آوردم این اتفاق افتاد
خوابیده بود و موسیقی توی تلوزیون پخش میشد
حتی توی خواب ریتم آهنگ رو احساس میکرد
حس خوبی به موسیقی داره
شوخی نیست
اون مثل یه مترونوم دقیقه
اینطوریه
مثل یه مترونومه
چرا این شکلی بهم نگاه میکنی؟
"همه ی سگ ها میتونن"
اصلا پارس میکنه؟ همیشه اینقدر آرومه؟
اصلاً پارس نمیکنه
یه زمانی هست که سگ ها نمیتونن کمک کنن
- اما پارس میکنن - کی؟
وقتی صدای زنگ در رو میشنون
نه یه پارسم نمیکنه
- حتی وقتی صدای در رو میشنوه؟ - نه
برای مهمونا هم پارس نمیکنه
اون اصلا پارس نمیکنه
واقعا عجیب نیست؟
سونگی کاملاً عاشق پرو شده
اون فوق العاده ست،جدی میگم
- منم دوتا سگ دارم - آره
- اوکی و دوکی - درسته
همش میگم کاش اونا اینجا بودن
- چرا اونارو با خودت نیاوردی؟ - ...پای اوکی
صدمه دیده
بخاطر همین مادرم داره ازش مراقبت میکنه
دوکی بزرگه
ترسیدم به سگای کوچیکتر آسیب بزنه
نگران این بودم
دوکی خیلی خیلی باهوشه
میتونه توی یه برنامه تلوزیونی باشه
حالا نوبت اونه لاف بزنه
به دستورای پایه مثل حموم رفتن
گوش میده
برام حوله میاره
اگه بهش بگی بره حوله بیاره،میفهمه؟
- آره - اگه بگی خودکار بیاره چی؟
میفهمه اون میفهمه
- خدای من - میفهمه
پرو،توام باید مثل اون باشی باشه؟
و اخیرا اون یک حقه دیگه یاد گرفته
این یه دستور ساده نیست
میتونه گوشاشو جمع کنه
جدی میگی؟
- واقعا؟ - میتونه گوشاشو جمع کنه
- من یه فیلم ازش دارم - ...حالا که اون
اینجا نیست دیگه اینقدر اغراق نکن
- یه فیلم ازش دارم - واقعا؟
- دارمش - چطور میتونه اینکارو کنه؟
دوکی گوشاتو جمع کن و بیار جلو
جمعشون کن،آفرین
یکم دیگه جمعشون کن،دختر خوب
اخیرً مادرم بهم گفت که
دوکی این روزا داره شروع به حرف زدن میکنه
"انگاری دوکی گفته "مامان
فکر کردم مسخره ست ولی سریع برگشتم به سئول
بعضی وقتا، سگها خمیازه میکشن
دوکی خمیازه کشید،بعد مادرم گفت
"داره منو صدا میکنه"
- "داره منو صدا میکنه" - اینطوری بوده
مادرم داره به سگامون انگلیسی یاد میده
- بهشون انگلیسی یاد میده؟ - "دختر خوب"
"هی میگه "دختر خوب
آفرین دختر خوب
دختر خوب
No comments yet. Be the first to leave one.