The first 200 lines.
تیم ترجمه اپوس ساب با افتخار تقدیم میکند Opus-Sub
تمامی شخصیت ها، ارگان ها، مکان ها، نهاد ها و اتفاقات
در این سریال ساختگی هستند
بگو بشنویم چی میخوای بگی؟
بچه ها رو ول کردی و بعد از دو سال برگشتی
این کثافت بازیا دیگه چیه؟
کثافت؟
اگه کثافت نیست پس چیه؟
...میدونی ته پونگ و سونگی چقدر گریه کردن
چون فکر میکردن باباشون بدون هیچ حرفی گذاشته رفته؟
الان داری چیکار میکنی؟
خودت داری چیکار میکنی؟
!من کاری که تو باید بکنی رو دارم انجام میدم
خب چرا داری اینکارُ میکنی؟
تو که هیچ نسبتی با داجونگ نداری
:ترجمه و زیرنویس Bahar336 - Niloo Opus_Sub_Team
...الان
چی دارید میگید؟
...وقتی از شیادها سوال میکنی
همشون شبیه هم هستن
...همشون انکار میکنن
با اینکه به زودی دستشون رو میشه
...نمیدونم از کی چی شنیدی اما
از کی؟ دیگه از کی باید بشنوم؟
خود مامان داجونگ بهم گفت
...سونمی گفت
بابای داجونگ مُرده
تو کی هستی؟
نکنه دوباره زنده شدی؟
باید چیکار کنم؟
...این قضیه رو همینجا خاک کنم
یا به رسانه ها بگم؟
درسته
حق با شماست
داجونگ دختر واقعیم نیست
اما اون فکر میکرد من باباشم برای همین اومد پیشم
سه تا خواهر و برادراش همراهش بود و اومد پیشم
چطوری میتونستم پرتش کنم بیرون؟
فکر کردی من احمقم؟
اگه واقعا از سر خیرخواهی ...داجونگُ قبول کردی
پس چرا به اون و رسانه ها دروغ گفتی که تو بابای واقعیش هستی؟
...اون- ولش کن-
واسم مهم نیست قصد و انگیزه ات چی بود
...چیزی که مهمه اینه که
تو تمام مردم رو گول زدی
خب؟
منو کشوندید اینجا چی بهم بگید؟
سی هزار دلار
چی؟
این پولُ بهم بده
منم زیپ دهنمُ میبندم
پولُ بهم بده بعدش کاری که داشتی میکردی رو ادامه بده
پدر ملی
بی سر و صدا ناپدید میشم
این هم برای من هم بچه ها هم برای خودت بهترین راهه، مگه نه؟
...راستش
ای کاش فقط زودتر ناپدید میشد
اما اون پدر خواهر و برادرهاته
ولی شبیه باباها رفتار نمیکنه
...حتی وقتی که میاد
بچه ها اوقات سخت تری رو میگذرونن
توام دوست داشتی سونبه همینطوری باباشون باقی میموند؟
بله، فکر کنم این براشون بهتره
واقعا بی چشم و روام، مگه نه؟
نه
اینکه موقع نیازت از دیگران طلب کمک میکنی
شجاعت میخواد
الان داری خیلی خوب پیش میری
هروقت کمک خواستی به سونبه یا من بگو
همینطور شجاعانه مثل الان
همینکارُ میکنم شجاعانه
حامله، خوابیدی؟
پیام هاشو نخونده پس حتما خوابیده
مضخرف. این چت روم رو بخاطر اون زدیم چطور تونسته بخوابه؟
داره میخونه ولی نادیده امون میگیره
این ساعت شب کی داره هی پیام میده؟
ترک گروه
دوستام- واقعا؟-
حتما به همین زودی کلی دوست صمیمی پیدا کردی
میدونید که من چقد مشهورم
درسته
داجونگ
من خوبم
واقعا که
اگه رسانه ها از این قضیه خبردار بشن کارت ساخته است
باید سیاست رو ببوسی بذاری کنار
وجهه ات توی جامعه خراب میشه
ای خدا دیوونه شدیم با این اوضاع
بازم نمیتونم این پولُ بهش بدم
پولش رو ندارم
تازه با اینکار هیچ مشکلی حل نمیشه
کی میدونه اون عوضی کی دوباره نظرش تغییر میکنه؟
...چه تو پدر واقعی داجونگ باشی یا نباشی
اون الان باید دست و پاتُ ببوسه که داری از بچه هاش مراقبت میکنی
چطور تونسته ازت پول بخواد؟
داره بچه های خودشو میفروشه تا جنجال درست کنه
بونگجو
واقعا فکر میکنی من باید چیکار کنم؟
...خب
...فقط برو جلوش زانو بزن
التماسش کن، زار بزن بهش بگو همچین پولی رو نداری
بگو بخاطر بچه ها بهت رحم کنه
بنظرت همچین کاری روی اون عوضی که میخواد بچه هاشو بفروشه جواب میده؟
خب دیگه چیکار میخوای بکنی؟ هیچ حق انتخابی نداری
دارم دیوونه میشم
قسمت نُه: یک معامله ی خطرناک
!آقا
!آقا
چیه؟
سونگی یه چیزیش شده
چرا؟
از صبح داره عرق سرد میکنه و میلرزه
فکر کنم مریضه
واقعا؟
!هی هان داجونگ
یکم برام آب بیار
دختره پررو، اصلا ادب و احترام سرش نمیشه
سونگی کجات درد میکنه؟
شکمم درد میکنه
واقعا؟
چیزی نیست
چیزی نیست
خیله خب
من میبرمش بیمارستان
تو امروز مراقب بچه ها باش
منم باهاتون میام
تو باید بری مدرسه
من میرم پس نگرانش نباش برو مدرسه ات
منم میام ییمارستان
خودم تنها میرم
دیشب زیاد الکل خوردید باید توی خونه استراحت کنید
...خسته که هستم
ولی بازم میام
فردا مجبورم دوباره بچه ها رو تنها بذارم
فردا میخوای بری؟
بمونم چیکار کنم؟ هیچکس اینجا منو نمیخواد
امروز کار و بارمو تموم میکنم
برمیگردم ویتنام
بنظر میاد قلنج معده داره
قلنج معده؟
مگه بچه ها هم این بیماری رو میگیرن؟
البته
اگه چیزی بخورن که بهشون نسازه اینطوری میشن
یا اگه تحت استرس زیادی باشن
براش یکم مایعات تجویز میکنم ببینیم بعدش چی میشه
بله
مامانم قبلا ازش استفاده میکرد
فکر کنم این حسُ بهش میده که ایتطوری مامان کنارشه
چرا سرم بهش زدن؟ همش پول حروم کردنه
جلوی بچه مریض اینم حرفه که میزنید؟
سونگی درست مثل مامانش نمیتونه خوب غذا رو هضم کنه
برای همین هرچند وقت یه بار شکم درد میگیره
یکم دیگه حالش خوب میشه
جانگ هانسو
بله؟
...راجبه نشست عمومی امروز برای آپارتمان ارزون قیمت
مگه نشست عمومی امروز بود؟
حواست کجاست؟ چطوری تونستی فراموش کنی؟
ای خدا
شما هم برو چهارتا بچه بزرگ کن ببین حواسی برات میمونه یا نه
حالا بگذریم، چی شده؟
تصمیم گرفتیم تا سه هفته آینده از ساکنین محله رای گیری کنیم
چی؟ اگه رای دادن که مخالفن چی؟
به لطف تو مردم طرف ما هستن
ولی بازم یکم عجله نمی کنید؟
برای چی طولش بدیم؟
توی نشست عمومی امروز، کانگ جونهو و کانگ کیونگ هونم شرکت میکنن
خودت باید بیای و قیافه هاشون رو ببینی
باید الان برم شهرداری
لطفا مراقب سونگی باشید
نگران سونگی نباش
خب چی شد؟ راجبش فکر کردی؟
هنوزم دارم بهش فکر میکنم
همیشه فکر کردن زباد تصمیمات اشتباه به دنبال داره
به هر حال، تا آخر امروز جوابتُ بهم بگو
منم آدم پر مشغله ای هستم
وقتی دخترش مریضه چطور میتونه به پول فکر کنه؟
واقعا که
بچه های بیچاره چه گناهی کردن؟
آشغال عوضی
خودشه
خودشه
خودشه مگه نه؟
دیگه بجز اون کی توی مدرسه امون حامله است؟
اصلا شرم و حیا نداره
بخاطر یه دختر حامله کلاسمون افتضاح شده
اگه توی زنگ تفریح یه صدایی از خودت در بیاری یه نگاه تندی بهت میندازه که بیا و ببین
همه بخاطر این خانوم توی دردسر افتادن
هان داجونگ، لطفا تمومش کن این کاراتو
فکر کرده حامله شدنش مثلا چیز فوق العاده ایه
واقعا، خیلی رو اعصابه
اینو دیدی؟ کلاس توئه ها
منو تگ نکن هروقت دوباره میبینمش اعصابم خورد میشه
اگه اینقد نگران بچه اشه باید توی خونه میموند
چرا میاد مدرسه؟
داجونگ، چرا همش از گروه میری؟
ما میخوایم باهات بازی کنیم
چرا اینقد دیر اومدی؟
داشتیم دنبالت میگشتیم
دوباره از گروه چت خارج شدی
No comments yet. Be the first to leave one.