The first 200 lines.
آنچه گذشت
به اون هم عادت کردی؟ از یه دوربین دستور بگیری؟
.هنوز نه
مدیریت اعتماد داره به محض اینکه
چیزی دستگیرت شد .بهشون اطلاع میدی
.البته
.موافقم .قطع ارتباط
کیف رو داری؟
.بله
یه نفر دیگه تو اِکو هست؟
یه آدم مهم؟
.اینها دوستهام بودن
،پشت دیوار با هم پا به سن گذاشتیم
فقط تا وجود دو دنیا رو .کشف کنیم
میتونم یه رازی رو بهت بگم؟
.یه چیزی فقط برای تو
.من دلیلی هستم که دو دنیامون وجود دارن
...چشمهات به
.مادرت رفته...
.از اینجا خارجمون کنید
.یه میناکس سیـه
این روزها محبوبترین دوربین .توی شهره
،پنج نوار .تو هر کدوم 36 ظاهر داری
یه جای امن و خارج از دید .نگهش دار
نیازی به گفتن نیست، که اگه ،باهاش گیر بیوفتی
.خودتی و خودت
از شهر رد میشیم؟
نه. از هایلیگنزه .ردتون میکنیم
یه ماشین ترابانت که .عقبش کف کاذب داره
،پسر و دخترت داخل اونجا .تو و زنت جلوی ماشین
هرگز فکر نمیکردم .اینطوری بشه
.به امنیت پسرت فکر کن
.داری کار درست رو انجام میدی
پدرم در زندانها مُرد .برای یه جمهوری دموکراتیک
.تو سرافکندهاش نکردی، یانک
.هانکر سرافکندهاش کرد
.تمام سازمان سرافکندهاش کرد - .بله -
.آزمایش بینقص بود
.بیخردی ما خرابش کرد
.24 ساعت
،جزئیات سینکروتون
خروجی گرمایی، زاویههای مقایسه و .منحنیها رو برامون بیار
،ماه آینده این موقع
تو و خانوادهات بیسبال آمریکایی .نگاه خواهید کرد
برلین شرقی سال 1987
نشده از اون آهنگ خسته بشی؟
.آلفاویل بهترینه
.صداش رو کم کن
.خودت کمش کن
،میرا
.صدای موسیقیت رو کم کن
.یه دوربین بهم دادن
کِی اتفاق میافته؟
.به زودی
.داروهات رو بخور
.قبل از خوردن باعث سرگیجهام میشه
.خب، یکم فیلینچن بخور
.نه، از فیلینچن خسته شدم
.من عاشق نون تردم
.تو که تویی
هیچکدوم این مزخرفات هیچ .طعمی ندارن
آقای هازر میگه فقط فاشیستها .بابت طعم غُر میزنن
.هازر دستنشاندهی اشتازیه
چیه؟ حقیقت نداره؟
.علیه هممسلکهامون حرف نزن
.غیر میهن دوستانه است
.اون یه گزارش دربارهی خانوم اشتاین داده
میدونستی؟ - به تو چه مربوطه؟ -
اصلاً بلدی بدون اینکه حزب بهت بگه چطوری بری توالت؟
چی گفتی؟ - .عیبی نداره -
خبر نداری پدرت چه فداکاریهایی میکنه
که از دردسر .دور نگهت داره
اون دوستهای ضد اجتماعیای که .باهاشون میگردی
.حداقل اونها به چیزی اعتقاد دارن
یه سری تغییرات در شکافدهندهی
.اشعهی ایکس ایجاد کردم
.باید اون باگ مخرب رو از بین ببره
.لطفاً دوباره تنظیمش کن - .کل روز برام وقت میبره -
خب؟
.باشه، وقت رفتنه
سلام؟
کسی هست؟
کی هستی؟
illusion امیرعلی
.قبلاً میآوردمت اینجا
.من رو نمیآوردی
.نمیآوردیش به اینجا
حالا اینجا زندگی میکنی؟
.زیاد جابجا میشم
چرا؟
.چون تحت تعقیب هستم
دخترم به این آدم تبدیل شده؟
.من دختر تو نیستم
.من به این آدم تبدیلت کردم
جوری دربارهام حرف نزن انگار .آزمایش کوفتیت هستم
.هرگز چنین چیزی برام نبودی - .چرا، بودم -
.همه چیز رو دربارهاش مطالعه کردم
.درست همینجا
این رو از کجا پیدا کردی؟
.دنیای تو
.گیر آوردنش سخت نبود
...اونجا افرادی دارم
...یه ارتش
،که حرفهای تو بهشون الهام بخشیده
،احساساتت
.عمیقترین اعترافاتت
از من چی میخوای؟
.استراحت کن
.مسائل زیادی برای بحث کردن داریم
.شاید باید فرار میکردیم
.اون کار عاقلانهتر بود
ولی ما دانشمند بودیم
.و آزمایشگر
...بالاتر از هر چیز دیگهای
.کنجکاو بودیم
کی هستی؟
.حرف بزن
من تو رو ساختم؟
.چون پستم رو ترک کردم
برنامه رو اجرا کردم تا بتونم .به طبقهی بالا برم
.من تو رو ساختم
.مزخرفه
.من پستم رو ترک کردم - .نه، نکردی -
چرا داری حرفهای من رو تقلید میکنی؟
میخوای بیای اینور تا صحبت کنیم؟
لابد وقتی ذرات جدا شدن و
و وارد انطباق شدن .یه اتفاقی افتاده
.یه پیچیدگی مکانیکی کوانتومی
باید ببینم چیزی اونجا باقی مونده .که آنالیز کنم یا نه
.بگو چی فکر میکنم
.چشمهام زیادی به هم نزدیک هستن
دماغم؟
.زیادی بزرگه .به پدرم رفته
.ما مثل هم هستیم
.شبیه به هم
...یه دنیا برای تو
و یه دنیا برای من؟
حالا چیکار کنیم؟
اون موقع فهمیدیم
ترک کردن شرق .دیگه یه گزینه نبود
بگو داری شوخی میکنی. جدی؟
.فقط چند هفته دیگه وقت میخوام
...یانک
یه لحظه شده درک کنی
چقدر سخته با مراقبت از تو و خانوادهات
از کشور خارجتون کنیم؟
چند روز پیش عکس پسرت رو در زیونسکیرش گرفتن
که اعلامیههای شورشی .به مردم میداده
.خیانت بر علیه کشوره الان موقع
.دلسرد شدن نیست - .دلسرد نشدم -
پس چی عوض شده؟
.فقط وقت بیشتر نیاز دارم
.تا 72 ساعت دیگه، اون ماشین رفته
...اگه تو و خانوادهات اونجا نباشید
.ماشین دیگهای در کار نیست
.فقط به کاری که داری میکنی فکر کن
واقعاً میخوای زیر تهدید هممسلکهات باشی؟
!ورود غیرمجاز ممنوع
،با از کار افتادن سینکروترون
همه فهمیدن آزمایشگاه برای تعمیرات .بسته میشه
اون زیردستهای عاری از زندگی .بابت مرخصی خوشحال بودن
،ناهارهای طولانی مدت میخوردن ،میرفتن خونه پیش خانوادههاشون
،و داخل اون دیوارها
.تحقیق ما شروع میشد
.اون رو ببین
.هنوز تشعشع زیادی دریافت میکنم
.تصمیم گرفتیم یادداشت کنیم
مثل سوسیالیستهای محقری که خودشون رو سوژهی
تحقیق جامع خودشون .پیدا کرده بودن
حتی در کوچکترین نقصها .با همدیگه اشتراک داشتیم
.من این پریدگی رو اینجا دارم - .آره، همینجا -
روی این یکیه، درسته؟ - .درسته. درسته -
هر فرایندی که ما رو ،ساخته بود
.خیلی دقیق بود
.ما شبیه به هم بودیم
،و همچنین
.دنیاهامون هم شبیه به هم بودن
...در نبرد برلین...
.اخیراً تعدادشون دوبرابر شده
دارن منطقهی همدیگه رو .کاوش میکنن
.آره، فکر کنم
.داشتم به چیزی فکر میکردم
،اگه مشکلی نداره .میخوام دنیات رو ببینم
.منم میخوام دنیای تو رو ببینم
مثل قدم زدن در یه
.تکثیر بینقص بود
.یه معجزه بود
،غیرممکن بود که دنیاش رو متمایز دونست
.تا حتی ریزترین جزئیات
.و مشکل همین بود
.دقیقاً یکسان بود
اگه قرار بود این آزمایش ،تأثیری داشته باشه
.باید یه کار جدی صورت میگرفت
.برای میرا .عاشق این موسیقیه
میخواستم ببینم تو هم همین .انتخاب رو میکنی یا نه
چیکار میکنی؟
.تو کادوی خودت رو به دخترت بده
.من هیچی به دخترم کادو نمیدم
.دنیاهامون رو متفاوت کنیم
.یه کنترل و هرج و مرج رو بسازیم
No comments yet. Be the first to leave one.