Monk

Monk

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Monk S08E08
A Commentary by habib20

Tags

other
Published on: 2017-06-09
Downloads: 34
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اَلو؟

سلام، مامان

پيغامتو گرفتم

حدس بزن من کجام

.توي وانَم

.اين سومين حمومه، امروز

...اِم

.اِم... مي دونم

درباره کم آبي مي دونم

حقيقتش، من با دکتر "بِل" دربارَش .صحبت کردم

،اون گفت که احساس گناه نداشته باشم

.مي گفت من بايستي خودمو آزاد بِذارم

.مي دونم، اون خيلي خوبه

.مامان، اون درمانگر مَنِه

چطوري مي توني اينو اَزَم بِخواي؟

،به نظر من؛ به عنوان يه روان پزشک .اون جذّابه

اَلو؟

مامان؟

اَلو؟

خداي من، مرواريد

.به حدِّ مرگ منو ترسوندي

کي گذاشت بياي تو؟

!اُه، نه! نه

!نه

!اُه، خدايا! آه

،مانک، فصل هشتم، اپيزود هشتم * مانک به جلسه يِ گروه درماني مي رود *

* ترجمه : habib20 *

* اون بيرون يه جنگله * -

* بي نظمي و سردرگمي همه جاست *

* انگاري هيچکي اهميَّت نميده *

* خُب، بَرا من مهمه *

* هي، کي اينجا مسئوله؟ *

* اون بيرون يِه جنگله *

* سَم؛ تو هرهواييه که ما تنفس مي کنيم *

هيچ مي دونين، تويِ آبي که مي خورين، چيه؟

،خُب، من مي دونم * * و اون جا-لِ-بِه

،مردم فکر ميکنن من ديوونه ام * * چون هَمَش نگرانم

،اگه شماها هم توجه کنيد * * نگران خواهيد شد

،شماها هم بهتره توجه کنيد، وَاِلّا * * ،دنيايي که اينقدر زياد دوستش داريم

* ممکنه بُکُشَدَتون *

* شايد الان در اشتباه باشم *

* ولي من اينطور فکر نمي کنم *

* چون اون بيرون يِه جنگله *

* .يِه جنگل اون بيرونه *

.صبح بخير آقاي مانک، نامه هاتو آوردم

.باشه، اَه، فقط بندازشون دور

،من نمي تونم بندازمشون دور .تا وقتي نديدمشون

چي کار داري مي کني؟

اين بشقابا؛

،اون که چند تا بشقاب نيست

.اون يه بشقابه، يک بشقاب

تو نمي توني اونطوري آبو اسراف .کني، آقاي مانک

مگه روزنامه ها رو نمي خوني؟

.ما وسط يه خشکساليه بزرگ هستيم

.نه تويِ وسطش

...هيچکي نمي تونه بگه که واقعاً

.ما دقيقاً وسطش هستيم

.اين يه مشکل بزرگه .تو تمام خبرا اومده

.ذخيره يِ آب تقريباً خالي شده

هيچ کي اتوموبيلشو نمي شوره يا .چمناشو آب پاشي نمي کنه

نَتَلي"، من بايستي چکار مي کردم؟"

.يه اُملِت خوردم

.اين جوک نيست، آقاي مانک

فکرشو بکن) چه وضعي مي شد اگه همه اينطوري(مثِّ تو) در اينباره برخورد مي کردن؟)

مگه همه اينطوري هستن؟ - .نه -

.پس مشکلي نيست

آ-آ

چِيِه؟

.نامه از طرف شرکت بيمه توئه - .اُه، بازش نکن -

.نوشته مهمِّه

.اين خودش دليل اصليه که بندازيش دور

.شايد توش خبراي خوبي باشه

.آره، خبراي خوب از شرکت بيمه من

چي فکر مي کني؛ من يه کولونوسکوپي" رايگان برنده شدم؟"

.آه،آه، اُه، نه

.اين يه خط مشي (تعرفه) جديده .مربوط به درمانته

حداکثر تعداد جلسات درماني رو .محدود کردن

خُب؛ تا چه قدر؟

.آه، دو هزار تا

.خوبه، مشکلي نيست

،من چهار جلسه در هفته ميرَم .پس حتي نزديکشَم نيستيم

،نه، اين تعداد دو هزار تا در سال نيست .آقاي مانک

کُلّاً دو هزارتاست؛

.طي تمام دوران زندگيت

کُلّاً؟

.مطمئنم بَرات مشکلي پيش نمياره

.اين تعداد خيلي زياديه

اينجا نوشته اين تعداد هفت برابر .حدِّ متوسطِ استفاده عموميه

چي کار داري مي کني؟

.دارم جمع مي کنم

،هزار و نُهصد و شصت و چهار

،هزار و نهصد و شصت و پنج

وايسا بينَم، تو از هزار و نهصد و شصت و چهار شروع کردي؟

.نه، اينا تعداد جلساته

چند تا باقي مونده؟

.اُه، اين خوبه

(يه کم تشنگي (به خاطر کم آبي ...باعث ميشه قدردان اين باشي که

يه ليوان آبِ سرد چقدر مي تونه .سَرِحالت بياره

،ولي فکر کنم اين طبيعت انسانه

،وقتي يه چيزي جيره بندي ميشه

!من به اين چيزا اهميت نميدَم

نمي خوام امروز درباره اينجور مسائل جزئي چيزي بشنوم، مفهومه؟

.صحبت در مورد مسائل جزئي نداريم

،فقط صحبت درباره مسائل بزرگ .مسائل خيلي بزرگ

.يه چيزي شده

.اين امروز صبح اومده

هاه؟

الان داري چکار مي کني؟ چي، چي کار داري مي کني؟

.دنبال عينکم مي گردم

،اِم، عينک دوکانوني جديدمو مي خوام

و يه مقدار زمان مي بره تا کسي بتونه ،بِهِش عادت کنه

!اين اصلاً برام مهم نيست .هيچکي به اين چيزا اهميت نميده

کجا گذاشتيشون؟ - ،من درست اينجا نشسته بودم -

.بفرما! اينجاست

.اُه، اُه، متشکرم. ممنون

.بسيار خوب، خيلي خيلي اَزَت ممنونم

.باشه

.... آره اين - .... اَم، خيلي خوب -

اين چِيِه؟

.اين از طرف شرکت بيمه مَنِه

.اُه، بله، دارم مي بينم

.جلسه امروز؛ دو هزارمين جلسه هست

.همينه، اين آخرين جلسه مَنِه

.اِم، هَم

اين آخرين جلسه ايه که اونا .حاضرن هزينَشو بِهِت بِدَن

ولي تو هميشه اين راه رو داري .که خودت هزينَشو پرداخت کني

خُب، هزينَش چقدر ميشه؟

.ميشه دويست تا

دلار؟ دويست دلار؟

.اين آخرين جلسه مَنِه

اُه، خداي من، چهل و هشت دقيقه .ديگه مونده

.اين آخرين فرصت مَنِه

.ما، ما بايد واقعاً تمرکز کنيم

.تمرکز کامل

اِدرِيَن"، من نميدونم تو يه جلسه" چقدر مي تونيم کار کنيم؛

خُب، من اينجا، يه ليست از مشکلاتم ... دُرُست کردم، پس

(خُب، اِدرِيَن، اينطوري کار (درمان ... پيش نميره

،ببين، درمان يه فرآيند دنباله داره

.و پيشرفت تدريجاً حاصل ميشه

،آره، خُب، ولي ما بايد سعيمونو بکنيم دُرُسته؟

بذار تا جايي که ميشه مَوارِدو کم کنيم، باشه؟

،ترسم از نااميد کردن پدرم .بفرما

اِدرِيَن، آه، من تو اين وضعيت راحت نيستم؛

،تحت يه همچين فشار و استرسي .کار کردن

.بسيار خوب، باشه، آروم باش

خُب، بذار بينَم؛ ما قبلاً در اينباره ،صحبت کرديم

،از دست دادن پدرت

موقعي اتفاق افتاد که تو اون دوره ،زندگيت تأثيرپذير بودي

و من فکر مي کنم يه خلأ احساساتي .تو وجودت ايجاد کرد

.آره، آره، باشه. اونو بي خيالش شو

،ما هيچوقت فرصت نکرديم بِهِش بپردازيم "ترس مرضي از ميکروب"

،اِدرِيَن، اين يه نمايش سرگرمي نيست

،ميکروب هراسي

باشه، ترس از ميکروب دُرُسته، ترس از ميکروب

،تَرسِت از ميکروبها موضوع خاصي نيست

حالا، بعضيها متوجه شدن که اين .... ترس) کمک مي کنه)

که مقالات علمي رو بخونن تا ابهامات .... رو رفع کنن

باشه، بگذريم

خُب، رقابت با بقيه برادر، خواهرها

.خُب، من هيچوقت "اَمبِروس" رو ملاقات نکردم

.بگذريم، اُه، خداجون

،من بَرا ده سال تحت معالجه بودم

(بايستي يه چيزي داشته باشم که(تأثير .اين مُدَّت رو نشون بِدَم

منظورم اينه که، من- ما بايستي يه موردي .رو اينجا درمان کرده باشيم

"آه، "مرگ مادرم

.اُه، بگذريم

.ترس از ارتفاع" بگذريم"

"ترس از خودِ ترسيدن"

!اُه، آره .اِينِه- اِينِه- اين خودشه

.خُب، آره

"ترس از مکانهاي بسته "

ترس از مکانهاي بسته

،حالا، ما قبلاً در اين باره بحث کرديم

ما درباره تجسُّم و تصويرسازي فکري .صحبت کرديم، بايد يادت باشه

بِهِت گفتم؛ اَگِه احساس کردي تو ،يه جايي گير افتادي

،مي توني يه در رو تصور کني

من يه بار اينو امتحان کردم، ولي دَرِه .قفل شده بود

.فقط تصوّر کن که يه کليد هم داري

آره خُب، من اينو هم امتحان کردم؛

.کليدِه بِهِش نمي خورد

.شايد اون يه شاه کليد باشه

!اينطوري فايده نداره! دِ آهان، بِجُنب

چهل و شش دقيقه ديگه مونده، بايستي ،سختتر تلاش کني

.بسيار خوب - .منو معالجه کن، به خاطر خدا -

شايد يه راه حلِ ديگه هم اينجا داشته باشيم، هاه؟

(بِذار ببينم اينجا (چي نوشته صبر کن بِينَم؛

اين قانون جديد فقط در مورد جلسات خصوصيه؛

.تو مي توني به جلسات گروهي مُلحَق بِشي

.اين يه سطح ديگَست .انگاري که از اول بخواي شروع کني

گروهي؟ - بله -

حالا، من يه گروهي رو دارم که به طور اختصاصي در موردِ

.ترسهاي مرضي و عادات وسواسي بحث مي کنيم

اونا دوبار در هفته به طور منظم تشکيل .جلسه ميدَن

آه، اونجا، آدماي ديگه هم اونجا خواهند بود؟

.آره، اين- اين يه گروهه .اين يه گروهي از مردمه

در واقع، اين تغيير خط مشي ممکنه يه فايده اي .هم تو خودش مُستَتَر داشته باشه

به نظر من تو مي توني واقعاً اَزَش .سود بِبَري

.آه، اونا از من خوششون نمياد

.اِدرِيَن، اونا هنوز تو رو نَديدَن

!اونا منو دوست نَدارَن

More Farsi Persian subtitles for Monk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left