Resident Alien

Resident Alien

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Resident Alien S01E09 1080p BluRay REMUX AVC DTS-HD MA 5 1-NOGRP[rartv]
Resident Alien S01E09 1080p BluRay 10Bit DDP5 1 H265-d3g
Resident Alien S01E09 1080p BluRay x264 DD 5 1 PaHe
Resident Alien S01E09 720p BluRay x265 10Bit PaHe
Resident Alien S01E09 720p BluRay x264 PaHe
Resident Alien S01E09 720p BluRay x264-BORDURE
Resident Alien S01E09 1080p BluRay x265-RARBG
Resident Alien S01E09 BDRip x264-BORDURE
Resident Alien S01E09 BDRip x265-ION265
A Commentary by Bahador18B
🟢 𝑩𝒂𝒉𝒂𝒅𝒐𝒓 𝑲𝒂𝒛𝒆𝒎𝒊𝒂𝒏 | 𝑴𝒊𝒌𝒔.𝒊𝒓 رسانه میکس 🟢

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
x265
Published on: 2022-01-31
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...

‫فکر میکنم این بیگانه ‫اینجاست که همه رو بکشه

‫تو بهم کمک میکنی ‫تا دستگاهم رو پیدا کنم

‫اون رویِ یخچال طبیعیه، ‫نمیتونی بری اونجا

‫"هری"، نرو، خیلی خطرناکه

‫- برای من نه ‫- "هری"

‫شما بچه دارید؟

‫ما یه پسر کوچولو به اسم "مکس" داریم

‫"مکس"

‫باید شماره‌ی منو داشته باشی ، ‫هر زمانی خواستی تماس بگیر

‫وقتی دستگاهم رو پیدا کنم ، ‫بلاخره میتونم همه‌ی اونهارو بکشم

‫- "هری" ‫- تکون نخور

‫من چیزیَم که مردم شما بهش فرازمینی میگن

‫اوه

‫- یه بیگانه ‫- اوه ، احساس تهوع میکنم

‫آدم با رفتار و اقداماتِش ‫احترام به دست میاره معاون

‫تو تابلویِ قتلِ جداگانه‌ی ‫خودت رو درست کردی ؟

‫نتایج سم شناسی ، "سم" مسموم شده

‫تو به من احترام نمیذاری ‫و هیچوقت هم نذاشتی

‫من استعفا میدم

‫من جا نمیزنم ، ‫من ؛ مارو از اینجا میبرم بیرون

‫- بهم بگو چجوری کمکت کنم ‫- پام

‫اگر قطعِش نکنی میمیرم

‫خب ، به من نگاه کن ، ‫نمیذارم بمیری

‫آاااه

‫پاهام شبیه هندوانه شدن ؟

‫چون مثل هندوانه احساس سنگینی دارن

‫سکسی‌ترین هندوانه‌هایی که تا حالا دیدم ‫« سی سال پیش ، نیویورک »

‫هنوز کارهای زیادی قبل از به دنیا ‫اومدنِ "جک" یا "جوانی" داریم

‫ما به ملافه‌‌ی مخصوص گهواره ‫و پارچه‌ی آروغِ بچه نیاز داریم

‫ماساژِ مخصوصِ زوجها

‫پس در مورد غذای بچه ‫به چه نتیجه‌ای رسیدیم ؟

‫قوطی‌ای یا خونگی ؟

‫نمیدونم ، یه جایی خوندم خونگی موندگاریِ ‫کمتری داره و یه کم بیش از حد گوله گوله‌ست

‫به غیر از اون ، من سُسِ سیب بچه رو قبلاً خوردم ... ‫

‫و خیلی خفن خوشمزه‌ست

‫چه اتفاقی داره میافته ؟

‫نمیدونم

‫اوه خدای من

‫عزیزم

‫اوه عزیزم ، بچه

‫باشه

‫تو هم اونو دیدی ، درسته ؟

‫تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به رسانه ميکس مي‌باشد ‫استفاده از اين زيرنويس توسط رسانه‌هاي داخلي پيگرد قانوني دارد

‫من مرده‌ام

‫اما اگر مرده‌ام ، چرا انقدر ‫احساس گرم و نرم بودن ...

‫انگار که یه اَبر بغلم کرده ، دارم ؟

‫وای نه

‫این باید زندگی پس از مرگ باشه

‫من در بهشت ​​انسان هستم

‫این باعث میشه که بخوام خودم رو بکشم

‫میبینم که "مورفین" هنوز کار میکنه

‫تو اینجا چی کار میکنی ؟

‫چرا زندگی پس از مرگ شبیهِ ‫یه کلبه‌ی آشغالی به نظر میرسه ؟

‫تو هم مُردی ؟

‫بعد از اتفاقاتی که پشت سر ‫گذاشتی نمیخواستم تنهات بذارم

‫بیا ، باید یه چیزی بخوری تا ‫قُوات رو دوباره به دست بیاری

‫حالا میدونم چرا 65 لیتر ‫شیر در یخچالِت داری

‫خب ، باید پانسمانِت رو عوض کنم

‫آم ، من فکر میکنم ما باید... میدونی ...

‫سعی کنیم از شَک کردنِ کَسی بهمون ، دوری کنیم

‫بنابراین شروع کردم به گشتن برای ‫پیدا کردنِ پایِ مصنوعی برات

‫میدونم... اون دیگه چه کـوفـتیه ؟

‫این پای منِه

‫در حال بازسازیه

‫اصلاً این چطوری ممکنه ؟

‫مردمِ من از نوادِگانِ هشت‌پاها هستن

‫به زودی درازتَر میشه ...

‫و بعد من مولکولهاش رو ‫به شکل انسان درمیارم

‫پس داری به من میگی در نهایت ‫اون چیز ، شبیهِ اون یکی میشه ؟

‫آره

‫به جز اون خال و پوست آویزونِ اون ناخن

‫من ناخن پام رو خیلی زیادی جَویدم ‫(یعنی اونها که ناخن‌گیر استفاده نمیکنن ، ‫ناخن‌هاشون رو با جویدن کوتاه میکنن)

‫حالا دیگه میتونی بری

‫ببخشید ؟

‫من تمامِ شب بیدار موندم

‫لوازم تهیه کردم ، زخمهات رو پانسمان کردم

‫تمیزت کردم ، و اینجوری ازم تشکر میکنی ؟

‫من که ازت نخواستم بمونی

‫خب ، موندم ...

‫چون این کاریه که انسانها انجام میدن

‫از همدیگه مراقبت میکنن

‫میدونی ، وقتی یه نفر... متاسفم ...

‫با اون چیز نمیتونم جِدّیت بگیرم

‫مگه چِشِه ؟ ‫کاملاً طبیعیه

‫خدایا ، میشه فقط ...

‫یه جوراب بکشی روش ؟

‫هوای تازه رو دوست داره

‫همچنین ، این یه "چیز" نیست ، یه پاست

‫داری به خاطرِ پام منو شرم‌زده میکنی

‫مراقب اون باش

‫نه ، لطفاً مراقب باش

‫دکمه‌ی سیاه رو فشار نده

‫من هنوز برای ارتباط با نژادَم آماده نیستم

‫این دکمه‌ی سیاه ؟

‫"آستا"

‫- بگو ممنونم ‫- ممنونم

‫اوووه... ممنونم

‫خواهش میکنم

‫لطفاً تکون نخور

‫من میرم سر کار و بعداً برمیگردم

‫اگر همه چیز طبق برنامه پیش بره ، ‫دیگه "بعداً" وجود نخواهد داشت

‫آره... بعداً

‫لعنت

‫میدونستم

‫چرا تماسهای منو نادیده میگیری ؟

‫آم... ببخشید

‫فقط سرم خیلی شلوغ بوده

‫چون دیشب ، تو برای ‫کمک منو فرستادی داخل ...

‫و وقتی برگشتم ، تو و ‫"هری" رفته بودین ، پس ...

‫آره ، اوه ، ببخشید ، ‫هری وضعِ بدی داشت ...

‫و یادم افتاد که ما دستگاهِ "MRI" نداریم

‫بنابراین اونو به بیمارستان "براداک" بردم

‫چیه ؟

‫من تورو خیلی خوب میشناسم ، ‫داری دروغ میگی

‫دروغ نمیگم

‫چرا داری میگی ، یه "نشونه" داری ‫(که نشون میده داره دروغ میگی)

‫اوه واقعاً ؟ "نشونه"ی من چیه ؟

‫خب ، نمیتونم بهم بگم چون اونوقت میفهمی ...

‫"نشونه"ات چیه و میتونی ‫از من مخفیش کنی ...

‫و اونجوری نمیتونم بفهمم ‫که دروغ میگی ، مثل اینه که ...

‫واو ، تا حالا به این فکر کردی ‫که بری برای "CIA" کار کنی ؟ ‫

‫آره ، راستش فرم استخدامِ‌شون رو ‫پُر کردم ، منتظرم خبر بدن

‫هی "آستا"

‫دکتر بهم گفت که برای پیگیری "MRI" ‫"هری" با "براداک" تماس بگیرم

‫اما اونجا هیچ سابقه‌ای ازش ثبت نشده

‫این حتماً یه اشتباهه ، بنابراین ‫من خودم بهش رسیدگی میکنم

‫ممنونم

‫چرا اینطوری به تو خیره شده ؟

‫چی کار کردی ؟

‫کارهای بهتری برای ‫انجام دادن نداری "اِلِن" ؟

‫شاید باز کردن بسته‌ی محموله‌ی ‫"سوند"هایی که امروز صبح اومد ؟

‫اوه درسته ، کارهای باحال

‫حواسم بهت هست "توئِلوتیریز"

‫منبع تغذیه آسیب دیده

‫ساخته شده که برای 5000 ‫سال انرژی تأمین کنه ...

‫اما ظاهراً برای مقاومت در برابر یه سقوطِ ‫بدون محافظت در یه شکاف ساخته نشده

‫بعضی از نژادهای بیگانه‌ها فرستنده‌های ریزی رو در ‫انسانها میکارَن تا فعالیت اونهارو تحت نظر بگیرن ...

‫اگر بتونم یکی از اونهارو پیدا کنم ، میتونم مهندسی ‫معکوسِش کنم تا دستگاهم رو مجدداً راه اندازی کنم

‫آره

‫شنیدم که از یه شکاف افتادی

‫بیسیمت رو پیدا کردی ؟

‫بیسیمم خراب شده

‫سعی دارم درستش کنم

‫خب ، شاید من بتونم کمک کنم

‫اینه ؟

‫به اون دست نزن

‫تو باید ...

‫بری

‫حداقل حالت خوبه

‫اگر "آستا" اونجا نبود ...

‫من مرده بودم

‫به جز اینکه حالا حقیقت رو ‫راجع به من میدونه

‫بهش گفتی ؟

‫فکر میکردم کل این داستان ‫بیگانه بودن فقط راز بین ماست

‫وقتی که به دوست کوچیکِ خودت که سرَپوش سَرِشه ‫و الان اونجاست گفتی دیگه از راز بودن خارج شد

‫حتماً تعقیبم کرده ، نگران نباش

‫اون به کسی چیزی نمیگه

‫او به "الله" قسم خورد

‫"الله" میدونه ؟!

‫به چند نفر گفتی ؟

‫قصد داری که منو از داستان بیرون نگه داری ؟

‫چون اگر من نبودم ، ‫تو الان در "جورجیا" بودی

‫من باعثِ این آتش بس شدم ، ‫میخوام جزئی از ماجرا باشم

‫تو خیلی زورگویی ‫(تحمیل کننده‌ای)

‫اوه ، به نظر میرسه بیگانه‌ها هم از وجودِ ‫زنانِ قدرتمند احساسِ تهدید میکن ‫(دُچارِ اضطراب میشن)

‫بهش عادت کن ، ما هیچ جا نمیریم

‫چه چیزی رو اون زیر مخفی میکنی ؟

‫به یه دلیلی پوشوندمِش

‫بیسیمِشِه که بتونه با مردمش تماس بگیره ...

‫اما خراب شده ، پس داره ‫سعی میکنه درستش کنه

‫چرا نمیتونی با سفینه‌ی فضاییت به خونه‌ات برگردی ؟

‫اونها بُردَنِش ، مگه نه ؟

‫اینو از کجا میدونی ؟

‫باید کارِ دولت باشه ، این ‫یعنی اینکه دنبالت هستن

‫میتونه کارِ هر سازمانی باشه

‫اما احتمالاً کارِ "مردان سیاه پوش"ـه

‫یه سازمانِ فوق سِریِه که فعالیت ‫بیگانه‌هارو در زمین بررسی میکنه

‫اما همیشه مشکی نمیپوشن ‫و فقط هم مرد نیستن

‫پس چرا بهشون میگن "مردان سیاه پوش" ؟

‫چون جالب‌تر از اینه که اونهارو ‫"افرادی در لباس" خطاب کنن

‫کاملاً واضحه

‫من نگران نیستم

‫وقتی بیسیمم رو درست کنم ، ‫اونها مشکلی نخواهند بود

‫فقط یه قَطعِه کم دارم

‫به ابزار فروشی سر زدی ؟

‫اونها همه چی دارن

‫بابام حتی یه پیژامه از اونجا خریده

‫مگه اینکه کسی رو بشناسید که با بیگانه‌های ‫دیگه در ارتباط بوده باشه ، اونوقت من ...

‫اصطلاحِش چیه ؟

‫"به شانسم تِر زده شده" ‫(دیگه هیچ شانسی ندارم)

‫اگر در اطراف ما دست از ‫این نوع حرف زدن برنداری ...

‫مجبور میشیم دَهَنِت رو با صابون بشوریم

‫بفرما ، من صابون دوست دارم

‫همیشه صابون میخورم

‫گه ، باسن ، شاش ، آلت

‫صابون کجاست ؟ ‫من خیلی گرسنه‌ام

‫صبر کن ، من میدونم که برای پیدا کردن ‫چیزهایِ بیگانه‌ها کجا میتونی بری

‫هی ، کجا میری ؟

‫باید برم یه قطعه‌ی گمشده ‫برای بیسیمم رو پیدا کنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left