The first 200 lines.
آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...
فکر میکنم این بیگانه اینجاست که همه رو بکشه
تو بهم کمک میکنی تا دستگاهم رو پیدا کنم
اون رویِ یخچال طبیعیه، نمیتونی بری اونجا
"هری"، نرو، خیلی خطرناکه
- برای من نه - "هری"
شما بچه دارید؟
ما یه پسر کوچولو به اسم "مکس" داریم
"مکس"
باید شمارهی منو داشته باشی ، هر زمانی خواستی تماس بگیر
وقتی دستگاهم رو پیدا کنم ، بلاخره میتونم همهی اونهارو بکشم
- "هری" - تکون نخور
من چیزیَم که مردم شما بهش فرازمینی میگن
اوه
- یه بیگانه - اوه ، احساس تهوع میکنم
آدم با رفتار و اقداماتِش احترام به دست میاره معاون
تو تابلویِ قتلِ جداگانهی خودت رو درست کردی ؟
نتایج سم شناسی ، "سم" مسموم شده
تو به من احترام نمیذاری و هیچوقت هم نذاشتی
من استعفا میدم
من جا نمیزنم ، من ؛ مارو از اینجا میبرم بیرون
- بهم بگو چجوری کمکت کنم - پام
اگر قطعِش نکنی میمیرم
خب ، به من نگاه کن ، نمیذارم بمیری
آاااه
پاهام شبیه هندوانه شدن ؟
چون مثل هندوانه احساس سنگینی دارن
سکسیترین هندوانههایی که تا حالا دیدم « سی سال پیش ، نیویورک »
هنوز کارهای زیادی قبل از به دنیا اومدنِ "جک" یا "جوانی" داریم
ما به ملافهی مخصوص گهواره و پارچهی آروغِ بچه نیاز داریم
ماساژِ مخصوصِ زوجها
پس در مورد غذای بچه به چه نتیجهای رسیدیم ؟
قوطیای یا خونگی ؟
نمیدونم ، یه جایی خوندم خونگی موندگاریِ کمتری داره و یه کم بیش از حد گوله گولهست
به غیر از اون ، من سُسِ سیب بچه رو قبلاً خوردم ...
و خیلی خفن خوشمزهست
چه اتفاقی داره میافته ؟
نمیدونم
اوه خدای من
عزیزم
اوه عزیزم ، بچه
باشه
تو هم اونو دیدی ، درسته ؟
تمامي حقوق مادي و معنوي اين زيرنويس متعلق به رسانه ميکس ميباشد استفاده از اين زيرنويس توسط رسانههاي داخلي پيگرد قانوني دارد
من مردهام
اما اگر مردهام ، چرا انقدر احساس گرم و نرم بودن ...
انگار که یه اَبر بغلم کرده ، دارم ؟
وای نه
این باید زندگی پس از مرگ باشه
من در بهشت انسان هستم
این باعث میشه که بخوام خودم رو بکشم
میبینم که "مورفین" هنوز کار میکنه
تو اینجا چی کار میکنی ؟
چرا زندگی پس از مرگ شبیهِ یه کلبهی آشغالی به نظر میرسه ؟
تو هم مُردی ؟
بعد از اتفاقاتی که پشت سر گذاشتی نمیخواستم تنهات بذارم
بیا ، باید یه چیزی بخوری تا قُوات رو دوباره به دست بیاری
حالا میدونم چرا 65 لیتر شیر در یخچالِت داری
خب ، باید پانسمانِت رو عوض کنم
آم ، من فکر میکنم ما باید... میدونی ...
سعی کنیم از شَک کردنِ کَسی بهمون ، دوری کنیم
بنابراین شروع کردم به گشتن برای پیدا کردنِ پایِ مصنوعی برات
میدونم... اون دیگه چه کـوفـتیه ؟
این پای منِه
در حال بازسازیه
اصلاً این چطوری ممکنه ؟
مردمِ من از نوادِگانِ هشتپاها هستن
به زودی درازتَر میشه ...
و بعد من مولکولهاش رو به شکل انسان درمیارم
پس داری به من میگی در نهایت اون چیز ، شبیهِ اون یکی میشه ؟
آره
به جز اون خال و پوست آویزونِ اون ناخن
من ناخن پام رو خیلی زیادی جَویدم (یعنی اونها که ناخنگیر استفاده نمیکنن ، ناخنهاشون رو با جویدن کوتاه میکنن)
حالا دیگه میتونی بری
ببخشید ؟
من تمامِ شب بیدار موندم
لوازم تهیه کردم ، زخمهات رو پانسمان کردم
تمیزت کردم ، و اینجوری ازم تشکر میکنی ؟
من که ازت نخواستم بمونی
خب ، موندم ...
چون این کاریه که انسانها انجام میدن
از همدیگه مراقبت میکنن
میدونی ، وقتی یه نفر... متاسفم ...
با اون چیز نمیتونم جِدّیت بگیرم
مگه چِشِه ؟ کاملاً طبیعیه
خدایا ، میشه فقط ...
یه جوراب بکشی روش ؟
هوای تازه رو دوست داره
همچنین ، این یه "چیز" نیست ، یه پاست
داری به خاطرِ پام منو شرمزده میکنی
مراقب اون باش
نه ، لطفاً مراقب باش
دکمهی سیاه رو فشار نده
من هنوز برای ارتباط با نژادَم آماده نیستم
این دکمهی سیاه ؟
"آستا"
- بگو ممنونم - ممنونم
اوووه... ممنونم
خواهش میکنم
لطفاً تکون نخور
من میرم سر کار و بعداً برمیگردم
اگر همه چیز طبق برنامه پیش بره ، دیگه "بعداً" وجود نخواهد داشت
آره... بعداً
لعنت
میدونستم
چرا تماسهای منو نادیده میگیری ؟
آم... ببخشید
فقط سرم خیلی شلوغ بوده
چون دیشب ، تو برای کمک منو فرستادی داخل ...
و وقتی برگشتم ، تو و "هری" رفته بودین ، پس ...
آره ، اوه ، ببخشید ، هری وضعِ بدی داشت ...
و یادم افتاد که ما دستگاهِ "MRI" نداریم
بنابراین اونو به بیمارستان "براداک" بردم
چیه ؟
من تورو خیلی خوب میشناسم ، داری دروغ میگی
دروغ نمیگم
چرا داری میگی ، یه "نشونه" داری (که نشون میده داره دروغ میگی)
اوه واقعاً ؟ "نشونه"ی من چیه ؟
خب ، نمیتونم بهم بگم چون اونوقت میفهمی ...
"نشونه"ات چیه و میتونی از من مخفیش کنی ...
و اونجوری نمیتونم بفهمم که دروغ میگی ، مثل اینه که ...
واو ، تا حالا به این فکر کردی که بری برای "CIA" کار کنی ؟
آره ، راستش فرم استخدامِشون رو پُر کردم ، منتظرم خبر بدن
هی "آستا"
دکتر بهم گفت که برای پیگیری "MRI" "هری" با "براداک" تماس بگیرم
اما اونجا هیچ سابقهای ازش ثبت نشده
این حتماً یه اشتباهه ، بنابراین من خودم بهش رسیدگی میکنم
ممنونم
چرا اینطوری به تو خیره شده ؟
چی کار کردی ؟
کارهای بهتری برای انجام دادن نداری "اِلِن" ؟
شاید باز کردن بستهی محمولهی "سوند"هایی که امروز صبح اومد ؟
اوه درسته ، کارهای باحال
حواسم بهت هست "توئِلوتیریز"
منبع تغذیه آسیب دیده
ساخته شده که برای 5000 سال انرژی تأمین کنه ...
اما ظاهراً برای مقاومت در برابر یه سقوطِ بدون محافظت در یه شکاف ساخته نشده
بعضی از نژادهای بیگانهها فرستندههای ریزی رو در انسانها میکارَن تا فعالیت اونهارو تحت نظر بگیرن ...
اگر بتونم یکی از اونهارو پیدا کنم ، میتونم مهندسی معکوسِش کنم تا دستگاهم رو مجدداً راه اندازی کنم
آره
شنیدم که از یه شکاف افتادی
بیسیمت رو پیدا کردی ؟
بیسیمم خراب شده
سعی دارم درستش کنم
خب ، شاید من بتونم کمک کنم
اینه ؟
به اون دست نزن
تو باید ...
بری
حداقل حالت خوبه
اگر "آستا" اونجا نبود ...
من مرده بودم
به جز اینکه حالا حقیقت رو راجع به من میدونه
بهش گفتی ؟
فکر میکردم کل این داستان بیگانه بودن فقط راز بین ماست
وقتی که به دوست کوچیکِ خودت که سرَپوش سَرِشه و الان اونجاست گفتی دیگه از راز بودن خارج شد
حتماً تعقیبم کرده ، نگران نباش
اون به کسی چیزی نمیگه
او به "الله" قسم خورد
"الله" میدونه ؟!
به چند نفر گفتی ؟
قصد داری که منو از داستان بیرون نگه داری ؟
چون اگر من نبودم ، تو الان در "جورجیا" بودی
من باعثِ این آتش بس شدم ، میخوام جزئی از ماجرا باشم
تو خیلی زورگویی (تحمیل کنندهای)
اوه ، به نظر میرسه بیگانهها هم از وجودِ زنانِ قدرتمند احساسِ تهدید میکن (دُچارِ اضطراب میشن)
بهش عادت کن ، ما هیچ جا نمیریم
چه چیزی رو اون زیر مخفی میکنی ؟
به یه دلیلی پوشوندمِش
بیسیمِشِه که بتونه با مردمش تماس بگیره ...
اما خراب شده ، پس داره سعی میکنه درستش کنه
چرا نمیتونی با سفینهی فضاییت به خونهات برگردی ؟
اونها بُردَنِش ، مگه نه ؟
اینو از کجا میدونی ؟
باید کارِ دولت باشه ، این یعنی اینکه دنبالت هستن
میتونه کارِ هر سازمانی باشه
اما احتمالاً کارِ "مردان سیاه پوش"ـه
یه سازمانِ فوق سِریِه که فعالیت بیگانههارو در زمین بررسی میکنه
اما همیشه مشکی نمیپوشن و فقط هم مرد نیستن
پس چرا بهشون میگن "مردان سیاه پوش" ؟
چون جالبتر از اینه که اونهارو "افرادی در لباس" خطاب کنن
کاملاً واضحه
من نگران نیستم
وقتی بیسیمم رو درست کنم ، اونها مشکلی نخواهند بود
فقط یه قَطعِه کم دارم
به ابزار فروشی سر زدی ؟
اونها همه چی دارن
بابام حتی یه پیژامه از اونجا خریده
مگه اینکه کسی رو بشناسید که با بیگانههای دیگه در ارتباط بوده باشه ، اونوقت من ...
اصطلاحِش چیه ؟
"به شانسم تِر زده شده" (دیگه هیچ شانسی ندارم)
اگر در اطراف ما دست از این نوع حرف زدن برنداری ...
مجبور میشیم دَهَنِت رو با صابون بشوریم
بفرما ، من صابون دوست دارم
همیشه صابون میخورم
گه ، باسن ، شاش ، آلت
صابون کجاست ؟ من خیلی گرسنهام
صبر کن ، من میدونم که برای پیدا کردن چیزهایِ بیگانهها کجا میتونی بری
هی ، کجا میری ؟
باید برم یه قطعهی گمشده برای بیسیمم رو پیدا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.