The first 178 lines.
"لویی" فصل دوم قسمت دوازدهم "خواهرزاده"
×به دلیل حفظ امانت در ترجمه ،الفاظ رکیک عیناً ترجمه شده اند×
××××امیدوارم لذت ببرید××××
.تمام چیزی که من میگم اینه که باید کارت رو انجام بدی
.باید کارت رو انجام بدی چون شغلت اینه
....چون تو آدمی هستی که اونجا وایسادی و
.داری انجامش میدی... !پس انجامش بده
.مثل سگ انجامش بده
اصلاً برای چی انجام ندی؟
...دیوونه میشم وقتی میبینم یه نفر شغلی داره که ازش خوشش نمیاد
.و کیری انجامش میده
این دیگه چه جور جوابیه؟
اگه داری کیری انجامش میدی،برای خودت بدتر از همه نیستش؟
...من خیلی سفر میکنم،پس مجبورم
.همیشه کمک لازم دارم
،مثلاً میرم ماشین کرایه میکنم
،و همیشه میگم یه ماشین دیگه میخوام .دیوانه اَم
....وقتی میرم ماشین بگیرم،میگم:"از این خوشم نمیاد
".یه ماشین دیگه میخوام....
"میرم جلوی پیشخون،میگم:"میشه یه ماشین دیگه بدی؟
:و بعضی وقتها طرف مقابلم این شکلیه
"واسه چی؟"
!چون آدم کیری هستم
،چی کار داری،تو ماشینت رو بده
... به تو چه ربطی ....تو چیکار داری
"مگه چشه؟"
.چِشه؟ من دیوانه اَم
جلیقه ای پوشیدی که شبیه ساختمونیه که توش .(وایسادی(اینجا کار میکنی
.کاری رو انجام بده که هدف ساختمون باشه
"آه ه ه"
!چرا؟
میدونی چرا؟
.چون بیست سالته .بخاطر این
چون یه آدم 20 ساله کوفتی هستی
.و اصلاً نمیدونی دنیا چجوری کار میکنه
،چون فکر میکنی لیاقتت بیشتره
،فکر میکنی اونقدر آدم جالبی هستی
.که یه کار کیری داشته باشی
،هر آدم بیست ساله ای که پشت پیشخون بهش برخورد کردم
.قیافش رو این شکلی میکنه
"اَه،این شغل هم ریده"
!آره،بخاطر همین دادیمش به تو
!چون بیست سالته
....که ضمانت ریاضی برای اینه که
....تو هیچ مهارتی نداری
.و هیچ چی نداری که بخوای به دیگران ارائه بدی...
!بابا بیست سالته
،برای دو دهه فقط خوردی و کوفت کردی
...تحصیلات
،و عشق و غذا و آیپاد...
.فقط کشیدی تو خودت و در مورد دیگران قضاوت کردی
،آره،این خیلی خوبه"
"....ولی راستش نه،ازش خوشم نمیاد
...فقط انتخواب میکردی و
.چیزهای میخوردی که مال خودت نبوده...
!برای دو دهه
!سه تا رئیس جمهور ...اینهمه مدت
.فقط بار سنگینی بودی...
تو مثل یه پرتقال میمونی که داری روی درخت میگندی
:و درخت این جوری میکنه
... اینو بگیر ...این" "این دیوانه اَم کرده
"!اوه!نمیخوام برم،بزار بمونم"
!بابا بیست سالته ...تا حالا هیچ کاری نکردی
اگه تو بیست سالته،من تضمین میکنم
.تو تاحالا هیچ کاری برای هیچ کس انجام ندادی
!هیچ وقت
"آره ،از طرف مدرسه رفتی "گواتمالا
و اونها هم گفتن که کمک کردی !ولی یه ذره هم کمک نکردی
:یارو با خودش میگه ...خونم رو گل گرفته"
"!حالا باید از یه بچه کونی دبیرستانی هم مراقبت کنم...
"واسه چی باید همچین کاری بکنم؟"
!یا خدا
... عکسشو با بیل بگیر و
.و بفرستش خونه که بتونه بزارش روی فیسبوک
...تجربه خیلی خوبی در گواتمالا داشتم"
خیلی عالی بود...
"!و واقعاً به ملت کمک کردم،آره،کمکشون کردم...
."سلام "کارلین- .ممنون که اینکار رو برام میکنی-
.چاره دیگه ای ندارم
... باید برگردم به اون قطار
.به سمت فیلادلفیا،همین الآن...
.دو روز دیگه برمیگردم دنبالش
.ولی جفتتون پیش من میمونین
.نقشه این بودش
،نه،فقط دخترم .دو روز
.لویی،خواهشاً
.این کاری نیستش که گفتی میخوای انجام بدی
من ترسیده بودم،خُب؟
منظورم اینه که چجوری همچین کاری رو ازت میخواستم؟- ،خُب،تو نمیخوای-
.ظاهراً داری انجامش میدی
.من باید برم فیلادلفیا
.و میخوام باهام نیاد اونجا
.فقط....خواهشاً
!من هیچ کس هم سنش نمیشناسم
!بابا سیزده سالشه
.نمیخواد کار زیادی انجام بدی
.من باید برم
داری شوخی میکنی؟
مامانم کجاست؟
.رفتش
واسه همیشه؟
...نه،فقط .فقط یکی دو روز
.باشه
،هی،هی !ببخشید ها
.هِی
اِیمی"؟"
اِیمی"؟"
...اِیمی،هِی
...هی،گوش کن،نمیتونی
....خواهشاً اِیمی
...الآن میریم خونه من
!"اِیمی"
.ممنون که وایسادی
.خیلی خُب
.باید اینجا یه چند تا قانون بزاریم
.دیگه فرار نمیکنی
.اینجا شهر بزرگیه
.و اصلاً جالب نیست که ازم فرار کنی
...حالا میریم خونه من و فکر میکنیم ببینیم
.... رفیق،چی گفتم
چی گفتم الآن بهت؟
!"الآن بهت..."اِیمی
.این...خونمه
.بیا تو
.اینجا جاییه که زندگی میکنم
... فکر کنم بتونی
.تو اتاق "لیلی" و "جِین" بمونی
.نمیدونم اونها رو یادته یا نه
آخرین باری که دیدیشون .خیلی کوچولو بودن
....ولی اگه بخوای میتونم بیارمشون
."هِی،"اِیمی
ایمی"،الآن چهار ساعته"
...و من هیچی
.من هیچ صدایی از اون تو نشنیدم
...گوش کن ،باید بفهمم که الآن یه بچه مرده
،تو خونه اَم نیستی ...پس من
اِیمی"؟"
.خیلی خُب،مجبورم در رو باز کنم .باید بیام تو
،باید یه چیزی رو بشکنم،ولی باید بیام تو اتاق
.تا بزرگتر ِ جوابگو باشم
...پس من الآن
من دارم میام تو.باشه؟
.اومدم
.باشه
.اوه
...میخوای یه چیزی
....یکم غذا میخوای یا
.... میریم یکم
."میخوام برم "فونتانا
میخوای بری چی؟
."به "فونتانا
.یه کلوپ راکه
.میخوام برم اونجا
از برنامه خوشت اومد؟
هی،گوش کن،میخوای یه چیزی بخوریم؟
.اینجا شهرک چینی هاست
.مشهوره به غذای چینی ... و میتونیم
.باید یه چیزی بدم بخوری
.اگه چیزی نخورم،از گشنگی نمیمیرم
.چرا،راستش میمیری
راسته که کمدینی؟
.آها
میتونم یکی از برنامه هات رو ببینم؟
... نه،این .فکر خوبی نیستش
چرا؟
"بخاطر اینکه همش میگی "کیری" و "گاییدمت
و در مورد چیزهای بد صحبت میکنی؟
.آره
."مامانم همیشه میگه "گاییدمت
.جیغش میزنه .توی صورتم
!یا خدا
.دوست دارم برنامت رو ببینم
...گوش کن "ایمی"،نمیدونم عمق فاجعه
...تو خونتون چقدره،و من
.مامانت زندگی سختی داشته خُب؟
....میدونم این تقصیر تو نیست
.میخوام یه برنامه کمدی ببینم
میتونم برنامه اجرا کردنت رو ببینم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.